دِ وو ؛
از دیروز همین بگم که هشت نفر تو یه ماشین نشستیم رو برگه آزمون شبه نهایی هندسم نوشتم خدایا یه کاری ک
ماشین:
موقعیت داشتیم یکی داشت از رو به رو میومد
و یکی از مربیا که راننده بود با دست اشاره می کرد می گفت نیااا نیاااا
دوست دارم بدونم مرده چی دید که از اون دور کنار گرفت و راه داد ما بریم (یکی جلو رو پای یکی دیگه نشسته بود و تو شیشه ماشین بود، منو یکی دیگه رو پای بچه ها عقب)
و حتی موقعیت داشتیم موتوریه با دوستش بهمون میخندید تو خیابون