شاید هر روز تنفرم ازت بیشتر بشه ، ولی اون ته دلم هنوز دوست داشتنت مونده؛ طوری که باز هر کاری بکنی تموم نمیشه و نمیزاره فراموشت کنم .
یه روز که مغزم پر فکر بود اومدم رو برگه ی آخر دفتر ریاضیم هر چی رد میشد رو نوشتم ؛ امروز دو تا از بچه ها دفترو برداشتن و شروع کردن خوندن :)))
آخه برادر من فضولی اوکی نمیگی شاید یکی خوشش نیاد ؟
نه مثل معاون پرورشیِ ما که اول صب و اول هفته بعد از این همه کار برای مدرسه گند بزنه تو اعصابت.