eitaa logo
کلاس ششمی ها
6.8هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.9هزار ویدیو
2.5هزار فایل
تخصصی کلاس شش/پایه ششم دبستان/ابتدایی/ریاضی/علوم/فارسی/شبکه آموزش/شبکه چهار/فیلم/آموزش/درس/ سفارش تبلیغ در ایتا و سروش👇 👇 @tabliqhatekhas سابقه تبلیغات در ایتا و سروش:👇 @savabeq نشانی کانال‌های سایر کلاس ها👇 @klase1_12 کانال سرگرمی های کودکانه👇 @dab
مشاهده در ایتا
دانلود
10923924863961_5881747554827241653.pdf
2.57M
📘📗📕📒📗📘📗📘📒 🔖 آزمون ماهانه 📮 پایه 🗳 دوستای درسخون و باهوشت رو به کانال دعوت کن 🤓👇 ─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─ https://eitaa.com/klase1_12/3 کلاس اول تا دوازدهم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 بگو علامت سوالا با چی باید پر کرد🤔😉😉 🌸تنوع را در اینجا تجربه کن👏👏👏 ✅ کلاس اولی ها تا دوازدهمی ها 👇 @klase1_12
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📘📗📕📒📗📘📗📘📒 🔖 آزمون درس ۱۴ 📚 کتاب 📮 پایه 🗳 دوستای درسخون و باهوشت رو به کانال دعوت کن 🤓👇 ─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─ https://eitaa.com/klase1_12/3 کلاس اول تا دوازدهم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانش زبانی درس چهاردهم ابتدایی درس راز زندگی تشخیص یا انسان نمایی، جان بخشیدن به سایر اشیا و مفاهیم است. به عبارت دیگر هرگاه حالات و رفتار انسان را به سایر پدیده های خلقت نسبت دهند آرایهٔ تشخیص به کار برده اند. نمونهٔ دیگر: مثال: ساعت دیواری نفس های آخر را می کشد، باید باتری اش را عوض کنم … می بَرَد لذّت از نوازش آب ساحلِ بی خیالِ خواب آلود نوازش کردن به آب ولذت بردن و بی خیال بودن به ساحل نسبت داده شده است. یکی قطره باران زِ ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید خجالت کشیدن و دیدن به قطرهٔ آب نسبت داده شده است ─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─ https://eitaa.com/klase1_12/3 کلاس اول تا دوازدهم
📘📗📕📒📗📘📗📘📒 🔖معنی شعر 💥 درس ۱۴ 📚 کتاب 📮 پایه 🗳 دوستای درسخون و باهوشت رو به کانال دعوت کن 🤓👇 ─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─ https://eitaa.com/klase1_12/3 کلاس اول تا دوازدهم
صبحت‌بخیرمولای‌من نرگسی های باغچه به گل نشسته اند ولی دلهای ما هنوز خزان زده ی فراق توست ، مهدی جان از کوه تا جنگل.. از بیابان تا دریا.. از دشت تا درّه.. تمامِ زمین زیرِ پای توست یا صاحب الزّمان! حیف نیست؟! که در قریه‌ی کوچکِ قلبم.. جای قدم‌های تو خالی باشد... می خواهم دعوتت کنم.. بیا قدم به خاکِ خشکِ چشمِ من بگذار! ای بارانِ نم نم.. ای چشمه‌ی زلال....