👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#هوش_جنسی ۸ تلاش کودکان برای کشف و کسب مهارت حتماً توأم با اشتباه خواهد بود، بچه ها باید فرصت اشتبا
#هوش_جنسی ۹
- کودکان خردسال را با نوجوان و جوان تنها نگذارید حتی با محارم، بیش از 60 درصد آزار جنسی توسط محارم صورت می گیرد. توجه داشته باشید هرنوع بازی بچه ها در جمع و انظار دیگران اشکالی ندارد ولی اگر درصدد یافتن مکان خلوت هستند به آرامی و بدون خشونت مداخله کنید و جهت بازی آنان را تغییر دهید.
- در پوشش ظاهری به جنسیت فرزند خود توجه کنید، دخترها با پوشش و ظاهر دخترانه و پسرها با لباس و ظاهر پسرانه در اجتماع حضور داشته باشند، به عبارت دیگر دخترها را دختر و پسرها را پسر پرورش دهید. تک فرزندی یکی از عوامل این پدیده است؛ مادر مشتاق فرزند دختر است ولی صاحب پسر شده است، ناخودآگاه پسر خود را با خلق و خوی دخترانه پرورش می دهد و پدر مایل به داشتن فرزند پسر است، دختر خود را مانند پسران پرورش می دهد. تأکید می کنیم ظاهر فرزند خود را با جنسیت او هماهنگ کنید.
- قبلاً اشاره کردیم حضور مؤثر پدرومادر و ایفای صحیح نقش آنان در خانواده در سلامت جنسی فرزندان تأثیر مهمی دارد. پدر مظهر قدرت و مادر مظهر لطافت در خانواده هستند. اگر قدرت به خشونت اختلالی و لطافت به مظلوم نمایی تبدیل شود بر درک فرزندان از جنسیت خود تأثیر منفی خواهد داشت.
- غذای بینایی و شنوایی، همه ی والدین در غذای جسمانی فرزندان خود حساس و دقیق هستند. آیا همین دقت و حساسیت را در مورد غذای بینایی و شنوایی یا به عبارت دیگر آن چه می بینند و آن چه می شنوند را داریم؟ آیا برای دیدن و شنیدن مطالب تلویزیون، اینترنت، فضاهای مجازی و نظایر آن ها معیار مشخصی داریم؟ توجه داشته باشیم همان طوری که غذای ناسالم به سیستم گوارش و اندام های داخلی بدن آسیب می رساند غذای ناسالم بینایی و شنیداری نیز به سیستم ذهنی و روانی انسان آسیب وارد می کند و حتی در مواقعی آسیب های ذهنی و روانی به مراتب خطرناک تر از آسیب جسمی است.
- ساختار ارزشی، همان طوری که برای سلامت جسم نیاز به معیارهای بهداشتی برای تغذیه داریم، برای سلامت ذهن و روان نیز نیاز به ارزش های معنوی و اخلاقی داریم. فرد، خانواده و جامعه ای که ساختار ارزشی و اخلاقی مشخص و مستحکم نداشته باشد دیر یا زود در مسیر زوال قرار خواهد گرفت.
یکی از ارزش های پایه که به بحث سلامت جنسی مربوط می شود «احترام» است. احترام یعنی مراقبت از حریم حرمت خود و دیگران، مراقبت از ورودی های بینایی و شنوایی؛ احترام به خود و مراقبت از حریم حرمت ذهن و روان خود است. رعایت ارزش های اخلاقی و معنوی مهم ترین اصل در مراقبت از حریم حرمت فرد، خانواده و جامعه است “پایان”
[مباحث کودک متعادل ]
- خواهرم بیداری ؟!
بیقرارم اینَك پشت خطم ، وصلی ؟!
خواهرم با تو سخن میگویم . .
اگر آقای غریبم آید و بگوید دختر . .
سالها پشتِ در غیبت اگر من ماندم
این همھ ندبھ ی غربت خواندم ؛
همھ اش وصل بھ گیسوی تو بود !
چھ جوابی داری !
اگر آقا گوید :
از سر عشق خیالی کھ تو کردی آواز !
من ندارم سرباز . .
چھ جوابی داری ؟!
#دختر_شیعہ_هنوزم_وصلی ؟
-امامزمان(عج)
#نشرحداکثری (:
🌴💎🌹💎🌴
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 اگه #دختر باشی و عقیده ات #شهادت !
#پویش_حجاب_فاطمے
هدایت شده از 👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
farahmand1_414483086.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
🍃🍃🍃
دعای عهد
👤باصدای استاد فرهمند
اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده....
خدایا آن جمال با رشادت و پیشانی ستوده را به من بنمایان..
#کانال_سنگر_عفاف_و_تربیت
#قرارگاه_بسوے_ظهور
🌴 @dadhbcx 🌴
هدایت شده از 👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
🌺🌸🌺🌸🌺
✨از امام صادق (ع)روایت است:
⚡️هرکہ چهل صباح دعای عهد رو بخواند، از یاوران حضرت مهدی (عج)باشد واگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدا او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد وحق تعالی بہ هر ڪلمہ هزار حسنه او را ڪرامت فرماید وهزار گناه از او محو نماید⚡️
#دعای_عهد
⛅️آغاز روز با دعای دلنشین عهد⛅️
☘🌹☘🌹☘
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اَللّـهُمَّ رِبَ النّورِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ والإنجيل وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ والأنبياء وَالْمُرْسَلينَ، اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ بِوَجْهِکَ الْكَريمِ، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنيرِ وَمُلْكِكَ الْقَديمِ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ اَسْاَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي اَشْرَقَتْ بِهِ السَّماواتُ وَالاَْرَضُونَ، وَبِاسْمِكَ الَّذي يَصْلَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ والآخرون، يا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ وَيا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ وَيا حَيّاً حينَ لا حَيَّ يا مُحْيِيَ الْمَوْتى وَمُميتَ الاَْحْياءِ، يا حَيُّ لا اِلـهَ اِلّا اَنْتَ، اَللّـهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الاِْمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقائِمَ بأمرك صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ و عَلى آبائِهِ الطّاهِرينَ عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ في مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّي وَعَنْ والِدَيَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وأحاط بِهِ كِتابُهُ، اَللّـهُمَّ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ في صَبيحَةِ يَوْمي هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيّامي عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ في عُنُقي، لا اَحُولُ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً، اَللّـهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وأعوانه وَالذّابّينَ عَنْهُ وَالْمُسارِعينَ اِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لأوامره وَالُْمحامينَ عَنْهُ، وَالسّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ، اَللّـهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فأخرجني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً كَفَنى شاهِراً سَيْفي مُجَرِّداً قَناتي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَالْبادي، اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وأوسع مَنْهَجَهُ وَاسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ، وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ وَاشْدُدْ اَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّـهُمَّ بِهِ بِلادَكَ، وَاَحْيِ بِهِ عِبادَكَ، فَاِنَّكَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ : (ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِي النّاسِ) فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِكَ حَتّى لا يَظْفَرَ بِشَيْء مِنَ الْباطِلِ إلّا مَزَّقَهُ، وَيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ، وَناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْكامِ كِتابِكَ، وَمُشَيِّداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِكَ وَسُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْهُ اَللّـهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَأسِ الْمُعْتَدينَ، اَللّـهُمَّ وَسُرَّ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِرُؤْيَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِكانَتَنا بَعْدَهُ، اَللّـهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُْمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَنَراهُ قَريباً، بِرَحْمَتِـكَ يـا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ .
☘🌹☘🌹☘
سه مرتبه میگویی : اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ يا مَوْلاىَ یاصاخب الزمان
التماس دعا
#کانال_سنگر_عفاف_و_تربیت
#قرارگاه_بسوے_ظهور
🌴 @dadhbcx 🌴
❤️اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
❤️بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
🌺🍃🌺 سلام علیکم و رحمت الله و برکاته، صبحتون بخیر و عافیت
در این روزهای آغازین فصل تابستان انشاءالله همیشه زندگیتان به گرمی تابستان باشد و لبخند بر لبانتان جای خوش کرده و خدا در قلبتان، محبت در چهره تان، بخشش در رفتارتان و حق در زبانتان جاری باشد...
🌸 الهی روزتون سراسر برکت، تنتون سالم
دلتون شاد، رزق وسیع نصیبتون، عاقبتتون بخیر...
🔸 حبیبالله
👨👩👧👧کانال سبک زندگی 🪴
#رمان_راز_درخت_کاج ...🌲🍃 #قسمت_سه آشوبی به دلم افتاد. هوا تاریک تاریک بود و باد سردی می آمد. یعنی ز
#رمان_راز_درخت_کاج... 🌲🍃
#قسمت_چهارم
شهلا به خانه ی چند نفر از دوستان زینب زنگ زد. شهلا خجالت می کشید که بگوید زینب #گم شده است؛ آخر دوستانش چه فکری می کردند؟ اما چاره ای نبود.
شاید بالاخره کسی او را دیده باشد و یا دوستانش خبری از او داشته باشند . من گوشهایم را تیز کرده و به شهلا زل زده بودم .
شهلا باید برای تک تک دوستهای زینب، اول توضیح می داد که چه اتفاقی افتاده و بعد از آنها کسب خبر می کرد؛
اما در واقع آنها بودند که یک خبر جدید می شنیدند و آن #خبر_گم_شدن زینب بود.
خانم دارابی برای ما چای و شیرینی آورد، اما من احساس خفگی می کردم. انگار کسی به گلویم چنگ انداخته بود و فشار می داد.
شهلا گفت:مامان ، دیگر نمی دانم با چه کسی تماس بگیرم . هیچ کس از زینب خبری ندارد.
شهلا یکدفعه یاد مدیر مدرسه شان افتاد. خانم کچویی، مدیر دبیرستان 22 بهمن، زینب را خوب می شناخت.
زینب در دبیرستان فعالیت #تربیتی داشت و برای خودش یکپا مربی پرورشی بود و خانم کچویی علاقه زیادی به او داشت.
از طرفی خانم کچویی خیلی وقت ها برای نماز به مسجد المهدی می رفت و در کلاسهای عقیدتی جامعه ی زنان هم شرکت می کرد.
زینب مرتب با خانم کچویی ارتباط داشت شهلا به خانه رفت و شماره ی تلفن خانم کچویی را آورد.
در این فاصله خانم دارابی سعی می کرد با حرف زدن، مرا مشغول و تا اندازه ای آرام کند.
اما من فقط نگاهش می کردم و سرم را تکان می دادم. حرفهای او را نمی شنیدم و توی مغزم غوغایی از افکار عجیب و غریب بود.
شهلا به خانم کچویی زنگ زد و چند دقیقه ای با او حرف زد. وقتی تلفن را گذاشت ، گفت: خانم کچویی امشب به مسجد نرفته و خبری از زینب ندارد.
شهلا با حالتی مشکوک ادامه داد که خانم کچویی از گم شدن زینب وحشت زده شده و با نگرانی برخورد کرده است.
وقتی از تماس گرفتن با دوستان زینب #ناامید شدیم، با خانم دارابی خداحافظی کردیم و به خانه برگشتیم.
در حیاط خانه را که باز کردم، چشمم به بوته ی گل رز باغچه ی گوشه ی حیاط افتاد. جلو رفتم و کنار باغچه به دیوار تکیه زدم.
بلندی بوته به اندازه ی قد زینب و شهلا بود. از بالا تا پایین بوته، گلهای رز صورتی خودنمایی می کردند.
آن درختچه هر فصل گل میداد و انگار برای آن بوته، همیشه فصل بهار بود.
زینب هر روز با علاقه به درختچه ی گل رز آب میداد تا بیشتر گل دهد. او در این چند روز باقی مانده به سال تحویل، در تمیز کردن خانه خیلی به من کمک می کرد.
البته همانطور که مشغول کار بود به من می گفت: مامان،من به نیت عید به تو کمک نمی کنم؛ ما که #عید نداریم. توی جبهه رزمنده ها می جنگند و خیلی از آنها زخمی و شهید می شدند،آن وقت ما عید بگیریم؟ من فقط به نیت تمیزی و نظافت خانه کمک می کنم.
کنار بوته گل رز مثل مجسمه بی حرکت ایستاده بودم و به حرف های او فکر میکردم که مادرم به حیاط آمد و گفت: کبری ،ننه ،آنجا نایست . هوا سرد است. بیا توی خانه. شهلا و شهرام طاقت ناراحتی تو را ندارند.
#ادامه_دارد
نویسنده #معصومه_رامهرمزی