🇮🇷 رهبری برای ایران!
• تا همه ایران را، با وحدت ملی و انسجام درونی لحاظ نکنی، مقابله با طرح و توطئه دشمن خارجی ممکن نمیشود.
✔️ ۴جمله راهبردی دیروز رهبر انقلاب در این مهم:
1⃣ "خیلی از این کسانی که #حجاب_کاملی_هم_ندارند جزو هواداران جدی نظام جمهوری اسلامی هستند. شما می بینید در مراسم مذهبی، در مراسم انقلابی اینها شرکت می کنند".
2⃣ "#جامعه_ورزشی ما جامعه سالمی است. #جامعه_هنری ماهم جامعه سالمی است (موضع گیری برخی چهره های ورزشی و هنری اهمیتی ندارد) جامعه هنری و ورزشی ما با اینگونه حرکتها با این رفتارهای دشمن شاد کن آلوده نخواهد شد"
3⃣ "#قوم_کُرد یکی از پیشرفته ترین اقوام ایرانی اند علاقه مند به میهنشان، علاقه مند به اسلام شان، علاقه مند به نظام اسلامی شان"
4⃣ "من در میان #قوم_بلوچ زندگی کرده ام جزو اقوام وفادارعمیق به انقلاب اسلامی و به جمهوری اسلامی اند"
• حتی موضع خواهی و جبران خواهی ایشان از #خواص سیاسی و مذهبی ای که در بیانیه دادن و اظهارنظر عجله کردند مودبانه و اخلاقی بود: "حالا ناشی از دلسوزی -دلشان سوخت- بدون تحقیق اطلاعیه دادند، حرف زدند..."
⬅️ با این راهبرد ۴وجهی منطبق بر شرایط کنونی میشود یک ایران را مقابل "هرزه خواهی اقلی" و "تجزیه طلبی اقلیتی" آورد.
❗️ دوستداران و مریدان رهبری بیش از دیگران باید این #دید_انسجام_بخش را پاس دارند. "دوگانه های تعاندیِ بی جا"، "برچسب زنی های نابجا یا بدموقع" نسازند. نزاع جدیدی که ذره ای شدن جبهه حق را موجب شود را همراهی نکنند.
محسن قنبریان
@m_ghanbarian
@daghdagheha
✅ گزارش ارائه با موضوع «بیایدگی حجاب و زن معاصر» در همایش الهیات اجتماعی تا ارشاد اجتماعی با موضوع حجاب:
1. سیاستگذاری ما درحوزه زنان و خانواده موضوع محور است و نه ایده محور: موضوعی مانند لزوم افزایش جمعیت، لزوم رعایت حجاب شرعی، پایین آمدن سن ازدواج، جلوگیری از خشونت علیه زنان را وسط می گذاریم و در مثلث دولت، قانون، مردم سیاستگذاری می کنیم؛ الگوی مشترک سندهای این سالیان
2. اندیشمند دینی لازم است که بین تفکر در مقام مفسر دین و تفکر در مقام حاکمیت دینی تفکیک قائل شود و مرزهای هر دو را رعایت کند.
3. توجه به تزاحمها و پیچیدگیهایی که سیاستگذاری در حجاب با آن مواجه است ما را به سمت ایدهای برای حل آنها می کشاند. از همین جاست که سیاستگذاری ایده محور می شود.
این تزاحمها و پیچیدگی می تواند از این قرار باشد:
الف. تزاحم بین مشروعیت و مقبولیت.
سیاستگذاری در حوزه حجابی که مشروعیت دینی دارد زمانی موفق است که همراهی اجتماعی را نیز با خود داشته باشد. ایده ما برای این همراهی چیست؟
ب. تزاحم بین آتوریته قانون و انتخاب فرهنگی.
در مقابل آتوریته قانون شهروند قرار دارد و در انتخاب فرهنگی زن انتخابگر دارای اراده. حجاب قانونی معنای اجتماعی رسمی، اداری و حاکمیتی به حجاب می دهد. ایده ما برای حل این تزاحم چیست؟
ج. تزاحم بین آتوریته قانون و امر سیاسی.
فاصله امر قانونی و امر سیاسی کم است. امر قانونی حجاب به امر سیاسی تبدیل شده است در حالی که بسیاری از امور قانونی این گونه نیست. راه حل ما برای این که امر قانونی در آینده به این شدت امر سیاسی نشود چیست؟
د. تزاحم بین آتوریته دینی حجاب و خودآیینی زن معاصر.
مفاهیم مرکزی حجاب تا کنون مصونیت، حفاظت از مردان، زیبایی و شرط فعالیت در نظام اسلامی بوده است. این مفاهیم هیچ کدام با ویژگی خودآیینی، عاملیت و انتخابگری زن مدرن نسبتی ندارد. آیا باید این ویژگی انسان مدرن را در سیاستگذاری ها نادیده گرفت یا این که ایده های مرکزی ما مبتنی بر عاملیت باشد؟
ه. تفاوت بین زن انتراعی و زن انضمامی.
تصور اکثر تصمیم سازان و تصمیم گیران درباره زنان زن انتراعی است که موضوع حکم احکام شرعی نیز قرار گرفته است. در چارچوب موازین شرعی لازم است به مسائل و نیازهای زن انضمامی یعنی زنانی که در جامعه امروز مطالبات و مسائلی واقعی دارند پرداخته شود. این از نان شب برای حاکمیت ما لازم است که نگاه خود نسبت به زنان ار تغییر اساسی دهد.
و. تزاحم بین سیاست جنسی و سیاست جنسیتی.
حجاب در سنت هم اندام جنسی را می پوشاند و هم زنانگی را. اگر فلسفه حجاب پوشش امر جنسی باشد می توان به حجابی که زنانگی را نبوشاند فکر کرد؟
💠 حل این تزاحم ها و پیچیدگی ها ما را به ایده ای می رساند که وضع سیاستگذاری در حجاب را از وضع خام و موضوع محور خود شاید رهایی بخشد.
@majiddehghan
@daghdagheha
🔴لطفا بس؛ ماجرا کف خیابان نیست...
🔸برای تحلیل اغتشاشات اخیر اگر کف خیابان متوقف شویم دچار یک خطای تودرتو و فاحش شدیم. ماجرای اغتشاشات اخیر با همه نمونه های گذشته متفاوت است و مهمترین تفاوت آن سهم و نقش پلتفرم هاست.
🔹شبکه های اجتماعی تنها آتش بیار و معرکه گیر نبودند، بلکه آتش ساز بودند. شبکه های اجتماعی تنها محلی برای قرار و مدار اغتشاش نبوده و نیست. شبکه های اجتماعی تنها محلی برای پوشش گسترده اغتشاشات نیست. تنها برای اطلاع رسانی شبکه برانداز نیست. برای خبر راست و دروغ نیست؛ از این نگاه های سنتی و بسیط خارج شویم.
👈شبکه های اجتماعی، همه اغتشاشات است نه جزء وابسته و ضمیمه. گذشت روزگاری که رسانه صرفا جهت اطلاع رسانی بود.
نقش کلیدی و نهایی رسانه، ساخت تصویر در ذهن است و برای ساخت تصویر، فراتر از هشنگ سازی نیازمند رویداد سازی است و لذا رویداد را ساختند تا تصویر را بسازند.
هر کس در شبکه های اجتماعی می چرخید احساس می کرد شهر در کنترل تروریست های وطنی است و حال آنکه در واقع خبری نبود جز گروه های کوچک پراکنده و محلی که دانسته و ندانسته آمده بودند تا حلقه های تصویر ذهنی را تکمیل و نهایی کنند.
⭕️متاسفانه هنوز یک نگاه ساده اندیشانه درباره عصر پلتفرم وجود دارد که سیستم حکمرانی در کشور ما را دچار برآوردهای کج و معوج کرده است. استقلال حاکمیتی و قدرت حکمرانی در حال صدمه دیدن جدی است.
خیال می کنند پلتفرم یک ابزار اطلاع رسانی صرف است؛ خیال می کنند ابزار سرگرمی است؛ خیال می کنند جزئی و گوشه ای از زندگی است. خیال می کنند مردم تنها اوقات فراغت با پلتفرم می گذرانند.
⭕️آقایان مسوول؛
پلتفرم، همه زندگی است. خود زندگی است. مجاز نیست؛ واقعیت است. متوجه باشیم درباره چه چیز حرف می زنیم.
اراده انسان ها از ذهن آغاز می شود و پلتفرم در نقطه شروع اراده انسان ها قرار گرفته است. ذهن را دستکاری می کند. رفتارها را رها کنید و ببینید چه چیز رفتار را می سازد. جنگ در ذهن است نه در کف خیابان. کف خیابان نشانه است و آیت که بدانید در ذهن ها چه خبر است.
پلتفرم ها تنها در ایام اغتشاش فعال نبودند. اساسا پروژه اغتشاشات اخیر برای این روزها و چند روز پیشتر نیست. پروژه مستمر اهریمن است. یک سناریوی همیشگی که پایان نیز ندارد. بهوش نباشیم، زین پس چنین صحنه هایی را کف خیابان باید بیشتر بشماریم.
🔹اما سناریویی که اهریمن بر پلتفورم سوار کرده است چیست؟
1⃣یکم. تعمیم شتابزده و استقرای ناقص از مشکلات کشور.یعنی چی؟ یعنی به صورت مداوم و روزانه نقاط ضعف و ریز و درشت را به کل حاکمیت تعمیم دهد. چنانچه مخاطب در بلند مدت احساس کند با حاکمانی مواجه اند که با او دشمنی دارند. این پروژه حس انتقاد او از وضع موجود را تبدیل به نفرت و خشم می کند. مشکلاتی که با هر فراز و نشیبی در حال اصلاح است و هرچه باشد ناشی از خیانت حاکمان نیست؛ چه آنکه حاکم کسی نیست جز مردم.
👈اما این گام فریبنده یک حلقه تکمیلی کم دارد. مخاطب باید در واقع نیز احساس کند این حس درونی آدم ها درحال تبدیل به یک کنش بیرونی است؛ آنهم یک کنش همگانی. اگر این کنش بیرونی و همگانی را باور کند پروژه مسخ تکمیل می شود و او نیز به خیابان خواهد آمد و بی آنکه بداند چه شده و به چه باید اعتراض کند و مطالبه اش چیست، می شود کلوخ انداز و آتش بیار وخدای نکرده آدم کش.
2⃣پس حلقه دوم، رویداد سازی است تاپروژه طراحی شده در ذهن کامل شود. کافیست جمعی در یک گوشه جمع شوند وشعار دهند. چند سطل آشغال آتش کشیده شود. چندتائی شعار نوشته شود و...
و در نهایت برای اینکه این رویدادهای محلی، واکنش ملی و جهانی بگیرد سراغ زن و خشونت رفتند چون قدرت کانونمندی وتوجه سازی دارد.
✅دقت دارید انشالله؛
یعنی رویداد نمی سازند که براندازی کنند، خیابان را به آتش می کشند تا ذهن ها راتسخیر کنند. براندازی نهایی نتیجه فلج ذهنی و مسخ شناختی است وخود به خود رقم می خورد.
🔹آقایان مسوول؛
جنگ در ذهن است. هر کس ذهن رادر اختیار بگیرد اراده آدم ها را مختل می کند. اصلا مهم نیست آدم ها حتی چه اعتقاد و گرایشی دارند. شناخت شان از واقع تغییر کند اراده شان تغییر می کند. کم نبودند این روزها خواصی که در میانه حق و باطل و در وسط میدان متحیر ماندند و اگر با سیلی واقعیت هوشیار نشدند، زیر دست و پا له شدند.
🔸آقایان حکومت؛
جنگ کف خیابان نیست.معطل نمایند. گذشت 78 و 88 و حتی 98. نقطه شروع را در پلتفرم ها و قدرت شبکه بیابید. راه اصلاح بسیار است به شرط اینکه این ادراک کلیدی شکل بگیرد که یله سازی فضای مجازی که راه رابرای جولان اهریمن هموار می سازد و مارپیچ سکوت ساختاری پلتفرم ها که راه را برای کنشگری جبهه حق می بندد، جامعه را مسخ می کند و معنای قدرت را تغییر می دهد و استقلال کشور را می گیرد و حاکمیت را مسلوب الاراده می سازد. به هوش شویم شما رابه حضرت عباس.
@mahdian_mohsen
@daghdagheha
💠چرا به نوجوانها وطندوستی یاد ندادیم؟/1
🔻چند روز پیش داشتم با دوستی درد دل میکردم که با توجه به چیزی که در بچههای دهه 80 میبینم (کسانی که این روزها در خیابان حضوری پررنگ دارند و البته دانشجو هستند و در دانشگاهها از همه خطوط تعیینشده عبور کردند) اگر فردا روز یکی از سرکردههای گروهکهای تروریستی جدایی طلب مانند دمکرات، کومله، پانترکهای وابسته به اردوغان و علیف یا وهابیهای وابسته به پاکستان و سعودی بیایند و در جمع آنها سخنرانی کنند و چند فحش آبدار به جمهوری اسلامی بدهند و بعد بگویند که ما میخواهیم بخشی از خاک کشور را برای خودمان برداریم، چنان سوت و کفی بزنند که آنسرش ناپیدا!!
🔻هر چند این درددل بود، اما از ترسی بزرگ در دل فردی چون من که تمام زندگیام ایران بوده، شعرم، شعورم و شورم میهن و سرافرازی آن بوده حکایت دارد از دردی عمیق و جانفرسا که متاسفانه این روزها شاید کمتر کسی به آن توجه میکند. وقتی فکر میکنم جوانی که پیش از انقلاب به دنیا آمد و خانواده و همان جامعه به قول منبریها آلوده و فاسد توفیق آن را پیدا کرد که به گونهای تربیتش کند که بار هشت سال جنگ را به دوش بکشد تا جایی که بیش از 70 درصد از شهدا و جانبازان هشت سال جنگ ملی و مذهبی ما را همین نوجوانان و جوانان 14 تا 22 سال تشکیل میدادند، به شدت خودم را ملامت میکنم.
🔻هر چند به عنوان یک پدر، یک نویسنده و کسی که دلش لحظه لحظه برای کشورش میتپد همه تلاشم را کردهام که تا جایی که امکان داشته، فرصت داشتهام و سوادم قد داده قلم بزنم و کم نگذارم؛ اما آیا همه ما این کار را کردهایم؟ اگر به کف خیابان نگاه کنید باز هم بیش از 70درصد از کسانی که در این اعتراضات و اغتشاشات حضور داشتند همین قشر 14 تا 22 سال بودند! شاید عدهای بگویند که اینها بخشی از جامعه هستند و بخش دیگری هم هستند که نقطه مقابل آنها قرار دارند اما آیا میتوانیم چشم خودمان را روی واقعیت و حقیقت ببندیم؟ آیا میتوانیم کلاه سر خودمان بگذاریم و بگوییم که ما کار و وظیفهای که در قبال فرزندان این جامعه داشتهایم را درست انجام دادهایم؟
🔻جوانی که شور دارد و ما نتوانستهایم شعورش را برای کشور و آینده بسازیم بدون شک آن را در اختیار دیگران قرار میدهد، وقتی یک نوجوان و جوان با گذشته خود بیگانه است و در خلأ بیهویتی بزرگ میشود و نمیداند که چه پشتوانه بزرگ فرهنگی و تاریخی و تمدنی دارد، همه هویت و داشتهاش را در غرب میبیند، کسانی که در خانوادههایی بزرگ شدهاند که عموماً تک فرزند یا دو فرزند بوده و پدر و مادر هر دو نهایت کارمند یا شاغل بودهاند فرصت تربیت نداشته و یا مانند نسل دهه 60 و 70 در گعدهها و نشستهای خانوادگی که در آن حماسههای تاریخی را نقل میکردهاند حضور نداشتهاند!
🔻این نوجوان و جوان که امروز در دبیرستان حضور دارد و یا دانشجو است دیگر پیوندی با تاریخ همین اول انقلاب هم ندارد چرا که بسیاری از آنها در مدارس غیرانتفاعی درس میخوانند که خود از بزرگترین مراکز دشمنسازی در کشور به شمار میروند... کسانی که نسل تلفن همراه، رایانه و ماهواره هستند و در منجلات تبلیغات رسانهای گیر افتاده و نمیتوانند درست و غلط را از هم تشخیص دهند. ما هیچ کارویژه خاصی برای این قشر انجام ندادهایم و به اندازهای که ذهن او را با سریالهای دینی و مذهبی پر کردیم، یک بار به خودمان اجازه ندادیم یک فیلم در مورد هویت تاریخی برایش بسازیم و به او توضیح دهیم که کشورش چه بوده است!
🔻حتی در مورد همین جنگ هشت ساله، همه چیز را از دریچه مذهب برایش تعریف کردیم (نه اینکه نبوده، بوده زیاد هم بوده اما آیا با این همه تبلیغاتی که کردیم توفیقی داشتیم) و اجازه ندادیم که او وجه دیگر جنگ را هم به تماشا بنشیند و ببیند که هموطنان او، کسانی که شاید نام کوچهای که در آن زندگی میکنند هم یکی از آنها است برای حفظ این آب و خاک جان شیرین را داده است و او حتی دیگر به نام این شهید هم توجهی ندارد! کودک و نوجوانی که در این فضا تربیت شود، بدون شک در خیابان علیه کشورش شعار میدهد و از سر نادانی و بلاهت شعار گروهکهای تروریستی را روی دستش مینویسد...
🔻اما چگونه به اینجا رسیدیم؟ وقتی سردار فدوی میگوید که 80 درصد افراد دستگیر شده نوجوان بودهاند، آیا مساله مشکل اقتصادی و بحران اقتصادی در کشور است؟ آیا این بچهها به خاطر مشکلات اقتصادی به خیابان آمدند؟ چرا کسی نمیخواهد یک بار این حرفها را بشنود؟
@syriankhabar
@daghdagheha
💠چرا به نوجوانها وطندوستی یاد ندادیم؟/2
🔻آیا ما باید تیز چاقو را زیر گلویمان حس کنیم تا متوجه شویم با چه بحرانی روبهرو هستیم؟ به خدا پیرمردها نمیتوانند برای جوانان و نوجوانان تصمیم بگیرند! به خدا این افراد حتی قدرت مدیریت فرزندان خود را هم ندارد چه برسد بخواهند جامعه را آموزش دهند و چه برسد به اینکه بخواهند دهه هشتادیها را با خود همراه کنند. تجربه به من یک چیزی را یاد داده آنهایی که در دفاع از یک مساله به ویژه در جایگاه یم مسوول یا مقام دولتی یا حکومتی خیلی خیلی تند و تیز صحبت میکنند خطرناکتر از همه هستند، کسانی که فکر میکنند بیشتر از همه میدانند و بهتر از همه میفهمند اما نمیدانند که صحبتهایشان در جامعه چه واکنشی دارد.
🔻به عنوان مثال به صحبتهای برخی از ائمه جمعه دقت کنید! طرف بهگونهای حرف میزند که یکی مثل من هم احساس میکند او به عمد و صرفاً به خاطر اینکه «لجِ» من را در بیاورد، این موضع را میگیرد و از تریبونی که در اختیارش است اینگونه استفاده میکند! خداوکیلی این تریبون توانسته چنددرصد از دهه هشتادیها را جلب و جذب کند و به عنوان یکی از ارکان اصلی حکومت اسلامی، پیرمردهایی که در این جایگاه هستند تا چه میزان میتوانند جاذبه داشته باشند؟ به حرفهای دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر نگاه کنید! هر چه فکر میکنم نامبرده با چه منطقی دارد چنین حرفهایی میزند و یا قحط الرجال است که او را در این سمت گذاشتهاند تا مردم را با هم دشمن کند، عقلم به جایی نمیرسد!
🔻شما فکر میکنید با حضور چنین افرادی در چنین مسوولیتهایی نوجوان و جوان ما به راه راست هدایت میشود؟ حاکمیت باید از اتفاقات اخیر درس بگیرد و برود «آسیبشناسی» کرده و «کمیته تحقیق و تفحص» تشکیل دهد که در همه حوزهها چرا این بلا بر سر جامعه ما درآمده است؟ چرا جوانی که همسن و سالهای او در دهه شصت روی مین میرفتند تا یک وجب از خاک کشور دست دشمن نیفتد خودش حاضر شده به سمتی قدم بردارد که خروجیاش جدا شدن هزاران کیلومتر مربع از این خاک مقدس است؟
🔻این دیگر کار دشمن نیست، غیر از کمکاری دشمنان داخلی باید شناسایی شده و یک جابجایی سنگین و گسترده برای تربیت نسل آینده شکل بگیرد، نسلی که روی کشورش، روی پرچمش، روی ناموس و تاریخش، روی هویت و نام «ایران» چنان حساسیتی داشته باشد که با هر واژهای بدنش گُر بگیرد و با شوق برای دفاع از کشورش گام بردارد. این مهم نیز فقط با یک راه به دست میآید؛ حضور افراد لایق و کاربلد در زمان درست و در جای درست....
🔻من فقط میتوانم امیدوار باشم، اما از آنجایی که کاری از دست حکومت بر نمیآید و نفوذیها برای نابودی این کشور در بسیاری از ارکان آن نفوذ کردهاند، ما خودمان به عنوان یک ایرانی باید همت کنیم فرزندانمان را با قدرت برای جانفشانی در راه دین و میهن تربیت کنیم... ما تاریخی پر از حماسه داریم که اگر یک صدم آن را برخی از رژیمهای جعلی داشتند امروز هست و نیست برای هیچ کشوری نگذاشته بودند...
@syriankhabar
@daghdagheha
14.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡اعتراض یا اغتشاش
گفتوگوئی حوزوی پیرامون وقایع اخیر کشور
🔹 باید مهارت اعتراض و مواجهه با آن در جامعه تبیین شود/ هیچ جامعهای اغتشاش و ناامنی را تحمل نمیکند/قضاوت نخبگان قبل از شفاف شدن مسائل باعث بحران در جامعه میشود
- استاد مهراب صادقنیا
- استاد محمدعلی رنجبر
🔸 مشاهده متن کامل گفتوگو:
https://mobahesat.ir/23911
🔻🔻🔻
@mobahesat
⁉️حیرت فرهنگی و اَبَرمسئله براندازی
⛔️ دیوارنگاره میدان ولیعصر تهران جمع شد! برنامه طنین الله اکبر بعد از نماز مغرب و عشا شنبه 23 مهر ماه هم لغو شد. قبل از آن هم چند برنامه تلویزیونی انتقادی همین سرنوشت را پیدا کرد و برخی هم مثل برنامه شیوه با تعدیلهایی و اصلاحاتی به آنتن برگشت. از فیلتراسیون اینستاگرام و واتساپ و اختلال در استفاده از سایتهای بین المللی هم که همه میدانیم.
❓ به نظر شما با چه چیزی مواجه هستیم؟ جواب واضح است: حیرت فرهنگی! حیرت از پاسخگویی و مقابله فرهنگی به اقدامات دشمن در وقایع اخیر کاملاً مشهود است. جبهه فرهنگی و فعالین فرهنگی در یک حیرت فرهنگی به سر میبرند. برای همین هم هست که یا اقدامی نمیکنند یا اگر اقدامی میکنند بعد از چند روز یا چند ساعت جمعش میکنند.
حیرت فرهنگی ناشی از نشناختن مسئله است. هنوز هم خیلی ها فکر می کنند مسئله بر سر زن و پوشش و آزادی های اجتماعی زنان است! این نشناختن مسئله است که حیرت فرهنگی را به دنبال دارد. برای همین در برابر شعار «زن زندگی آزادی» شعار «زن عفت افتخار» را ترند می کنیم. اما آیا از خودمان پرسیده ایم که این شعار چقدر توانسته است مردم و حتی حزب اللهی ها را در خصوص وقایع اخیر اقناع کند؟! می دانیم که این شعار را خیلی از مردم قبول دارند اما قبول و اقناع دو ساخت متفاوت دارد.
🌀 ابرمسئله این روزها، براندازی است؛ این را بازیگردانان درجه یک این صحنه از بایدن و نمایندگان کنگره آمریکا تا نوچه های کاسه لیسی همچون مصی علینژاد و ...، همه گفته اند، مسئله اساسا زن و پوشش و آزادی های اجتماعی زنان نیست. بلکه اصل جمهوری اسلامی است! چرا نمی خواهیم قبول کنیم؟! برای همین هم هر پاسخی که با محوریت زن ایرانی اسلامی داده شود نه تنها موجب اقناع نمی شود بلکه بیش از هر چیزی موجب حیرت و سردرگمی می شود. مثل این است که مریضی مبتلا به تب و سر درد باشد و شما داروی رفع درد عضله به او بدهید!
🌐 اَبَرمسئله همیشه براندازی بوده است. از روزی که نهضت شروع شد تا همین امروز. دعوا بر سر حاکمیت اسلام سیاسی است. آن اسلامی که از پوشش و من و تو تا روابط بینالملل دولت را تحت ولایت و هدایت خود قرار میدهد. تا مسائل جزئیتری همچون پوشش و بیحجابی اجباری را ذیل این ابرمسئله فهم نکنیم، پاسخها و مقابلههای فرهنگی به مسائل جزئیتر بدون درنظر گرفتن و فهم ابرمسئله راه به جایی نخواهد برد. اگر ابرمسئله را فهمیدیم دیگر نیاز نیست در لاک تدافعی و مقابله منفعلانه فرهنگی برویم، بلکه حالتمان تهاجمی و مقابله فرهنگیمان هم فعالانه بود. فتأمل!
@daghdagheha
هدایت شده از روحانیت امروز
☑️ایجاد فضای امن برای گفتگو وظیفه نظام اسلامی است/ اغتشاش حوزه استماع و گفتگو نیست
🔻بازنشر | حمید پارسانیا، استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با فکرت:
🔸گفتوگو کردن، سؤال کردن و پاسخ دادن زمینهی بسط حیات انسانی است و زمینهی بروز حقیقت است. البته گفتوگو شرایطی دارد. باید این شرایط باشد تا گفتوگو بتواند شکل بگیرید:
🔸۱- باید محیطی باشد که طرفین گفتوگو در آن محیط حضور داشته باشند. اگر آنها هیچ وقت با هم ملاقاتی نداشته باشند، گفتوگو شکل نمیگیرد. محیط باید به تناسب وجود داشته باشد. الآن رسانه و فضای مجازی بهگونهای توسعه پیدا کرده که طرفین در این فضاها حضور به هم میرسانند و گفتوگو رخ میدهد. ممکن است با نامه و کتابت نیز گفتوگو رخ دهد. در هر حال، داشتن فضای مناسبِ گفتوگو یکی از شرایط اول است.
🔸۲- یکی از مسائلی که باز برای گفتوگو وجود دارد، زمینههای آرامش و فراغتی است که برای طرفین گفتوگو باید وجود داشته باشد. اگر مسائل مهمتری آنها را به خود مشغول کند و این فراغت را نداشته باشند، شرایط گفتوگو را نخواهند داشت. حتی انگیزههایی متناسب با آن گفتوگو باید در افراد وجود داشته باشد؛ البته وقتیکه از گفتوگو میگوییم، برای درک حقیقت است. قاعدتاً یکی از زمینهها، آماده بودن طرفین گفتوگو نسبت به اصل حقیقت است که آنها به دنبال این مسأله باشند. از قبل تصمیم نگرفته باشند و در جستجوی حقیقت باشند. اینها شرایطی است که بعضاً به طرفین گفتوگو و زمینههای فیزیکی مجموعه بازمیگردد. برخی از این عوامل به حوزههای روابط انسانی و تعاملات انسانی بازمیگردد.
🔸۳- یکی از مسائل جدی که برای گفتوگو وجود دارد، امنیت است. باید نوعی امنیت و شرایط امنی وجود داشته باشد. در متن یک درگیری و ستیز عملی که وجود دارد، جای گفتوگو نیست. سوره توبه تنها سورهای است که با بسم الله شروع نشده است و در اینجا بیشتر ناظر به جنگهای فتح مکه و مسائل قبل از آن است. در مورد عمل منافقین و مشرکین است. در اوائل سورهی توبه آیهای است که خداوند متعال اهمیت گفتوگو و ضرورت ایجاد امنیت مربوط به گفتوگو را پیامبر (ص) بیان میکند. آیه شش سورهی توبه میفرماید: وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ؛ و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد (که از دین آگاه شود) بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادانند. در متن گفتوگو است که پرسش و احیاناً اعتراض مطرح میشود و پاسخ شنیده میشود. دیالوگ همواره اینطور است. رشد علم در درون انسان با پرسش شروع میشود و در پاسخ به این پرسشهای مکرر است که حقیقت خود را بیشتر نشان میدهد. این ویژگیِ فضای گفتوگو است؛ اما نوع دیگری از روابط، از قلمروی گفتوگو خارج شده و بهصورت تعاملهایی است که فرد تصمیم خود را گرفته است.
🔸اینجا وقتی لفظ اغتشاش مطرح میشود، دیگر بخش سؤال و اعتراض مطرح نیست؛ زیرا این امور بیشتر ناظر به حوزهی گفتوگو هستند و حق افراد و جامعه است که پرسش داشته باشند. جامعه برای رشد خود باید محیط پرسش، گفتوگو، سؤال و جواب را ایجاد کند. کسانی که دغدغهی حقیقت دارند باید طالب این فضا باشند. این یک سوی قضیه است؛ اما اینکه تصمیم قبلاً گرفته شده و اکنون روی آن تصمیم قبلی کار میشود، اینجا دیگر جای گفتوگو نیست؛ بلکه عملیات اجتماعی است و در عملیات اجتماعی هم قواعد حوزهی زیست و رفتارهای اجتماعی کار خود را انجام میدهد. آنطور که خداوند به پیامبر گرامی اسلام اعلام میکند، وظیفهی نظام اسلامی است که امنیت لازم را برای گفتوگو ایجاد کند و از این فضا استقبال کند؛ اما اگر فضا عملیاتی شد، در آنجا دولت و مجموعه با توجه به اقتضای حوزهی عملیاتی، وظیفهی خاص خود را دارد. اینجا دیگر حوزهی استماع نیست.
🔸مشروح گفتگو را در سایت حمید پارسانیا بخوانید (اینجا)
@rohaniyatemrooz_ir
✅تفاوتهای جنگ نرم و جنگ سخت
۱- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه تهدید سخت امنیتی و نظامی میباشد؛
۲- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازهگیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و میتوان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازهگیری کرد؛
۳- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم، از روش القاء و اقناع بهرهگیری میشود؛ و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی که در تهدید نرم، هدف تاثیرگذاری بر انتخابها، فرآیند تصمیمگیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویتهای فرهنگی است؛
۴- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزشها و هویتهای اجتماعی میشود، در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی میگردد.
۵- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکسالعمل است.
۶-مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولتها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویتهای فروملی و جهانی) است؛
۷- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظامهای سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظامهای سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگسازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظامهای لیبرال و دموکراسی تلقی میشود.
ادامه دارد...
@daghdagheha
✍️ دکترنعمتالله کرماللهی
جامعهشناس
❇️برکات حوادث اخیر؟! 1️⃣
✅ شاید برای بسیاری از کسانی که تحولات و چالشهای سالهای ابتدای انقلاب مخصوصا نیمه اول دهه شصت را ندیده یا نشنیدهاند، حوادث اخیر را بیسابقه و سراسر تلخی و تهدید تصور کنند. در سالهای ابتدایی دهه شصت و بهرغم عدم استقرار ساختارهای حاکمیتی انقلاب نوپای اسلامی، افزون بر جنگ تحمیلی و ناآرامیهای بسیار شدید داخلی در استانهای مرزی(سیستان، گنبد، آذربایجان، کردستان، خوزستان)، جنگ شهری شدیدی با گروه بیرحم و خونریز مجاهدین خلق در جریان بود و بیش از هفده هزار نفر از مردم عادی یا در آشوبها و کشتارهای عمومی این گروه جان باختند و یا تنها به جرم داشتن نشانهای دال بر تعلق به انقلاب (نشانههایی مانند ریش، پوشیدن اورکت کرهای، داشتن موتور هوندا، نصب تصویر امام در منزل یا محلکار و...)، توسط جوخههای ترور این سازمان مخوف به شهادت رسیدند. این در حالی است که در دو ماه گذشته، به جز شهدای حادثه شاهچراغ، کسی از مردم معمولی کشته نشده و افراد جانباخته یا از اوباش بودهاند یا از نیروهای حافظ امنیت. البته در وضعیت کنونی، کشور از لحاظ زیرساختهای مختلف بهویژه ظرفیتهای نظامی و نیروی جوانِ رشید و بالنده نیز با دوران ابتدای انقلاب قابل مقایسه نیست.
✅ از دید حقیر این حوادث در عین ظاهر آزاردهنده و تلخ، واجد فرصتها و ظرفیتهایی است که اگر درست شناخته و به کار بسته شود، میتواند بسترساز جهش حرکت انقلاب در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی باشد. در ادامه استدلال خود را در قالب چهار نکته بیان میکنم:
1️⃣ این یک اصل قطعی و طبیعی است که اگر انسان خود را در شرایط تهدید هویتی و هستیشناختی تصور کند، یعنی از حیث هویتی خود را در انتخاب دوگانۀ مرگ یا زندگی ببیند، همه ظرفیتهای وجودی خود را برای دستیابی به زندگی و رستن از مرگ به کار میگیرد. این تکاپو و تلاش سخت وجودی، اگر صبغه ایجابی بیابد و فرد حیات و زندگی خود را نه در نفی و مرگ دیگری، بلکه در قوت و استحکام وجودی خویش تعریف کند و برای تحقق آن بکوشد، بسیاری از استعدادهای نهفته او شکوفا خواهند شد. این پدیده در سطح یک جامعه نیز مصداق دارد. یعنی اگر حیات اجتماعی یک جامعه تهدید شود و آحاد جامعه خود را در مقابل دوگانۀ حفظ فرهنگ و تمدن و هویت و سرمایههای انسانی یا دست کشیدن از هستی تاریخی و وجودی خود ببینند، بیتردید برای صیانت از میراث خویش و تعمیق و فرآوری و نهادینهسازی و انتقال آن به نسلهای بعدی تلاش خود را مضاعف خواهند کرد. به بیان شهید سلیمانی «فرصتی که در تهدیدها وجود دارد، در خودِ فرصتها نیست»؛ البته به شرط مختل نشدن نظام محاسباتی و مرعوب صولت و دولت جبهه رقیب نشدن. اگر نترسیم و نترسانیم از درون آتش هستیسوز نمرودی، میتوان به گلستان حیاتبخش ابراهیمی راه یافت.
به عنوان شاهد مثال، استاد پارسانیا در خاطرات دوران نوجوانی و جوانی خود در سالهای دهه پنجاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی دوران اوج تنوع فکری و فرهنگی گروهها و جریانات مبارز، به تلاش خستگیناپذیر و مجاهدانه خود و همسالانش برای قوتافزایی فکری و تحکیم هویتی خویش اشاره میکند. این تلاش شبانهروزی حاصل احساس تهدید هویتی و فکری از سوی گروهها و جریانات مخالفی بود که برای یارگیری از ایشان و دوستانش دامهای مختلف تنیده و به شیوههای مختلف سعی در جذب آنان داشتند؛ استاد پارسانیا در دوران راهنمایی با دوستان خود حلقه مطالعاتی تشکیل داده و آن را تا پایان دبیرستان یعنی پیروزی انقلاب استمرار داده و در این مدت ضمن ارتباط با برخی از روحانیون مبارز مشهد و حضور مستمر در جلسات سخنرانی مسجد امام حسن(ع)، آثار اعتقادی، فلسفی و تاریخی متفکران مختلف داخلی و خارجی(امام خمینی، شهید صدر، شهید مطهری، علامه طباطبایی، اقبال لاهوری، بازرگان، شریعتی، و... ) را مطالعه و مباحثه میکردهاند؛ همچنین خواندن مواضع تمام گروههای مبارز(مجاهدین خلق، پیکار، آرمان مستضعفین، جنبش مسلمانان مبارز و...) و مطالعۀ کتابهایی مانند اسفار، تاریخ عمومی ویل دورانت، آثار فلسفی متفکران غربی و... از سوی این نوجوانان و جوانان با هدف حفظ و تعمیق هویت دینی خود در مقابل شبهات الحادی مارکسیتی و التقاطی انجام میشده است؛ کاری که این نوجوانان در دوران مبارزه و مجاهدت انجام می¬دانند، شاید امروز اگر نه توسط یک طلبه یا دانشجو بلکه توسط یک استاد دانشگاه یا حوزه هم انجام شود، کاری در حد کارستان و شقالقمر ارزیابی میشود.
لینک ادامه متن
@F_hamandishi
@daghdagheha
✍️ دکترنعمتالله کرماللهی
جامعهشناس
❇️برکات حوادث اخیر؟! 3️⃣
3️⃣ این حوادث نشان داد، که سازوکار حکمرانی کشور فاقد ظرفیت لازم برای تحقق مهمترین شعار انقلاب یعنی «عدالت» است. اقتصادپایه کردن سیاستگذاری و برنامهریزی کشور و اصالت بخشیدن به رشد اقتصادی ولو به قیمت له شدن طبقات مستضعف و نیز فراموشی و حاشیهانگاری ساحت فرهنگ، بسترساز شکلگیری روحیه دنیاگرایی و میل افراطی به تکاثر ثروت و دارایی در عرصه فرهنگ عمومی جامعه شده است. مردمی که در زمان انقلاب و دفاع مقدس، از بخشش مال و بذل جان عزیزان خویش دریغ نمیکردند، امروز متأثر از دنیاگرایی رسوخ کرده در ساختارهای حکمرانی و سلوک سیاسیون، در یک ماراتن نفسگیر رقابت بر سر تکاثر دارایی و بهرخ کشیدن آن گرفتار شدهاند. باید چارهای اندیشید و نسبت به بازطراحی ساختارهای حکمرانی کشور و تغییر آن از اقتصادپایگی به فرهنگپایگی با محوریت عدالت همت گمارد. اگر در دولتهای پس از جنگ، جهتگیری فرهنگی و عدالتی بر برنامههای توسعه و برنامههای سالانه کشور حاکم میشد، امروز شاهد این میزان شکاف اجتماعی و اقتصادی و این میزان احساس تبعیض و ناعدالتی و فقر و این اندازه حرص و طمع در میان اقشار مختلف جامعه نبودیم. دولتمردان ما دیگر امکان آزمون خطا ندارد و باید فرصت را غنیمت شمرده و با تحقق توصیه اکید امام خامنهای به دولت سیزدهم، نسبت به بازطراحی ساختارها با محوریت عدالت اقدام کنند. در این بازطراحی باید تا میتوان از ساختارهای خشک بوروکراتیک فاصله گرفت و فرصت و زمینه را برای عاملیت جوانان متعهد و کنشگران جهادگر فراهم کرد. باید ابتکار عمل را از دست کارمندان اداری و مناسکگرا که تنها هنرشان انجام کارهای تکراری و کلیشهای و نمایشی و بیبرکت است، بگیریم و به دست جوانان متعهد و خلاقی بسپاریم که با روحیه جهادی و با انگیزههای درونخیز آمادگی خدمت خالصانه به بندگان خدا را دارند و تعالی وجودی خود را در بسترسازی تعالی مردم و تأمین معاش آنان میدانند.
4️⃣ شهید همدانی در حوادث فتنه سال 88 به عنوان فرمانده سپاه استان تهران، با درک نقش مخرب اوباش در انجام اعمال خشن و خونین، یکی از مهمترین اقدامات خود را شناسایی و زمینگیر کردن این افراد قرار داده بود. بنابراین با شناسایی و خانهنشین کردن چند هزار نفر از این افراد، عملاً زمینه نقشآفرینی آنها در شعلهور ساختن فتنه را از بین برده بود. البته ایشان پس از پایان فتنه، ارتباط خود با این جماعت را حفظ کرده و توانسته بود تعداد قابل توجهی از آنها را جذب کند، به گونهای که برخی از آنها داوطلبانه به عنوان مدافع حرم به سوریه و عراق اعزام شدند و حتی به شهادت رسیدند. برخی از آنان نیز در طول سالهای گذشته به عنوان نیروی بسیجی و مدافع امنیت نقش مهمی در مهار اغتشاشات استان تهران داشته و همچنان دارند. البته پیش از شهید همدانی، شهید چمران نیز در جنگهای نامنظم و چریکی خود از ظرفیت این افراد استفاده کرده بود. داستان رشادتهای مخلصانه شهید شاهرخ ضرغام را بسیاری شنیده یا خواندهاند. از دید بنده کاربست الگوی شهید چمران و شهید همدانی در تعامل با این جماعت میتواند نیروی مخرب آنها را مهار و در بسیاری از موارد تبدیل به نیروی سازنده بکند. این جماعت بیش از آن که مشکل الهیاتی و اعتقادی داشته باشند، مسأله روانی و اجتماعی دارند و اغلب زخمخورده فقر و تبعیض و فضای تعاملی مسموم هستند. میتوان با ورود از منظر روانشناختی و جامعهشناختی بسیاری از آنان را جذب و در مسیر خدمت به ایران ساماندهی کرد. حساسیت ویژه این افراد نسبت به مرام و ناموس و وطن، ظرفیت بسیار مهمی برای جذب آنان است.
@F_hamandishi
@daghdagheha
🌀 موانع تبیین
📝 حقیقت میدان
🖋 حسین شایسته؛ استاد دانشگاه تهران
🔸 مشاهدات این چند وقت خود در باب موانع تببین واقعیت برای آن دست از مخاطبین معترضی که قابل گفتگو بودند را در چند نکته خلاصه عرض میکنم:
1⃣ عمدهترین آسیب این جماعت این است که به منبع اطلاعات و آماری که ما ارائه میدهیم به شدت بیاعتماد هستند.
اما در مقابل به منابع مورد استناد خود اعتماد بدون پشتوانه و حتی فاقد دلیل دارند.
چند بار از زبان چند نفرشان برای اثبات اتقان منبع شنیدم که: "وقتی چند منبع رسانهای (بدون توجه به ماهیت آن) یک موضوع را با یک محتوا بیان میکنند، پس معلوم میشود که آن موضوع حقیقت دارد" سپس خبر تجاوز پلیس به دختران دستگیرشده و کشتن آنها را مثال زدند.
به نظرم در این مقوله نباید ابتدا به صورت اثباتی وارد بیان مسائل شد؛ چراکه اشتراک وثاقت وجود ندارد. بلکه در گام اول با هر لطایف الحیلی باید تمام تلاش صورت گیرد تا مخاطب در وثوق منابعش تردید کرده، به شک بیفتد.
2⃣ اکثریت قریب به اتفاق ایشان فاقد کوچکترین شناخت از جریانات و گروهکهایی هستند که با ایشان در یک جبهه قرار دارند!
زمانی که یک سری اطلاعات سطحی و دم دستی از کوموله برایشان میگفتم با چشمان از حدقه درآمده و حاکی از سؤال واکنش نشان میدادند!!
نام بهائیت را اصلا نشنیدهاند.
هیچ چیزی از مجاهدین خلق نمیدانند.
باور کنید وقتی نقشه تجزیه ایران به شش منطقه را پای تخته کشیدم با کمال تعجب برایشان تازگی داشت؛ حتی از این قضیه اظهار نفرت کردند.
3⃣ در ذهن آنها هیچگونه تفکیکی بین افعال متدینین و محتوای متن دین وجود ندارد؛ زیرا اصولا شناخت بسیار ناچیزی از منابع دینی و محتوای آن دارند. اما هر آنچه در جامعه دیدهاند از آن به صورتی سطحی تلقی دین میکنند؛ خصوصا کاستیهای مدیریتی در حاکمیت را.
لذا ذهنشان پر از تناقض و تعارض است و به هر دری میکوبند تا آن را فریاد بزنند.
4⃣ به شدت نیازمند روی گشاده در تبیین و برخورد هستند. این مقوله چه به خاطر حجم تبلیغ رسانهها باشد یا تجربه برخورد شخصی بد، متأسفانه چهره نیروهای مدافع انقلاب، در نگاه اکثر ایشان چهره خشن و بیمنطق و غیرقابل گفتگویی است.
برایم عجیب بود پس از پایان بحث، یکی از آنها با سن تقریبا ۲۰ سال به من گفت شما خیلی مهربانید.
5⃣ به دلیل تأثیرپذیری جمعی ایشان از رسانهها، در ذهنشان به طور ناخودآگاه همرأی و پشتیبان یکدیگر هستند. یعنی یک نفرشان مطلبی میگوید و بقیه ناخودآگاه و بدون فکر تأیید و تصدیق میکنند.
اگر شما با استدلال، برخی از ایشان را در دیگاهشان مردد کنید و این پشتیبانی جمعی را بشکنید به طرز جالبی دیگران هم لااقل بر موضع خود اصرار مکرر نمیکنند؛ ولو در ظاهر باشد.
6⃣ در آینده موارد دیگری را بیان خواهم کرد...
✅ روی صحبتم را به نهادهای تبلیغی و مبلغین مسجددار برمیگردانم و درگوشی نجوا میکنم:
هنوز دیر نشده است! مسجدها را فعال کنید. هیچ پایگاهی مثل مسجد نمیتواند سنگر تبیین و مرکز جذب این نسلهای مظلوم و یتیم باشد.
حال خود دانید...
@Manahejj
@daghdagheha