eitaa logo
دغدغه‌های حوزوی
448 دنبال‌کننده
149 عکس
47 ویدیو
24 فایل
آئينه‌ای براى انعكاس مهمترين اخبار، دیدگاه‌ها، نقدها و تحليل‌هاى چالشی عرصه دين، فرهنگ، اجتماع، روحانيت و حوزه‌های علمیه... http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0 شناسه: @daghdagheha ادمین....
مشاهده در ایتا
دانلود
💠نشست علمی «جستاری در روایات طبی در پرتو ملاحظات فقهی-اصولی» (۱) 🔊حجت الاسلام دکتر حسین‌علی سعدی ♦️برخی برآنند نقش فقه و دین را در نظام‌سازی، بویژه در حوزۀ پزشکی کمرنگ جلوه دهند. اما تفاوت معرفت دینی ما با دیگر ادیان در این است که ما ظرفیت نظام‌سازی داریم. ♦️سه چالش عمده در روش استفاده از منابع دینی برای نظام‌سازی در حوزۀ سلامت وجود دارد: 🔸یکی از چالش‌های نظام‌سازی دینی، عدم شفافیت منهج و روشی است که بر اساس آن از منابع دینی برای نظام‌سازی بهره می‌بریم. در این میان اصول فقه، از بهترین دانش‌هایی است که در این راستا می‌توان به آن مراجعه کرد. 🔸اما در این مراجعه چند گام پیش روی ما است: 🔹گام اول، تعیین جایگاه اصول فقه در معرفت دینی است. هنگامی که به سراغ نظام‌سازی می‌روید، باید بدانید که جایگاه اصول فقه در این مجموعه چیست؟ آیا در این تعبیر، فقه در معنای خاص مورد بحث است یا اصول فهم دین و شریعت الهی به طور عام؟ طبعاً اگر اولی را برگزینیم، برخی از روایات از شمول بررسی اصولی فقهی خارج می‌شوند. 🔹گام دوم طبقه‌بندی و تفکیک مسائل اصول فقه است. برخی اصول فقه را کلی نگاه می‌کنند، اما به نظر می‌رسد درون خود آن نیز بتوان تفکیک‌هایی ایجاد کرد، به طور مثال مباحث زبان‌شناسی که اصول فهم متن به‌طور کلی است و آموزه‌های آن می‌تواند از حوزۀ متون فقهی فراتر رود. 🔸فضای حاکم بر روایات ما در زمان صدور روایات، فضای حضور طب یونانی بوده است. فهم مدلول نهایی برخی از روایات نیز باید ذیل همین فضا مورد توجه قرار گیرد. یا مثال دیگر در مبحث حجیت ظهورات بوده و در حوزۀ سلامت نیز حائز اهمیت است و گفته می‌شود که استظهار دلالت بر تعذیر و تنجیز می‌کند. 🔸حال پرسش این است که آیا به همین طریق می‌توانیم به سراغ روایات طبی که شامل امور تکوینی است نیز برویم؟ یا اینکه آن شیوه، برای فقه تعبدی است که به دنبال تعذیر و تنجیز است نه تکوین و عالم خارج! فرض کنید روایتی داریم که اگر ذکام داشتی از بنفشه استفاده کن. در حوزۀ نماز، شبیه چنین روایتی حجت است؛ اما در حوزۀ پزشکی چنین نیست. برخی از بخش‌های دانش اصول فقه ناظر به علوم اعتباری است؛ آن هم دسته‌ای از علوم اعتباری که به دنبال تنجیز هستیم و نه هر دسته‌ای از علوم اعتباری. این موضوع در مباحث تحول در علوم انسانی نیز صادق است. پس ضروری است که با تفکیک بخش‌های مختلف این دانش، تکلیف خود را با هر کدام از این بخش‌ها روشن کنیم. 🔹گام سوم، بحث معیارها و سنجه‌هاست. در این زمینه برخی روایات عقلی و کلامی داریم. چطور می‌توانیم آن ها را ارزیابی کنیم؟ آیا نظیر حوزۀ تعبدی تنها بررسی سندی و دلالتی کافی است؟ یا این‌که مفاد آن نیز باید به عقل عرضه شود؟ در ابتدای رسالۀ ذهبیّه، امام رضا(ع) می‌فرمایند که من «عَلی ما جَرّبتُه» -یعنی بر اساس آنچه تجربه کردم- این روایات را به شما می‌گویم؛ ارجاع به تجربه در این کلام موضوع مهمی است. 🔸در این زمینه باید به نکته‌ای اشاره کرد، با فرض این‌که بحث‌های سندی روایات حوزۀ سلامت را حل‌شده بپنداریم، فهم مدلول روایات، با چالش‌های جدی روبه‌رو است. مثلاً در مورد پیامبر(ص) که در مدینه حاکمیت سیاسی اجتماعی نیز داشتند، این نکته مهمی است که روایت نقل‌شده، از شأن حاکمیتی پیامبر(ص) صادر شده یا شأن رسالتی‌ ایشان؟ یعنی حتی در وضعیتی که هم سند مشخص است و هم دلالت، بحث بر سر این است که شان «نبی» در صدور این روایت چه بوده؟ این مناقشه، مناقشه‌ای دیرپاست؛ به‌طوری که شهید اول نیز در کتاب «القواعد و الفوائد»، دربارۀ این‌که چگونه این موضوع را درک کنیم نکته‌ای را بیان می‌کنند. ♦️با این مقدمه، آیا اکنون می‌توانیم شأن سومی برای اهل‌بیت(ع) به نام شأن بشریِ غیر وحیانی باز کنیم؟ برخی از علمای عامّه، نظیر ابن خلدون، در این حوزه گفته‌اند که نبیّ اسلام یک شأن عرفی داشته‌اند که در آن، «لایوحی الیّ» و «مثلکم» بوده‌اند؛ مثال مشهور آن نیز داستان باروری نخل ایشان است که البته به اعتقاد ما سند آن صحیح نیست و ایرادات دیگری نیز دارد. ♦️بخشی از روایات طبی شامل حوزۀ پیشگیری، استحباب و… است که می‌توان آن را ذیل تسامح در ادلۀ سنن فهمید. اما این‌که بخواهیم از همین روایات برای حوزه‌های تکوینی حکم بدهیم خطاست. مثلاً اینکه فردی بگوید من براساس این روایت، فلان تشخیص و تجویز را برای فلان بیماری می‌دهم جایز نیست، زیرا اصلا این موضوع، ذیل تسامح ادلۀ سنن قرار نمی‌گیرد. -به نقل از: سایت مباحثات http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠نشست علمی «جستاری در روایات طبی در پرتو ملاحظات فقهی-اصولی» (۲) 🔊حجت الاسلام والمسلمین علیدوست ♦یک وقت منظور از گزاره‌های طبی، گزاره‌های مبین هست‌ها است و نه حکم‌ها؛ مثلا بیان اینکه این را بخوری چه می‌شود، عوامل این مریضی چیست و… . این‌ها بیان هست‌ها هستند و حکمی در آن‌ها نیست. اما گاهی گزاره‌های طبی گزاره‌های هنجارشناسانه‌اند: فلان چیز مستحب، مکروه، حرام و… است. اگر ما در کسوت پزشک باشیم به دنبال گزاره‌های اول خواهیم بود؛ اما اگر در کسوت فقیه باشیم به دنبال گزاره‌های دستۀ دوم می‌رویم. ♦️در استنباط گزاره‌های فقهی، باید به چند نکته توجه کرد: 1⃣اول، توجه به سند و دلالت. آنچه که مهم است «دلالت کافی» است. با «شاید» و «اگر» نمی‌توان استنباط کرد. باید دلالتی داشته باشیم که «درخور شان مسألۀ ما» باشد. لذا، اگر به‌عنوان مثال، گزاره‌ای فقهی باشد، ممکن است بگوییم ظهور داشتن در موضوع، و ثقه بودن خبر یا… برای ما کافی است؛ اما اگر گزاره‌ای غیرفقهی باشد، معتقدیم که خبر واحد نمی‌تواند در مورد آن حجت باشد. در گزاره‌های غیرفقهی، سخت‌گیری بیشتر است و اگر مسأله مهم هم باشد، حتی جدای از ظهور، اطمینان نیز کافی نیست و ما نیاز به یقین خواهیم داشت. یک مسألۀ مهم را نمی‌توان با یک روایت، هرچند معتبر استنباط کرد. روایات برخی از ابواب ما، محکم‌تر از برخی دیگر از ابواب است، مثلاً در روایات طبی در مقایسه با روایات عبادات روایات ضعیف‌تری داریم. 2⃣دوم، روایات تراث اسلامی و حتی آیات قرآن، در دو گروه عمده جای می‌گیرند، بعضی از نصوص دینی فرازمانی و فرامکانی‌اند؛ مانند آیۀ «یا ایها الذین آمنوا اوفو بالعهود»، اما برخی از روایات و آیات ممکن است جامع باشند، ولی جهانی و جاودان نباشند. به عبارت دیگر، دستۀ اول، قضایای حقیقیه و دستۀ دوم قضایای خارجیه‌اند. ♦️اگر می‌خواهیم به سیرۀ معصوم تمسک کنیم، باید مؤلفه‌ی همسانی شرایط وجود سیره با زمان کنونی را به دست بیاوریم. اگر این همسانی به دست نیامد، و سیره نیز تعبدی نبود، به طور مثال در باب مسائل اجتماعی بود، نمی‌توان به سیره توسل کرد. ♦️جناب صدوق، در مورد روایات طب دو مساله مطرح می‌کنند: 🔸 یک: بسیاری از این روایات موردی است و ممکن است متعلق به شرایط آب و هوای مکه باشد. 🔸 دو: بعضی نسخه‌ها ممکن است فردی و با توجه به طبع فرد بوده باشد. چنین فرض‌هایی در روایات تعبدی کمتر پیش می‌آید، اما در مورد حوزه‌ای نظیر طب، مبتلابه‌تر است. 3⃣سومین آسیب، نقل ناقص است. بسیار پیش می‌آید از میان دو روایت، یکی کامل‌تر از دیگری است که طبق قواعد اصولی، روایات کامل‌تر اولویت دارند. 4⃣چهارم، مطالعۀ نصوص در نظام حلقوی و هرمی است. باید نصوص را در کنار هم و البته گاهی در طول هم مطالعه کرد. این در همۀ موضوعات صادق است و نه فقط مبحث طب. 5⃣پنجم، هنگام مواجهه با یک نص دینی، باید مشخص باشد که این نص از جانب شارع یا معصوم، از چه شأنی صادر شده است؛ به عنوان رسول و نبی، یا در شأن بشری اند. اما آیا می‌توان گفت امام صادق(ع) به سبب بیان حکم شرعی این بیان را داشته‌اند؟ آیا برداشت این معنا از کلام امام با روح آنچه از دین می‌شناسیم مطابق است؟ 6⃣ششم، موضوع «مدیریت رابطۀ نصوص مبین باید و هست» می‌باشد. اگر قبول کنیم که برخی از نصوص ما مبین بایدها و برخی مبین هست‌ها است، رابطۀ میان این دو باید روشن شود. ما چقدر می‌توانیم از هر کدام از این‌ها معرفت استخراج کنیم؟ 🔸گویا فردی از آیۀ «فلینظر الانسان مم خُلق، خلقَ من ماءٍ دافق» حکم داده که تلقیح مصنوعی حرام است؛ به این دلیل که آب آن دافق و جهنده نیست! یا یکی از آقایان دربارۀ سند ۲۰۳۰ اظهار کرده‌اند که با استناد به آیۀ «لقد خلقنا الانسان فی کبد» اساساً چرا باید به سمت توسعه و رفاه حرکت کنیم؟ البته اخیراً از عکس این شیوه نیز بهره برده می‌شود، مثلا آقایی گفته است چون فاصلۀ بین دو نماز جمعه باید دو فرسخ باشد، فواصل شهرها در اسلام نیز باید دوفرسخی طراحی شود! 7⃣هفتم، جایگاه عقل است که باید آن را در کنار تمام موارد قبلی قرار داد. همان‌طور که مطالعه نکردن نصوص دینی و تنها سراغ عقل رفتن کافی نیست، تنها مطالعۀ وحی و نصوص دینی فارغ از عقل نیز نادرست است و هر دوی این‌ها باید در کنار هم مور استفاده قرار گیرد. -به نقل از: سایت مباحثات http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠روحانیت و چالشی به نام دوگانۀ روستایی/شهری 🖋جواد شریفی ♦️نوجوانان و جوانان روستایی از دیرباز و به فزونی، از بیشترین کسانند که خواهان درآمدن به حوزه علمیه هستند. انگاره آرمانی اینان از روحانی، بیشتر همان روحانی روستای خودشان است که با کارکردهایی چون پیش‌نمازی، برگزاری آیین‌های دینی، برآورد خمس و زکات و میانجی‌گری در کارهای نیکِ همگانی، در نزد مردم روستا ارجی بسیار دارد. ♦️علیررررضات آغاز چالش آنجاست که طلاب روستایی پس از درآمدن به حوزه علمیۀ شهری، در مدارسی جای می‌گیرند که کمابیش بسته و جدا از زندگی شهری واقعی است و این به فرآیند ادغام اجتماعی‌شان با انسان شهری آسیب می‌زند. آن‌ها پس از طلبگی در شهرند اما سامان اندیشگی و ارزشی و هنجاری‌شان همچنان روستایی است. ♦️شمار نه چندان کمی از این طلاب روستایی از همان سال‌های نخست آموزش دیدن، خرقه و دستار دین‌یاری بر می‌گزینند و نخستین کارهای دین گستری‌شان را نیز همزمان با آن از سر می‌گیرند. ولی چیزی که راه را بر کارگر افتادن تلاش‌هایشان در مخاطب شهری می‌بندد، این است که نه تنها اندیشه و رفتار، که گوهر وجودی‌شان هنوز روستایی است و شهری را همچون شهری نمی‌فهمند و آموخته‌های دینی‌شان نیز خرد آدم شهریِ دانش آموخته را خرسند نمی‌کند. از آنجا که دین‌یاران کمتر کسی از مردم شهر را می‌یابند که به سخن‌شان گوش دهد و به آرمان‌شان سر سپارد، بیشترین سفرهای دین گسترانه‌شان به سوی روستاها یا حاشیۀ کم بهرۀ شهرهاست. ♦️دین‌یاران همچنین در نبود شنونده و پیرو، با بهره گرفتن از توانی که فرمانروایی دینی به آن‌ها داده، راه دیگری پیش روی خود گشوده اند که همانا "شنوندگان ناگزیر" در صداوسیما و پادگان هاست. واکاوی من از بودن گستردۀ دین‌یاران در سیمای ملی و نیز پادگان ها، فراچنگ آوردن دوباره شنوندگانی است که در سالیان گذشته از سر ناتوانی در خرسند کردن خرد مردمِ دانش آموخته، از کف داده اند. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠همان اخباریان در کسوت اصولیان! 🖋دکتر حمید رجایی ♦️چندی پیش در شلوغ ترافیک، خیلی معطل شدم. رادیوی ماشین روشن بود و مجری شبکه معارف، داشت مبسوط درباره‌ی «استثنای حکم شرط‌بندی در مسابقات اسب‌سواری و تیر‌اندازی» سخن می‌گفت و من به ناچار برنامه را گوش کردم و به خاطر فرسودگی دیدگاه‌ها، سخت افسوس ‌خوردم... مجری برنامه، در بیان فتاوا با آب و تاب می‌گفت: فقط و فقط در مسابقات سوارکاری و تیراندازی، اجازه تعیین و اهدا جایزه وارد شده و فقط در این دو مورد جایز است که جایزه به برنده داده شود! و به اصطلاح «سبق و رمایه» شود و پیوسته تأکید می‌کرد که چون در موارد دیگر، نصی نداریم، شرط جایزه، حرام است و‌ جایز نیست! ♦️حال آنکه کاملاً آشکار است که در ۱۴۰۰ سال پیش، حیات جامعهٔ بدوی اسلامی، خاصه در زندگی قبیله‌ای وابسته به توانش دفاعی بوده و آن هم منوط به توانمندی و برتری مسلمانان در سوارکاری و تیراندازی بوده و لذا مسابقه و برد و باخت و جایزه، در این دو مورد تأکید واقع شده و روایاتش به ما رسیده است. ♦️پرسش این است که آیا امروزه ساخت مدارهای الکترونیکی هدایت‌گر موشک‌، تولید نرم‌افزارهای استراتژیک و تولید دانش تمدن‌ساز و حراست از مغزهای فراری نخبگان، پیشی‌گرفتن در کشف درمان بیماری‌ها، طراحی ساختارهایی که رشد علم را تسهیل می‌کند و... به اندازه سبق و رمایه، ارزش استراتژیک ندارد؟! مانند روز روشن است که اینک در مناسبات جدید اجتماعی مسلمانان، اسب‌سواری و تیراندازی و مسابقات آن، در نسبت با مهمات جامعه اسلامی، کشک هم نیست چه رسد به مسئله‌ای استراتژیک... ♦️این یک نمونه کوچک است... فقه ما در حوزه اجتماعیات، مبتلا به بیماری خردسوز اخباریگری است... این است که فقه و فقیه از صحنه، کناری می‌رود و حوزه میل به سکولار شدن می‌گذارد. امروزه شما فقیهان را یا در مجالس عزاداری و ذکر مصیبت می‌بینید، یا در تقریر دروس و بحوث خارج کم‌فایده تکراری و گفته شده... ♦️اخباریان، عمدتاً آن کسان بودند که به متن روایات چنان پایبند بودند که باید عقل و عقلانیت پای آن فدا و تحقیر می‌شد. اینان نفوذ استدلال‌های اصولیان را ناروا می‌شمردند. ♦️اصولیان، آن فقیهان هستند که فقه را بر مبنای علم اصول بنا می‌کنند و آیات و روایات می‌باید با عبور از سیستم اجتهاد، به استنباط احکام فقهی منجر شود. نه اینکه اخبار، تماماً نامعتبر باشد، بلکه باید هر سند در سامانه‌ای درازدامن و بسیار ورزیافته به استنباط احکام الله منجر شود. اجتهاد در برابر نصوص ممنوع است، اما در غیر محکمات، خاصه سیاسیات و تدابیر اجتماعی؛ مناسبات زمان و تنقیح و تشخیص ابعاد موضوع، کاملاً تعیین‌کننده است. شیوه اصولیان، در تفقه بسیار پویا است، مگر اینکه خود فقیه ناپویا باشد. ♦️اما نکته اسفبار این است که شوربختانه، فقه ما هنوز رنگ و بوی اخباریگری دارد! فقه اخباری بلای جان مسلمانان است. یکی از علل عدم پیشرفت جوامع اسلامی، همین فقه اخباری است... هنوز در ابواب فقهی، باب اماء و عبید و احکام عبد آبق (برده فراری) مورد توجه است و اما هنوز فقیه ما عمدتاً از مسائل اجتماعی درک صحیحی ندارد. نمی‌داند، کدام نظام آموزشی، اداری، مدیریتی، اقتصادی، حکومتی و... رویاننده است و کدام استعدادکش و مفسده‌خیز!! حوزه را پرسش‌باران کنید، با شتاب می‌روید... -به نقل از کانال طلوع مهر http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠حجت مرجعیت قم ♦️حفظ حوزه علمیه یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مراجع عظام تقلید بوده است. آنها تمامی امور سیاسی و مراودات اجتماعی را به گونه‌ای پیش می‌برند که لطمه‌ای به حوزه وارد نشود و دروس حوزه تعطیل نگردد. ♦️آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی که با خفقان زمان رضاشاه مواجه بود می‌کوشید به گونه‌ای تدبیر امور کند تا حوزه علمیه آسیب نبیند و از سیاست‌های نابخردانه استبدادی جان به سلامت ببرد. پس از درگذشت وی فضا به گونه‌ای بود که انتظار می‌رفت فعالیت‌های حوزه کاملاً به سردی گراید و حوزویان از تحصیل و تدریس باز مانند. ♦️از سال ۱۳۱۵ تا سال 1323 شمسی که آقای بروجردی به قم دعوت شد، ریاست حوزه قم و تدبیر امور دینی شیعیان ایران به فقهای معتمد حوزه قم سپرده شده بود؛ آیات عظام سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمد تقی خوانساری و سید صدرالدین صدر(پدر امام موسی صدر). ♦️آیت‌الله سید محمد حجت (۱۳۳۱-۱۲۷۱ش) از مقام و موقعیت برجسته علمی برخوردار بود. مرحوم حائری یزدی زمانی که در بستر بیماری بود و آخرین روزهای زندگی را سپری می‌کرد، مجلس درس و بحث خود و همچنین محل نماز خود و دفتر شهریه طلاب را به آقای حجت سپرده بود. اما حاج شیخ عبدالکریم در خصوص جانشین خود در زعامت حوزه علمیه سخن صریحی نگفت و پس از وی، این سه فقیه بزرگ بودند که توانستند حوزه را مدیریت کرده و از رکود و سردی اواخر دوره رضاشاه نجات دهند. این سه فقیه برجسته، بعدها با نام مراجع و آیات ثلاث قم نامیده شدند. ♦️آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی که پدرش در آن سال‌ها جزو مجتهدین برجسته قم بود، در مقام مقایسه میان آیات ثلاث گفته است: «آسید محمدتقی خوانساری خیلی خوش‌استعداد، سریع‌الانتقال و باهوش بود ولی اهل تتبع نبود. در میان آقایان ثلاث، درس آقای حجت طالب بیشتری داشت و حتی بعداً وقتی آقای بروجردی تشریف آوردند، درس آقای حجت کاملاً قابل توجه بود». ♦️آیت‌الله شبیری همچنین معتقد است که درس آقای بروجردی از نظر دقت ترجیح داشت، ولی از نظر بیان و احاطه بر مبانی متأخرین، درس آقای حجت بهتر بود. البته آقای بروجردی از نظر سن و طبقه تحصیلی بر آقای حجت مقدم بود. ضمن اینکه آقای حجت حافظه‌اش خیلی قوی بود و در استحضار مطالب، بر آقای خونساری و آقای صدر تقدم داشت (جرعه‌ای از دریا، ج۲، ص۵۵۶). ♦️مرحوم حجت علاقه‌ای به مداخله در سیاست نداشت و حتی پاسخ طلاب برای واکنش نشان دادن به ادعاهای جریان کسروی و حکمی‌زاده را نداده بود، با این توجیه که این سخنان باطل به مرور زمان فراموش خواهند شد. وی حدود ۵۰ اثر به رشته تحریر در آورده بود که اغلب این کتب هنوز چاپ نشده است. او در زمان زعامت بر حوزه علمیه، مدرسه‌ای برای طلاب ساخت. مدرسه‌ او اینک به نام مدرسه‌ حجتیه در قم محل تحصیل طلاب خارجی است. ♦️آیت‌الله حجت البته عمر بلندی نداشت و ۲۹ دی ماه ۱۳۳۱ در ۶۰ سالگی دیده از جهان فروبست. آیت‌الله‌العظمی بروجردی بر پیکر او نماز خواند و در مدرسه‌ حجتیه به خاک سپرده شد.‌ -به نقل از کانال راوی http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠چرا مردم خبرهای پیشرفت کشور را باور نمی کنند؟ 🖋مجتبی لشکربلوکی ♦️هر ساله وقتی نزدیک دهه فجر می شویم، اخبار مربوط به دستاوردها و پیشرفت ها، رسانه ها به ویژه تلویزیون را پر می کند. امسال چون مصادف با چهل سالگی انقلاب نیز هستیم این مساله چندین برابر شده است حتی به گونه ای که بخشی از سوالات برنامه برنده باش (با مجری گری محمدرضا گلزار) نیز در مورد دستاوردهای کشور شده است. اما گوش مردم به این خبرها و گزارش ها بدهکار نیست. چرا مردم باور نمی کنند؟ چرا مردم می گویند این ها دروغ های صدا و سیماست؟ ♦️شاید بتوان برای آن چند دلیل برشمرد: 🔸مهاجرت نخبگان و مهاجرت سرمایه (جیب و مغز کشور خالی می شود): مردم پیش خود می گویند که اگر واقعا این دستاوردها جدی است، پس چرا مهاجرت نخبگان و فرار سرمایه از ایران غیرقابل انکار شده است؟ اگر واقعا وضعیت مملکت این قدر رشد کرده است، پس چرا فوج فوج می روند و نمی آیند؟! اگر واقعا این قدر پیشرفت رخ داده چرا ترک ها و گرجی ها و ارمنی ها و اسپانیایی ها به ایران مهاجرت نمی کنند؟ 🔸پیشرفت دیگر کشورها: یکی دیگر از دلایلی که مردم خبرهای پیشرفت را باور نمی کنند، پیشرفت دیگر کشورهاست. خاطرم هست سال های دور، تنها دریچه ارتباطی ما جهان بیرون، یک برنامه دیدنی ها بود که جمعه ها پخش می شد و چند سریال خارجی، به واسطه این ها، ما درکی از جهان بیرون پیدا می کردیم. اما اکنون به واسطه دسترسی بی واسطه به رسانه های خارجی و سفرهای خارجی به ويژه به کشورهایی مانند ترکیه، مالزی، سنگاپور، امارات و چین، برداشت این شده است که جهان بسیار پیش رفته است و ما جا مانده ایم. 🔸تلخکامی های سیاسی و اجتماعی: این که ما تولید کننده اول خاورمیانه باشیم کافی نیست. انتظار می رود که در زمینه های سیاسی نیز به سطح بالایی رسیده باشیم. اگر ماجرای سپنتا نیکنام را به خاطر بیاورید، یک نفر که چهار سال نماینده مردم یک شهر بوده. برای بار دوم نیز به او اعتماد می کنند فقط به جرم زرتشتی بودن، عضویتش در شورا معلق شد. خدا را شکر که این ماجرا ختم به خیر شد، ولی با این حال کم نیستند این گونه نگاه های تنگ و محدود. هنوز که هنوز است مساله ورود زنان به ورزشگاه ها حل نشده است. آیا واقعا نمی شود بانوان این سرزمین در ورزشگاه ها حضور پیدا کنند و ما همه متمدنانه برخورد کنیم؟ این تلخ کامی ها باعث می شود که پیشرفت ها کمرنگ و کمرنگ تر شوند. 🔸اختلاف طبقاتی شدید: یکی دیگر از دلایلی که مردم پیشرفت ها را باور نمی کنند، اختلاف طبقاتی شدید است، زن سرپرست خانواری که یک فرزند معتاد دارد و یک فرزند سرطانی و خودش نیز از کار افتاده است و کمک دولت به او به یارانه ۴۵ هزار تومانی و سبد معیشت ۲۰۰هزار تومانی است، چگونه می خواهد پیشرفت ها را باور کند؟ ♦️مسوولان محترم ممکن است به این جمع بندی برسند که کم تبلیغ شده است! پس باید بیشتر و بیشتر تبلیغ کنیم. اما بهتر است کمی ریشه ای تر به این مساله بنگریم. این جا دیگر شجاعت می خواهد. یک بار دیگر به استراتژی های ۴۰ساله اخیر کشور نگاه کنیم و از خود بپرسیم آیا زمان آن نرسیده است که تغییری در آن ها بدهیم؟ صادقانه به این ۳ سوال پاسخ دهیم 🔹۱- در دهه های اخیر کدام کشور توانسته است در شرایط عدم قطعیت منطقه ای و بین المللی است رشد جدی کند؟ از بین ۱۹۵ کشور دنیا، کدام کشور در فضای عدم اطمینان، به توسعه رسیده است؟ 🔹۲- در دهه های اخیر مدام سعی کرده ایم که همه چیز را از دولت بخواهیم، مدرسه، دولت! بیمارستان، دولت! سد، دولت! جاده؛ دولت! مرغ؛ دولت! تخم مرغ؛ دولت! زمان آن نرسیده است که به سازوکار بازار اعتماد کنیم و نترسیم از اینکه بخش خصوصی بزرگ و قدرتمند شود؟ 🔹۳- در دهه های اخیر، همواره به خاطر نداشتن اطلاعات از خانوارها، از همه به یکسان حمایت کرده ایم، به همه ۴۵ هزار تومان داده ایم، به همه ۲۰۰ هزار تومان سبد کالایی داده ایم. چرا نباید یارانه سرپرست خانوار از کار افتاده با یارانه یک پزشک متخصص جراح قلب یکی باشد؟ ظلم و ناکارآمدی از این بزرگ تر! ♦️در جاده اشتباه، اگر شما راننده را عوض کنید یا ماشین مدل بالاتر بخرید، یا اینکه به جای بنزین، بنزین سوپر بزنید یا بیشتر گاز بزنید، هیچ کدام، تاکید می کنم هیچ کدام، شما را به مقصد بهتری نخواهد رساند. نمی گویم که تمام مسیری که ما رفته ایم اشتباه بوده است، که قطعا نبوده است. که اگر بود ما به این دستاوردها نمی رسیدیم، اما برای تبدیل این دستاوردها به رفاه و عدالت باید برخی جاده ها را عوض کرد. با اقتصاد دولتی-رانتی، نظام رفاهی_حمایتی کور و فضای عدم اطمینان نسبت به آینده نمی توان پیشرفت کرد؟ -به نقل از کانال نویسنده http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟ ♦️«رِی کورزویل» ، نویسنده ، مخترع و آینده ‌پژوه آمریکایی ، وضعیت جهان را تا پایان قرن بیست‌ویکم پیش‌بینی کرده است. او کسی است که باور دارد نامیرایی انسان تا سال 2050 دست‌یافتنی می‌شود. رِی کورزویل (Ray Kurzweil) متولد 12 فوریه 1948 در نیویورک است. او قطعاً یک دیوانه نیست! بلکه یک تکنولوژیست بزرگ جهانی است که از قابلیت‌های رو به رشد تکنولوژی به خوبی آگاه است ، تا جایی‌که بیل‌گیتس ، او را بهترین پیش‌بینی ‌کنندۀ آیندۀ هوش مصنوعی معرفی می‌کند. ♦️ری‌کورزویل تاکنون 20 دکترای افتخاری دریافت کرده ، 7 کتاب مهم و پرفروش در زمینه تکنولوژی دارد و اختراعاتی مثل اسکنرهای مسطح و ماشین‌های تبدیل چاپ به گفتار را در کارنامه خود دارد. او یکی از بنیان‌گذاران دانشگاه تکینگی (Singularity) است و مستقیماً توسط «لری پیج» برای توسعۀ هوش مصنوعی شرکت گوگل انتخاب شده است. ری‌کورزویل تأکید می‌کند که ما در برهۀ هیجان‌انگیزی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم و پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیزی از آینده دارد. پیش‌بینی‌های او حاصل درکی است که از قدرت «قانون مور» و به‌ویژه قانون بازده شتاب دارد. این قوانین بیان می‌کنند که فناوری اطلاعات خط سیر پیش‌بینی‌پذیری را دنبال می‌کند. 🔸قانون بازده ‌شتاب ری‌کورزویل می‌گوید که رشد بی‌امان ، پیش‌بینی‌پذیر و نمایی‌ فناوری ، انسان‌ها را به دورانی می‌برد که کورزویل آن را سینگولاریتی (تکینگی) می‌نامد. بسیاری از ما آن ‌چه را که ری‌کورزویل می‌بیند، نمی‌بینیم چراکه هنوز در مراحل آغازین این رشدِ نمایی هستیم. شاید خیلی از افراد نسبت به پیش‌بینی‌های کورزویل نگران باشند، اما خود او نسبت به دوران پیشِ رو امیدوار است و آینده خوبی را پیش‌بینی می‌کند. 🔹حال نگاهی می‌کنیم بر پیش‌بینی‌های "ری کورزویل" در مورد آیندۀ تکنولوژی: 🔸سال2019: خداحافظی کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی آن‌ها با کابل و سیم 🔸سال2020: افزایش قدرت کامپیوترهای شخصی با امکان مقایسه آن‌ها با توان مغز انسان 🔸سال2021: امکان دسترسی به اینترنت بی‌سیم در 85درصد از نقاط کره زمین 🔸سال2022: وضع قانون رفتار انسان‌ها و ربات‌ها در آمریکا و اروپا (تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات‌ها) 🔸سال2024: اجباری شدن هوش کامپیوتری در خودروها (قانون منع استفاده از خودروهای فاقد هوش مصنوعی) 🔸سال2025: تشکیل بازارهای بزرگ عضوهای مصنوعی بدن انسان 🔸سال2026: تمدید عمر به ازاء هر ثانیه به کمک پیشرفت علم 🔸سال2027: تبدیل ربات‌های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت ، به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان 🔸سال2028: ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین 🔸سال2029: هوشمند شدن کامپیوترها در چارچوب مدل‌سازی کامپیوتری مغز انسان 🔸سال2030: گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت 🔸سال2031: استفاده از چاپگرهای سه‌ بعدی اعضاء بدن در تمام بیمارستان‌ها 🔸سال2032: استفاده از نانوربات‌ها در علم پزشکی (حذف مواد زائد از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن 🔸سال2034: نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی 🔸سال2036: استفاده از روش‌های برنامه‌نویسی برای برنامه‌نویسی سلول‌ها و درمان بیماری‌ها 🔸سال2038: ظهور ربات‌های انسان‌نما (مجهز به هوش مضاعف) 🔸سال2039: کاشت مستقیم نانوماشین‌ها در مغز (غوطه‌ وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی) 🔸سال2040: کاشت موتور جستجو در بدن انسان (مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص) 🔸سال2041: افزایش توان اینترنت به میزان 500 برابر امروز 🔸سال2042: نخستین مورد جاودانگی انسان ، ارتش نانوربات‌ها به کمک سامانۀ دفاعی بدن آمده و انواع بیماری‌ها را درمان می‌کند. 🔸سال2043: بدن انسان می‌تواند به کمک نانوربات‌ها به هر شکلی که بخواهد دربیاید. 🔸سال2044: توانایی هوش غیربیولوژیکی ، میلیاردها برابر هوش انسان 🔸سال2045: آغاز عصر تکینگی یا برگشت‌ناپذیری فناوری، کره زمین به یک ابررایانه تبدیل خواهد شد. 🔸سال2099: تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت. ♦️گفتنی است که پیش‌بینی‌های گذشتۀ ری کورزویل نیز در زمینه پیشرفت تکنولوژی تاکنون با دقت زیادی به وقوع پیوسته است. -به نقل از کانال مدیران نامدار ایران http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠کوچ علم از دانشگاه 🔹چرا کانادا، فرانسه، استرالیا، انگلستان، ژاپن و ... همانند ایران آمار تولید علم خود را منتشر نمی کنند؟! محال است آمار تعداد مقالات منتشر شده ژاپن را بیابید. چرا؟! چرا فقط کشورهایی مانند پاکستان، برزیل و هند عطش آمار مقالات دارند؟! 🔹جالب است بدانیم که ما تنها کشوری هستیم که رشته علم سنجی در ان دایر است؛ چراکه فقط ما سرگرم علم سنجی خودمان هستیم. ما بالاترین انتشار مقالات در این حوزه را در اختیار داریم. 🔹هدف علم سنجی که از حوزه کتابداری آمده است، در واقع مجله سنجی است نه حقیقت علم. علم سنجی قدرت تحلیل محتوای علم را ندارد. مبدع این اصطلاح اصلاً چنین منظوری نداشته است. علم سنجی صرفاً بیانگر شاخص های کمّی است نه کیفی. 🔹در سنت های اصیل علمی، تولید مقاله هیچ گاه نشان دهنده تولید علم نبوده است. راجرز کتابی نوشته به نام اشاعه نواوری. تا به حال 2500 مقاله در خصوص این کتاب منتشر شده است. این مقالات تولید علم نیست، یک مناقشه علمی است. این نبردهای علمی زمینه ساز تولید علم است نه الزاما خود علم. اگر ایین نامه ارتقا تا ده سال دیگر همین باشد، ما علاوه بر سرآمدی در تولید مقاله، بیشترین استاد تمام دنیا را نیز خواهیم داشت! 🔹کشوری مثل انگلستان بیش از سی سال است که از سنت publish or perish گذشته است. حدود 400 جایزه علمی در دنیا وجود دارد که هیچ یک از شاخص های ISI استفاده نمی کنند. 🔹در سنت پژوهشی انگلستان اصلاً به شاخص های ISI، ضریب تأثیر و مانند آن توجهی نمی شود. آنها مجدد به ارزیابی مقالات به شیوه خودشان مبادرت می کنند و به پرداخت پژوهانه و مانند آن اقدام می کنند. 🔹نظام رتبه بندی دانشگاه های ایران بر اساس نظامی است که خارج از ایران برنامه ریزی می شود و ما بین المللی کار کردن را با اعمال این شاخص ها اشتباه گرفته ایم در حالی که خود آمریکا که واضع ISI است، به طور ناچیز از این نظام استفاده می کند. 🔹ایران از بیانیه سانفرانسیسکو که هشداری به همه بود درس نگرفت. در این بیانیه بیش از چند هزار دانشمند و پژوهشگر و حدود 800 مجله علمی معتبر دنیا اعلام کردند که مبنا را در ارزیابی ها بر اساس مجلات قرار ندهید. از یکی از اساتیدی که 400 مقاله بین المللی داشتند سوال کردم فقط یکی از مشکلاتی را که در کشور حل کرده اید نام ببرید؟! پاسخ سکوت بود. 🔹از مدیران کشور 97% از مقالات ISI استفاده نمی کنند، 93% نیز مجلات داخلی را نه می شناسند و نه از آنها استفاده می کنند؟! برای چه کسی می نویسیم؟! 🔹وقتی شاخص ارزیابی اچ اندیکس شد، پژوهشگر با چه انگیزه ای روی پروژه ملی کار کند!؟ دلیل عمده این اتفاق این است که وزارت علوم ارزیابی ها را به سیاست گره زده است و افراد تنها به فکر ارتقای خویش هستند نه کشور. برگرفته از سخنرانی دکتر چشمه سهرابی http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠به اساتیدی که نسبت به اسلام زاویه دارند نباید اجازه تدریس داده شود ▪️آیت‌الله‌ سبحانی در دیدار دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: ♦️مسئله ای که وجود دارد این است که آیا ازدیاد دانشگاه و فارغ‌التحصیل دانشگاهی نیاز کشور بوده و یا اینکه باید کمتر از این مقدار وجود داشته باشد. تربیت دانشجو و دکتر باید به مقدار نیاز باشد و اگر بیش از حد نیاز صورت گیرد مشکلات جدی پیش می‌آید و دانشگاه‌ها باید از میان افراد عصاره آن‌ها را انتخاب کنند. ♦️گاهی پدر و مادرها گله می‌کنند که ما فرزندمان را متدین به دانشگاه می‌فرستیم اما در زمان خروج آن‌ها از دانشگاه پایبدی دینی آن‌ها کاهش می‌یابد و شورای انقلاب فرهنگی می‌تواند در حل این معضل نقش مهمی ایفا کند. ♦️گاهی نوشته هایی از منابع دانشگاهی برای ما آورده می‌شود که در این کتاب ها مبانی اسلامی مورد تشکیک قرار گرفته و شورای انقلاب فرهنگی باید بر محتوای کتب اشراف داشته باشد. ♦️شهید بهشتی در قانون اساسی تاکید داشتند که بندهای آن نباید مخالف اسلام باشد، چرا که در برخی از حوزه ها، اسلام نظری ارائه نداده است و کتب دانشگاهی نیز حداقل نباید با مفاهیم اسلام مخالفتی داشته باشند. ♦️برخی بیان می‌کنند که اسلامی کردن مفاهیم کتب دانشگاهی معنایی ندارد که متاسفانه این افراد در شورای انقلاب فرهنگی عضویت دارند. به اساتیدی که نسبت به اسلام زاویه دارند نباید اجازه تدریس داده شود. -نامه های حوزوی http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠روحانیان ایران در مواجهه‌ی با سه بحران بزرگ ➖علی زمانیان➖ چهل سال از حاکمیت روحانیان بر مسند قدرت می‌گذرد. چه بخواهند و چه نخواهند، در ترازوی افکار عمومی جامعه قرار دارند و احتمالا نمره ی پایینی در شیوه‌ی حاکمیتی و روش‌های مدیریتی گرفته‌اند. در نتیجه، روحانیان در ایران با شرایط بغرنج و پیچیده‌ای روبرو هستند. همین بحران ها است که سبب شده است از مرزهای اجتماعی عقب نشینی کنند و رابطه های پیشین خود را با جامعه از دست بدهند. اکنون پس حاکمیت چهل ساله است که بودن یا نبودن روحانیان در مسند سیاست و قدرت مسئله‌‌ای است که همگی با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. تردید جدی و گاهی انکار علنی حضور روحانیان در قدرت و مدیریت جامعه، در میان خود روحانیان نیز رخنه کرده و آن‌ها نیز با شکی بزرگ روبرو شده‌اند. ✅ روحانیان با سه موج بزرگ بحران بالا و پایین می‌شوند. آینده چه خواهد شد؟ 🔹 الف) بحران مرجعیت دینی بحران مرجعیت دینی شامل مرجعیت عام روحانیان و مرجعیت خاصی است که از آن به عنوان مرجعِ تقلید یاد می‌کنند. مرجعیت دینی به تعبیر مک‌گراث، یعنی"برای اظهار نظر معتبر در باب عقاید، باید به چه کسی یا چه چیزی مراجعه کرد؟" چه کسی در آن مقامی است که به صراحت بگوید موضع دین در باره‌ی فلان مسئله این است و نقطه‌ی پایان بر چالش ها بنهد؟ نظر چه کسی فیصله‌بخش نزاع‌هاست؟ پیش از این، روحانیان، اقتدار و مرجعیت دینی را در تیول خود داشتند و می‌توانستند بر پرسش‌ها و بدعت‌ها و "شبهه"ها فایق آیند. اما امروزه آن اقتدار و مرجعیت فرو ریخته است. نه برای فهم دین و نه مشخص نمودن بایدها و نبایدها و تکالیف دینی، مرجع نهایی محسوب نمی‌شوند. آنان در میان صداها، حداکثر یک صدا دارند و گاهی در میان تکثر اندیشه‌ها و آرا مختلف، گم می‌شوند. فردگرایی مدرن و سایر مولفه‌های مدرنیته سبب شده هر کس احساس کند، خود، روحانی خود است و دیگر نیازی به روحانی ندارد. برپای خود ایستاده است و خودش، کشیش خودش شده است. 🔹 ب) بحران کارکرد اجتماعی روحانیان در طول تاریخ علاوه بر مرجعیت دینی، از نوعی مرجعیت و کارکرد اجتماعی نیز برخودار بودند. در این جا مرجعیت اجتماعی اشاره به موقعیت اجتماعی روحانیان دارد که سبب می‌شد در تار و پود جامعه حضوری پررنگ داشته باشند. کارکرهایی چون سواد آموزی، حل و فصل مخاصمات، کارکرد نهاد مدنی در برابر جور حاکمان و نقش‌های متعدد اجتماعی که بر دوش می‌کشیدند. امروزه اما اکثر این کارکردها از روحانیان گرفته شده و به نهادها رسمی و قانونی سپرده شده است. کارکردهای اجتماعی پیشین، جایگاه و منزلت ویژه‌ای برای آنها فراهم کرده بود. وقتی این کارکردها را از دست دادند، از آن اهمیت و احترام اجتماعی نیز فرو افتادند. به عنوان مثال امروزه برای حل اختلافات محلی و بینافردی به روحانی مراجعه نمی‌شود. برای دریافت شیوه‌ی درست تربیت کودکان (به جای روحانیان) به مربیان و کارشناسان مراجعه می‌شود. بحران مرجعیت و کارکرد اجتماعی روحانیان چنان پیش رفته است که حضورشان را در صحنه های اجتماعی با پرسش و چالشی عمیق روبرو کرد. با افول کارکردهای اجتماعی، از آن مرتبه و منزلت پیشین سقوط کردند و امروزه محل هیچ گونه مراجعه‌ی اجتماعی نیستند. 🔹ج) بحران سیاسی روحانیان با وقوع انقلاب اسلامی، بتدریج کرسی امور سیاست و سیاستگذاری کشور را به تصاحب کردند. گویی ناخواسته در پی آن بودند که همه‌ی آن اقتدار اجتماعی و دینی از دست رفته‌شان را با اقتدار سیاسی، جبران نمایند. و شاید نمی‌دانستند قبضه‌ی حکومت و قدرت، به معنای مسئولیت است و پاسخگویی. و نمی‌دانستند از این پس، مسئول هر آن چه خواهند بود که رخ می‌دهد. عموم روحانیان، چندان از مقتضیات و لوازم سیاست، قدرت و حکمرانی چیزی نمی‌دانستند. آنان با ذهن بسیط خود، مسئله‌های پیچیده‌ی جامعه، حکومت و سیاست را سهل و آسان می‌دیدند و نمی‌دانستند پا در چه عرصه‌ی مهیبی می‌گذارند. مهمترین چیزی که روحانیان نمی‌دانستند این بود که در یک آزمون تاریخی و سرنوشت ساز قدم می‌نهند. آزمونی که باید مدعیات خود را به محک تجربه و آزمایش بگذارند. این که در نهایت از این آزمون تاریخی چگونه بیرون می‌آیند، پرسش مهمی است اما با نگاه به امروز این طبقه و صنف، چندان به آینده‌ی آنان امیدواری نیست. زیرا وقتی کارکرد و موقعیت اجتماعی‌شان را از دست داده‌اند نمی‌توانند حضوری فعال و معنا‌دار داشته باشند. البته همچنان که در تاریخ غرب مشاهده می‌کنیم، روحانیان همچنان حضور خواهند داشت اما مجبور می‌شوند به حداقل‌های ممکن اکتفا کنند. به بیان واضح‌تر، مجبورند تا پشت مرزهای سنتی‌خود پا پس بکشند. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠فیلم سینمایی «پارادایس» به کارگردانی علی عطشانی که از سال ۱۳۹۴ و بلافاصله بعد از ساخت توقیف شده بود، از روز چهارشنبه ۳بهمن به روی پرده رفت. ♦️این فیلم، داستان طلبه‌ای جوان است که در اینستاگرام با دختری آلمانی آشنا می‌شود و برای دیدنش به همراه استاد خود راهی آلمان می شود. ♦️اکران این فیلم با توجه به محتوا و قالب کمدی آن، واکنشها و تنشهایی به ویژه در میان طلاب و روحانیون به همراه خواهد داشت. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠چاپ دوم کتاب "طلبه زیستن"💠 ♦️از سوی انتشارات «نگاه معاصر»، ناشر کتاب "طلبه‌زیستن؛ پژوهشی مقدماتی جامعه‌شناختی در سنخ‌شناسی زیست طلبگی" چاپ دوم رسیده‌است. ♦️چاپ اول این کتاب، که خلاصه‌ای از یافته‌های پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشد مهدی سلیمانیه است، با مقدمه نسبتاً مفصل دکتر سارا شریعتی با عنوان «طلبگی یک نظام جامع؟ (جامعیت یا تخصص)» در سال 91 منتشر شد. #معرفی_کتاب #طلبگی #روحانیت #حوزه_علمیه http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0