eitaa logo
دغدغه‌های حوزوی
448 دنبال‌کننده
149 عکس
47 ویدیو
24 فایل
آئينه‌ای براى انعكاس مهمترين اخبار، دیدگاه‌ها، نقدها و تحليل‌هاى چالشی عرصه دين، فرهنگ، اجتماع، روحانيت و حوزه‌های علمیه... http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0 شناسه: @daghdagheha ادمین....
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 چرا بسته شدن عتبات ضرورت داشت؟ ✔️ یادداشت وارده/ سیدامید مؤذنی🔻 🔹 تا زمانی که وضعیت کرونا مسئله‌ای شهری بود و هنوز ورود زوار نوروز آغاز نشده بود، حرم‌ها باز بود و با محدودیت‌های دقیق و بهداشتی‌سازی حداکثری، امکان حضور زوار وجود داشت. اما با نزدیک شدن به نوروز مسئله باز بودن حرم‌، مسئله‌ای ملی شد. یعنی بسته‌نشدن حرم‌ها سبب می‌شد که زوار از شهرهای دیگر وارد مشاهد متبرکه بشوند. 🔹 بستن ورودی شهر نیازمند اتفاق نظامی بسیار خشنی است که چه‌بسا منجر به ازدست‌رفتن جان انسان‌هایی شود. برای جلوگیری از ورود حداقل چندهزار اتومبیل و جمعیت عظیم باید حجم زیادی نیروی نظامی از ورود مردم جلوگیری کنند که این قطعاً بدون درگیری انجام نخواهد شد. 🔹 ایران کشوری است که در سخت‌ترین شرایط تحریم بین‌المللی، مردمی همراه دارد که قحطی مصنوعی ایجاد نمی‌کنند،‌ جهادی و داوطلبانه برای کمک به نیروی درمانی و خدماتی به بیمارستان‌ها می‌روند،‌ ماسک رایگان تولید و توزیع می‌کنند و شبانه به ضدعفونی شهر می‌پردازند. تفصیل مطلب👈 https://b2n.ir/468055 🆔 https://eitaa.com/ijtihad 🔻🔻🔻🔻 🆔 @daghdagheha
💠تحلیل محتوای پیام نوروزی مقام معظم رهبری در آغاز سال ۱۳۹۹ ه.ش 🔸نگاهی به عناوین و‌ محورهای مهمترین مباحث مطرح شده توسط مقام ‌معظم رهبری در پیام نوروزی آغاز سال ۱۳۹۹ ۹۹ 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha
💠وداع با پایتخت؛ اشتباه پشت اشتباه 🖋علی خردمردی 🔹دو قسمت از سریال شیرین پایتخت گذشته و احساس می شود که بازخوردها نسبت به آن کمی صفر تا صدی است. 🔹اول اینکه چرا عادت کرده ایم تا از چیزی خوشمان نیامد یا با مبانی ما سازگار نبود با آن وداع کنیم؟ 🔸 بهتر است توجه داشته باشیم که جامعه مسیر خودش را طی میکند و به خداحافظی های ما حوزویان هیچ اهمیتی هم نمی دهد. این حقیقتی است واضح و مبرهن مگر اینکه بخواهیم با جار و جنجال آن را کتمان کنیم. 🔸بر همه روشن است که پایتخت یک پشتوانه ی ملی دارد. خوب یا بد مردم پایتخت را دوست دارند و اگر پایش بیفتد تا پایتخت ۱۰ را هم می بینند. 🔹امر دیگری که در اینجا بسیار مهم است تکلیف دینی و شرعی ما حوزویان در راستای هدایت جامعه است. ❓اما آیا با خداحافظی کاری درست می شود؟ ❓تا به حال کجا با خداحافظی کاری را درست کردیم که این دومی اش باشد؟ 🔹بهتر است دیگر دست از این مدل برداریم و به فکر اصلاح بیفتیم و خداحافظی را فقط برای دشمنان قسم خورده ی دین بگذاریم نه دوستان نا آگاه. 🔹آن چه که مهم است اصلاح مدل ها است. ▫️کادر سریال پایتخت در این چند سال تا به حال (تقریبا) توانستند که یک زندگی ایرانی_اسلامی را به شیرینی به تصویر بکشند. عوامل این فیلم هزار بار شرف دارند بر فیلم و سریال سازهایی که فیلمشان هیچ رنگ و بویی از دیانت ندارد. ❓مگر در عرصه هنر و سینما چند نفر را مانند سیروس مقدم داریم؟ طبیعی است که او نه درس دین خوانده و نه در یک ساختار مذهبی رشد کرده اما دغدغه ی سنت گرایی در فیلم هایش حس می شود. این چیزی است که باید آن را ارج نهاد نه این که همین چند نفر آدم درست و حسابی را هم بایکوت کنیم و بگوییم پایتخت از نظر ما دیگر تمام شده است. 🔴بهترین راهکار انتقاد دلسوزانه است. طوری که وقتی به گوش عوامل فیلم می رسد بدانند که منتقدین حامیان آنها هستند نه در صدد تخریب و انداختن آنها از چشم مردم. ▪️بهتر است که در نوشتن نقدها این نگاه دلسوزانه احساس شود تا جامعه ی هنری به جامعه ی مذهبی به چشم همیشه غُر زن ننگرد‌‌. 🔸قطعا در این دو قسمت پایتخت اشکالات فروانی بود حتی اشکالات شرعی اما راهش بایکوت نیست. 🔻🔻🔻🔻 @alikheradmardii @daghdagheha
💠آنچه می توان از کرونا آموخت 🖋دکتر شمس الملوک مصطفوی( استاد فلسفه دانشگاه تهران) 🔸جهان در حال حاضر و در عصر جهانی‌شدن، به علت پیشرفت‌های شگفت‌انگیز تکنولوژی‌های رسانه‌ای و ارتباطی، به یک کل به‌هم پیوسته و یک‌پارچه تبدیل شده است. اینک با تغییر وضعیت‌های زمانی و مکانی، ارتباطات متقابل و سرعت عمل اجتماعی، «سرزمین» معنای سنتی خود را از دست داده و دیگر وجود مرزهای جغرافیایی و فرهنگی قادر نیست از نفوذ دنیای بیرون به درون خانه و جامعه جلوگیری کند و لذا هر مشکل و یا رخدادی در هر نقطه‌ای از جهان می‌تواند سایر مناطق را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین نیاز به تعریف جدید واژه‌هایی چون مسئولیت، تعهد، ارتباط، دیگری و… ضرورتی انکارناپذیر دارد. 🔸بیماری ویروسی کرونا و نحوۀ سرایت و گسترش آن، نمونۀ عینی و روشنی است از وضعیت پیچیده «هم‌جواری»، یعنی نزدیکی فزایندۀ جهانیان با یکدیگر و تبعات آن در عصر جهانی‌شدن. یک فرد بیمار می‌تواند ناقل بیماری به دیگرانی باشد که هیچ آشنایی و ارتباط خاصی با او ندارند و آن دیگران نیز می‌توانند کسان دیگری را مبتلا کنند بدون آن که خود نشانه‌ای از بیماری داشته باشند. و چون به واسطۀ امکانات حمل و نقل آسان و سریع مردم در سرتاسر جهان با یکدیگر در ارتباط‌اند، همۀ کشورها آلوده می‌شوند و مسئلۀ یک جامعه به مسئلۀ همۀ جوامع بشری تبدیل می‌شود. 🔸این پدیده جدید، پیامدها و آموزش‌های متعدد و جدیدی دارد که بسیار در خور تأمل بوده و می‌تواند درس‌آموز باشد: 🔹۱. یکی از مهم‌ترین پیامدهای درخور تأمل آن، بسط مفهوم فعل اخلاقی است زیرا در چنین وضعیتی دایرۀ مصادیق فعل اخلاقی از محدودۀ رفتارهایی که صرفاً محیط زندگی فردی و یا حداکثر اجتماعی خود فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، فراتر می‌رود و «مسئولیت» در قبال عمل فردی، معنای جدیدی به خود می گیرد. چراکه تصمیم یک فرد برای مراقبت و یا عدم مراقبت از سلامتی خودش، در واقع تصمیمی است که برای سلامتی و یا عدم سلامتی همۀ مردم در سرتاسر عالم اتخاذ می‌کند؛ یک فرد بیمار می‌تواند کل جامعه را بیمار کند و یک جامعۀ بیمار، دیگر جوامع را. شاید بتوان قاعدۀ طلایی اخلاق را که در کانت تفسیری عقلانی پیدا کرده است به‌صورت انضمامی و عملی بازشناخت بدین معنا که یک فرد با انتخاب بیماری برای خود (به دلیل بی‌توجهی و عدم مراقبت‌های بهداشتی)، عملاً بیماری را برای همۀ مردم برمی‌گزیند چراکه تصمیم وی از دایرۀ اثرگذاری شخصی بسیار فراتر می‌رود و ابعاد گسترده و جهانی پیدا می‌کند. بی‌شک مسئولیت اخلاقی چنین تصمیمی و نیز تبعات آن با معیارهای رایج مسئولیت‌پذیری و سنجش فعل اخلاقی تفاوتی بنیادین پیدا می‌کند. 🔹۲. پیامد دیگر بیماری «کرونا» با قابلیت گسترش و انتقال پیچیده و عجیبی که دارد، آن هم در زمانه‌ای که پیشرفت‌های علمی مرتبط با شناخت و درمان بیماری‌ها، در اوج است، این است که نشان می‌دهد بشر هیچ گاه نمی‌تواند مدعی شود که نسبت به تمامی خطرات پیرامون خود آگاه بوده و راه‌های مقابله آبادی آن‌ها را یافته است. شواهد متعددی در تاریخ دهه‌های اخیر، یعنی اوج پیشرفت‌های علمیِ پزشکی و بیولوژیک، دال بر این مدعاست که علم همیشه در اوج غرور و تبختر خود با مشکلاتی روبه‌رو شده که با صرف مدت‌ها تلاش و توان مضاعف و قربانیان بسیار موفق به غلبه بر آنها گشته است. این سخن به‌معنای کم‌ارزش شمردن پژوهش‌های علمی نیست زیرا به‌واسطۀ همین پژوهش‌هاست که راه‌حل‌ها یافت می‌شوند و این‌گونه خطرات رفع می‌گردند، بلکه بدین معناست که نظام هستی بسیار پیچیده‌تر از آن است که بشر بتواند مدعی شود از اسرار بسیار نهفته در هزارتوی عالم، سر در آورده و همۀ معماهای آن را گشوده است. 🔹۳. کرونا به ما می‌آموزد که جهان قوانینی دارد که کشف و به خدمت گرفتنشان کار علم است و ترس‌هایی دارد که مواجهه و غلبه بر آنها کار دین است (البته مرادم از دین نه شریعتی خاص بلکه کلیۀ راه‌های معنوی اتصال به ماوراء است که دین به‌معنای خاص هم می‌تواند مصداقی از آن باشد). لذا علم و دین که در اصل هر دو به ساحت یک حقیقت کلی تعلق دارند، برای بقای آدمی به‌خصوص در عصر مخاطرات بی حد و حصر و پیش‌بینی‌ناپذیر عصر جهانی شدن، به یکدیگر نیاز دارند. آن چه دین بر عهده دارد مکمل چیزی است که علم متکفل انجام آن است و بالعکس. برای مثال در شرایط کرونایی امروز علم می‌گوید چگونه در مقابل آسیب‌های جسمی ناشی از بیماری از خود محافظت کنیم و دین به ما می‌آموزد که چگونه آرامش خود را در قبال ترس و وحشت ناشی از شرایط بحرانی فعلی، حفظ کنیم. و لذا همان‌طور که جسم و روح برای حفظ سلامت خود به یکدیگر نیازمند و وابسته‌اند، علم و دین هم برای سامان دادن به یک زندگی مطلوب برای آدمی، به یکدیگر احتیاج دارند. 👇👇👇
👆👆👆 🔹۴. همچنین کرونا به ما می آموزد که بر خلاف نظر سارتر، «دیگری» دوزخ ما نیست بلکه می تواند صرف‌نظر از ملیت، مذهب، فرهنگ متفاوت، ناجی ما باشد کما این که بدون حضور و وجود دیگری، توان مقابله و مواجهه و حل بسیاری از بحران‌ها، به‌خصوص بحران‌های زیست محیطی فراروی آدمی، امکان‌پذیر نیست. 🔹۵. نباید فراموش کرد که انسان‌ها برای دوام و بقای خود بر روی کرۀ زمین، اولاً به ارتباط متقابل عاطفی با یکدیگر نیاز دارند. کما این که قرنطیۀ کرونایی و قطع ارتباط نسبی مردم با یکدیگر، خلا بزرگی در روابط عاطفی افراد خانواده و آحاد جامعه ایجاد کرده است که علاوه بر پیامدهای منفی کوتاه مدت، می‌تواند آسیب‌های روحی و روانی بسیاری را در دراز مدت به‌دنبال داشته باشد. ثانیاً حل‌وفصل چنین بحرانی جز با همکاری همه‌جانبه فکری و علمی و فنی و… همۀ دست‌اندرکاران امور مربوطه و حتی مردم عادی با یکدیگر امکان‌پذیر نیست. ♦️سخن آخر این که اصولاً مواجهۀ معقول و منطقی و نتیجه‌بخش با مشکلاتی که بشر در جهان کنونی با آن‌ها رودرروست، اعم از بیماری، فقر، نابرابری، افسردگی، پوچی، بحران های هویت و معنا و… گفتمان‌ها متعددی را می‌طلبد که خود نیاز به همفکری همۀ پژوهشگران در همۀ حوزه‌های علوم، اعم از علوم انسانی، علوم تجربی و… دارد. 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha
💠مواجهه سنجش‌‌‌گرایانه با طب اسلامی 🖋رضا تاران 🔸چندین سال پیش و در زمان حیات مرحوم موسوی ده‌‌‌سرخی، دفتر این عالم اخباری رفته بودم، او کشکولی از خاطراتش را نوشته بود، صفحه‌‌ای باز کرد و به یکی از حضار داد تا با صدای بلند بخواند، مضمونش این بود: یهود از شیطان پرسید با شیعیان چه کنیم؟ شیطان گفت آنها را بی‌‌غیرت کنید، یهود پرسید چگونه؟ شیطان جواب داد استخوان خوک را پودر کرده و بعنوان قرص و کپسول به شیعیان بخورانید. بعدها آقای روازاده در یکی از مدارس علمیه، کلاس طب اسلامی دایر کرد، حکمای دیگر هم اضافه شدند، حکیم مرتضوی، حکیم خیراندیش و شیخ عباس تبریزیان، البته پیش از آنها هم مرحوم آل اسحق پرچم طب اسلامی را بلند کرده بود، یکسال در محله زاویه قم با ایشان همسایه بودیم و دیده بودم چگونه از شهرهای دور و نزدیک به امید درمان نازایی به ایشان مراجعه می کردند و ویزیت رایگان می‌‌شدند و با کوله‌‌باری از داروهای گیاهی خریداری شده آنجا را ترک می‌‌‌کردند. اما تبریزیان کلاس درس مفصلی در مدرسه فیضیه برپا کرد و طب اسلامی از طرف تشکیلات حوزه رسمیت بیشتری داده شد. بوفه مدرسه فیضیه کلکسیونی دائمی از کتابهای این حکما را برای فروش به نمایش گذاشته بود. 🔸فعالیت حکما در طول دو دهه اخیر عمومی‌تر شد، در رفت و آمدهای طلبگی تاثیر این کلاس‌‌ها دیده می‌شد. روزی خانه دوستی میهمان بودیم، میزبان برای پذیرایی «دم نوش گیاهی» آورد، یکی از میهمانان به شوخی گفت من چایی می‌‌‌‌‌‌خواهم و میزبان گفت مدتهاست برای خانه چایی خریداری نمی‌‌‌‌کنم. شبی هم به اتفاق چند نفر از دوستان فاضل-اکثرا درس خارج می‌خواندند- در جایی میهمان بودیم و حدود دو و نیم ساعت درباره خاصیت عسل و ترکیبات مختلف آن بحث شد. در برخی از محافل طلبگی درمان بسیاری از دردها در حجامت جستجو می‌شد. خانم‌ها به خرید لوازم آشپزخانه مسی روی آوردند. برخی از طلبه‌‌‌‌ها با حضور در کلاس حکمای طب اسلامی، نسخه تجویز می‌کردند، برخی از طلبه‌‌‌ها هم در ایام تبلیغی، بالای منبر برای مردم طب اسلامی آموزش می‌‌دادند، طلبه‌‌‌ای که برای تبلیغ به پادگان ارتش می‌‌‌رفت، می‌‌‌گفت از زمانی که برای سربازان طب اسلامی می‌‌گویم مخاطبانم با علاقه حرفهایم را گوش می‌کنند. آماری از عدد عطاری‌های قم ندارم اما اگر ساعتی در خیابان‌های قم حرکت کنید ده‌ها عطاری را می‌توانید ببینید. 🔸طب اسلامی در قم تا حدودی عمومی شده است و طرفداران آن هم کم نیستند، از کم و کیف آن در شهرهای دیگر خبر ندارم، همین قدر می‌دانم که حکمای قم در شهرهای مختلف شبکه وکالت درست کرده و نمایندگانی معرفی کرده‌اند. بنظر می‌‌‌رسد با توجه به عمومی شدن آن، سه حوزه مطالعاتی می‌‌توانند یا باید با این وضعیت مواجهه روشن‌‌تری داشته باشند: علوم حوزوی، علوم پزشکی و علوم اجتماعی. 🔹سنجش الهیاتی: حوزویان باید مدعیات طب اسلامی را از منظر الهیات مورد سنجش قرار دهند بصورت مشخص باید دلایل آنان را مورد ارزیابی قرار دهند و اگر قابل اثبات نیست، مومنین طب اسلامی را با استدلال‌های الهیاتی اقناع کنند، درحالی که نگاه حوزویان به طب اسلامی یکسان نیست اگر به پیش از کتاب سوزی و کرونا برگردیم نگاه‌‌‌های مختلف حوزویان را می‌‌‌توانیم مرور کنیم. بطور مثال آیت‌الله مکارم شیرازی معتقد است«مجموعه‌اى درباره تمام دردها و درمان‌ها و داروها به نام طب اسلامى نداريم؛ البته اشاراتى در قرآن مجيد و اشارات بيشترى در روايات اسلامى به مسائل مربوط به پيشگيرى از بيمارى‌ها و درمان‌ها شده كه بسيار قابل استفاده است» از نظر آیت‌الله نوری همدانی«اسلام با تمام ابعاد زندگی بشر در ارتباط است؛ اگر کسی طب اسلامی را منکر شود کار درستی انجام نداده است»، مومن طب اسلامی با آرای مختلفی از سوی حوزویان روبرو است. 🔹سنجش علمی: ادعاهای مدعیان طب اسلامی را قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، به یک مشکل در عرصه سلامت عمومی تبدیل شده است، مدعیان طب اسلامی می‌‌گویند سازمان‌ها، مراکز و متخصصان پزشکی جدید حاضر نیستند ادعاهای بحق طب اسلامی را مورد سنجش قرار دهند، بنظر می‌رسد ایجاد زمینه جهت سنجش ادعاهای طب اسلامی، می‌تواند به شفاف شدن فضای موجود کمک کند. حوزه علمیه می‌تواند از منظر الهیاتی ادعاهای مدعیان را مورد سنجش قرار دهد و سنجش علمی این ادعاها از توان حوزه علمیه خارج است. 🔹سنجش اجتماعی: عوامل گرایش برخی از طلاب و مردم به طب اسلامی چیست؟ بنظر این پرسش را باید علمای علوم اجتماعی بررسی کنند. عمومی شدن یک ایده لزوما مرتبط با سازگاری منطق درون گزاره‌های آن ایده نیست و چه بسا زمینه‌‌های اجتماعی و سیاسی نقش موثری داشته باشند. بررسی این بخش نیز نه در حوزه مطالعه حوزویان است و نه پزشکان. 🔹اگر فرایند سنجش روشن باشد به نظر می رسد بخشی از طرفداران غیر ایدئولوژیک طب اسلامی تابع نتیجه سنجش خواهند بود. -نامه‌های حوزوی 🔻🔻🔻🔻 🆔 @daghdagheha
5.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠اصحاب رسانه و تریبون‌دارها در شرایط امروز چه باید بکند؟ 🔸در روزهای بحرانی از دست اصحاب‌رسانه چه کارهایی بر‌می آید؟ 🔸راهکارهایی جهت مدیریت و کنترل افکار عمومی جامعه در شرایط بحران 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha
💠کرونا، برخورد نزدیک با اندیشه‌های دور 🖋فریدالدین فریدعصر(پژوهشگر حوزه دین و فلسفه) ◀️{1 از 3} 🔸یکی از پیامدهای شیوع ویروس کرونا در سرزمین ما، داغ شدن نزاع طب اسلامی و پزشکی جدید است. طی هفته‌های گذشته به اندازه کافی اخباری از این نزاع منتشر شده است. بسیاری از مردم و حتی برخی از طرفین دعوا بیشتر به خروجی‌های رسانه‌ای این ماجرا توجه می‌کنند که معمولا به شکل مچ‌گیری و حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن بروز می‌کند. 🔸اما عده کم‌تری که با مباحث فلسفه علم آشنایند، به فراست دریافته‌اند که ورود این نزاع از سطح مباحثه نظری به کارزار عملی در همین یکی دو ماه اخیر، چه تجدیدنظرهایی را در باب علم اسلامی موجب خواهد شد. برای درک اهمیت موضوع، کتاب «تولد کلینیک(1963)» اثر میشل فوکو را پیشنهاد می‌کنم. او در این کتاب به خوبی نشان داده که پزشکی بالینی بنیاد علوم انسانی مدرن را گذاشته است. اگر مدعای فوکو برای ما قابل درک باشد خواهیم دانست که طوفان‌هایی مانند کرونا، چه اندازه بر پژوهشگران فلسفه علم تاثیرگذار است. 🔸برای شروع لازم است بدانیم محل نزاع کجاست و دعوای این دو گروه بر سر چیست و بر سر چه چیزی نیست؟ برخلاف لودگی‌های رسانه‌ها اصلا نزاع بر سر این نیست که مثلا استعمال روغن بنفشه کار مفید و معقول یا مضر و مسخره‌ای است؛ که در پزشکی جدید هم انواع شیاف تجویز می‌شود و می‌دانیم که امروز در داروخانه‌ها داروهایی با استفاده از ترکیبات گل بنفشه تولید شده و به فروش می‌رسد. همچنین مساله این نیست که آیا همه تجویزهای طب اسلامی بدون خطا بیماران را درمان می‌کند؛ که هیچ پزشکی نیز مدعی کارآمدی صددرصدی شیوه‌های درمان نوین نخواهد بود و اصلا همه فنون از جمله پزشکی به محدودیت های طبیعی خود واقفند. دعوا حتی بر سر این هم نیست که مثلا داروی امام‌ کاظم یا دیگر نسخه‌های طب اسلامی، مستند به روایت صحیح از معصوم(ع) است یا نه. چون این دعوا باز به قول اهل منطق نزاعی صغروی است. 🔸واقعیت اینست که اصل این اختلاف یکی بر سر «منشاء» پيدايش علوم و فنون است؛ و دیگر، اختلاف درباره «روشی» است که منجر به علمی بودن یک دانش می‌شود و بحثی که تحت عنوان «ملاک اثبات‌پذیری گزاره‌های علمی» در جریان است. بسیار خلاصه موضع طرفین نزاع در این دو ساحت را اینگونه می توان توضیح داد: 🔸سال‌هاست در حوزه‌های علمیه و به تبع در دانشگاه‌ها بحثی وجود دارد که می‌گوید: تنها علوم و فنونی شایسته توجه و پیروی هستند که «منشاء وحیانی و الاهی» داشته باشند. البته گمان نشود که این تفکر زاییده دهه‌های اخیر و صرفا واکنشی در برابر سوبژکتیویته و انسان‌گرایی علوم غربی است. پشتوانه‌های این اندیشه را هم در متون اساطیری و حماسی ایران باستان مانند متون اوستایی و شاهنامه می‌توان یافت و هم می‌شود مویداتی از منابع اسلامی برایش ردیف کرد. 🔸ایرانی ها و به تعبیر کلی هایدگر «اهالی شرقِ اندیشه» معتقد بودند که فنون و دانش‌های مورد نیاز بشر به مدد پروردگار و از طریق پیامبرـ پادشاهان نخستین شناخته و در اختیار مردم قرار داده شده است. اگر تاریخ پیشدادیان در شاهنامه را ببینید با جزئیات این باور اسطوره‌ای آشنا خواهید شد. همچنین در قرآن و برخی روایات، تبیینی اینچنین از منشاء وحیانی فنون قابل مشاهده است. تعابیری نظیر «النّا له الحدید» و «علّمناه صنعه لبوس» که به تعلیم صنعت ذوب آهن و زره سازی از سوی خدا به حضرت داوود اشاره دارد؛ یا تعابیر کلی‌تری مانند «علّم الانسان ما لم یعلم» برای اثبات منشاء الاهی علوم، اکتشافات و اختراعات بشری محل رجوع است. از سویی روایاتی با این معنا که« هر علمی که جز از خانه ما اهل بیت صادر شده باشد باطل است» به خوبی برای نفی علوم غیر وحیانی کافی است. تلفیق دو سنت اسطوره‌ای و اسلامی در شکل‌گیری باورهای اهل فتوت و صاحبان اصناف روشن است. نگاهی به فتوت‌نامه‌ها که در حکم منشور اخلاقی اصناف گذشته است، این مساله را که هر صنف و شغلی خود را متصل به یکی از انبیا و اولیای الاهی کرده آشکار می‌سازد. 🔸پس در ضمیر مومنانه ایرانیان مسلمان به طور عام و در ذهن عالمان شیعه به طور خاص، این اعتقاد وجود دارد که علوم و فنون در عالم یا تحت ولایت الاهیه پدید آمده یا تحت ولایت طاغوت. روشن است که اگر کسی ادعای ایمان داشته باشد نباید از علوم برساخته نظام طاغوت پیروی کند یا برای ترویج و تقویت آن بکوشد. در این تفکر که در اثر تبیین‌های پررنگ و مفصل دهه‌های اخیر، پیروان بسیاری نیز فراهم آورده، همه پیشرفت‌هایی که بشریت به آن محتاج است از طریق انبیاء و اولیای الاهی به مردم منتقل شده است و دانشمندان باید در ادامه این مسیر گام بردارند. ماهیت علم در نگاه مومنانه « نور» است که خداوند بر قلب بندگان دوست داشتنی‌اش می‌تاباند. 👇👇👇
👆👆👆 ◀️{2 از 3} 🔸هرچه علوم الاهی سعادت دنیا و آخرت بشر را تضمین کرده است، علوم شیطانی تنها دنیای پیروان طاغوت را آباد می‌کند و عاقبتی جز خسران ابدی ندارد. در این نگاه، علوم با منشاء جغرافیایی غرب مدرن(غربِ اندیشه)، بشریت را به قهقرا برده و به نابودی می‌کشاند. تمام سازمان های جهانی که ریشه در تفکر و دانش غربی دارند نیز عمله طاغوتند. سازمان بهداشت جهانی، یونیسف، یونسکو، سازمان ملل متحد و... همه از این جهت بی اعتبارند. 🔸کلیت رفتار سیاسی جمهوری اسلامی در مواجهه با غرب نیز در همین راستا قابل توجیه است. تعابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی مبنی بر مخالفت کامل با غرب و تبیین‌های رهبر انقلاب در نفی تمدن و فرهنگ غربی در این سپهر فهمیده و اجرا می‌شود. 🔸نسخه جایگزین علوم غربی، بازگشت به وحی و سنت الاهی است. طب اسلامی نیز زاییده همین تفکر است و از این منظر نه تنها با پزشکی مدرن در ستیز است بلکه به همین دلیل با طب سنتی بوعلی سینا هم میانه‌ای ندارد چون منشاء این طب را در حکمت یونانی می‌داند. 🔹در آن سو و در دانشگاه های غربی، سال‌هاست دانشمندان چشم از آسمان برداشته‌اند و رابطه علم با وحی الاهی را بی معنا دانسته‌اند. هرچند ریشه این تفکر را در نزاع ارسطو با نگاه اشراقی استادش افلاطون باید جستجو کرد، اما رنسانس دینی و علمی که به عصر روشنگری در اروپا منجر شد توانست کاملا دانش را از مفهوم دینی و الاهی آن رها کند. علم مدرن سه سده اخیر، انسان و قدرت شناسایی او را کاملا به جای خدا نشانده است و به نام دنیای مدرن و با چوب «ملاک علمی بودن»، هرگونه دانش سنتی را به جرم کهنه بودن و هرگونه اتکا به غیر از شیوه‌های تجربی را به سختی طرد می‌کند. همانقدر که علم اسلامی در نفی علم طاغوتی می‌کوشد، علم مدرن غربی نیز حیات خود را در مرگ علوم و فرهنگ سنتی می‌بیند. برای همین، رسانه‌های دنیای مدرن از همه شیوه‌های هدایت افکار عمومی برای به حاشیه راندن تفکر سنتی و علوم مرتبط با دین استفاده می‌کنند. 🔹روشن است که چنین دوگانه‌ای در مشرب و مبدا، لابد اختلاف در شیوه و روش علمی بودن را هم در پی دارد. طب سنتی و پزشکی مدرن هر دو از روش تجربی بهره می برند. یعنی نمونه های مشخصی را بررسی و تجربه می‌کنند و بعد با توجه به نتایج بدست آمده، نسخه‌ای را برای عموم تجویز می‌کنند. به این شیوه در علم منطق حرکت از جزئی به کلی یا استقرا ناقص گفته می‌شود. این شیوه مرسوم در علوم طبیعی در عصر روشنگری به عنوان روش مطلوب برای سایر علوم انسانی معرفی شد. پوزیتیویسم یا اثبات گرایی بر این مساله تاکید و تصریح می‌کند که الگوی مطالعات علوم انسانی باید شیوه ‌های بکار رفته در مطالعات تجربی باشد. این نکته بسیار جالب توجه است که پزشکی مدرن خود الهام بخش تحول در علوم انسانی غربی شده است و از این جهت نقش متهم ردیف اول را دارد. اما طب اسلامی برای درمان بیماری‌ها، از احادیث و روایات منقول از اهل بیت(ع) استفاده می‌کند. طبیب اسلامی با همین ادعا خود را مجتهد و محدّث نیز می‌داند. یعنی توان مراجعه به آیات و روایات و استنباط از احادیث طبی را دارد و از مجموعه دستورهای بهداشتی معصومان، به نسخه‌های قابل تجویز برای مردم می‌رسد. حال اینکه چقدر روایات این حوزه از حیث سند یا دلالت قابل اتکا هستند یک بحث روشی است. پس اگر یک مرجع تقلید بگوید ما طب اسلامی نداریم احتمالا منظورش اینست که در سند یا دلالت عمده روایات طبی و بهداشتی منسوب به معصومان، تشکیک کرده است. فقهای متقدم نیز پیش‌تر گفته‌اند که بسیاری از این دسته روایات یا اساسا قابل استناد نیستند یا بر موارد خاص دلالت می‌کنند. پس نفی طب اسلامی از سوی فقها احتمالا به معنای نفی مفهوم علم اسلامی نیست. گو اینکه همین علما، معتقدند که علوم تجربی توان هماوردی با علوم وحیانی را ندارند. 👇👇👇
👆👆👆 ◀️{3 از 3} 🔻به هر حال نزد صاحبان هر دو تفکر نوعی دیکتاتوری و جزم اندیشی وجود دارد که مانع از گفتگو و همزیستی می شود. گویا مردم ناچارند در این دوگانه نظری تنها یکی را برگزینند. 🔸راست است که انسان امروز، انسان پسا مدرن است و هرچند عمیقا به سنت باور ندارد و عملا علم اسلامی را نمی‌تواند جدی بگیرد اما از سویی اعتمادش به علوم مدرن هم به شدت مخدوش شده است. اگر پزشکان مدرن امروز بالاخره با میراث طب سنتی – و نه طب اسلامی- کنار آمده‌اند و در کنار شيوه‌های جدید برخی درمان‌های سنتی را هم تجویز می‌کنند، نتیجه نفوذ فرهنگ پسامدرن است که از قطعیت هر اندیشه‌ای حتی اندیشه مدرن دوری می‌کند. اگر انسان پسامدرن به وقت بیماری همزمان داروی شیمیایی را با جوشانده گیاهی مصرف می‌کند و هم به ضریحی دخیل می‌بندد جای هیچ شگفتی نیست؛ چون این فرهنگ پسامدرن است که همه راه‌ها را برای انسان، پیمودنی می‌داند. همچنین اگر امروز می‌بینید که مراجع تقلید سنتی یا مسوولان انقلابی و حزب اللهی که دلبسته علوم اسلامی و دشمن نظام غربی هستند، گاه برای مقابله با بیماری هایی نظیر کووید19 عملا پزشکی مدرن را به رسمیت می شناسند، با این توجه قابل درک است که همه ما از عوام تا خواص، دیندار یا بی دین، غربی یا شرقی، در جهان پسامدرن نفس می‌کشیم. و عجیب نیست که حرف انسان پسامدرن با عملش جور نیاید و رفتارهای پارادوکسیکال از خود نشان دهد. 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha
💠تقدیر کرونا 🖋رضا تسلیمی طهرانی 🔸چرا فکر می‌کنید در شرایط عجیب و غریب امروز، مردم با اراده خود در خانه خواهند ماند و به خرید نخواهند رفت؟ چرا فکر می‌کنید در نوروز امسال جاده‌ها خالی خواهند بود و مردم با میل و اراده خویش به مسافرت نخواهد رفت؟ شاید چون هنوز فکر می‌کنید مردم در تمام شرایط بر اساس فرهنگ والای انسانی و قواعد تمدن بشری عمل می‌کنند! 🔸اتفاقات چند هفته اخیر بار دیگر نشان داد که انسان‌های قرن بیست و یکم که متمدن و با فرهنگ خوانده می‌شوند در مواقع اضطراری و بحرانی بسیاری از آداب و رفتارهای متمدنانه را به فراموشی می‌سپارند و به آنچه تمدن بشری و اخلاق انسانی از آنها انتظار دارند بی‌توجه هستند. تفاوتی هم نمی‌کند که این انسان‌ها در ایران باشند یا در ایتالیا و آلمان! 🔸با این‌همه، اوضاع در ایران ممکن است مقداری متفاوت باشد. دلایل این امر را می‌توان در نحوه مواجهه ایرانیان با مرگ و مردن پیدا کرد. ایران جامعه‌ای است که در آن حوادث غیر عمد شایع‌ترین علت مرگ و میر در بین افراد زیر 40 سال است. 🔸ایران از لحاظ آمار مربوط به کشته شدگان بر اثر تصافات رانندگی وضعیت مناسبی ندارد و در رتبه‌ای پایانی جدول کشورهای جهان قرار دارد. در ایران سالانه 27000 نفر بر اثر حوادث رانندگی جان خود را از دست می‌دهند و تنها در تعطیلات نوروزی سال گذشته (از 25 اسفند 97 تا 17 فروردین 98) روزانه 38 نفر در تصادفات رانندگی کشته شده‌اند. 🔸آلودگی هوا در کلان شهرها، شهرهای بزرگ و متوسط سالانه هزاران قربانی می‌گیرد، به نحوی که در سال 1397 و تنها در تهران 3447 مرگ بر اثر آلودگی هوا رخ داده است. 🔸در کنار این‌ها باید مرگ‌های ناشی از حوادث هوایی، ریلی و بلایای طبیعی را نیز در نظر گرفت که سالانه هزاران قربانی می‌گیرند. 🔸ایران سرزمینی است که مرگ در آن پدیده‌ای غریب و ناآشنا نیست و مرگ حداقل در بین بسیاری از افراد و اعضای طبقات اجتماعی چندان جدی گرفته نمی‌شود. 🔸تا به حال فکر کرده‌اید، چرا فردی که از اتومبیل یا موتور سیکلت نمی‌ترسد و بسیاری از رفتارهای پرخطر را با آنها انجام می‌دهد باید از ویروسی نادیدنی و کوچک بهراسد؟ 🔸بر اساس نتایج نظرسنجی‌های انجام شده در چند هفته اخیر در تهران بیش از نیمی از پاسخگویان نگران مبتلا شدن خود و خانواده‌شان به کرونا نیستند و 68 درصد آنها گمان می‌کنند هرگز به کرونا مبتلا نمی‌شوند. مسئولان بهداشت کشور هر روز از مردم درخواست می‌کنند که به سفر نروند و در بازارهای پر جمعیت به خرید نپردازند اما بسیاری از مردم توجهی به این هشدارها نمی‌کنند. 🔸یافته‌های تحقیقات پیشین و از جمله پژوهش انجام شده توسط نگارنده در مورد «سیمای فکری مرگ در بین ساکنان شهر تهران» نشان می‌دهند که در اینجا تقدیرگرایی یکی از نمایشنامه‌های فرهنگی رایج در مورد مرگ و مردن است. بر این اساس بسیاری از افراد به انجام رفتارهای پرخطر مبادرت می‌ورزند و خود را در معرض مرگ قرار می‌دهند. آنها مردن را بخشی از تقدیر و سرنوشت خود می‌دانند که با اعمال و رفتارهای آن‌ها نسبت مستقیمی ندارد. بسیاری از ایرانیان فکر می‌کنند، «مرگ برای همسایه است» و هیچ گاه درب منزل آنها را نخواهد زد. همین نگرش در بین بسیاری از مسئولان نیز به چشم می‌خورد زیرا آنها نیز بخشی از جامعه هستند و تحت تاثیر باورهای فرهنگی جامعه قرار دارند. به نظر می رسد مرگ و مردن تنها هنگامی از سوی مردم و مسئولان جدی گرفته می‌شوند که در نزدیکی خود آنها اتفاق بیافتند. 🔸این‌ها بخشی از واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی است که در برنامه ریزی‌ها و مدیریت بحران ناشی از شیوع ویروس کرونا باید در نظر گرفته شوند. در هفته‌های گذشته برنامه‌های صدا و سیما و صحبت‌های مسئولان بر عادی نشان دادن شرایط و تقلیل ترس و وحشت در بین شهروندان مبتنی بوده‌اند اما به نظر می‌رسد این برنامه‌ها و سخنان با ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما و بالاتر از آن با رفتارهای خودخواهانه و منفعت طلبانه انسان در وضعیت بحرانی تناسب ندارند. -به نقل از کانال جامعه‌شناسی 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha
💠نگاهی آینده پژوهانه به دنیای پسا کرونا 🖋دکتر حسین ظفری (دکترای آینده پژوهی از دانشگاه تهران) 🔸از زمانی که این ویروس تاجدار رخ نموده است، این پرسش در اذهان می چرخد که دنیای پسا کرونا چگونه خواهد بود؟ آیا دنیای جدیدی شکل خواهد گرفت؟ اگر پاسخ مثبت است، چه تغییراتی در جهان آینده نمایان خواهد شد؟ 🔸بسیاری از متفکران معتقدند همانگونه که این بیماری زندگی ها را از بین برده است، تعاملات اقتصادی را مختل کرده و عملکرد ابرقدرتهای جهانی را (بر خلاف تصویر به ظاهر زیبای شان) در معرض دید جهانی قرار داده است؛ منجر به تغییر و تحولات دائمی در قدرت سیاسی و اقتصادی و حتی تعاملات فرهنگی در سطوح مختلف جهانی خواهد شد که علایم آن از هم اکنون در حال نمایان شدن است در این راستا مهمترین تغییرات جهان جدید علی الخصوص در حوزه اقتصادی به قرار زیر است: 🔹 تا کنون روندها به سمت ضعیف شدن هرچه بیشتر دولتها گرایش داشت اما این پاندمیک باعث شد که مردم و به ویژه بیماران بیش از گذشته به دولت ها نیاز پیدا کنند و احتمالاً تقویت نقش دولت ها و قدرتمند شدن نهادهای حاکمیت از اثرات کروناویروس خواهد بود. 🔹اگر با همین روند پیش رویم به احتمال زیاد، گرایش جهان از آمریکا به سمت چین تمایل پیدا خواهد کرد و اساساً استراتژی نگاه به شرق پررنگ تر خواهد شد مگر آنکه تغییرات اساسی در «استراتژی های خودمحورِ» فعلیِ واشنگتن رخ دهد. 🔹 اگرچه کرونا پیوستگی امنیتی و ایمنی بین کشورها را به نمایش گذاشت اما در حوزه اقتصادی و با قرنطینه شدن کشورها، ایده اقتصاد جهانی و تعاملات سودمند اقتصادی فی مابین کشورها، دچار ابهام اساسی شده است. کوید19 سبب می شود تا دولت ها، شرکت ها و جوامع به سود کمتر و پایداری بیشتر فکر کنند و مجبور شوند که ظرفیت داخلی خود را برای مقابله با دوره های طولانی انزوای اقتصادی تقویت کنند. در این راستا «اقتصاد مقاوم» و نگاه به داخل و استقلال اقتصادی پررنگ تر از گذشته خواهد شد. 🔹 تعاملات مجازی به ویژه کسب و کارهای اینترنتی تقویت خواهد شد و شغل های جدیدی در درون دنیای مجازی شکل خواهد گرفت. کسب و کارهای اینترنت محور در کشورهای در حال توسعه شدت و سرعت بیشتری خواهد گرفت. 🔹 اگرچه کشورهای ضعیف از نظر اقتصادی و سیاسی، ضعیف تر می شوند اما کشورهای با اقتصاد بزرگتر، ضرر بسیار بیشتری خواهند دید و همین امر سبب می شود تا فاصله بین کشورهای در حال توسعه با کشورهای توسعه یافته کمتر شود. به نظر می رسد که در این بحران، اتحادیه اروپا بیشترین ضرر را ببیند. 🔸دو نکته هم در مورد ایران: 🔷اولاً فارغ از نگاه جهانی، به نظر می رسد در که کشور خودمان (ایران)، فعالیت های عمومی دولت بصورت هدفمند به سمت مردمی تر شدن سوق پیدا می کند و عملاً نقش گروههای مردمی در کمک به دولت تقویت خواهد شد. همانگونه که در مهار کرونا، بخش زیادی از فعالیت های عمومی و خدماتی توسط گروههای مردمی، بسیج و گروههای جهادی به انجام رسید. 🔷ثانیاً اگرچه آینده نزدیک ایران نیز همچون سایر کشورها، طعم پیامدهای منفی کرونا را در اقتصاد خواهد چشید اما به دلیل اعمال سیاست های اقتصاد مقاومتی، زودتر از سایر کشورها به سمت الگوی نگاه به داخل و سیاست «اقتصادِ مقاوم و غیر وابسته» حرکت کرده است که به احتمال زیاد به نسبت سایر کشورها می تواند با سرعت بیشتری بازسازی اقتصاد را به انجام برساند و از بسیاری کشورها پیشی گیرد (البته به شرط همت مسئولان مربوطه). 🔻🔻🔻🔻 @daghdagheha