ایران اسامی تعدادی از ۵۰ سرباز نیروی دلتا را که مدعی است در جریان عملیات نجات برای خارج کردن خلبان آمریکایی که هواپیمایش بر فراز ایران سرنگون شده بود، به اسارت گرفته است، منتشر کرد.
اسامی آنان به شرح زیر است:
گروهبان مایکل اندرسون، ۳۴ ساله
ستوان دوم دیوید میلر، ۳۱ ساله
گروهبان دنیل رابرتز، ۲۹ ساله
گروهبان جیمز واکر، ۳۳ ساله
سرجوخه رایان میچل، ۲۸ ساله
گروهبان کریستوفر اوانز، ۳۵ ساله
ستوان دوم کوین اسکات، ۳۰ ساله
گروهبان برایان تیلور، ۳۲ ساله
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) هرگونه اسارت نیروهای آمریکایی توسط ایرانیها را تکذیب میکند و این ادعا از سوی منابع مستقل قابل تأیید نیست.
اگر این ادعا تأیید شود، در آن صورت «عملیات نجات» آن «موفقیت درخشان» که آمریکا مدعی آن است نبوده، بلکه شکستی بزرگتر از «عملیات نجات» ناموفق در صحرای ایران در سال ۱۹۸۰ خواهد بود.
طلوع نظم نوین؛ چگونه یک درگیری، نقشه قدرت جهانی را بازترسیم کرد؟
جهان در برههای از تاریخ ایستاده است که دیگر با معیارهای قرن بیستم قابل درک نیست. آنچه رخ داده، نه یک نبرد کلاسیک میان دو ارتش، بلکه نقطه عطفی ژئوپلیتیک است که پایان قطعی یک دوران و آغاز عصری تازه را رقم میزند. مفهوم «قرن آمریکایی» که دههها بر روابط بینالملل سایه افکنده بود، اکنون به جای یک واقعیت مسلم، به خاطرهای در کتابهای تاریخ بدل شده است. در قلب این تحول بزرگ، یک واقعه خاص قرار دارد که به مثابه میخ آخر بر تابوت ساختار تکقطبی جهانی عمل کرد.
فرسایش قدرت اخلاقی و افول نفوذ سیاسی واشنگتن
یکی از بارزترین نشانههای این تغییر پارادایم، ناتوانی مشهود واشنگتن در همراهسازی متحدان سنتی خود برای تشکیل یک جبهه متحد سیاسی و اقتصادی است. در گذشته، صدور یک فرمان از کاخ سفید برای به حرکت درآوردن ائتلافهای بینالمللی کافی بود. اما این بار، تلاشهای مکرر برای ایجاد محاصرهای فراگیر علیه ایران و جلب حمایت کشورهای بزرگ برای اقدامات تنبیهی، با دیوار بلند بیاعتنایی و استقلالورزی متحدان اروپایی و آسیایی مواجه شد.
این ناکامی، فراتر از یک شکست دیپلماتیک ساده، نشاندهنده فرسایش شدید نفوذ اخلاقی و سیاسی آمریکاست. کشورهای بزرگ جهان اکنون با صراحت بیشتری نشان میدهند که قطبنمای تصمیمات سیاست خارجی آنها، منافع ملی خودشان در دنیای چندقطبی است، نه وفاداری به دستورات واشنگتن. آنها به وضوح از تبدیل شدن به پیاده نظام در یک شطرنج بزرگ که امنیت انرژی و اقتصادشان را به خطر میاندازد، اجتناب کردند.
درگیری فراتر از مرزهای جغرافیا
این رخداد صرفاً یک تنش منطقهای در غرب آسیا نبود. از منظر راهبردی، چنین تحلیلی سطحی و ناقص است. این درگیری به دلیل موقعیت استراتژیک خاص ایران و تسلط آن بر شاهراههای حیاتی انرژی جهان، ماهیتی کاملاً جهانی داشت. هر گونه نوسان در این منطقه، مستقیماً نبض اقتصاد صنعتی در شرق آسیا و رفاه مصرفکنندگان در اروپا را تحت تأثیر قرار میدهد.
جهان به چشم خود دید که دیگر یک قدرت واحد قادر به دیکته کردن قواعد بازی در چنین جغرافیای حساسی نیست. نظم امنیتی پیشین که بر پایه تضمینهای هژمونیک و ناوگان دریایی آمریکا استوار بود، جای خود را به نوعی «توازن وحشت» و چندجانبهگرایی غیرمتمرکز داده است.
تولد «جهان پساآمریکا»
آنچه از خاکستر این تحولات سر برآورده، نظمی است که میتوان آن را «جهان پساآمریکا» نامید. در این جهان جدید، واشنگتن دیگر مرکز ثقل تصمیمسازیها نیست. قدرتهای نوظهور و میانی، فضای بیشتری برای مانور یافتهاند و ائتلافهای منطقهای بدون حضور یا اذن قدرت هژمون سابق شکل میگیرد.
این تغییر پارادایم به معنای پایان آمریکا به عنوان یک بازیگر قدرتمند نیست، بلکه به معنای پایان انحصار آمریکا بر هدایت تاریخ است. قرنی که در آن یک کشور تعیینکننده سرنوشت سایر ملل بود، به پایان رسیده و نظمی پیچیدهتر و البته غیرقابلپیشبینیتر جایگزین آن شده است. جهانی که در آن، مقاومت در برابر اراده یک ابرقدرت، نه تنها ممکن، بلکه به عاملی برای تعریف نظم تازه تبدیل شده است.
✍🏻 محمد رحیمی
۲۹/۰۱/۱۴۰۵
شهدای جنگ تحمیلی اخیر چند ساله بودهاند؟
ردهبندی سنی شهدا:
🔸زیر ۱ سال: ۷ شهید
🔸۱ تا ۱۲ سال: ۲۵۵ شهید
🔹۱۳ تا ۱۸ سال: ۱۲۱ شهید
🔹۱۹ تا ۳۰ سال: ۹۶۹ شهید
🔸۳۱ تا ۴۰ سال: ۷۹۲ شهید
🔸۴۱ تا ۵۰ سال: ۶۳۹ شهید
🔹۵۱ تا ۶۰ سال: ۲۶۷ شهید
🔹۶۱ تا ۷۰ سال: ۱۶۳ شهید
🔸۷۱ سال به بالا: ۵۹+ ۱ امام شهید
📖 وَلَقَد كَتَبنا فِي الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ أَنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحونَ
📜 و همانا در زبور پس از تورات نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
📚 سوره انبياء آیه ۱۰۵
📖 قُل إِنَّما يوحىٰ إِلَيَّ أَنَّما إِلٰهُكُم إِلٰهٌ واحِدٌ فَهَل أَنتُم مُسلِمونَ
📜 بگو: جز این نیست كه به من وحی میشود كه خدای شما خدایی یگانه است، حال آیا شما تسلیم میشوید؟
📚 سوره انبياء آیه ۱۰۸
شعری از زبان مادر (ماکان نصیری)، تنها شهید مدرسه میناب که مفقودالاثر است
😭🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
از خرابه بوی تو آمد، همین دو رو بَری🥀
تو نبودی خاک عالم، زن چِقَد خوش باوری؟🥀
گُل که پَر پَر میشود؛ هر پَر کِناری میرود
پس چرا یک پر نَماند از تو، تو هم که پَرپَری؟🥀
هر که چیزی دارد از فرزند خود، پس من چرا
کوچه را هم گَشته ام از تو نمانده پیکری؟🥀
جمع کن خود را کمی، تحویل من چیزی بده
شب تو را در خوابِ خود کردم تماشا،بهتری🥀
در خیالم پیکرت را در بغل دارم ولی
ای عزیزم در خیالم هم نداری یک سَری🥀
بوسه بر جسمِ نَحیفَت قول دادم کم زَنم
از خودت چیزی نِشانم دِه، بگویم اکبری🥀
ظاهِرَت آشفته، اِنگاری خجالت میکِشی
سوختی مادر، ولی در خوابِ من زیباتری🥀
گاه لیلا میشَوم، گاهی رُباب و زینبم
تو گمانم کربلایی، اکبری یا اصغری؟🥀
آرزو کردم ببینم رَخِت دامادی تَنَت
بار دیگر دیدَنت، شُد آرزوی آخری🥀
مأمن آرامشم، ماکانِ من مَردی شدی
با شهیدان خدایی، پیشِ چَشمِ حیدری🥀
#شاعر:مریمحیدرزاده
📖 وَأَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيبَ فيها وَأَنَّ اللَّهَ يَبعَثُ مَن فِي القُبورِ
📜 كه بیتردید قیامت در پیش است و شكی در آن نیست و خدا هر كه را در گورهاست بر میانگیزد.
📚 سوره حج آیه ۷
📖 وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًا وَإِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًا
📜 و بندگان خدای رحمان كسانیاند كه روی زمین به فروتنی راه میروند، و چون جاهلان خطابشان كنند، سلام گویند .
📚 سوره فرقان آیه ۶۳
#شرح_مراتب_طهارت
قسمت اول
👇🏻
انسان نه با یک وضو، که با یک عمر زدودن، آینه میشود. طهارت، این گوهر گمشده در هیاهوی روزگار، چیزی فراتر از شستن دست و روست. داستان طهارت، داستان بازگشت انسان به اصل خویش، به روشنایی نخستین و به حریم قدسی است که در اعماق وجودش نهفته. این سفر، با یک قطره آب آغاز میشود و به دریای بیکران معرفت میرسد.
علامه حسنزاده آملی در «مراتب طهارت»، نقشه این سفر را پیش روی ما میگشاید. او طهارت را از یک عمل فقهی صرف به یک سلوک عرفانی ارتقا میدهد و نشان میدهد که هر مرتبه از طهارت، دریچهای است به سوی مرتبهای بالاتر از هستی. شستن صورت، تمرینی است برای شستن دل از زنگار تعلقات. پاکی از حدث، نماد پاکی از هر آن چیزی است که انسان را از حقیقت خود دور میکند.
استاد صمدی آملی در شرح این کتاب، با قلمی روان و نگاهی نافذ، این گنجینه را از غبار پیچیدگی میزداید. او چونان راهنمایی دلسوز، دست مخاطب را میگیرد و او را از پلههای ظاهر به اعماق باطن میبرد. در بیان او، خشکی مفاهیم رنگ میبازد و هر واژه، جان میگیرد تا خواننده نه تنها بفهمد، که طهارت را زندگی کند.
جهان در نگاه این دو حکیم، سراسر آیات الهی است. قطره آبی که بر صورت مینشیند، آیه رحمت است و خاکی که تیمم بر آن میکنیم، آیه تذلل. طهارت، در این نگاه، آشتی با کل هستی است. شستن، پاک شدن از خودبینی و پیوستن به جریان پاکیای است که در تمام ذرات عالم جاری است. اینجاست که یک عمل ساده، به عبادتی کیهانی بدل میشود.
نقطه آغاز این سفر عظیم، تأملی ساده اما ژرف است: «من چه چیزی را میشویم؟» پاسخ به این پرسش، فراتر از پاسخ فقهی، آغاز بیداری است. ما نه فقط یک عضو، که پردهای از غفلت را میزداییم. این اندیشه، اولین قطره باران معرفت بر زمین خشکیده جان است و مقدمهای میشود برای سفر به وادیهای ناشناخته روح، جایی که طهارت، نه یک پایان، که آغازی دوباره برای هر دم از زندگی است.
#شرح_مراتب_طهارت
قسمت دوم
طهارت ظاهری که پایان یافت، تازه آغاز کار است. حال انسان با بدنی پاک در آستانه خانه دل میایستد. قاعده سفر چنین است که این آب، اگر از پوست نگذرد و به عمق جان نرسد، تشنگی روح را فروننشانده است. شستن ظاهر، تمرینی برای شستشوی باطن بود. اکنون نوبت تطهیر اعضا و جوارح از گناهانی است که چون زنگاری غلیظ، آینه جان را کدر کردهاند. چشم را باید از آنچه ناروا میبیند شست، گوش را از آنچه ناشایست میشنود تطهیر کرد و زبان را از آفت غیبت و دروغ رهانید.
تطهیر چشم، نخستین گام در این وادی است. چشم، پنجره روح و دزدگاه شیطان است. هر نگاه حرام، تیری زهرآگین است که مستقیماً قلب را نشانه میرود. وقتی نگاه را از حرام میبندی، نه تنها چشمت، که خیالت را نیز پاک میکنی. چشم پاک، مبدأ خیال پاک و خیال پاک، سرچشمه عمل صالح است. استاد صمدی آملی این تعبیر را بارها تکرار میکند که چشم فروبسته از گناه، بصیرتی مییابد که پردهها را میدرد و حقایق را عریان میبیند.
سپس نوبت به زبان میرسد، این عضو سرکش که جرمش سبک و گناهش سنگین است. زبان، ترجمان دل است. اگر دل آلوده باشد، کلمات بوی تعفن میگیرند و اگر پاک باشد، ذکر و حکمت از آن میجوشد. طهارت زبان تنها به ترک دروغ و غیبت نیست، بلکه به رها کردن فضول کلام و شوخیهای بیهوده نیز هست. سکوت، آب طهارت زبان است. انسانی که زیاد میخندد و زیاد حرف میزند، قلبش میمیرد و با قلب مرده، سلوک ممکن نیست.
این شستشوی اعضا، کمکم انسان را لطیف میکند. او دیگر یک موجود مادی صرف نیست که فقط غذا میخورد و میخوابد، بلکه تبدیل به انسانی میشود که حقیقت ملکوتی اعمالش را درک میکند. در این مرتبه، سالک هنوز با گناهان جوارحی درگیر است، اما فرقش با عوام در این است که گناه را نه یک لذت، که یک حجاب میبیند. او از گناه فرار میکند، نه از ترس جهنم، بلکه از شوق لقای دوست. این نگاه، حاصل همان تطهیر اولیه چشم و دل است.
در این مرحله، بحث لطیفی مطرح میشود و آن طهارت از «غیر حق» در حرکات و سکنات است. یعنی حتی در کارهای مباح هم نباید غافل بود. غذا خوردن برای لذت، حجاب است و غذا خوردن برای قوت عبادت، عبادت است. خوابیدن برای استراحت صرف، غفلت است و خوابیدن با وضو و ذکر، سلوک است. کل زندگی مؤمن میتواند یک طهارت مستمر باشد اگر نیت او در هر لحظه، تقرب به حق تعالی باشد.
سالک در انتهای این وادی میفهمد که گناه، محدود به اعضای هفتگانه نیست. بلکه روح و فکر نیز گناه میکنند. رذایلی چون حسد، کبر، بخل و حبّ جاه، نجاسات باطنیاند. اینجا مرز طهارت جوارحی به طهارت اخلاقی گره میخورد. انسان باید علاوه بر شستن دست و چشم، دل را از حسد و روح را از تکبر بشوید. این شستشو، دردناکتر از شستن زخم با آب و صابون است، چرا که با ریاضت و مخالفت با هوای نفس همراه است.
شرح استاد صمدی این بخش را با ظرافتی خاص به پایان میرساند. او میگوید این طهارت اخلاقی، هنوز هم حجاب است. بله، درست خواندید. انسان مؤدب به آداب اخلاقی، هنوز خود را میبیند، هنوز در بند «من» خویش است. عجب او را تهدید میکند. از این رو، باید از طهارت نیز طهارت جست. باید از دیدن طهارت خود پاک شد، که خودبینی در طهارت، از نجاست ظاهری بدتر است. اینجاست که نسیم توحید وزیدن میگیرد و انسان آماده میشود تا از مرتبه تزکیه نفس، به مرتبه فنای در حق گام نهد.