این توییت دو تا بخش داره بخش اول که در مورد قوانینی که راجع به زنها هست. بخش دوم در مورد اتهام و طرز برخورد قانونی که باهاش وجود داره.
منم پس به همین ترتیب پیش میرم و اول مورد خانمها صحبت میکنم و بعد در مورد قانونی که در این موضوع مورد بحث هست.
خب
در مورد اینکه یه زن بدون اجازه شوهرش نمیتونه از کشور خارج بشه، باید بگم که:
1- این قانون اینطوری نیست که اصلاً قابلیت انعطاف نداشته باشه، یک خانم میتونه برای عقدش این رو یکی از شروط ضمن عقد قرار بده که برای خارج شدن از کشور احتیاجی به اجازه نداشته باشه.
2- اکثراً نهایت چیزی که یک خانم میخواد در رابطه با همسرش، اینه که رابطشون انحصاری باشه، به عبارتی یک خانم دوست داره که توجه همسرش فقط مختص به خودش باشه، البته این در مورد برعکسش هم صادقه. و ضمن اینکه یکی از کارکردهای ازدواج هم تامین نیاز های (به طور خاص الان منظورم نیاز جنسی هستش) دو طرف رابطه هست و همینطور میدونیم که عموماً نیازهای مرد بیشتره و یکی از دلایلی که مرد میتونه چند تا همسر داشته باشه هم بیشتر بودن میزان نیازهاش هست. (اینکه چرا زن نمیتونه چند تا همسر داشته باشه البته منحصر به این نکته نیست و دلایل دیگهای داره که چون بحث رو طولانی میکنه بیان نمیکنم).
بنابراین به خاطر تامین میل زن که در ابتدا گفتم و تامین نیاز مرد، این نکته در ازدواج وجود دارد که مرد باید بتونه هر زمان که میخواد (در واقع هر زمان که نیاز داره) از همسرش بهره ببره. و این قانون اجازه شوهر برای خروج زن از کشور هم در جهت اجرای همین نکته هست.
در مورد بخش دوم این توییت،به طور خاص مربوط به پرونده شخصی هست که هممون کم و بیش در موردش شنیدیم. اما من خیلی قصدم صحبت به طور خاص در مورد این شخص نیست و سعی میکنم کلی صحبت کنم.
1- البته در این توییت ادعایی شده که به دلیل عدم اطلاع کامل از جزئیات این پرونده، نمیشه با قطعیت راجع بهش صحبت کرد. این که از این.
2- در مورد فرد مورد اتهام دو تا اصل وجود دارد یکی اصل برائت که یعنی اصل بر بیگناهی افراد گذاشته میشه مگر اینکه جرمی برای افراد ثابت بشه. و اصل دیگه که وجود داره، اینه که متهم نباید دنبال ثابت کردن بیگناهی خودش باشه، بلکه فردی که اتهام میزنه باید بتونه اتهام خودش رو ،حالا از طریق شاهد یا سایر اسناد، اثبات کنه.
در واقع اگر داستان برعکس این باشه، تبعات منفی زیادی میتونه داشته باشد. مثلا فرض کنید شما توی خونهتون نشستید و دارید تلویزیون نگاه میکنید و اسنکتون رو میخورید، بعد یهو یک نفر صرفا به خاطر دشمنی ای که با شما داره، یا حتی بدتر از اون بدون هیچ دلیلی صرفاً چون حوصلهش سر رفته میره و علیه شما شکایت ثبت میکنه، و بدون اینکه خودش بخواد کاری بکنه، شمایِ از همه جا بیخبرِ بیگناه، یهو مجبور میشید برای رفع اتهام از خودتون بیفتید دنبال وکیل و شاهد و سند و...
3- و همه این نکات مضاف بر اینه که ما داریم درمورد متهم صحبت میکنیم و نه مجرمی که جرمش اثبات شده باشه.
بنابراین طبیعیه که چنین فردی بتونه با ارائه وثیقه بیرون از زندان باشه.
البته طبق اطلاعات من طبیعتا فرد در همچین موردی (تجاوز و شاکی خصوصی داشتن) ممنوع الخروج میشه عموما، اما ما بازم اطلاعاتی درمورد دلیل (منطقی یا غیرمنطقی) که باعث عدم ممنوع الخروجی و استثنا واقع شدنِ این موردِ خاصه، نداریم.
و همونطور که گفتم، این مورد هم یک استثنا هست و منطقا نمیشه این رو به عنوان یک قانون عمومی درموردش حرف زد و دربرابرش گارد گرفت و باهاش قانون رو زیر سوال برد و به عنوان نمونهای از بیعدالتی ازش نام برد.
همونطور که در جاهای دیگهٔ جهان هم استثنائاتی خیلی خیلی عجیبتر از این هم وجود دارن.
مثل موردی که رئیسجمهور یک کشور به اصطلاح ابرقدرت، فردیه که متهم به تجاوز گسترده به افراد زیر سن قانونیه، و هم به راحتی سفر میکنه، هم نیازی حتی به وثیقه نداره، هم نتنها برای مردم خودش، بلکه برای جاهای دیگه هم تصمیم گیری میکنه!
امیدوارم وقت بزارید و بخونید!
و اگه مایل بودید، فوروارد کنید تا بقیه هم بخونن!
خیلی مطالب بیشتری توی ذهنم بود که درموردش بنویسم، اما همین حالا هم خیلی طولانی شده، پس ازش منصرف شدم.
مگر اینکه شما سوالاتی بپرسید که نیاز بشه برای توضیح اونا رو هم بگم.
#گفتوشنود
https://eitaa.com/dark_wild/3437
سوالی که دارم اینه که اگر بخوان برای یکی از شروط عقد قرارش بدن باز هم اینجا به رضایت مرد نیاز داریم. و ا گر دلیل اینکه زن نمیتونه بدون اجازه شوهرش از کشور خارج باشه نیاز جنسی مرد باشه، پس نباید سفر های داخلی هم بدون اجازه مرد اشکال داشته باشه؟ و علاوه بر این اگر مرد تنها از کشور خارج بشه و اونجا نیاز جنسی براش پیش بیاد چی میشه؟
سوال اول، بله درسته که نیاز به اجازه مرد هست، اما خب این طبیعیه، همونطور که زن حق شرط گذاشتن داره مرد هم حق پذیرش یا عدم پذیرش داره. همونطوری که توی سایر معاملات اینطوریه، مثلا توی یک معامله خرید و فروش هم دو طرف می تونن شروطی رو قرار بدن و متقابلن فرد مقابل هم اختیار پذیرش یا رد رو داره پس چیز عجیبی نیست.
خب در جواب سوال دوم باید بگم که احتمالا منظور اینه که سفر های داخلی هم بدون اجازه مرد باید مشکل داشته باشه
که در جواب میتونم بگم، از منظر دینی بله، زن بدون اجازه یک شهر دیگه که هیچی، کوچه بغلی هم نمیتونه بره. اما از لحاظ قانونی، خیر مشکلی برای زن وجود نداره، باز هم مگر اینکه مرد بخواد اقدام قانونی انجام بده و بگه که حق تمکین من اینطوری داره از بین میره.
نکته دیگه ای که هست، اینه که چرا درمورد خروج از کشور مسئله قانونی جدی تره؟ چون اون طوری دسترسی به زن حتی درصورت اقدام قانونی مرد از طریق دادگاه هم بسیار محدود تره، و خب بازم اینطوری امکان از بین رفتن حق مرد بیشتر میشه، پس سخت گیری بیشتری روش میشه طبیعتا.
خب حالا سوال سوم:
همونطور که قبلا گفتم، زن نمیتونه چند همسر داشته باشه، اما باز هم با توجه به همون توضیحاتی که قبلا دادم از جمله اینکه نیاز مرد بیشتره و یک سری دلایل دیگه درمورد وجود منع برای چند همسری زن، که الان نیازی به بیانشون نیست بازهم، بنابراین مرد در خارج از کشور هم برای رفع نیاز جنسیش میتونه همسر دائم یا موقت اختیار کنه. اگر هم نگران میل انحصار طلبی زن در این مورد هستی، خب باید بگم خوشبختانه یا متاسفانه، مرد لازم نیست به همسرش اطلاع بده که داره یک همسر دائم یا موقت اختیار میکنه. البته نکاتی که درمورد همسر دائم وجود داره زیاده، و حالا اینکه آقایون رعایتش می کنن یا خیر، بحثش کاملا جداست و باز هم لازم نمی بینم که بازش کنم. به علاوه ی یه نکته دیگه، و اونم اینکه مرد درمورد دور بودن از همسرش کاملا بدون محدودیت نیست و مثلا نمی تونه یک سال بزار بره عشق و حال و هیچ موردی هم براش نداشته باشه، و زن هم می تونه اقدامات قانونی ای در این زمینه انجام بده.
بچهها یه نکته مهمی که نباید فراموش بشه اینه که اینها صرفا نکات قانونی هستن.
یک زندگی مشترک که صرفا بخواد بر پایه قانون بنا بشه، چیز گرم و امنی نمیشه. بنابراین عموما کسی هم زندگیش رو بر پایه ی این قانونها نمیچینه.
زندگی طبیعی و نرمال، بر پایه اخلاق و گذشت متقابله.
اینا رو میگم که مشمئز نشید در رابطه با زندگی.
#گفتوشنود
https://eitaa.com/dark_wild/3440
ببین اصلا بحث اصلی این نیست که قانون چی میگه دین چی میگه
بحث اصلی اینه که هیچ برابری ای وجود نداره ! هیچ عدالتی !
و اگه صحبت از "زن" وسط بیاد کل قوانین یک گارد خاصی دارن نسبت بهش!
و چیزی به اسم زن مستقل وجود نداره. جالبیش اینجاست که حتی دین هم زن رو بیشتر(نمیگم کاملا!) یک وسیله میدونه. یک وسیله.
میدونی یک بخشی از حسی که داری، در واقع به خاطر این نیست که قانون یا دین حقیقتاً دچار نابرابری هستند،
بلکه نکتهای که وجود داره اینه که آیا واقعاً تمام اون قانونها یا دستورات دینی اجرا میشن یا نه.
اینکه چیزی به اسم زن مستقل وجود داره یا نه یا وسیله دونستن زن و چیزهایی مثل اینا یه سری بحثهای پایه ای هستن.
قوانین یا دستورات دینی که وجود دارند (من الان از اسم دین بیشتر استفاده میکنم چون مثلاً ما در کشور اسلامی هستیم و قوانین هم سعی شده که طبق دستورات اسلام باشن، پس من هم به طور کلی از این واژه استفاده می کنم)، اگر به طور کامل اجرا بشن، چه در سطح اجتماع و چه در سطح خانوادهها و حتی سطح فردی، در اون صورت میتونم بگم دیگه این تصوری که گفتی پیش نمیاد.
بزار از یه تشبیه استفاده کنم توی دین زن باهاش معامله طلا میشه (یعنی زن=طلا).
قوانینی که وجود داره مثل حجاب کمتر توی اجتماع بودن و قانونهای اینطوری همشون به خاطر اینه که زن رو به عنوان طلا در نظر گرفتن. حالا چرا اینو میگم؟ چون ارزش طلا بالاست ما اون رو در دسترس همه قرارش نمیدیم، ازش محافظت میکنیم و ...
و به خاطر همین ارزش زیاد هم، هیچ آدم عاقلی اون رو توی جایی که جایگزینی میشه برای طلا قرار داد، استفاده نمیکنه. هیچ آدم عاقلی نمیگه بزار برای اسکلت ساختمان از طلا استفاده کنم. هیچ آدم نرمال و طبیعی ای از طلا برای ساخت سرویس بهداشتیش استفاده نمیکنه. و خیلی موارد مشابه این ها.