-5-
همه جسمیم و تویی جان، بابی انت و امّی
همه دردیم و تو درمان، بابی انت و امّی
بابی انت و امّی که ز پیمان تو با حق
همه گریان و تو خندان! بابی انت و امّی
ز وجودت به وجود آمده شور و هیجانی
در همه عالم امکان، بابی انت و امّی
جان فدایت! که شد از روز نخستین ولادت
کربلای تو نمایان! بابی انت و امّی
تو حسینی، تو حسینی، تو سراپا همه حسنی
معدن جودی و احسان، بابی انت و امّی
آنکه دیوانه تو، سر به بیابان بگذارد
بگذرد از سر و سامان بابی انت و امّی
خرد، ای خسرو خوبان! که بود شاخص انسان
مانده در کار تو حیران بابی انت و امّی
سرِ آن کشته بنازم که دم مرگ ببیند
تو گرفتیش به دامان، بابی انت و امّی
چون (نگارنده) هر آن کو شده در ظلِّ لوایت
دادن جان بوَد آسان، بابی انت و امّی
عبد العلی نگارنده (نگارنده)
تقدیم به : Hall of fame
-16-
با همین چشمهای خود دیدم، زیر باران بیامان بانو
درحرم قطره قطره میافتاد آسمان روی آسمان بانو
صورتم قطره قطره حس کردهست چادرت خیس میشود اما
به خدا گریههای من گاهی دست من نیست مهربان بانو
گم شده خاطرات کودکیام گریه گریه در ازدحام حرم
باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو
باز هم مثل کودکی هر سو میدوم در رواق تو در تو
دفترم دشت و واژهها آهو… گفتم آهو و ناگهان بانو…
شاعری در قطار قم ـ مشهد چای میخورد و زیر لب میگفت:
شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو
شعر از دست واژهها خسته است بغض راه گلوم را بسته است
بغض یعنی که حرفهایم را از نگاهم خودت بخوان بانو
این غزل گریهها که میبینی آن شعر است، شعر آیینی
زندهام با همین جهانبینی، ای جهان من ای جهانبانو
کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است
زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی گمان بانو…
سیدحمیدرضا برقعی
تقدیم به: https://eitaa.com/oceanofsoul
-10-
دل من گم شد، اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا
و اگر از تپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواستهام تا شاید
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی
دل خوشم من به محالات رضا…
تقدیم به : tiam (avat)
-11-
خوشبخت شد آنکس که گرفتار جواد است
عاشق شدن ما سر اجبار جواد است
عمریست گدائیم ولی غصه نداریم
سقف سرمان سایهء دیوار جواد است
ما را نبرید از سر این کوچه به جایی
جنّات خدا گوشه و بازار جواد است
در نوکری خود طلب مزد نکردیم
پُر بودن این کیسه به اصرار جواد است
سائل شدن ما عطش بندگی آورد
چون سفرهء ما سفرهء افطار جواد است
جان میدهد این کندنِ جان پیش کریمان
عیسىٰ شده آن مُرده که بیمار جواد است
تا صبح ابد خانه ات آباد رضا جان
از بس حرمت مشهد آثار جواد است
گفتند چرا گریه کن فاطمه هستید؟
گفتیم که این کار فقط کار جواد است
پای عطش او چقدر هلهله کردند
این هلهله ها زیر سر یار جواد است
رضا دین پرور
تقدیم به: تی تی TT