𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀☁️.
حاصلِ تنهایـۍ ، خندههایِ پر از درد .
مجسمهاۍ از سنگ ! کہ از بخت
بدش قلب دارد :)
آدمها دو نوع گریہ دارند ، زمانی که خیلی
غمگیناند و زمانی کھ خیلی خیلی غمگیناند
پرسید : اینها مگر فرقی دارد ؟ گفت : آری .
دومی دیگر اشکۍ ندارد (:
بهترین قسمت این بود کہ پردهها را کشیدم
و زنگ در را با پارچههایِ کهنه پوشانیدم ؛
تلفن را در یخچال گذاشتم و سه چاهار روز
تمام در تخت خواب ماندم، و بهتر از همه
این بود که کسـے دلش برایم تنگ نشد .
امروز خم شدم و در گوشہیِ بچهای
که مرده به دنیا آمده بود گفتم :
چیزی را از دست ندادهای .