eitaa logo
در محضر علما
845 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
15 فایل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ادمینmiead313@ کانال در محضر علما وابسته به مرکز فرهنگی مسجدالنبی(ص) می‌باشد .
مشاهده در ایتا
دانلود
وارد اتاق که شدم کوهی از لباس های شسته شـده و خشک شده را دیدم که باید مرتب شان می‌ کردم . چند روزی بود که داشتم . برای همین نمیتوانستم بنشینم و لباس‌ها را مرتب کنم . این بود که همه شان تلمبار شده بود گوشه ی اتاق دیشب که بهتر بودم. یکی یکی شان را تا زدم و مرتب کردم و در کشو ها قرار دادم. همینطور که مشغول صاف کردن کوه لباس‌ها بودم در نظرم آمد گناهان هم مثل همین است اگر برایش فکری نکنیم تلمبار می شود یک گوشه اتاق قلب و همه جا را شلوغ می کند. آنوقت تو این که دنبال خدا بگردی پیدایش نمی‌ کنی!!!!
مرد جهانگرد به دهکده‌ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد جهانگرد سوال کرد لوازم تان کجاست؟ زاهد گفت: مال تو کجاست؟ جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم. زاهد گفت: من هم! حضرت امیرالمومنین علی علیه السّلام فرمود دنیا خانه ی آرزوهایی است که زود نابود میشود و کوچ کردن از وطن حتمی است دنیا شیرین و خوش منظر است که به سرعت به سوی خواهانش می رود، و بیننده را میفریبد، سعی کنید با بهترین زاد و توشه از آن کنید و بیش از کفاف خود از آن نخواهید و بیشتر از آنچه نیاز دارید طلب نکنید . منبع : نهج البلاغه، خطبه ۴۵
سوال می کنند که چرا علی علیه السلام وقتی برادرش عقیل درخواست کمک کرد ازدارایی شخصی خود به او ندادند وقتی نمی توانستند از بیت المال اضافه بدهند؟ جواب این هست که اتفاقا برعکس این موضوع بود. وقتی امیرالمومنین علیه‌ السلام از برادرش کمک را شنید آن ‌را رد نکرد و به عقیل پیشنهاد دادند از مال خویش چنین کمکی را به وی بدهند اما چون درخواست عقیل از آقا بسیار زیاد بود بنا بر صد هزار درهم و امیرالمومنین نیز در آن زمان از مال شخصی خویش چنین پولی را نداشت پس به عقیل فرمودند صبر کن، پس از مدتی با تهیه این مبلغ از مال شخصی خود تا آنجا که امکان دارد به تو کمک کنم عقیل پیشنهاد را قبول نکرد و از مولا درخواست کرد که از سریع به او چنین مبلغی داده شود . لذا علی علیه‌ السلام درخواست عقیل را رد کرد بحار الانوار، جلد ۹، صفحه ۶۱۳ ، چاپ تبریز
📖 نقاش دوره گردی برای یافتن چند نمونه کاری در یکی از روستاهای بین راه توقف کرد. نخستین مشتری او مرد مستی بود که علیرغم صورت کثیف و نتراشیده و لباس های گل آلود ، با وقاری که در خود سراغ داشت ، مقابل نقاش نشست. پس از آنکه نقاش بیش از حد معمول بر روی چهره ی او کار کرد ، تابلو را از روی سه پایه بر داشت و به طرف او نشان داد. مرد مست هاج و واج ، به مرد خوش لباس و خوش روی تابلو نگاه می کرد و گفت این که من نیستم. نقاش پاسخ داد من شما را آنطور که می توانید باشید ، کشیده ام. نیکی فقط آن نیست که ثروت خود را با دیگران تقصیم کنیم ، بلکه بهتر آن است که غنای درونی انسانی را بر آنها آشکار کنی ...
امام صادق علیه‌السلام فرمود برآوردن نیاز مؤمن از هزار حج پذیرفته شده ، آزاد كردن هزار برده‌براى خشنودى خدا و تجهیز و هزار اسب با زین و لجامشان در راه خــدا ارزشمندتر است. الامالی صدوق صفحه ۲۳۷ امام در حدیثى دیگر فرمودند: هر كس در راه برآوردن نیاز برادر مسلمان خود بكوشد و خدا هــم نیاز وى را به دست او برآورد ، یک حج ، یک عمره و دو مــاه اعتكاف و دو ماه در مسجد حرام برایش مى‌ نویسد و اگــر بكوشد ولى خدا آن حاجت را به دست او برنیاورد ، فقط ثواب یک حج و یك عمره براى او مى‌ نویسد. الکافی جلد۲ صفحه ۱۹۸
داماد هنگام خواندن خطبه عقدش ، به خاطر اختلافی که بَرسَرِ مهریه مکتوب و پیشنهادی پدرش پیش‌ آمده بود وبه خاطر علاقه که به این وصلت داشت به نزاع با پدر برخاست با جر و بحث پدر و پسر مراسم داشت بِهَم میخورد که ناگهان پسر تعادلش را از دست داد و سیلی محکمی بر گـوش پدر نواخت تا به خودش بیاید که چه کرده مهمانان پدر را به گوشه ای کشاندند و پسر را به شدت عتاب کردند پسر پشیمان شد و با گـریه به پای پدر افتاد که غلط کردم! نمیدانم چطور شد این کار را کردم و .... همه‌مشغول پسر بودند که پدر گفت: فرزندم را رها کنیـد! او تقصیری ندارد. این همان سیلی‌ای بود که خودم هنگام عقدم ، بر پدرم زدم
خزیمه ابرش عرب بدون نظر پادشاه روم كه از دوستان صميمی او بود كاری انجام نمیداد، شخصی را نزد او فرستاد ، و درباره فرزندان خودش، مشورت و نظر خواست او در نامه اش نوشت: من برای هر يك از دختران و پسران خويش مالی زياد و فراوان قرار دادم كه بعد از من درمانده و مستمند نشوند . صلاح شما در اين كار چيست؟ پادشاه روم جواب داد: ثروت معشوق بی‌ وفاست و دوام ندارد ، بهترين راه خدمت به فرزندان اين هست كه، آنان را ازمكارم اخلاق و خویهای پسنديده برخـوردار كنيد ، تا در دنيـا سبب دوام دولت و در آخرت سبب باشد
.... یکی از عـرفای مازندران هنگام تشـرف فردی‌به‌ امام رضا علیه السلام نامه‌ ای به او می‌دهد و از او میخواهد که پاسخ آن را هنگام مراجعه ، از امام رضا علیه السلام بگیرد او پس از تشرف به حرم، نامه را داخل ضریح انداخته و منتظر پاسخ میشود؛ هنگام مراجعه کنار ضریح مطهر عرض می کند : آقا من پاسخ هستم دراین هنگام حرم مطهر برای او خلوت می‌ شود و حضـرت از ضریح مطهر به وی خطاب می فرمـاید: از طرف ما به صاحب نامه بگو: آئینه شـو جمال پری طلعتان طلب ، جاروب کن خانه سپس طلب وی وقتی به وطن مراجعه می کند ، با شور و شوق عازم منزل عارف می‌شود تا بشارت پاسخ حضرت رابه وی بدهد، وقتی در را می‌زند متوجه می شود آقا در دالان منزل همین بیت را زمزمه می کند
اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: لا یسخر قوم من قوم ، همدیگر را نکنید . اگر خدا را دوست داری، خداوند فرموده است ولا تلمزوا انفسکم ، از همدیگر عیب جویی نکنید اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: ولا تنابزوا بالالقاب ، لقب زشت به هم ندهید. اگر خدا را دوست داری، خدا فرموده است: و انفقوا فی سبیل الله ، در راه خدا کنید اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: و بالوالدین احسانا ، و به پدر و مادر کنید . اگر خدا را دوست داری، خدا فرمود است: اجتنبوا کثیرا من الظن ، از بسیـاری گمان ها در حق یکدیگر اجتناب کنید 
عبداله بن سنان نقل می کند در مسجد خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم درحالی كه ايشان نماز عصر را خوانده بود و رو به قبله نشسته بود عرض كردم بعضی از اُمَراء، ما را امين می‌دانند و اموالی را به نزد ما می گذارند ، با اين كه خمس مال خود را نمی دهند ، آيا اموالشان را به آن ها رد كنيم يا تصرف نمائيم؟ امام سه مرتبه فرمودند به خدای كعبه اگر ابن ملجم كشنده و قاتل پدرم علی عليه السـلام امـانتی به من بدهـد ، هر زمان خواست امانتش را به او میدهم
پرنده وارد باغ شد. روی شاخه نشست و شروع به خواندن کرد. پر و بال های بسیار زیبایی داشت و صدایش انسان را به وجد می آورد. نگاه صاحب باغ ، به پرنده خیره شده بود. ناگهان پرنده بین ها گیر افتاد. با نگاهی او را زیر نظر داشت تا ببیند چگونه می‌تواند خودش را نجات دهد، لحظاتی گذشت و پرنده تلاش می‌کرد خود را نجات دهد. بالاخره با فراوان از چنگال شاخه ها نجات پیدا کرد ، پر کشید و رفت یک دفعه صاحب باغ به خود آمد و در دلش گفت: خدایا! رکعت چندم بودم؟ تازه یادش اومد که در نماز بوده است. خیلی ناراحت شد در فکر این کارش افتاد. با سرعت خودش را به پیامبر مهربانی رساند و عرض کرد آقا: باغَم در اختیار شما باشد تا به مصرف برسانید. باغی که باعث شود من نتوانم نمازم را با حضـور قلب و حواس جمع بخوانم، به درد من نمی‌خورد. باغ را صدقه داد و رفت. پ ن:آیا مایی که در نماز به فکر فضای مجازی هستیم، حاضریم گوشی همراه خـود رو برای اول وقت حـداقل یک ساعت کنار بزاریم؟
📖 بنده خدایی از دنیا رفت. بستگانش برای او یک قاری قرآن را دعوت کردند که بر سر قبر او قرآن‌ بخواند. قاری مشغول قرائت آیات قرآن شد. بعد از چند روز یکی از خانواده آن شخص او را در عالم خواب دید ، از او احوالش را پرسید. میت در جواب گفت تقاضایی دارم بگوئید قاری قرآن بر سر قبر من، دیگر قرآن نخواند ، زیرا وقتی که قرآن می‌ خواند، به هر آیه ای که می رسید مثل آیه خمس ، زکات و... میرسد که من به دستور آن آیه عمل نکرده ام ، مرا عذاب می نمایند.پیامبر فرمود: رُبَّ تالِ القرآنِ والقرآنُ يَلعَنُهُ. چه بسیار افرادی هستند که قرآن را تلاوت می کنند ، ولی قرآن آنها را لعنت میکند. مستدرک الوسائل، جلد یک ، صفحه ۲۹۱. خدا کمک کنه همه ما اهل عمل به آیات قرآن باشیم