#لباس_های_نامُرَتَب
وارد اتاق که شدم کوهی از لباس های شسته شـده و خشک شده را دیدم که باید مرتب شان می کردم . چند روزی بود که #سرگیجه داشتم . برای همین نمیتوانستم بنشینم و لباسها را مرتب کنم . این بود که همه شان تلمبار شده بود گوشه ی اتاق
دیشب که بهتر بودم. یکی یکی شان را تا زدم و مرتب کردم و در کشو ها قرار دادم. همینطور که مشغول صاف کردن کوه لباسها بودم در نظرم آمد گناهان هم مثل همین است
اگر برایش فکری نکنیم تلمبار می شود یک گوشه اتاق قلب و همه جا را شلوغ می کند. آنوقت تو این #اتاق که دنبال خدا بگردی پیدایش نمی کنی!!!!
#بهترین_زاد_و_توشه
مرد جهانگرد به دهکدهای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از #کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد
جهانگرد سوال کرد لوازم #زندگی تان کجاست؟ زاهد گفت: مال تو کجاست؟ جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم. زاهد گفت: من هم!
حضرت امیرالمومنین علی علیه السّلام فرمود دنیا خانه ی آرزوهایی است که زود نابود میشود و کوچ کردن از وطن حتمی است
دنیا شیرین و خوش منظر است که به سرعت به سوی خواهانش می رود، و بیننده را میفریبد، سعی کنید با بهترین زاد و توشه از آن #کوچ کنید و بیش از کفاف خود از آن نخواهید و بیشتر از آنچه نیاز دارید طلب نکنید . منبع : نهج البلاغه، خطبه ۴۵
#مولا_و_بیت_المال
سوال می کنند که چرا #امیرالمومنین علی علیه السلام وقتی برادرش عقیل درخواست کمک کرد ازدارایی شخصی خود به او ندادند وقتی نمی توانستند از بیت المال اضافه بدهند؟
جواب این هست که اتفاقا برعکس این موضوع بود. وقتی امیرالمومنین علیه السلام از برادرش #درخواست کمک را شنید آن را رد نکرد و به عقیل پیشنهاد دادند از مال خویش چنین کمکی را به وی بدهند
اما چون درخواست عقیل از آقا بسیار زیاد بود بنا بر #روایت صد هزار درهم و امیرالمومنین نیز در آن زمان از مال شخصی خویش چنین پولی را نداشت پس به عقیل فرمودند صبر کن، پس از مدتی با تهیه این مبلغ از مال شخصی خود تا آنجا که امکان دارد به تو کمک کنم
عقیل پیشنهاد را قبول نکرد و از مولا درخواست کرد که از #بیتالمال سریع به او چنین مبلغی داده شود . لذا علی علیه السلام درخواست عقیل را رد کرد بحار الانوار، جلد ۹، صفحه ۶۱۳ ، چاپ تبریز
📖 #نقاش_و_مرد_مست
نقاش دوره گردی برای یافتن چند نمونه کاری در یکی از روستاهای بین راه توقف کرد. نخستین مشتری او مرد مستی بود که علیرغم صورت کثیف و نتراشیده و لباس های گل آلود ، با وقاری که در خود سراغ داشت ، مقابل نقاش نشست. پس از آنکه نقاش بیش از حد معمول بر روی چهره ی او کار کرد ، تابلو را از روی سه پایه بر داشت و به طرف او نشان داد. مرد مست هاج و واج ، به مرد خوش لباس و خوش روی تابلو نگاه می کرد و گفت این که من نیستم. نقاش پاسخ داد من شما را آنطور که می توانید باشید ، کشیده ام. نیکی فقط آن نیست که ثروت خود را با دیگران تقصیم کنیم ، بلکه بهتر آن است که غنای درونی انسانی را بر آنها آشکار کنی ...
#تأمين_نيازهای_مردم
امام صادق علیهالسلام فرمود برآوردن نیاز مؤمن از هزار حج پذیرفته شده ، آزاد كردن هزار بردهبراى خشنودى خدا و تجهیز و #انفاق هزار اسب با زین و لجامشان در راه خــدا ارزشمندتر است. الامالی صدوق صفحه ۲۳۷
امام در حدیثى دیگر فرمودند: هر كس در راه برآوردن نیاز برادر مسلمان خود بكوشد و خدا هــم نیاز وى را به دست او برآورد ، #ثواب یک حج ، یک عمره و دو مــاه اعتكاف و دو ماه #روزه در مسجد حرام برایش مى نویسد و اگــر بكوشد ولى خدا آن حاجت را به دست او برنیاورد ، فقط ثواب یک حج و یك عمره براى او مى نویسد. الکافی جلد۲ صفحه ۱۹۸
#اختلاف_بر_سر_مهریه
داماد هنگام خواندن خطبه عقدش ، به خاطر اختلافی که بَرسَرِ مهریه مکتوب و #مهریه پیشنهادی پدرش پیش آمده بود وبه خاطر علاقه که به این وصلت داشت به نزاع با پدر برخاست
با جر و بحث پدر و پسر مراسم داشت بِهَم میخورد که ناگهان پسر تعادلش را از دست داد و سیلی محکمی بر گـوش پدر نواخت
#داماد تا به خودش بیاید که چه کرده مهمانان پدر را به گوشه ای کشاندند و پسر را به شدت عتاب کردند
پسر پشیمان شد و با گـریه به پای پدر افتاد که غلط کردم! نمیدانم چطور شد این کار را کردم و ....
همهمشغول #عتاب پسر بودند که پدر گفت: فرزندم را رها کنیـد! او تقصیری ندارد. این همان سیلیای بود که خودم هنگام عقدم ، بر پدرم زدم
#خزيمه_و_پادشاه_روم
خزیمه ابرش #پادشاه عرب بدون نظر پادشاه روم كه از دوستان صميمی او بود كاری انجام نمیداد، شخصی را نزد او فرستاد ، و درباره فرزندان خودش، مشورت و نظر خواست
او در نامه اش نوشت: من برای هر يك از دختران و پسران خويش مالی زياد و #ثروتی فراوان قرار دادم كه بعد از من درمانده و مستمند نشوند . صلاح شما در اين كار چيست؟
پادشاه روم جواب داد: ثروت معشوق
بی وفاست و دوام ندارد ، بهترين راه خدمت به فرزندان اين هست كه، آنان
را ازمكارم اخلاق و خویهای پسنديده برخـوردار كنيد ، تا در دنيـا سبب دوام دولت و در آخرت سبب #غفران باشد
#آئینه_شو_جمال_پری....
یکی از عـرفای مازندران هنگام تشـرف فردیبه #زیارت امام رضا علیه السلام نامه ای به او میدهد و از او میخواهد که پاسخ آن را هنگام مراجعه ، از امام رضا علیه السلام بگیرد
او پس از تشرف به حرم، نامه را داخل ضریح انداخته و منتظر پاسخ میشود؛ هنگام مراجعه کنار ضریح مطهر عرض می کند : آقا من #منتظر پاسخ هستم
دراین هنگام حرم مطهر برای او خلوت می شود و حضـرت از ضریح مطهر به وی خطاب می فرمـاید: از طرف ما به صاحب نامه بگو: آئینه شـو جمال پری طلعتان طلب ، جاروب کن خانه سپس #میهمان طلب
وی وقتی به وطن مراجعه می کند ، با شور و شوق عازم منزل عارف میشود تا بشارت پاسخ حضرت رابه وی بدهد، وقتی در را میزند متوجه می شود آقا در دالان منزل همین بیت را زمزمه می کند
#اگر_خدا_را_دوست_داری
اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: لا یسخر قوم من قوم ، همدیگر را #مسخره نکنید . اگر خدا را دوست داری، خداوند فرموده است ولا تلمزوا انفسکم ، از همدیگر عیب جویی نکنید
اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: ولا تنابزوا بالالقاب ، لقب زشت به هم ندهید. اگر خدا را دوست داری، خدا فرموده است: و انفقوا فی سبیل الله ، در راه خدا #انفاق کنید
اگر خدا را دوست داری ، خدا فرموده است: و بالوالدین احسانا ، و به پدر و مادر #نیکی کنید . اگر خدا را دوست داری، خدا فرمود است: اجتنبوا کثیرا من الظن ، از بسیـاری گمان ها در حق یکدیگر اجتناب کنید
#ارزش_امانت_داری
عبداله بن سنان نقل می کند در مسجد خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم درحالی كه ايشان نماز عصر را خوانده بود و رو به قبله نشسته بود
عرض كردم بعضی از اُمَراء، ما را امين میدانند و اموالی را به #امانت نزد ما می گذارند ، با اين كه خمس مال خود را نمی دهند ، آيا اموالشان را به آن ها رد كنيم يا تصرف نمائيم؟
امام سه مرتبه فرمودند به خدای كعبه اگر ابن ملجم كشنده و قاتل پدرم علی عليه السـلام امـانتی به من بدهـد ، هر زمان خواست امانتش را به او میدهم
#حضور_قلب_در_نماز
پرنده وارد باغ شد. روی شاخه نشست و شروع به خواندن کرد. پر و بال های بسیار زیبایی داشت و صدایش انسان را به وجد می آورد. نگاه صاحب باغ ، به پرنده خیره شده بود. ناگهان پرنده بین #شاخه ها گیر افتاد.
با نگاهی او را زیر نظر داشت تا ببیند چگونه میتواند خودش را نجات دهد، لحظاتی گذشت و پرنده تلاش میکرد خود را نجات دهد. بالاخره با #زحمت فراوان از چنگال شاخه ها نجات پیدا کرد ، پر کشید و رفت
یک دفعه صاحب باغ به خود آمد و در دلش گفت: خدایا! رکعت چندم بودم؟ تازه یادش اومد که در نماز بوده است. خیلی ناراحت شد در فکر #جبران این کارش افتاد.
با سرعت خودش را به پیامبر مهربانی رساند و عرض کرد آقا: باغَم در اختیار شما باشد تا به مصرف #فقرا برسانید. باغی که باعث شود من نتوانم نمازم را با حضـور قلب و حواس جمع بخوانم، به درد من نمیخورد. باغ را صدقه داد و رفت.
پ ن:آیا مایی که در نماز به فکر فضای مجازی هستیم، حاضریم گوشی همراه خـود رو برای #نماز اول وقت حـداقل یک ساعت کنار بزاریم؟
📖 #لعن_کردن_قرآن
بنده خدایی از دنیا رفت. بستگانش برای او یک قاری قرآن را دعوت کردند که بر سر قبر او قرآن بخواند. قاری مشغول قرائت آیات قرآن شد. بعد از چند روز یکی از خانواده آن شخص او را در عالم خواب دید ، از او احوالش را پرسید. میت در جواب گفت تقاضایی دارم بگوئید قاری قرآن بر سر قبر من، دیگر قرآن نخواند ، زیرا وقتی که قرآن می خواند، به هر آیه ای که می رسید مثل آیه خمس ، زکات و... میرسد که من به دستور آن آیه عمل نکرده ام ، مرا عذاب می نمایند.پیامبر فرمود: رُبَّ تالِ القرآنِ والقرآنُ يَلعَنُهُ. چه بسیار افرادی هستند که قرآن را تلاوت می کنند ، ولی قرآن آنها را لعنت میکند. مستدرک الوسائل، جلد یک ، صفحه ۲۹۱. خدا کمک کنه همه ما اهل عمل به آیات قرآن باشیم