eitaa logo
دشت جنون
4.8هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
دشت جنون
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 #ششم_ذی_الحجه سالروز #شهادت مظلومانه #زائران_خانه_خدا به دست مأموران آل سعود در سال 1366 ه
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 در روز سال ۱۴۰۷ هجری قمری هنگامی که بیش از ۱۵۰ هزار در خیابانهای برای شرکت در مراسم از مشرکین حرکت کردند ، مأمورین دولت سعودی با انواع سلاحهای و به تظاهر کنندگان پرداختند . در این واقعه حدود نفر از ایرانی ، لبنانی ، فلسطینی ، پاکستانی ، عراقی و دیگر کشورها به رسیدند و حدود نفر و عده‌ای بی‌گناه شدند . 🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 شریف ایرانی ، امسال پیام انقلاب و خود را با خونشان به جهان و به امت ابلاغ نمودند و با تقدیم بزرگ به مقدس حق، از سازندگان و بانیان سیاست نه شرقی و نه غربی خداوند گشته اند و ملت بزرگ نیز با تجلیل گسترده خود از و شرکت خود در و اعلان از کفر ، خصوصا آل سعود به وظیفه انقلابی و الهی خود عمل نموده اند . روح الله الموسوی الخمینی 1366/05/12 شادی روح و 🌹 @dashtejonoon1🥀🕊
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 از زبان از زبان برادرمان مهندس ، دانشجوی سال چهارم دانشگاه علم و صنعت بود و رشته صنایع می‌خواند، در آن ایام ایشان مسئول سپاه همدان بود و فرماندهی جبهه قراویز در منطقه عملیاتی سر پل ذهاب را بر عهده داشت، می‌توانم به جرأت بگویم که ایشان از اول جنگ در تمام نبردهایی که علیه ارتش عراق در جبهه غرب انجام می‌گرفت؛ شرکت داشت، به جای اینکه توی سپاه استان بنشیند و پشت میزهای آنچنانی خودش را گم کند چنان که متاسفانه بعضی‌ها خودشان را گم کردند، همیشه در جبهه بود و در حال جنگ بود. 🌹 🕊 🥀 @dashtejonoon1🕊🌹
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 ، فرمانده گردان میثم که در عملیات آزادسازی خرمشهر به رسید از زخمی شدن خود این‌گونه نقل خاطره می‌کند: شب دوم اردیبهشت ۱۳۶۰ بود. به خط اول پدافندی کماندو‌های بعثی رسیدیم. درگیری خیلی سختی بود. آن شب من به همراه نیرو‌های دسته‌ام تا عمق مواضع دشمن نفوذ کرده بودیم. دشمن از همه سمت ما را زیر آتش گرفته بود. لحظه‌ای رگبار گلوله‌ها و آتش خمپاره‌ها قطع نمی‌شد و ما مقاومت می‌کردیم؛ ناغافل ضربه‌ای محکم به سینه‌ام خورد دود و بوی باروت همه جا را پر کرده بود من خودم را میان زمین و آسمان دیدم و بعد به زمین کوبیده شدم از همه جای بدنم خون جاری بود چشم‌هایم جایی را نمی‌دید و دست و پایم به فرمان من نبودند. فقط صدا‌هایی را می‌شنیدم که می‌گفتند : بچه‌ها! برادر شعف شده. بعثی‌ها دارن میان عقب‌نشینی کنید مجروحا را به عقب ببرین دیگر هیچ چیز نفهمیدم. بعثی‌ها بالای سرم آمدند. یکی از آن‌ها می‌خواست تیر خلاصی به من بزند؛ اما دیگری لگدی به پهلویم زد و با پوتین دست شکسته‌ام را فشار داد. درد تمام وجودم را گرفت، ولی صدایی از دهانم بیرون نیامد. همین کار باعث شد تا به من تیر خلاص نزنند، اما من چقدر مشتاق آن تیر خلاصی بودم. راوی : 🌹 🕊 🕊 @dashtejonoon1🕊🥀
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🌺🌸🕊💐🕊🌸🌺 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 💐 بسیجی علیرضا پورقوریان 🌺 (غلامرضا) 💐 بسیجی محمدعلی حجتی 🌺 (مصطفی) 💐 بسیجی ابراهیم رضائی 🌺 (محمد) 💐 بسیجی حسین منتظری 🌺 (محمود) 💐 بسیجی سید نبی موسوی 🌺 (سید ولی اله) 💐 بسیجی مصطفی مومنی 🌺 (قنبر) 💐 بسیجی احمد بیاتی نیا 🌺 (قدرت) 💐 سرباز نصراله قماشلویان 🌺 (حیدرعلی) 💐 جهادگر عبداله نصرالهی 🌺 (عباس) 🌺 @dashtejonoon1🌸🌺
🌹🕊💐🥀💐🕊🌹 🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹 🌷 سلام بر مردان بی ادعا 🌷 خوشا آنانڪ جان را می‌شناسند طریق عشق و ایمان را می‌شناسند بسے گفتند و گفتیم از را مے شناسند 🕊 🌹 تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند باور ڪن ... ✍️ امروز سالروز عروجتان است🕊 🌹 والامقام 🌹شهرستان نجف آباد 🌹ڪہ در چنین روزی 🌹 آسمانی شده اند 🌹 این والامقام محل تولد و یا قبور پاڪ و مطهرشان در شهرستان نجف آباد است ڪہ در معرفے ایشان محل مزار ذکرمی گردد : ✍️ 🌷 پاسدار مهدی محمدی (یداله) ـ ۲۴ ساله - نجف آباد 🌷 پاسدار محمدعلی ابراهیمی (ابراهیم) ـ ۱۸ ساله - جلال آباد 🌷 پاسدار حسنعلی جمشیدیان (یعقوب) ـ ۲۴ ساله - قلعه سفید 🌷 بسیجی محمد جعفر انشایری (کریم) ـ ۱۹ ساله - نجف آباد 🌷 بسیجی احمد جمشیدیان (عباسعلی) ـ ۲۲ ساله - قلعه سفید 🌷 بسیجی مهدی حبیب الهی (اسداله) ـ ۱۸ ساله - نجف آباد 🌷 بسیجی غلامرضا شاهسون (کرم) ـ ۱۷ ساله - نجف آباد 🌷 بسیجی محمود صافی (محمدرضا) ـ ۳۸ ساله - نجف آباد 🌷 بسیجی احمد صالحی (علی محمد) ـ ۱۷ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی حسین مداح (علی اکبر) ـ ۱۷ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی جمشید مداحی (صادق) ـ ۱۹ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی مصطفی ملکی (محمدعلی) ـ ۲۱ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی مصطفی ملکی (عباسعلی) ـ ۱۸ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی حیدرعلی مهدیه (نصراله) ـ ۲۶ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی حسن مهدیه (نصراله) ـ ۱۷ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی ناصر نجفی پور (حسینعلی) ـ ۲۴ ساله - نجف آباد 🌺 بسیجی محمود ابوطالبی (یداله) ـ ۱۶ ساله - روستای نهضت آباد 🌺 بسیجی عشقعلی احمدی (حسن) ـ ۱۷ ساله - نجف آباد 🌹 بسیجی بهزاد احمدی زاده (ابوالقاسم) ـ ۱۹ ساله - نجف آباد 🌹 بسیجی مهران اسماعیلی (غلامعلی) ـ۱۶ ساله - نجف آباد 🌹 سرباز عبدالحسین ربیعیان (رجبعلی) ـ ۲۶ ساله - نجف آباد 🌹 جهادگر محمدعلی امامی (نوروزعلی) ـ ۲۱ ساله - نجف آباد 🌹 جهادگر محمود شفیعی (عباسعلی) ـ ۲۲ ساله - نجف آباد 🌹 جهادگر محمدعلی غضنفری (اسداله) ـ ۲۳ ساله - نجف آباد 🌹 جهادگر عبدالمحمود محمدی (علی) ـ ۱۸ ساله - نجف آباد 🌹 ارتشی اکبرعلی امیری (خان محمد) ـ ۲۴ ساله - شهرکرد 🌹 سالگرد 🌹آسمانی شدنتان 🌹 مبارڪ باد ... 🕊 🌹 🕊 🌹 @dashtejonoon1🕊🌹
🥀🕊💐🌹💐🕊🥀 🌹 🌹 فرزند : رجبعلی : 🗓 1335/05/11 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد : 🗓 1361/02/02 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : خرمشهر عملیات : بیت المقدس مزار : 🥀 @dashtejonoon1🕊🥀
دشت جنون
🥀🕊💐🌹💐🕊🥀 🌹 #شناخت_لاله_ها 🌹 #شهید_والامقام #عبدالحسین_ربیعیان #اولین_شهید_هسته_ای فرزند : رجبعلی #
🌹💐🌷🕊🌷💐🌹 گذری بر زندگی در یازدهم مرداد ماه 1335 در خانواده‌ای مذهبی و پر جمعیت متشکل از یازده فرزند در نجف‌آباد به دنیا آمد. فرزند پنجم خانواده بود و چون در دهۀ اول محرم به دنیا آمد، پدر او را نام نهاد. او کودکی آرام، مؤقر و صبور بود. پس از گذراندن دورۀ ابتدایی در دبستان پهلوی، وارد دبیرستان دهقان (آموزش و پرورش فعلی) شد و در رشتۀ ماشین‌ نویسی دیپلم گرفت. پدر از همان ابتدا به فرزندان‌شان قول داده بود به شرط قبولی در امتحانات تا هر مقطعی که بخواهند ادامۀ تحصیل دهند، هزینۀ تحصیل‌شان را می‌پردازد و بعد از گرفتن دیپلم در کنکور سراسری شرکت کرد ، اما قبول نشد. بنابراین به درخواست پدر به تهران رفت تا پس از گذراندن دورۀ زبان به آمریکا برود و بخواند. با گذراندن دو سال دورۀ زبان و زندگی در کنار خواهر و شوهر خواهرش که در وزارت نیرو کار می‌کرد با (وزیر نیروی سابق ایران) آشنا شد. به او پیشنهاد کرد به جای پزشکی در رشتۀ ‌ادامه تحصیل دهد. پس از مشورت و گرفتن اجازه از پدر همین رشته را انتخاب کرد. 🌹💐🌷🕊🌷💐🌹