📚 @dastanak_ir
♻️ از پشه تا کرونا
🔰 نمرود بن کنعان بن کوش بن سام بن نوح که از پادشاهان ظالم بابِل در دوران حضرت ابراهیم(ع) بود، وقتی در پیشگویی منجمان و کاهنان شنیده بود که پسری به نام ابراهیم در بابِل متولد خواهد شد که با بتپرستی مبارزه میکند و فرمانروایی نمرود را سرنگون خواهد کرد، دستور داد تمام زنان باردار را جمع کنند و در صورتی که نوزادشان پسر بود آنان را بکشند. نمرود هفت هزار کودک پسر را در چهل سال کشت با این وجود حضرت ابراهیم (ع) به امر الهی مخفیانه در غاری به دنیا آمد و بعدها بتهای نمرود را سرنگون کرد تا جایی که به دستور نمرود به آتش پرتاب شد اما نسوخت!
نمرود که خود را قدرت مطلق میپنداشت، برای جنگیدن با خدای ابراهیم برجی بلند ساخت. این بنا که به برج بابل مشهور است پس از مدتی به فرمان خدا ویران شد که برخی مفسران، آیه ۲۶ سوره نحل را درباره این ماجرا دانستهاند:
قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (همانا كسانى كه قبل از ايشان بودند (نيز) مكر ورزيدند، پس قهر خداوند به سراغ پايههاى بناى آنان آمد، پس سقف از بالاى سرشان بر آنان فرو ريخت و از آنجا كه انديشهاش را نمىكردند، عذاب الهى آمد.)
اما منابع تاریخی، سرنوشت این پادشاه سرکش و لشکرش را این چنین نقل کردهاند: به فرمان خدا پشهها به سپاهیان نمرود حملهور شدند و آن لشکر عظیم به یکباره فروریخت! نمرود هم که برای امان ماندن از نیش پشهها به کاخ خود پناه برده بود و همه دربها و منفذها را بسته بود از لشکر الهی در امان نماند و پشهای به کاخ نمرود نفوذ کرد و از راه بینی، وارد سر نمرود شد!
وجود پشه در سر نمرود او را به چنان دردی مبتلا کرد که برای آرام کردن درد، بر سرش میکوبیدند تا پشه اندکی آرام بگیرد و در نهایت این پادشاه مغرور، با یک پشه مرد.
شاید موجود کوچکی به نام پشه در دوره حضرت ابراهیم که دومین پیامبر اولوالعزم بود، برای خالی کردن باد کله انسان مغرور و سرکش آن روز کفایت میکرد اما حالا چه؟ حالا که بشر به زعم خودش، همان پشه را هم هزار جور تجزیه و تحلیل کرده و بر او احاطه یافته تا جایی که در یافتههای علمیاش ادعا میکند:
پشهها در هر ثانیه 500 تا 600 بار بال میزنند و 1.6 تا 2.4 کیلومتر در ساعت، سرعت پرواز دارند و از 30 متری بوی انسان را حس و از فاصله 3 متری خون را در سطح بدن شناسایی میکنند و وزن پشهها 0.002 گرم برآورد کرده است، چه موجود کوچکتری از پشه باید این انسان سرکش و یاغی را به فکر وادارد؟
شاید آن موجود کوچک برای انسان امروز همان کروناست! مطابق بررسیهای علمی، جرم یک ویروس کرونا که ترمز انسان پیشرفته امروز را کشیده 0.0000000000000005 گرم است (یک پشه 0.002 گرم) و اگر در بدن هر بیمار کوویدی، حدود 1 میلیارد ویروس کرونا وجود داشته باشد، در هر فرد بیمار 0.0000005 گرم ویروس کرونا وجود دارد که او را به کووید 19 مبتلا و برخی را به کام مرگ میکشد.
بنابراین اگر 10 میلیون انسان مبتلا به کووید 19 وجود داشته باشد، کلا" 5 گرم ویروس کرونا کره زمین را بهم ریخته است.
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (انفطار آیه 6)
حمید رسایی
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
میدونستید اهواز به رشت نزدیکتره تا بندرعباس؟
😳😳
بعد به همهاش میگیم جنوب😐
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
فوائد دیدار امام زمان علیهالسلام.mp3
2.91M
#بیان_کوتاه
🔊بشنوید | فوائد دیدار امام زمان«علیهالسلام»
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
🔹گزارش #رزمایش_مواسات
با همراهی همسنگران و کاربران کانال های مرتبط با موسسه فرهنگی #شهیدحججی در فضای مجازی و همت جوانان مسجد شیخ علیخان اصفهان،
👈تعداد ۱۰۰ بسته غذایی شامل:
ده کیلو برنج، ۸۰۰ گرم گوشت گرم، دو بسته ماکارونی، یک بسته خرما، دو بطری روغن مایع، یک کیلو نخود، لوبیا و عدس
تهیه و بین نیازمندان توزیع شد.
اجرکم علی الله🌺
🚩 پاسخبهشبهاتفــجازی👇
🆔 @shobhe_shenasi
در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند:«فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند.»
📚 @dastanak_ir
عابد خشمگين شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کند. ابليس به صورت پيري ظاهرالصلاح، بر مسير او مجسم شد و گفت:
«اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!»
عابد گفت: « نه، بريدن درخت اولويت دارد.»
مشاجره بالا گرفت و درگير شدند. عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست.
ابليس در اين ميان گفت:«دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است.»
عابد با خود گفت: «راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.
بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و بر گرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر بر گرفت.
باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت: «کجا؟»
عابد گفت: «تا آن درخت برکنم»
ابليس گفت: «دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند.»
عابد و ابليس در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست!
عابد گفت: «دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟»
ابليس گفت: «آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد. ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي.»
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
10.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش #رزمایش_مواسات
۱۰۰ بسته مواد غذایی
🚩 پاسخبهشبهاتفــجازی👇
🆔 @shobhe_shenasi
🔴🔶روابط سالم در خانواده
خانواده محل آسايش و آرامش و آبراه كوچكي است كه فرد را به اقيانوس جامعه پيوند ميدهد...
«چگونه ميتوان روابط سالم در خانواده را برقرار كرد؟»
پایه های روابط:
احترام متقابل
احترام، به این معنا نیست که زن و شوهر، عواطف و احساسات خود مانند خشم، سرسختی، ناراحتی روحی و غیره را از یکدیگر پنهان و آنها را به صورت عقده های روانی روی هم انباشته کنند. خشم های سطحی و بگومگوهای کوتاه میان زن و شوهر در زندگی زناشویی، چون رعد و برق است، همیشه پس از رعد و برق باران می بارد و این باران، درخت زناشویی را بارور می کند.
همچنین، احترام متقابل، به معنای انتقاد نکردن از یکدیگر نیست.
گاهی لازم است زن و شوهر، آشکارا از رفتار نامناسب یکدیگر انتقاد کنند، ولی باید از تندخویی بپرهیزند تا انتقاد آنان بی اثر و بی نتیجه نباشد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند "هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند، خوش بخت و سعادتمند خواهد بود"
همچنین می فرمایند"مردی که همسری اختیار کرد، باید او را گرامی و محترم بشمارد" بحار ج 103 ص 253
#روابط_سالم
#متن_نوشت
(کتاب روابط سالم در خانواده آقای داود حسینی)
#پژوهشکده_الهیات_و_خانواده
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
جوک تعریف کردن آقای جنتی😊
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
ماهها بود که ماشين اسپرت زيبايي، پشت شيشه هاي يک نمايشگاه به سختي توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو ميکرد که روزي صاحب آن ماشين شود.
مرد جوان، از پدرش خواسته بود که براي هديه فارغ التحصيلي، آن ماشين را برايش بخرد. او مي دانست که پدر توانايي خريد آن را دارد.
بالاخره روز فارغ التحصيلي فرا رسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فرا خواند و به او گفت : من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر کس ديگري در دنيا دوست دارم. سپس يک جعبه به دست او داد.
پسر، کنجکاو ولي نااميد، جعبه را گشود و در آن يک انجيل زيبا، که روي آن نام او طلاکوب شده بود، يافت. با عصبانيت فريادي بر سر پدر کشيد و گفت : با تمام مال و دارايي که داري، يک انجيل به من مي دهي؟ کتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترک کرد.
سالها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده.
يک روز به اين فکر افتاد که پدرش، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند. از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود. اما قبل از اينکه اقدامي بکند، تلگرامي به دستش رسيد که خبر فوت پدر در آن بود و حاکي از اين بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشيده است.
بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد. هنگامي که به خانه پدر رسيد، در قلبش احساس غم و پشيماني کرد. اوراق و کاغذ هاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت.
در حالي که اشک مي ريخت انجيل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کليد يک ماشين را پشت جلد آن پيدا کرد.
در کنار آن، يک برچسب با نام همان نمايشگاه که ماشين مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است.
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
✨﷽✨ خاطره ای شنیدنی از آیت الله وحید خراسانی
📚 @dastanak_ir
✅ "در زمان میرزای شیرازی طلبه ای با لباس کهنه بر درخانه اش آمد و گفت میرزا را کاردارم
مردم گفتند میرزا بر مجتهدین وقت ندارد آن موقع تو آمده ای و میگویی میرزا را کار دارم؟
گفت عیبی ندارد من میروم اما به میرزا بگویید فلانی آمده بود خبر به میرزای شیرازی رسید، ناگهان میرزا سرو پای برهنه دوید و طلبه را درآغوش گرفت .دفتردار میرزا تعجب کرد. وقتی آن طلبه رفت، میرزا گفت: دوست داشتم ثواب این همه مجتهد که تربیت کردم برای این طلبه باشد و ارزش یک کارش را به من بدهد،
گفتند میرزا کار این طلبه مگر چه بوده ؟
میرزا گفت: این طلبه به یکی از دهات های سنی نشین رفت و گفت بچه هایتان را بیاورید قرآن یاد می دهم بدون پول سنی ها گفتند خوب است بدون پول است این طلبه از اول که قران یاد این بچه ها می داد بذر محبت امیرالمؤمنین را دردل این بچه ها کاشت این ها بزرگ که شدند شیعه شدند و پدرانشان را از مذهب باطل به مذهب حق راهنمایی کردند دیری نگذشت که این دهات تماما شیعه شد
✅ این طلبه ۱۵سال شب ها بردر خانه ها می رفت و یواشکی نانی که آن ها بیرون می انداختند را می خورد ۱۵سال اینگونه زحمت کشید تا توانست یک روستا را شیعه کند ."
📚 مصباح الهدی
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir
* ای خدا بنازم* به این کیش و مات کردنهات.
🔻بحرانپوشک برا بچه هامون ساختن، خود بزرگسالانشون سر دستمال توالت گیس و گیس کشی کردن؛
به سبدهای کالا و صفهای مردم و یارانه ها مون در زیر سایه تحریم خندیدن ..خودشون از گدا و سرمایه دارش برای سبد کالا و یارانه نقدی کرونایی به صف شدن...
🔻صفهای نذری محرم وصفرمون را مسخره کردن و سوژه خبریشون کردن، صف های هفت کیلومتری درب خیریه ها برای یک وعده غذا تشکیل دادن...
🔻تحریم داروییمون کردن و به ریش نیاز بیمارامون خندیدن ، دست گدایی کاپیتالیسم را پیش رقبای کمونیستشون برای دارو و ماسک و کیت تشخیصی دراز کردن...
🔻اسلحه فروختن و بچهای یمنی و سوری و فلسطینی رو کشتن.. همه اونپول رو دادن بازم دوا ودرمون برای جون عزیزاشون نتونسنتن تهیه کنن ...
هواپیماهامون رو زمینگیر کردن و آسمون را از شرکتهای هواپیماییمون گرفتن ..لوفتانزا ایرشون ایر فرانسشون و اال ایتالیاشون هرساعت داره چند میلیون دلار ضرر میده....
*کی گفته معجزه دوره ش گذشته!!(؟؟؟☺* ┄┄┅❅❁❅┅┄┄
ــــــــــــــــ
#داناب (داستانکونکاتناب)
👇👇👇
📚 @dastanak_ir