eitaa logo
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
11.7هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
5هزار ویدیو
110 فایل
﷽، #داناب (داستانک‌های آموزنده و نکات ناب کاربردی) 🔹کاری از مؤسسه جهادی #مصباح 🔻سایر صفحات: 🔹پاسخ به‌شبهات؛ @shobhe_Shenasi 🔹سخنرانی‌ها: @ghorbanimoghadam_ir 🌐 سایت: ghorbanimoghadam.ir 🔻تبادل و تبلیغ @tabligh_arzan
مشاهده در ایتا
دانلود
‼️نجس شدن پارچه مرطوب 🔷س 5438: اشیایی مانند لباس و امثال آن – درحالی که مرطوب باشد - اگر یک قسمت از آن نجس شود، آیا نجاست به تمام آن سرایت می‌کند، یا فقط همان قسمت نجس است؟ ✅ج: فقط همان قسمت نجس می شود و بقیۀ آن پاک است. 📕منبع: leader.ir (امام خامنه‌ای) (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
هرگاه فرزندتان از شما پرسید چرا؟!، به او جواب دهید که: خودت چی فکر می کنی؟ این روش سه مزیت دارد: - پرسیدن اتوماتیک وار چرا را از سر کودکتان می اندازد. - به شما و کودکتان نشان می دهد بیشتر از هر چیزی که فکر می کنید می داند. - باعث می شود که کودکتان به جای اینکه برای جواب به شما وابسته باشد، از مغز خودش استفاده کند. (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
🔹استدلال‌های ملانیا همسر ترامپ درباره قطعی بودن پیروزی ترامپ در انتخابات! ➖ترامپ متولد نیویورک است و مردم نیویورک فرزند خودشون رو ول نمیکنند به باریدن رأی بدن همچنین ترامپ چند همسر رسمی و کلی روابط پنهانی با گرل فرندهایش دارد که تقریباً در نقاط مختلف آمریکا زندگی میکنند و حتی در برخی ایالت های کلیدی با چندین نفر در رابطه بودن طوری که همیشه میگه من داماد کل آمریکا هستم. آمریکایی‌ها هم نمیان داماد خودشان را رها کنند به کس دیگری رأی بدن. خود من اسلونی هستم و خود ترامپ گفته من غیر از اینکه داماد آمریکا هستم، داماد اسلوانی هم هستم. اسلونی‌ها هم به شدت داماد دوست هستند و بنابراین اسلوهای مقیم آمریکا قطعا به ایشان رای میدن!! 🔹 پیش از این، خود ترامپ اعلام کرده بود با نسبت آرای بسیار زیاد، برنده قطعی انتخابات است! (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
Panahian-MohemtareenRahePishgeeriAzSoghootEnsan-mobile.pdf
993.2K
📌 فایل PDF | «مهمترین راه پیشگیری از سقوط انسان و نابودی جامعه» علیرضا پناهیان 📱 نسخه مناسب مطالعه در تلفن همراه (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚨 کشیش فرانسوی (سال گذشته): "فرانسه‌ی فردا دولتی مسلمان خواهد بود!" 🔻حالا بفهمید امثال ماکرون چرا اسلام‌ستیزی می‌کنند! (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
1_276196458.mp3
4.04M
پیرمرد کفاش و امام زمان علیه‌السلام ــــــــــــــــ (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 📚 @dastanak_ir
بچه‌علی‌نقی‌الان‌کیست ؟ بسیار جالبه و خواندنی !!! علی‌نقی، ‌کاسب مؤمن و خیری بود كه هیچ‌گاه وقت نماز در مغازه پیدایش نمی‌کردند. در عوض این معلم قرآن در صف اول نماز جماعت مسجد دیده می‌شد. یك عمر جلسات مذهبی در خانه‌ها و تكیه‌ها به راه‌انداخته و كلی مسجد مخروبه را آباد كرده بود ولی از نعمت فرزند محروم بود ... آن‌هایی كه حسودی‌شان می‌شد و چشم دیدنش را نداشتند، دنبال بهانه می‌گشتند تا نمكی به زخمش بپاشند ..! آخر بعضی‌ها عقده پدر او را هم به دل داشتند؛ پیرمردی كه رضاخان قلدر هم نتوانسته بود جلسات قرآن خانگی او را تعطیل كند ..! علی‌نقی راه پدر را ادامه داده بود اما الان پسری نداشت كه او هم به راه پدری برود. به خاطر همین همسایه كینه‌توز، بهانه خوبی پیدا كرده بود تا آتش حسادتش را بیرون بپاشد؛ درب را زد. علی‌نقی آمد دم درب ... مردك به او یك گونی داد و گفت: «حالا كه تو بچه نداری، بیا این‌ها مال تو، شاید به كارت بیاید». علی‌نقی در گونی را باز كرد، ۱۱ تا بچه گربه از توی آن ریختند بیرون ..! قهقهه مردك و صدای گریه علی‌نقی قاطی شد ... كنار در نشست و دستانش به دعا بلند و گفت «ای كه گفتی بخوانیدم تا اجابت‌تان كنم ..! اگر به من فرزندی بدهی، نذر می‌كنم كه به لطف و هدایت خودت او را مبلغ قرآن و دینت كنم». خدایی كه دعای زكریای سالخورده را در اوج ناامیدی اجابت كرده بود، ۱۱ فرزند به علی‌نقی داد كه اولین‌شان همین حاج آقا محسن قرائتی است ...👌🌹 با آرزوی سلامتی فرزند بزرگوارش،مفسر بزرگ قرآن حاج آقا قرائتی🌸🍏🌸 (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
نه آبان: انتقال قدرت از به | @dastanak_ir در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ گروهی از نمایندگان مجلس پنجم، ماده واحده‌ای را به مجلس تقدیم کردند و طی آن خواستار انتقال قدرت از قاجار به پهلوی شدند. در این ماده واحده آمده بود مجلس به خاطر سعادت ملت، خلع قاجار را اعلام و اداره موقت کشور را در محدوده قانون اساسی و قوانین نافذ به آقای رضاخان پهلوی منتقل می‌کند. این طرح به محض اعلام شدن، مخالفت و موافقت نمایندگانی را به دنبال داشت. گذشته از اکثریت نمایندگان که با سیاست‌های خاص رضاشاه، به او اعتماد کرده بودند، اقلیتی با تیزبینی به اهداف رضاشاه پی برده و از همان ابتدای اعلام طرح، مخالفت خود را اعلام داشتند. مهم‌ترین مخالفین این طرح، عبارت بودند از آیت‌الله مدرس، دکتر مصدق، تقی‌زاده، دولت‌آبادی و حسین علا. آیت‌الله مدرس، اولین مخالف تغییر سلطنت اولین مخالف انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی، آیت‌الله مدرس بود. مدرس پیش از آن نیز بر سر مسائلی چون تشکیل حکومت جمهوری با رضاشاه به مخالفت برخاسته بود و به خوبی از اهداف سیاسی رضاشاه آگاه بود. بنابراین وقتی ماده واحده انتقال سلطنت مطرح شد مدرس گفت اعتراض نظامنامه‌ای دارم. گفته می‌شود وقتی مدرس اعتراض خود را اعلام نمود، برخورد تدین به عنوان رئیس مجلس چندان مناسب و شایسته نبود. بنابر شواهد برجا مانده «تدین که مثل شمر بود می‌خواست نگذارد. گفت کدام ماده نظامنامه؟ او گفت اعتراض من این است که این کار بر خلاف قانون اساسی است. تدین گفت این که نظامنامه نیست. گفت همین که سلطنت را عوض بکنند این برخلاف قانون اساسی است. اصلا نباید صحبتش بشود. تدین گفت کجای نظامنامه؟ مدرس هم قهر کرد و رفت» دکتر مصدق هم به مخالفت برخاست مصدق حقوق خوانده بود. مرد قانون بود. طبیعی است که او هم از منظر قانونی به مخالفت با لایحه انتقال سلطنت بپردازد. مصدق در نطقی که از جایگاه مخالف ایراد نمود، فریاد برآورد که «اگر هدف آن است که رضاخان به یک شاه دیکتاتور تبدیل شود (در اینجا با صدای بلند فریاد می‌زند) «اگر سرم را ببرند و اندام‌های بدنم را قطعه قطعه از هم جدا سازند، هرگز با چنان امری موافقت نخواهم کرد». بعد از بیست سال خونریزی در راه آزادی و دموکراسی، آیا شما قبول می‌کنید که یک نفر هم شاه باشد هم نخست‌وزیر و هم فرمانروا؟ اگر نظر و قصد آقایان این است این «ارتجاع صرف است، استبداد خالص است» چنین نظامی «حتی در زنگبار هم وجود ندارد». (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
لطفا با حوصله و تامل تا آخر بخوانید وقتی دارم میمیرم اصلا نگران نیستم و هیچ اهمیتی به جسد خشکیده ام نمی دهم... چون دوستان مسلمانم آنچه را که لازم است انجام خواهند داد؛ ان شاءالله..... آنان: ۱. لباسهایم را از تنم بیرون می آورند... ۲. مرا میشویند... ۳. کفنم میکنند... ۴.مرا از خانه ام بیرون میبرند و به خانه جدیدم (قبر) منتقلم میکنند... ۵. افراد زیادی برای تشییع جنازه ام می آیند... خیلیها برای دفن من کارهایشان را تعطیل و قرارهایشان را لغو میکنند. این در حالی است که خیلی از این افراد یک بار هم به فکر نصیحت من نبوده اند... ۶. از همه وسایلم جدا میشوم... کلیدهایم...کتابهایم... کیفم... لباس هایم...و... شاید توفیق نصیب خانواده ام شود و به خاطر من این وسایل را صدقه بدهند. اما مطمئن باشید که دنیا بر من ماتم نخواهد گرفت. با مرگ‌من جهان از حرکت باز نخواهد ایستاد... چرخه اقتصاد خواهد چرخید... کارم به کسی دیگر واگذار خواهد شد... اموالم در اختیار وارثان قرار خواهد گرفت اما حسابش را من باید پس بدهم... چه کم چه زیاد چه کوچک چه بزرگ... نخستین چیزی که پس از مرگم از من گرفته می شود نام من است!!! وقتی مُردم، میگویند: "جسد کجاست"؟ هرگز مرا به نامم صدا نمیزنند... وقتی میخواهند بر من نماز بخوانند میگویند: "جنازه را بیاورید"؟ هرگز مرا به نامم صدا نمیزنند... وقتی میخواهند مرا دفن کنند میگویند: "میت را نزدیک بیاورید" ... و باز هم نامم را به زبان نمی آورند... به همین خاطر هیچ گاه فریفته نسب و قبیله و منصب و شهرتم نشده ام... وه که این دنیا چقدر کوچک است و سرانجام ما چه بزرگ! ای کسی که اکنون زنده ای... بدان که به سه گروه بر تو اندوهگین خواهند شد: ۱. کسانی که آشنایی سطحی از تو دارند...خواهند گفت: بیچاره مرد. ۲. دوستانت. چند ساعتی یا چند روزی غمگین خواهند بود و پس از آن به سخنان روزانه و خنده هایشان باز خواهند گشت. ۳. اندوه عمیق در خانه ات! خانواده ات بر تو غصه خواهند خورد... یک هفته... دوهفته... یک ماه... دوماه... یا یک سال... پس از آن تو را به آلبوم خاطراتشان خواهند سپرد... بدین ترتیب داستانت در میان مردم به پایان میرسد. اما داستان واقعی تو که همان آخرت است آغاز میگردد... زیبایی، دارایی، سلامتی، فرزند، خانه، قصر و همسر، از تو جدا شده اند... فقط عملت در کنار توست... زندگی واقعی شروع شده است.. اما سوال اینجاست که: تا کنون برای قبرت و برای آخرتت چه فراهم آورده ای؟! این حقیقتی است که نیاز به تامل دارد. بنابراین حریص باش بر: نافله ها... صدقه پنهانی... سخنان نیکو... خوش اخلاقی با همسر و فرزندانت... کار نیکو... دستگیری از مستمندان... گره گشایی از کار دیگران... نماز شب... تلاوت قرآن... نیکی به پدر و مادر... صله رحم و ملاقات با اقوام....شاید که نجات یابی!!! اگر توانستی در حیاتت با این نوشته مردم را یادآور شوی به زودی اثر این یادآوری را روز قیامت در میزان اعمالت خواهی یافت... (وذكّر فإن الذكرى تنفعُ المؤمنين) خدا میفرماید شخص پس از مرگش درخواست بازگشت به این دنیا میکند تا صدقه بدهد. ( رب لولا أخرتني إلى أجل قريب فأصدق) براستی چرا مرده در صورت بازگشت به دنیا صدقه را بر می گزیند؟ و نمی گوید برگردم تا عمره ای به جا آورم یا نمازی بگزارم یا روزه بدارم. علما گفته اند: مرده چون آثار فراوان صدقه را بعد از مرگش میبیند، صدقه را بر میگزیند. پس بسیار زیاد صدقه بدهید. که هم دفع کننده بلاست و هم درآثار فراوان دارد. بهترین صدقه ای که هم اکنون می توانی بپردازی ۱۰ ثانیه از وقتت برای نشر این پیام به نیت یادآوری و تذکر است. سخن نیکو صدقه است. (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یه خاطره از رضا شاه 😂😂 🤲اگه لذت بردید یه صلوات بفرستید🤲 (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نامه‌ای به جوانان خیابان شانزلیزه! اگر آزادی بیان دارید، این سوال‌ها را بپرسید (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b
خواهران دوقلوی جهادی در بخش کرونا: می‌خواستیم خدا ما رو ببینه 🔸ماجرای حضور داوطلبانه «زهرا و فاطمه قَدبیگی»در بیمارستان امام حسین تهران در بخش از اون ماجراهای شیرین روزهای تلخ کروناست. 🔸خواهران طلبه دوقلویی که با حضور داوطلبانه در کنار بیماران کرونایی، بزرگ‌ترین مأموریت زندگی‌شون رو قبل از ۲۰ سالگی تجربه کردند و آگاهانه خودشون رو در معرض امتحانی قرار دادند که خیلی‌ها ازش فراری‌اند. 🔸اونا اسم خودشون رو تو فهرست جوان‌ترین خادمان جهادی بخش ثبت کردند. 🔸این روزها دعوت رهبرانقلاب از گروه‌های جهادی برای بازگشت به بیمارستان‌ها برای کمک به بیماران و کادر درمانی خون تازه‌ای در رگ‌های نیروهای جهادی تزریق کرده، زهرا میگه «وارد هر اتاقی می‌شیم، قبل از اینکه چیزی بگیم، بیماران با هیجان میگن: «وای...شما دوقلویید؟ چقدر شبیه همدیگه‌اید.» من و فاطمه با تعجب می‌گیم: «آخه با این ماسک و کلاه، چطور شباهتمون رو تشخیص می‌دید؟» اونا با لبخند می‌گن: «چشم و ابروتون داد می‌زنه کپی همدیگه‌اید.» وقتی شیفتمون نیست، پرستارا می‌گفتن: «مریضا سراغتون رو می‌گرفتند. مدام می‌پرسیدند: دوقلوها کجان؟» (داستانک‌ونکات‌ناب) 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b