eitaa logo
داستان های آموزنده
67.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
0 فایل
‌‌‌‌‌ 🌿 ‌‌﷽ 🌿. #کپی_جایز_نیست. برای ارسال داستان خود ویا دوستانتان به ایدی ارسال کنید @zahraB18 https://eitaa.com/joinchat/15925614C7f87bffef4 سلام تعرفه تبلیغات داخل کانال هست
مشاهده در ایتا
دانلود
☕️ یک پژوهش جالب: هرچه سرتان شلوغ‌تر باشد، بهره.وری‌تان بیشتر بالا می‌رود! در یک پژوهش نشان داده شد که افرادی که خود را گرفتار و مشغول می‌دانند، به طور متوسط زودتر از دیگران کارهای عقب افتاده‌شان را تمام می‌کنند. گفته می‌شود انجام ندادن کارها تا موعد زمانی مشخص، باعث نوعی حس خجالت و ناامیدی در فرد می‌شود؛ این حس در افرادی که گرفتارند، با شدت کمتری ظاهر می‌شود و آنها می‌توانند با تمرکز و توان بیشتری کارشان را به اتمام برسانند. در این تحقیق مشاهده شد افرادی که سرشان شلوغ بود به طور متوسط در حدود 25 روز کارهای عقب افتاده را تمام کردند و برای بقیه این مدت به حدود 37 روز رسید. پس اگر کار عقب‌افتاده زیاد دارید، تا می‌توانید سر خود را گرم کنید و کارهای بیشتری برای خود بتراشید؛ در این صورت احتمالا کارهای قبلی هم زودتر انجام می‌شوند. دوستی می گفت اینقدر کار دارم که دیگر فرصتی برای استرس باقی نمی ماند؛ ظاهرا این گفته‌ی او از نظر علمی هم تایید می شود! •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💚🖤💚🖤 پارت۵۷ ناگهان عبدالله به خروش می افتد و با یک حمله مرگبار، سالم را به درک واصل میکند و سپس رو در روی سپاه کوفه می ایستد و با لبان تشنه مبارز میطلبد، اما سپاه عمر سعد که جنگاوری عبدالله را دیده اند، پا پس میکشد، هیچکس نمی خواهد با همچین یل شجاعی به پیکار برخیزد. عبدالله دلش هوای حسین را میکند، به سمت ایشان می آید و حسین در گوشش چیزی زمزمه می‌کند که لبهای ترک خورده اش به لبخندی زیبا باز می شود و بار دیگر عبدالله به سمت لشکر دشمن می‌آید. عمر سعد که میداند سپاهیان زهره شان ترکیده، گروهی را میفرستد تا دست‌جمعی و به یکباره به عبدالله که خون از دست چپش جاریست حمله کنند، فوجی سرباز به سمت عبدالله حمله می کند، نو عروس عبدالله که شاهد صحنه است و دل دل میکند برای دفاع از حسین و همسرش، در یک حرکت چونان شیرزنی بی باک، عمود خیمه اش را میکشد و با عمود به سمت سربازان عمر سعد حمله میکند، امام دستور میدهد او برگردد و این زن بعد از حمله ای شجاعانه، به سمت خیمه ها برمیگردد، ناگهان گروهی دیگر عبدالله را دوره میکنند و از هر طرف باران تیر و نیزه باریدن میگیرد و سپس پیکر پهلوانی عبدالله بر زمین می افتد. همسر عبدالله بی تاب میشود، خود را به پیکر عبدالله میرساند، گویی میخواهد از او طلب شفاعت کند، صدایش بلند میشود و مرثیه ها میخواند، هر بند مرثیه ای که بر زبان جاری میکند انگار تیری زهرآگین است که بر بدن عمر سعد مینشیند و اشعه ای روشنایی بخش است که بیم بیدار شدن خفته ای از سپاه میرود باید کاری کرد وگرنه نیم سپاه با مرثیه های این زن متوجه عمق مظلومیت و حقانیت حسین میشوند، پس شمر غلامش را میفرستد تا این ندای حق را نیز خاموش کنند و این شیرزن دشت کربلا با عمود چوبی که غلام شمر بر سرش فرود می‌آورد از نفس می افتد و به همسر شهیدش پیوند میخورد‌. این صحنه خون مُجمع کوفی را که با تنی چند از دوستانش به سپاه حسین پیوسته اند، به جوش می آورد. پس مجمع میخواهد با دوستانش کاری کند کارستان... ادامه دارد.... •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💕تلنگر ماشینت که جــوش مےآورد حرکت نمےڪنی ڪنار زده و مےایستی وگرنه ممکن است ماشین آتش بگیرد! خــودت هم همینطوری وقتی جوش مےآوری عصبانی‌میشوی تخـته‌گاز نرو بزن ڪنار ساڪت باش و هیچ نگو! وگرنه هم به خودت آســـیب می‌زنی هم به اطـــــرافیان! •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
✅بخونید لطفا، خیلی وقتتون رو نمیگیره...برای دوستانتان فوروارد کنید . در مواقع اضطراری حتما بکارتون میادش،،، اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود . یک سرنگ یا سوزن در خانه نگه دارید : یک روش غیر قراردادی و شگفت انگیز برای بهبود سکته. این متن را بخوانید شاید روزی توانستید به کسی کمک کنید. هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید اگر در خانه یک سرنگ تزریقی داشته باشید خیلی عالی می شود. در غیر این صورت یک سوزن خیاطی یا یک سنجاق صاف هم خوب است. 1- سوزن یا سنجاق را روی آتش استریل کنید بعد با آن سر هر 10 انگشت مریض را خراش دهید. 2- این طب سوزنی نیست فقط یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان. 3- خراش بدهید تا خون خارج شود. 4- اگر خون خارج نشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار دهید. 5- وقتی از هر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری خود را باز یابد. 6- اگر دهان قربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید تا سرخ شوند. 7- بعد هر لاله گوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره خون خارج شود. بعد از چند دقیقه قربانی باید هشیاری خود را بدست بیاورد. منتظر بمانید تا بیمار دوباره وضعیت طبیعی خود را بدون هر گونه علامت غیر عادی به دست بیاورد. سپس او را به بیمارستان برسانید. حرکت سریع آمبولانس در راه بیمارستان و افتادن در دست اندازها با عث پارگی مویرگها می شود. به طور معمول قربانیان سکته از پارگی جبران ناپذیر مویرگها در راه بیمارستان رنج می برند. در نتیجه این گونه بیماران هرگز بهبود نمی یابند . اگر همه ما این روش حجامت را به خاطر داشته باشیم و به سرعت پروسه نجات زندگی را شروع کنیم قربانیان دوباره احیا شده و صد در صد حالت عادی خود را به دست خواهند آورد. ✅اگر ممکن است لطفاٌ این متن را پس از مطالعه به دیگران فوروارد کنید . شاید به نجات زندگی یک نفر کمک کند... ‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‎‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎ ♡••࿐
5.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنگامي كه حضرت موسي از طرف خداوند، براي رفتن به سوي فرعون و دعوت او به خداپرستي مأمور گرديد، موسي كه احساس خطر مي كرد به فكر خانواده و بچه هاي خود افتاد. و به خدا عرض كرد: پروردگارا! چه كسي از خانواده و بچه هاي من، سرپرستي مي كند؟!. خداوند به موسي فرمان داد: عصاي خود را بر سنگ بزن. موسي عصايش را بر سنگ زد، آن سنگ شكست و در درون آن سنگ ديگر نمايان شد، با عصاي خود يك ضربه ديگر بر آن سنگ زد، آن نيز شكسته شد و در درونش سنگ ديگر پيدا گرديد. موسي ضربه ديگر باعصاي خود بر سنگ سوم زد و آن سنگ نيز شكسته شد، او در درون آن سنگ، كرمي را ديد كه چيزي به دهان گرفته و آن را مي خورد. پرده هاي حجاب از گوش موسي به كنار رفت و شنيد آن كرم مي گويد: «سُبْحانَ مَنْ يَسْمَعُ كَلامِي وَ يَعْرِفُ مَكانِي وَ يَذْكُرُني وَ لايَنْسانِي؛ پاك و منزه است آن خداوندي كه مرا مي بيند، و سخن مرا مي شنود، و به جايگاه من آگاه است، و بياد من هست، و مرا فراموش نمي كند.» به اين ترتيب، موسي دريافت، كه خداوند عهده دار رزق و روزي بندگان است و با توكل بر او، كارها سامان مي يابد. 📙تفسير روح البيان، ج 4، ص 96 و 97. داستان دوستان، جلد 4، حكايت ♡••࿐
ستارخان در خاطراتش می گوید: من هیچوقت گریه نکردم، چون اگر گریه می کردم آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست می خورد ایران شکست می خورد. اما در زمان مشروطه یک بار گریستم. و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا. از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه می خورد، با خودم گفتم الان مادر کودک مرا فحش می دهد و می گوید لعنت به ستارخان. اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت: "اشکالی ندارد فرزندم، خاک می خوریم، اما خاک نمی دهیم." آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد . ‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‎‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎ ♡••࿐
🍃💠 در محضر 🍃💠 👌آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا : اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است! اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است! اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند! اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است! اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است! اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست! اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكار است! و اگر نكند مےگويند كافراست و بی‌دين! 🌸✨ لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نبايد از كسی ترسيد. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت ♡••࿐
💠آیه‌ای که درد چشم حضرت علی (ع) را ساکت کرد💠 ❓تاحالا شده جایی از بدنتون درد بگیره، بعد گرفتار یک مصیبت و دردسر خیلی بزرگتر بشید که اون درد اول رو فراموش کنید؟ ◀️حالا با این نگاه این روایت رو بخونید: 🌷امام‌ جعفر صادق‌ (ع) نقل میکند كه‌ چشم‌ دردی برای أمیرالمؤمنین‌ (ع) پدید آمد. 🌺رسول‌ خدا (ص)‌ برای عیادت‌ آنحضرت‌ تشریف‌ آوردند و دیدند كه‌ أمیرالمؤمنین‌ از شدّت‌ درد فریاد میكشد. 🔹رسول‌ خدا (ص) فرمودند: یا علی! جزع‌ و فزع‌ داری یا آنكه‌ شدّت‌ درد ترا بدینصورت‌ درآورده‌ است؟ 🔹أمیرالمؤمنین‌ (ع) عرض‌ كرد: یا رسول‌ الله‌ در مدّت‌ عمر من‌ دردی بدین‌ شدّت‌ عارض‌ من‌ نگردیده‌ است‌. 🔹پس‌ رسول‌ خدا فرمودند: ای علی! ملك‌ الموت‌ چون‌ برای قبض‌ روح‌ كافر حاضر میگردد با او سیخی‌ است‌ از آتش‌ که با آن روح‌ او را میگیرد. و به‌ اندازه‌ای بر آن‌ كافر دشوار است‌ كه‌ از شدّت‌ آن‌ جهنّم‌ بفریاد آید. 🔹أمیرالمؤمنین‌ (ع)‌ برخاسته‌ و نشستند، و گفتند: ای رسول‌ خدا! این‌ حدیث‌ را برای من‌ تكرار كن‌؛ چراکه این‌ گفتارت‌ موجب‌ شد درد خود را فراموش‌ كردم‌. 🔹و سپس‌ عرض‌ كرد: آیا این‌ قسم‌ قبض‌ روح‌ اختصاص‌ به‌ كافر دارد یا به‌ كسی از امّت‌ تو هم‌ ممكنست‌ برسد؟ 🔹رسول‌ خدا فرمود: آری، به‌ سه‌ دسته‌، حاكمی كه‌ جَور و ستم‌ روا دارد، و كسی كه‌ مال‌ یتیم‌ را از روی ستم‌ بخورد، و شاهدی كه‌ در محكمۀ قاضی به‌ باطل‌ و دروغ‌ گواهی دهد. 📕فروع کافی، کتاب الجنائز، باب النوادر ص ۷۰ ✅روایت میگه حضرت علی (ع) از شدت درد فریاد میکشیدند، ولی وقتی این روایت رو شنیدن درد خودشون رو فراموش کردند ♡••࿐
●🌼‍〖 ۱ 〗🌼‍● ❆ شما خورشید خدا هستید ❆ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﯼ (معتقد ،باحیا و باتقوا)ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ، ﻧﺸﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﮔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ، ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺳﺖ. ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﯿﺪ. ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺛﻮﺍﺏ ﺍﻻ‌ﻋﻤﺎﻝ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ﻋﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺳﻪ ﺟﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻧﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ: ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻗﺒﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺯﺥ ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﯽ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻ‌ﻥ ﻧﺸﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﯼ ﺳﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ. ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺁﺗﺶ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ✧ (ره) ✧ ♡••࿐
👹دور شدن شیطان😈 شیطان بر اساس سوگندۍ ڪہ یاد ڪرده است همواره در تلاش است تا انسان را بفریبد و براے مقابله با آن باید به دسٺ آویز محڪم چنگ زد در ڪݪامی از پیامبر اسلام آمده اسٺ شیطان در خانه اۍ ڪہ سوره در آن قرايت میشود در سخنی دیگر از ایشان بیان شده است که برترین سوره قرآن کریم سوره بقره است و از خانه ڪه در آن سوره بقره خوانده میشود میشود و نیز از ایشان است که فرمود سوره بقره برترین سوره قرآن اسٺ هر ڪس آن را در شب خود قرائت نماید تا سه شب شیطان وارد اش نمیشود و اگر در روز خوانده شود نیز اینچنین اسٺ 📚 منابع : 📃مستدرک الوسائل،ج۲،ص۲۶۶ 📃ڪنز العمال،ح۲۵۲۳ 📃الجامع الصغیر ♡••࿐
🍀🌸🍂🌱❤️ پارت۶۷ از صدای بغض آلودش به خودم اومدم، من چم شده بود؟ چرا سر مائده داد زدم؟ باصدای بلندتری دادزد: _بهت میگم بزن کنار از شرمندگی دیگه حرفی نمیتونستم بزنم،بدون توجه به راهم ادامه دادم همینکه کنار در خونه عمومهدی(پدر مائده) ماشینو پارک کردم، مائده بی هیچ حرفی از ماشین پیاده شد و دررو محکم کوبید و رفت، کلافه دستی رو موهام کشیدن و نفسمو عمیق به ریه هام منتقل کردم، ای کاش از کوره در نمی‌رفتم، مائده خیلی از دستم شاکی شده بود و میدونستم تا از دلش در نیارم دیگه عمرا منو ببخشه، کمی آرومتر که شدم، سمت خونمون راه افتادم. الان دیگه واقعا اون بی‌تقصیر بود و من الکی همه عصبانیتم رو سرش خالی کرده بودم. واقعا شرمنده‌ش بودم. رسیدم خونه و ماشینو تو حیاط پارک کردم و وارد سالن شدم، مامان تو سالن کتاب به دست رو مبل نشسته بود، سرشو اورد بالا و لبخندی زد -سلام مامان -سلام پسرم، خسته نباشی -سلامت باشی مامان جان نگاهی به اطراف انداختم و گفتم: -سارا خونه‌س؟ -نه هنوز برنگشته -آها، بااجازتون میرم استراحت کنم، کاری ندارین -نه قربونت برم، برو استراحت کن از پله ها رفتم بالا و وارد اتاقم شدم و دررو بستم. لباس هامو با لباس راحتیام عوض کردم و خودمو رو تخت پرت کردم، به سقف اتاقم زل زدم و به کار امروزم فکر کردم، معلوم بود اینقدر حرف بدی زدم که اشک مائده رو دراوردم، هیچوقت حاضر نبودم یه نفر اشک مائده رو دربیاره ولی امروز من خودم اینکارو کردم. اینقدر خسته بودم که کم کم چشمام گرم شدن و به خواب عمیق فرو رفتم با صدای اذان گوشیم از خواب بیدار شدم، اتاقم تاریک بود، از رو تختم اومدم پایین و چراغ اتاقمو روشن کردم، موهامو شونه زدم و از اتاقم رفتم بیرون، از پله ها رفتم پایین دیدم سارا تو سالنه سارا: -عه، سلام داداش، بلاخره از خواب نازنینت دل کندی لبخندی زدم -سلام، بــله چه خوابی هم دیدم جات خالی خندید و گفت: -چه خوابی ها، خواب عروسیتو دیدی کلک؟ تک خنده ای زدم و سرمو تکون دادم -تو هیچوقت آدم نمی‌شی خواهر عزیزم اونم خندید و سمت اتاقش رفت، وارد آشپزخونه شدم و به مامان سلام کردم و بعد رفتم وضو گرفتم و برگشتم تو اتاقم. سجادمو پهن کردم و شروع کردم به خوندن نماز بعداز اینکه نمازم تموم شد، سجادمو جمع کردم و تو کشو گذاشتم . و بعد سریع سمت اتاق سارا رفتم.... 🍂ادامه دارد.... •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
خداوند عشق را به ما هدیه نمی‌دهد که در قلبمان نگه داریم عشق را برای ابزار کردن به ما می‌بخشد... •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh