eitaa logo
داستان های آموزنده
67.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
0 فایل
‌‌‌‌‌ 🌿 ‌‌﷽ 🌿. #کپی_جایز_نیست. برای ارسال داستان خود ویا دوستانتان به ایدی ارسال کنید @zahraB18 https://eitaa.com/joinchat/15925614C7f87bffef4 سلام تعرفه تبلیغات داخل کانال هست
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟 🌸ضحی 🌸قسمت ۲۸۵ و ۲۸۶ _....پس اگر اینطوره و امام حسین میدونه که شهید میشه پس چرا قیام میکنه این یه جور خودکشی نیست؟ _ خودکشی یعنی کار بی حاصل و بی منطق و هیجانی اولا مردم کوفه چندین هزار نفر براش نامه نوشتن که بیا اعلام حکومت کن ما باهات بیعت میکنیم کنارت میجنگیم خلافت رو پس میگیریم چون خون مردم هم از بی دینی یزید به جوش اومده بود خب حالا امامی که مردم به قیام دعوتش میکنن و قول پشتیبانی میدن چه توجیهی داره که قیام نکنه که بگن عافیت طلب بود شجاعت قیام نداشت با این که ادعاش رو داشت؟ اصلا منطق امامت همینه مگه میتونه متضاد با موجودیت خودش عمل کنه کار دین که با غیبیات پیش نمیره قبلا گفتم اینکه امام علم داره نافی محک مردم نیست در این قضیه باید آزمونشون رو میدادن که دادن میتونستن موفق باشن ولی نبودن که اگر بودن حکومت اسلامی حقیقی شکل میگرفت گفتم خدا برای اون نصرت عظیم همیشه آماده ست منتظر مردمه این مردم هستن که هنوز رشد پیدا نکردن و به حد کافی و آماده نیستن اینجا همون قضیه هزینه رشد مطرح میشه این قیام فقط یه هدف نداشت کلی اثرات داشت که چندتاش رو من میدونم و میگم مهمترینش همین که و شهادت امام حسین و یارانش بزرگترین هزینه رشد بشر بوده قبلا منطقش رو براتون توضیح دادم انگشت سبابه و جسم داغ! هدف مقدس قربانی... به قول حافظ که میگه عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد، یک نفر اینطور بلاکش یک تاریخ میشه در نمایان کردن و متجلی کردن حق پیش چشم انسانها حالا اینکه چطوری رو توضیح میدم ببین یزید در اسلام یک پارادوکس ساخت: خلیفه حکومت اسلامی که ضد اسلام و قوانین اسلامیه! و کفر جهر و علنی داره خب این تمسخر دین و حاکمیت دینیه یعنی اینجا اگر این مدل تخریب و متوقف نمیشد خیلی زود اون حکومت به ظاهر اسلامی پوست مینداخت و میشد حکومت نژادی و میراث پیامبر برای همیشه از دست میرفت اباعبدالله(ع) این خدمت بزرگ رو به دین کرد که اجازه نداد ساختار دین به کفر برگرده و چارچوب رو حفظ کرد یادته گفتم حقیقت دین مقابل اون فرهنگ جنگ و غارت و پادشاهی که به نام اسلام شکل گرفت قیام کرده؟ برای همینه که رسول الله (ص) میفرماید *حسین و منی و انا من الحسین* حسین منی که واضحه حسین نوه منه و از نسل من ولی "انا من الحسین" یعنی چی؟ یعنی و من به واسطه حسین(ع) و میشه! حسین(ع) اجازه نمیده حکومت سکولار شاکله حاکمیت دینی رو هضم کنه میگه بیعت نمیکنم ولو به بهای جان در خطبه ای که ایراد میکنن میفرمایند: "اسلام مرده و اکنون مرگ گواراتر است من مرگ را جز حیات نمیبینم و زندگی با ظالمین را جز ننگ نمیبینم مردم برده ی دنیا شده اند و دین لغلغه ی زبان آنهاست ولی اگر دنیایشان به خطر افتد خواهید دید چه اندکند دینداران پس ای شمشیر ها مرا دربرگیرید که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است!" اسلام مدل یزیدی رو امضا نمیکنه اسلام مدل یزیدی یعنی هیچی یه پارادوکس که خیلی زود پوست میندازه و میشه یه حکومت نژادی و اساس اسلام رو تغییر میده وقتی سر اباعبدالله رو برای یزید میبرن چه شعری میخونه؟ میگه کاش پدرانم که در بدر مردن (مشرکینی که با پیامبر جنگیدن و از بنی امیه بودن!) اینجا بودن و میدیدن که چطور از بنی احمد(فرزندان پیامبر) انتقام گرفتم! نگاه کاملا نژادی و تلافی جویانه به پیامبر و اسلام! برای کسی که جایگاه پیامبر رو اشغال کرده و خلیفه حکومت اسلامیه! بعد هم میگه بنی هاشم با حکومت بازی کردن نه وحی ای اومد و نه خبری بود! امتی که یک کافر خلافت دینی و جایگاه پیامبرش رو غصب میکنه و حرکتی نمیکنه عقب گرد داشته! این امت همون مهاجر و انصار زمان حیات پیامبره؟ نه این امت به لحاظ اعتقادی و تربیتی با برنامه اسلام در حال احتضاره به شوک احتیاج داره اباعبدالله(ع) با پذیرش این بلای بزرگ و قربانی شدن در راه خدا این شوک رو به پیکره امت وارد کرد همون قربانی که برای رشد بشر به ودیعه گذاشته شده بود و حسین پذیرفت ماجرای ذبح اسماعیل یادتونه؟ خدا در آیه رهایی اسماعیل میفرماید "و فدیناه بذبح عظیم" نمیخواد اسماعیل رو قربانی کنی اون رو به ضبح عظیم بخشیدم! میشه گفت اون ذبح عظیم یه قوچه؟ پس اساسا ارزش کارش وقتی معلوم میشه که میفهمیم اینکار رو کرد با اینکه علم داشت به اینکه چه بلایی به سرش میاد! کاملا آگاهانه به قربانگاه میره نه فقط خودش بلکه خانواده و عشیره و همه چیزش رو فدا میکنه برای حفظ دین و رشد مردم برای ما همون چراغ راه و کشتی نجاتی که پیامبر فرمود* همون نشانه هایی که گفتم خدا میگذاره برای اینکه پیداش کنیم یک تقابل و مصاف بین تمام خیر و تمام شر، تمام عقل و تمام جهل شکل میده که تا ابد حجت تمام کنه و درست و غلط رو بشناسونه که ثابت کنه.... •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
در یک روز سرد زمستانی، مدیر مدرسه بچه‌ها را به صف کرد و گفت: «بچه‌ها، آیا موافقید یک مسابقه برگزار کنیم؟»تمام بچه‌ها با خوشحالی قبول کردند. پس از انتخاب چند شرکت‌کننده، مدیر از آنها خواست که آن طرف حیاط مدرسه در یک ردیف بایستند و با صدای سوت او، به سمت دیگر حیاط بیایند و هر کس بتواند ردپای مستقیم و صافی از خود بجای گذارد برنده مسابقه است. در پایان مسابقه، آقای مدیر از یکی از بچه‌هایی که ردپای کجی از خود بجای گذاشته بود پرسید: «تو چه کردی؟» دانش آموز در جواب گفت: «با وجودی که در تمام طول راه من دقیقاً جلوی پایم را نگاه کرده بودم ولی بجای یک خط راست از ردپا روی برف، خطوط کج و معوجی بوجود آمده است!» تنها یکی از دانش آموزان بود که توانسته بود ردپایش را بصورت یک خط راست درآورد. مدیر مدرسه او را صدا کرد و پس از تشویق از او پرسید: «تو چطور توانستی ردپایی صاف در برف‌ها به وجود آوری؟» آن دانش آموز گفت: «آقا اینکه کاری ندارد، من جلوی پایم را نگاه نکردم!» مدیر پرسید: «پس کجا را نگاه کردی؟» دانش آموز گفت: «من آن تخته سنگ بزرگی را که آن طرف حیاط است نگاه کردم و به طرف آن حرکت کردم و هیچ توجهی به جلوی پایم نداشتم و تنها هدفم رسیدن به آن تخته سنگ بود.» پی نوشت اگر در زندگی خودمان ایده و هدفی نداشته باشیم و تمام توجهمان را دقیقاً به مشکلات امروز و فردا و فرداهای بعد معطوف کنیم سرانجام به هدفمان نخواهیم رسید. ولی اگر بجای آنکه توجهمان را به مشکلات روزانه متوجه کنیم به هدفمان متمرکز سازیم، قطعاً به هدفمان خواهیم رسید. •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
شتر ديدي، نديدي مردي در صحرا دنبال شترش مي‌گشت تا اينکه به پسر باهوشي برخورد و سراغ شتر را از او گرفت. پسر گفت: شترت يک‌چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله پسر پرسيد: آيا يک‌طرف بارش شيريني و طرف ديگرش ترشي بود؟‌ مرد گفت: بله، بگو ببينم شتر کجاست؟‌ پسر گفت: من شتري نديدم. مرد ناراحت شد و فکر کرد که شايد پسرک بلايي سر شتر آورده پس او را نزد قاضي برد و ماجرا را براي او تعريف کرد. قاضي از پسر پرسيد: اگر تو شتر را نديدي چطور همه مشخصاتش را مي‌دانستي؟‌ پسرک گفت: روي خاک رد پاي شتري را ديدم که فقط سبزه‌هاي يک‌طرف را خورده بود، فهميدم که شايد يک‌چشمش کور بوده، بعد متوجه شدم که در يک‌طرف راه، مگس و در طرف ديگر، پشه بيشتر است. چون مگس شيريني دوست دارد و پشه ترشي نتيجه گرفتم که شايد يک لنگه بار شتر شيريني و يک لنگه ديگر ترشي بوده است. قاضي از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بي‌گناهي، ولي زبانت باعث دردسرت شد پس‌ازاين به بعد: شتر ديدي، نديدي. •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
‍ تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که بانک هر روز صبح یک حساب برات باز میکنه و توش هشتاد و شش‌هزار و چهارصد دلار پول میگذاره، ولی دو تا شرط داره! یکی اینکه همه پول رو باید تا شب خرج کنی وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس می‌گیرند، نمیتونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول رو به حساب دیگه‌ای منتقل کنی. هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز میکنه، شرط بعدی اینه که بانک میتونه هر وقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل میکنی؟ او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا ... همه ما این حساب جادویی رو در اختیار داریم؛ "زمان". این حساب با ثانیه‌ها پر میشه، هر روز که از خواب بیدار میشیم هشتاد و ششهزار و چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که میخوابیم مقداری رو که مصرف نکردیم نمی‌تونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه‌هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته دیروز ناپدید شده، هر روز صبح جادو میشه و هشتاد و شش‌هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک میتونه هر وقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می‌کنیم و غصه می‌خوریم. بیا از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم، ازت تمنا میکنم. •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
خوشبختی حراج روزانه دنیاست! اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم؛ داستان دیگریست..... "خوشبختی" پیداکردنی نیست! "خوشبختی" ساختنیست... سه پند لقمان به پسرش : در زندگی بهترین غذا را بخور ... در بهترین رختخواب جهان بخواب ... در بهترین خانه ها زندگی کن ... پسر گفت : ما فقیریم چطور این کارها را بکنم ؟ لقمان : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری ، هر غذایی ، طعم بهترین غذای جهان را میدهد . اگر بیشتر کار کنی و دیرتر بخوابی ، هر جا که بخوابی بهترین خوابگاه جهان است ، و اگر با مردم دوستی کنی ، در قلب آنها جای میگیری ، و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست!👌 •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💢پارت صدویازده 💢تاوان یک گناه 💢ارسالی از اعضا(مهدا) مادر و خواهر مریم هم آمده بودن عروساشون و داداش هاشم آمده بودن خونه پراز سر و صدا بچه شده بود اسنکدر و بابای مریم روی تخت نشسته بودن خوشحال از اینکه مریم و نوه شون هردو سالم هستند احوال پرسی کردم و با نجمه رفتیم توی اتاق مریم شلوغ بود خوش به حال مریم که شوهرش و خانواده شوهرش و خانواده خودش ‌پیشش بودن سلام و احوال پرسی کردم کنار مریم نشسته رنگ به رو نداشت از بس درد کشیده بود کاچی براش درست کرده بودن _بهتره مریم استراحت کنه بریم توی حال همه جز مادر مریم ‌و سبحان منم با کمک نجمه رفتم توی اتاقم نمازم رو بخونم یکی دو روز بود حالم خوب نبود رقیه خانم و سبحان با گاری من رو بردن شهر بیمارستان سبحان هم مثل همیشه رفت و به سعید همه چیز رو گفت سعید گفته بود قبل از ظهر میاد من بستری شدم چون فشارم پایین بود باید تحت نظر بودم _سلام _سلام طاهره خدارو این دفعه داری مادری میشی لبخندی زدم همه از اتاق رفتن و من و سعید با هم کلی حرف زدیم سعید باید زودتر می رفت که خان متوجه نشه و برام درد سر نشه رقیه خانم بنده خدا با اینکه کلی کار داشت و سعید رقیه خانم وسبحان رو فرستاد برن و به یکی از پرستار ها پول داد تا مواظب من باشه رقیه خانم مثل مادر بود برام مجبور بود بره •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
قمپز آدمي ذاتاً خوش دارد که از خود تعريف کند و به بعضي از اعمال و رفتار خود جنبه شاهکار و پهلواني بدهد و گمان مي‌برد اگر حرف‌هاي گنده بزند و کارهاي مهمي را برخلاف حقيقت به خود نسبت دهد حقيقت مطلب هميشه مکتوم مي‌ماند و رازش از پرده بيرون نمي‌افتد، درحالي‌که چنين نيست و قيافه حقيقي اين‌گونه افراد مغرور خودخواه به‌زودي نمودار مي‌گردد. اينجاست که حاضران مجلس و شنوندگان به يکديگر چشم مي‌زنند و مي‌گويند: يارو قمپز درمي‌کند. يارو قمپز درمي‌کند؛ يعني حرف‌هايش توخالي است، پايه و اساسي ندارد. بشنو و باور مکن. خلاصه قمپز درکردن به گفته علامه دهخدا به معني: دعاوي دروغين کردن، باليدن نابجا و فخر و مباهات بي‌مورد کردن است. اگرچه قمپز لغت ترکي است و در لغتنامه دهخدا به معني آلتي موسيقي از ذوات الاوتار است اما براثر تحقيقات و مطالعات کافي، قمپز توپي بود کوهستاني و سرپر به نام قمپز کوهي که دولت امپراتوري عثماني در جنگ‌هاي با ايران مورداستفاده قرار مي‌داد. اين توپ اثر تخريبي نداشت زيرا گلوله در آن به کار نمي‌رفت بلکه مقدار زيادي باروت در آن مي‌ريختند و پارچه‌هاي کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جاي مي‌دادند و مي‌کوبيدند تا کاملاً سفت و محکم شود. سپس اين توپ‌ها را در مناطق کوهستاني که موجب انعکاس و تقويت صدا مي‌شد به‌طرف دشمن آتش مي‌کردند. صدايي آن‌چنان مهيب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه درمي‌آورد و تا مدتي صحنه جنگ را تحت‌الشعاع قرار مي‌داد ولي کاري صورت نمي‌داد زيرا گلوله نداشت. در جنگ‌هاي اوليه بين ايران و عثماني صداي عجيب و مهيب آن در روحيه سربازان ايرانيان اثر مي‌گذاشت و از پيشروي آنان تا حدود مؤثري جلوگيري مي‌کرد. ولي بعدها که ايرانيان به ماهيت و توخالي بودن آن پي بردند هرگاه صداي گوش‌خراشش را مي‌شنيدند به يکديگر مي‌گفتند: نترسيد قمپز درمي‌کنند؛ يعني توخالي است و گلوله ندارد. کلمه قمپز مانند بسياري از کلمات تحريف و تصحيف شده رفته‌رفته به‌صورت قمپز تغيير شکل داده ضرب‌المثل شده است •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
جوهر قرمز يک داستان از دوران کمونيسم برايتان بگويم: مردي از آلمان شرقي به سيبري فرستاده شد تا آنجا کار کند. اين مرد مي‌دانست که نامه‌هايش را سانسورچي‌ها مي‌خوانند. به همين خاطر قراري با دوستانش گذاشت. گفت که اگر نامه‌اي که از من مي‌گيريد به جوهر آبي نوشته‌شده باشد يعني آنچه من در نامه نوشته‌ام درست است. اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از يک ماه، دوستانش اولين نامه را از طرف وي دريافت کردند. همه متن با جوهر آبي نوشته‌شده بود. البته در متن نامه آمده بود: همه‌چيز اينجا عالي است. مغازه‌ها پر از غذاهاي خوشمزه است. سينماها فيلم‌هاي خوب غربي پخش مي‌کند. آپارتمان‌ها بزرگ و مجلل است؛ اما تنها چيزي که اينجا نمي‌توان خريد، جوهر قرمز است. •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💫حکایت های زیبا و آموزنده 💫 پيرى در روستايى هرروز براى نماز صبح از منزل خارج وبه مسجد مى رفت . دريك روز بارانى پير ، صبح براى نماز از خانه بيرون امد ،چند قدمى كه رفت در چاله اي افتاد، خيس وگلى شد. به خانه بازگشت لباس راعوض كرد ودوباره برگشت ، پس از مسافتى براى بار دوم خيس و گلى شد برگشت لباس راعوض كرد ازخانه براى نماز خارج شد. ديد در جلوى در، جوانى چراغ به دست ايستاده است سلام كرد و راهي مسجد شدند، هنگام ورود به مسجد ديد جوان وارد مسجد نشد پرسيد اى جوان براى نماز وارد مسجد نمى شوى؟ جوان گفت نه ،اى پير ،من شيطان هستم براى بار اول كه بازگشتى خدابه فرشتگان گفت تمام گناهان او را بخشيدم براى باردوم كه بازگشتى خدا به فرشتگان گفت تمام گناهان اهل خانه او را بخشيدم ترسيدم اگر براى بار سوم در چاله بيفتى خداوند به فرشتگان بگويد تمام گناهان اهل روستا رابخشيدم كه من اين همه تلاش براى گمراهى انان داشتم براى همين امدم چراغ گرفتم تا به سلامت به مسجد برسى!!! گر تو ان پیر خرابات باشی فارغ ز بد و بنده ی الله باشی شیطان به رهت همچو چراغی بشود تا در محضر دوست همیشه حاضر باشی. 📌📖 💫@zendegiishirinn💫 شیرین 🍃 ‌ ‌ ‌---✿❀🍃🌸🌼🌸🍃❀✿---
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
* " قانون طلایی زندگی" همه چیزو بفهم و بدون ولی جوری رفتار کن انگار از هیچی خبر نداری ...! 💫@zendegiishirinn💫 شیرین 🍃 ‌ ‌ ‌---✿❀🍃🌸🌼🌸🍃❀✿---
🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟 🌸ضحی 🌸قسمت ۲۸۵ و ۲۸۶ _....پس اگر اینطوره و امام حسین میدونه که شهید میشه پس چرا قیام میکنه این یه جور خودکشی نیست؟ _ خودکشی یعنی کار بی حاصل و بی منطق و هیجانی اولا مردم کوفه چندین هزار نفر براش نامه نوشتن که بیا اعلام حکومت کن ما باهات بیعت میکنیم کنارت میجنگیم خلافت رو پس میگیریم چون خون مردم هم از بی دینی یزید به جوش اومده بود خب حالا امامی که مردم به قیام دعوتش میکنن و قول پشتیبانی میدن چه توجیهی داره که قیام نکنه که بگن عافیت طلب بود شجاعت قیام نداشت با این که ادعاش رو داشت؟ اصلا منطق امامت همینه مگه میتونه متضاد با موجودیت خودش عمل کنه کار دین که با غیبیات پیش نمیره قبلا گفتم اینکه امام علم داره نافی محک مردم نیست در این قضیه باید آزمونشون رو میدادن که دادن میتونستن موفق باشن ولی نبودن که اگر بودن حکومت اسلامی حقیقی شکل میگرفت گفتم خدا برای اون نصرت عظیم همیشه آماده ست منتظر مردمه این مردم هستن که هنوز رشد پیدا نکردن و به حد کافی و آماده نیستن اینجا همون قضیه هزینه رشد مطرح میشه این قیام فقط یه هدف نداشت کلی اثرات داشت که چندتاش رو من میدونم و میگم مهمترینش همین که و شهادت امام حسین و یارانش بزرگترین هزینه رشد بشر بوده قبلا منطقش رو براتون توضیح دادم انگشت سبابه و جسم داغ! هدف مقدس قربانی... به قول حافظ که میگه عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد، یک نفر اینطور بلاکش یک تاریخ میشه در نمایان کردن و متجلی کردن حق پیش چشم انسانها حالا اینکه چطوری رو توضیح میدم ببین یزید در اسلام یک پارادوکس ساخت: خلیفه حکومت اسلامی که ضد اسلام و قوانین اسلامیه! و کفر جهر و علنی داره خب این تمسخر دین و حاکمیت دینیه یعنی اینجا اگر این مدل تخریب و متوقف نمیشد خیلی زود اون حکومت به ظاهر اسلامی پوست مینداخت و میشد حکومت نژادی و میراث پیامبر برای همیشه از دست میرفت اباعبدالله(ع) این خدمت بزرگ رو به دین کرد که اجازه نداد ساختار دین به کفر برگرده و چارچوب رو حفظ کرد یادته گفتم حقیقت دین مقابل اون فرهنگ جنگ و غارت و پادشاهی که به نام اسلام شکل گرفت قیام کرده؟ برای همینه که رسول الله (ص) میفرماید *حسین و منی و انا من الحسین* حسین منی که واضحه حسین نوه منه و از نسل من ولی "انا من الحسین" یعنی چی؟ یعنی و من به واسطه حسین(ع) و میشه! حسین(ع) اجازه نمیده حکومت سکولار شاکله حاکمیت دینی رو هضم کنه میگه بیعت نمیکنم ولو به بهای جان در خطبه ای که ایراد میکنن میفرمایند: "اسلام مرده و اکنون مرگ گواراتر است من مرگ را جز حیات نمیبینم و زندگی با ظالمین را جز ننگ نمیبینم مردم برده ی دنیا شده اند و دین لغلغه ی زبان آنهاست ولی اگر دنیایشان به خطر افتد خواهید دید چه اندکند دینداران پس ای شمشیر ها مرا دربرگیرید که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است!" اسلام مدل یزیدی رو امضا نمیکنه اسلام مدل یزیدی یعنی هیچی یه پارادوکس که خیلی زود پوست میندازه و میشه یه حکومت نژادی و اساس اسلام رو تغییر میده وقتی سر اباعبدالله رو برای یزید میبرن چه شعری میخونه؟ میگه کاش پدرانم که در بدر مردن (مشرکینی که با پیامبر جنگیدن و از بنی امیه بودن!) اینجا بودن و میدیدن که چطور از بنی احمد(فرزندان پیامبر) انتقام گرفتم! نگاه کاملا نژادی و تلافی جویانه به پیامبر و اسلام! برای کسی که جایگاه پیامبر رو اشغال کرده و خلیفه حکومت اسلامیه! بعد هم میگه بنی هاشم با حکومت بازی کردن نه وحی ای اومد و نه خبری بود! امتی که یک کافر خلافت دینی و جایگاه پیامبرش رو غصب میکنه و حرکتی نمیکنه عقب گرد داشته! این امت همون مهاجر و انصار زمان حیات پیامبره؟ نه این امت به لحاظ اعتقادی و تربیتی با برنامه اسلام در حال احتضاره به شوک احتیاج داره اباعبدالله(ع) با پذیرش این بلای بزرگ و قربانی شدن در راه خدا این شوک رو به پیکره امت وارد کرد همون قربانی که برای رشد بشر به ودیعه گذاشته شده بود و حسین پذیرفت ماجرای ذبح اسماعیل یادتونه؟ خدا در آیه رهایی اسماعیل میفرماید "و فدیناه بذبح عظیم" نمیخواد اسماعیل رو قربانی کنی اون رو به ضبح عظیم بخشیدم! میشه گفت اون ذبح عظیم یه قوچه؟ پس اساسا ارزش کارش وقتی معلوم میشه که میفهمیم اینکار رو کرد با اینکه علم داشت به اینکه چه بلایی به سرش میاد! کاملا آگاهانه به قربانگاه میره نه فقط خودش بلکه خانواده و عشیره و همه چیزش رو فدا میکنه برای حفظ دین و رشد مردم برای ما همون چراغ راه و کشتی نجاتی که پیامبر فرمود* همون نشانه هایی که گفتم خدا میگذاره برای اینکه پیداش کنیم یک تقابل و مصاف بین تمام خیر و تمام شر، تمام عقل و تمام جهل شکل میده که تا ابد حجت تمام کنه و درست و غلط رو بشناسونه که ثابت کنه.... •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟 🌸ضحی 🌸قسمت ۲۸۷ و ۲۸۸ _که ثابت کنه اون مدل ظالمانه بود و مدل ما حق با گوشت و پوست و استخون، با خون اثباتش میکنه میشه برای اینکه ظلم رو ثابت کنه بچه شیش ماهه میکنه برای اثبات ظلم که ثابت کنه ببینید فقط دعوای سیاسی نبود! بچه که گناهی نکرده پس چرا بچه رو میکشن؟ پس ظالم بودن پس با ما بود موج میسازه برای اینکه حقیقی فراموش نشه تا ابد حقیقت دین برای کسانی که دنبالش میرن حفظ بشه اگر در گام اول حقیقت اسلام و تشیع مدیون فداکاری حضرت زهرا(س)ست در گام دوم هم مدیون اباعبدالله(ع) و عاشوراست اگر عاشورا شکل نمیگرفت و امت اسلامی تکون نمیخورد بنی امیه اسلام رو هضم میکر چه برسه به تشیع! این خدمتیه که به هدف حقیقی خلقت میکنه و از طرفی یک خط‌کش میسازه برای تمام آزادگان جهان و برای همیشه در طول تاریخ سکوت در برابر ظالم رو حرام اعلام میکنه هر چی فریاد که قرآن زد در دفاع از حق و تقابل با ظلم رو اباعبدالله(ع) جامه عمل پوشوند و عینا پیش چشم مردم جهان ترسیم کرد که با سختترین شرایط هم میشه خب این چطور حاصل شد؟ با فداکاری با پذیرش اون بلای عظیم و تولید موج اجتماعی که هزینه ش رو تمام و کمال پرداخت با جان و مال و خانواده و آبروش ژانت کنجکاو لب باز کرد: _میشه دقیقتر بگی چه اتفاقی افتاد وقتی که قیام کرد؟ _امام با خانواده از مدینه به سمت کوفه که دعوتش کرده بودن با یه کاروان کوچیک، نه با لشکر، حرکت کرد منتها قبل از اینکه برسه به کوفه والی یزید در کوفه ابن زیاد؛ با عملیات روانی و تطمیع مالی مردم و قبایل رو ساکت کرد* که قصه ش مفصله ، و همه ساکت شدن و نامه ها و بیعت ها فراموش شد بعد هم ابن زیاد به دستور یزید سپاهی فراهم کرد که در نزدیکی کوفه جایی به اسم جلوی این کاروان کوچک رو گرفتن و تمام مردانشون رو قتل عام کردن به بدترین شکل ممکن! که جزئیاتش در تواریخ نقل شده زن و بچه ها رو هم به اسارت گرفتن و بردن به شام بارگاه یزید ژانت با چشمهای گرد شده گفت: _چقدر عجیب یعنی مردم رهاش کردن؟ با وجودی که دعوتش کرده بودن به قیام؟ _عجیب نیست! مردم رفاه طلب همیشه امامشون رو به مسلخ میبرن _خب تو که گفتی حکم اسیر فقط مربوط به کافر حربیه یعنی کسی که کافر باشه و بجنگه ولی اونها به هر حال مسلمون بودن دیگه! نفس عمیقی کشیدم: _به فتوای اونا چون علیه خلیفه حکومت اسلامی قیام کرده خارجی تلقی میشه یعنی کافر! اگر چه خود خلیفه کافر باشه وفسق آشکار داشته باشه! آخه یه فتوایی دارن که میگن حق با غالبه هر کی به حکومت رسید حق با اونه و قیام علیه‌ش جایز نیست! این قانون دقیقا زاینده فساد و از بین برنده روحیه ظلم ستیزیه که با حقیقت قرآن و اسلام در تضاده اباعبدالله(ع) عدالت خواهی و ظلم ستیزی رو برای اسلام حفظ کرد با شکستن این قاعده کتایون متفکر گفت: _ولی به هر حال اونا بیعت نکرده بودن و قصد شورش داشتن با منطق اون حکومت سرکوب شورشی ها منطقی بود فکر نمیکنی این فقط یه دعوا بر سر حکومت و خلافته که مثل همیشه یه برنده و یه بازنده داره؟ _اولا بیعت نکردن جرم نیست مثل اینه که الان کسی رو به جرم اینکه حکومتی رو قبول نداره صرفا، اعدام کنن! مگه نمیگید آزادی اندیشه؟ ثانیا اباعبدالله(ع)برای قیام پشتوانه مردمی داشت 25 هزار امضا پای نامه های دعوتش بود اگر دموکراسی رو مبنا قرار بدیم هم باز محق بود ثالثا گفتم حکومت یزید با منطق خودش بی مفهوم و پارادوکس بود کافری که پیغمبر رو قبول نداره نباید جانشین پیامبر در خلافت باشه مردم حق دارن به این اعتراض کنن! رابعا که باز یکی دیگه از اثرات قیام عاشورا بود نحوه برخورد با اونها بود حذف مخالف سیاسی اگرچه پدیده مزمومیه ولی مرسومه و میشه فهمیدش اما کشتار و نسل کشی و زن کشی و کودک کشی و آب بستن و هتک حرمت و سم کوب کردن پیکرها و حمل سرها و... اینها که قابل توجیه نیست کشتن بچه نوزاد و شیرخوار که دیگه جدل سیاسی و دعوای حکومت نیست همه سلسله وقایع دردناکی که حادثه کربلا رو رقم زدن* فقط نشانه بیرحمی و ظلم و نامسلمانی اون جماعته که حسین علیه‌السلام رو کافر خطاب کردن و با لباس دین کشتن همون چیزی که اباعبدالله به دنبال اثباتش به مردم بود و بخاطرش به قربانگاه رفت اگر حکومت خواهی بود چرا زن و بچه ش رو توی مدینه نگه نداشت و با خودش برد؟ برای اینکه حجت رو به مردم کوفه تمام کنه که خانواده خودم رو تو آسایش نگذاشتم وقتی خانواده شما در خطر تهاجم ابن زیاد قرار داره من عافیت طلب نیستم همراه شمام! اما رفتار اونها چیه؟! اگر حکومت خواهیه چرا وقتی پای جون وسط میاد عقب نمیکشه اصلا کی وقتی تو مدینه نمیتونه یه سپاه چند هزار نفری فراهم کنه با یه کاروان کمتر از صد نفر راه میفته سمت یه شهر دیگه؟ •✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh