هدایت شده از "دارالعلاجِ روح"
نمیدانستم چرا میخواهم بگریم،
اما میدانستم
اگر کسی با من حرف بزند
یا دقیق نگاهم کند؛
یک هفتهی تمام خواهم گریست.
•سیلویا پلات
هدایت شده از "دارالعلاجِ روح"
چیزی که وحشتناک بود حس میکردم که نه زندهی زنده هستم و نه مردهی مرده، فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زندهها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.
/صادق هدایت