يک شب دلم بهانه ي كرببلا گرفت
قلبم شكست و دور و برش را خدا گرفت
پس پا شدم به نيت روضه كه ناگهان
ديدم بهشت آمد و دست مرا گرفت
اي زائري كه ميروي آهسته تر برو
شوق غم حسين مرا هم فرا گرفت
اذن دخول خواندم و وارد شدم ولي
ديدم بهشت گوشه اي از عرش جا گرفت
در مجلسي كه جاي رسولان وحي بود
هر كس نشست خلوت غار حرا گرفت
عاشق نوشت:
منم و شور تو و این دل سرگردانی
که اسیرت شده با جذر و مدی طوفانی
قبله ی چشم من و گوشه ی بین الحرمین
«تـربـت کــــرب و بـلا بـاد بـه مـا ارزانــی»
صلي الله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist