سفره را جمع نکن آمدهام پشت دَرَم
من همان بی سرو سامان شدهی خون جگرم
با تو مأنوس شدم خوب رفیقی هستی
چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم
دست مردم پُر دست من اما خالیست
کاسهام را به کجا غیر همین در ببرم
بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یا رب
نکند باز بیوفتد به گناهان نظرم
شب آخر نکند قهر کنی میمیرم
وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم
علی آمد برکت داد به این بندگیام
علی آمد اثری داد به اشک بصَرم
هیچ کس مثل علی پشت من زار نماند
جز علی نیست کسی پشت و پناهم، سپرم
مزد این سی شبه یک کرببلایم ببری
چند وقتی است که من منتظر این سفرم
رمضان رفت ولی فکر محرم هستم
میخورد باز به این روضهی رضوان گذرم
بیش از همه مادر پی اولادش هست
لطف زهرا نرسد سود ندارد ضررم
شب جانسوز وداع است بخوانم ز وداع
تشنهای رفت به خیمه وسط اهل حرم
خواهری نالهی ای وای برادر دارد
دختری نالهی ای وای خدایا پدرم
نوكرنوشت:
حـسـیـن جـان
هر سحر بعد مناجات و نمازم آقا
در سرم گنبدتان بود مجسم آقا
رمضان رفت و منم میروم از دست اگر
کــربـــلا را ندهی قبـلِ مـحــرم آقا
صليالله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
دفاع همچنان باقیست
https://eitaa.com/defa_baghist