ما زخمهای یکدیگر را بوسیدیم و امید به بهبود داشتیم؛
چه شد که زخمی عمیقتر برای یکدیگر شدیم؟
دژاوو🕊️
بعد از اینکه گریه کردنم تموم شد، شروع کردم به سرخ کردن سیبزمینی ها. چون که این زندگی بزرگسالیه عزیز
بزرگسالی چیز عجیبه، منظورت چیه در حالی که من به فروپاشی روانی رسیدم باید خودمو جمع و جور کنم و به زندگیم برسم؟