- به نظرت سختترین بخش زندگی بزرگسالی کجاست؟
+ اینکه رنج و ناراحتی نباید مانع انجام دادن کارهات بشه، بعضی روزها با وجود خنجری که در قلبت فرورفته و بار سنگینی که روی شونههات حمل میکنی، باید کارهات رو با دقت و جدیت انجام بدی، چون سرعت زندگی از سرعت ترمیم شدن رنجهای تو بیشتره.
همیشه یادمون باشه که نگفتهها رو میشه گفت
ولی گفتهها رو نمیشه پس گرفت...
چه سنگ رو به کوزه بزنی چه کوزه رو به سنگ
شکست با کوزه است!
دل آدما خیلی زود ازحرفای ناراحت کننده میشکنه...
حرفی که میخوای رو نمیزنی
از ترس اینکه کسی ناراحت نشه
کاری که نمیخوای رو انجام میدی
از ترس اینکه به کسی بر نخوره
بر خلاف میلت و طبق نظر اطرافیانت زندگی میکنی چون میترسی که تایید نشی
در حقیقت این تو نیستی که زندگی میکنی
این ترس های توئن که دارن جای تو زندگی میکنن
به خودت بیا
یه واژه ای هست به نام "Limerence"
یعنی اونقدر یه نفر رو دوست داری که دردش، میشه دردت و خوشحالیش میشه خوشحالیت،
یه جور حسِ عمیق قلبی بین دونفر.
حتی اگه اون یه نفر احساساتش رو ازتون مخفی کنه ولی بازم شما حسش میکنید.
عشق و ابراز علاقه رو نمیدونم اما مطمئنم "احترام" آدمها رو تا ابد کنار هم نگه میداره...
غمگینم
و میتوانم سر مزار هر غریبهای چنان بلند گریه کنم که عابران
گمان کنند پسرم بوده
با اینهمه اما
درد من اینها نیست
درد من این شعر است که دارم
در خانهای خالی میخوانم و کلماتش
به سمت خودم برمیگردند
درد من این شعر است
که مطمئنم نه میخوانی
و نه
اگر خواندی
اعماق آوار پشت سرت را میفهمی.