زیباترین قسمت دوست داشتن، شیفته جزئیات شدن درباره اون آدمه. مثل جای زخمِ روی دستش، یا آهنگ خاص صداش موقع گفتن یک واژه، یا حالت نگاه کردنش توی دقیقه و ثانیهی فلان اون فیلمی که ازش داری و میتونی تا ابد هی فیلم رو برگردونی عقب و هی اون لحظه رو نگاه کنی ...!
هیچ اتفاقی فراموش نمیشه، بالاخره یه روز، تو یه خیابون، یا وسط یه آهنگ، یا موقع خوندن یه کتاب، یا دیدن یه فیلم، یهو همه چیز یادت میاد ...
یه تئوری درباره دژاوو هست که میگه :
” این اتفاق ها برای همزاد ما توی دنیای دوم افتاده
و ما با خاطرات همزادمون در ارتباطیم. “
«جنگیدن زیباتر از پیروزیه! به سمت مقصد رفتن از رسیدن به اون با ارزشتره.
وقتی برنده میشی یا به مقصد میرسی یک خلا رو در خودت احساس میکنی، واسه پر کردن همین خلا باید دوباره راه بیفتی و مقصد تازهای پیدا کنی...»
جودی عزیزم؛
درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته میشویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و میخواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم ...