همیشه فکر میکردم زمان میتونه زخمای آدمو خوب کنه، اما حقیقت اینه که زمان هیچ کاری نمیکنه. فقط یاد میگیری با دردات زندگی کنی. اون زخما همیشه هستن، فقط کمتر بهشون نگاه میکنی. عادت میکنی به درد. مثل یه سایه که همیشه دنبالته، اما دیگه حتی برنمیگردی ببینیش. این اسمش درمان نیست… این فقط تسلیم شدنه.
قشنگ ترین تعریفی که از تعهد شنیدم
تو یکی از دیالوگ های فیلم Before You Go بود میگفت:
اگه به یکی متعهد باشی دیگه به خودت این
اجازه رو نمیدی که خوبی رو در کسی دیگه پیدا کنی."
به همین قشنگی ...
میگفت:
برای آدمی که ارزشت رو نمیدونه فرشته هم که باشی، از صدای بال زدنت اذیت میشه.
تراپی اینجوریه که وقتی میری یهو میفهمی اون چیزی که یه عمر مردم بابتش ازت تعریف کردن، اختلال جدی محسوب می شه.