eitaa logo
💕دلبرونگی💕
110.8هزار دنبال‌کننده
32.7هزار عکس
674 ویدیو
10 فایل
کانال دلبرونگی همسرداری، سیاست زنانه، تجربیات زنانه...💕🌸 ارسال تجربیات 👇🏻 @FATEMEBANOOO لینک کانال جهت ارسال https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 تبلیغات ما👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3365863583C9d1f0a5b90
مشاهده در ایتا
دانلود
💕دلبرونگی💕
🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 #_برش_چهار به شدت شلخته.سرمامیخورد دماغش و با استینش پاک میکرد.جواربش بو میداد وقتی میش
🍃🍃🍃🍃🌸 پنجم زندگی مهتاب و نادر.... گفت من دوساله عاشق تو شدم‌همه جا زیر نظر گرفتمت.خیلی دوستت دارم اونقدر که بخاطر تو حاضر شدم با خواهرشوهرت ازدواج کنم که به تو برسم.که نزدیکت باشم که هر روز ببینمت چی داست میگفت حرفهایی که در پنج سال زندگی از مهدی نشنیده بودم این داشت به من میگفت دوستت دارم من هاج و واج نگاش میکردم.حس خفگی داشتم از سرجام بلند شدم با اینکه تمام بدنم میلرزید و قلبم داشت میایستاد ولی با صدای بلند گفتم گمشو از خونه ما برو بیرون بلند شد ترسید نگاهم کرد گفت توروخدا با عشق من اینکار نکن.یکسال زجر کشیدم توی خودم ریختم ولی دیگه نتونستم حتی اگه رسوا بشم باز میخوامت من میدونم کهتوی زندگیت مشکل داری من از عشق لبریزت میکنم خواهرشوهر احمقم هرچ براش درد دل کرده بودم گزاشته بود کف دست شوهرش اونم که دیده بود من چقد تشنه محبتم برای بدست اوردن دلم دست گزاشت روی نقطه ضعفم وقتی داشت میرفت بیرون گفت میرم ولی بدون ولت نمیکنم تو مال خودمی من تا اخرین لحظه که زنده ام به تو عشق میودزم شاید یه روز دلت لرزید 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
💕دلبرونگی💕
🍃🍃🍃🍃🌸 #برش پنجم زندگی مهتاب و نادر.... گفت من دوساله عاشق تو شدم‌همه جا زیر نظر گرفتمت.خیلی دو
🍃🍃🍃🍃🌸 ششم زندگی مهتاب و نادر.... دیگه من اون مهتاب نبودم نمیخاستم بهش فکر کنماما مگه میشد تشنه محبت بودم تشنه عشق بودم گر گرفته بودم صورتم قرمز قرمز بود نگران بودم یعنی چی قراره بشه بچه ها اومدن داخل گفتن مامان شام چی داریم.به خودم اومدم دیدم خیلی وقته تو خودمم و دارم فکر میکنم به حرفاش به جمله عاشقتم فرداش مهناز که داشت توی کوچه بازی میکرد اومد داخل گفت مامان عمو نادر(شوهر خواهرشوهرم)این کاغذ داد گفت قبض برق بده مامانت باز کردم بوی عطر خوشبویی میداد عطری که هیچوقت نشنیده بود دستخط زیبا نه مثل نامه های شوهرم چرک و کاغذ چروک یه کاغذ شکیل با خطهای منظم و خط کشی شده پر از حرفهای عاشقانه پر از شعرهایی که خودش سروده بود هر روز نامه و هر روز التماس برای دوباره دیدنم برای جواب نامه دادنش 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
💕دلبرونگی💕
🍃🍃🍃🍃🌸 #برش ششم زندگی مهتاب و نادر.... دیگه من اون مهتاب نبودم نمیخاستم بهش فکر کنماما مگه می
🍃🍃🍃🍃🌸 هفتم زندگی مهتاب و نادر.... چرا دروغ بگم عادت کرده بودم به نامه هاش به شعرهاش که همش اسم من داخلش بود مهتاب من.مهتاب شبهای تارم و ... دلبسته شده بودم اوج نامه ها بود اوج عاشق شدنم که سوهرم برگشت یه شب بهش گفتم یه یوال کنم راستش میگی گفت بگو گفتم توی دبی عاشق کسی نشدی؟ راستش بگو زن دوم نداری؟ زد زیر خنده گفت دیوونه تا تو رو دارم زن میخام چکار قسم خورد گفت تا اخر عمر بهت خی انت نمیکنم.گفت من همش دور کارم هستم به زنهای بی حجاب دبی اصلا نگاه نمیکنم چون گناه داره تو اینجا منتظر منی مگه میشه دل به کس دیگه ای ببندم چقد اتیش گرفتم خاک برسر من که باهاش اینکار کردم یه روز صبح که خونه نبود همه نامه ها اتیش زدم گفتم دیگه محاله برم سمت نادر مهدی اومد گفت یه خبر خوب برات دارم یه هفته میریم مسافرت فلان جا رفتیم چقد خوش گذست به خودم قول دادم نادر فراموش کنم از مسافرت که اومدیم یه دوز با میوه اومد خونه میوه های ارزون و رنگ رو رفته عادت کرده بودم گفت شام درست کن مهمون داریم گفتم کی گفت فتانه و نادر شوکه شدم گفتم میخاستی بگی خونه نیستیم گفت وا چرا خواهرمه میخاد بیاد پیشمون 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
💕دلبرونگی💕
🍃🍃🍃🍃🌸 #برش هفتم زندگی مهتاب و نادر.... چرا دروغ بگم عادت کرده بودم به نامه هاش به شعرها
🍃🍃🍃🍃🌸 هشتم زندگی مهتاب و نادر.... شام درست کردم میوه های بهتر چیدم توی ظرف اومدن قلبم داشت وایمیستاد.سلام و علیک کرد و نشست بازهم بوی همان عطر لعنتی اونوقت مهدی بوی عرقش آدمو دیونه میکرد الان دقت کردم چقد جفت ناجوری بودن باهم فتانه زشت و قد کوتاه و با لباسهای شلخته نادرشیک و باکلاس خوش چهره خلاصه مدام سرم پایین میانداختم.نمیخاستم چشم تو چشم بشیم نادر میوه پست کند اول به من نعارف کرد گفت بردار مهتاب خانم مهتاب رو یه جور خاص گفت قند توی دلم آب شد سام که خوردن کلی از دستپختم تعریف کرد کاری که مهدی فقط با یه دستت درد نکنه تمومش میکرد 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
💕دلبرونگی💕
🍃🍃🍃🍃🌸 #برش هشتم زندگی مهتاب و نادر.... شام درست کردم میوه های بهتر چیدم توی ظرف اومدن قلبم
🍃🍃🍃🍃🌸 نهم زندگی مهتاب و نادر.... من گفتم هیچ بستنی مثل بستنی فلان اقا نمیشه خیلی بستنیهاش خوشمزه هست خلاصه خداحافظی کردن و رفتن و من باز مست رفتاراش و حرکاتش شدم جالبه اصلا ابراز علاقه به فتانه نکرد شاید فکر میکرده دلم میگیره نمیدونم باز شیطون و لعنت کردم و از فکرش اومدم بیرون فرداش به مهدی گفتم مهدی میری یه کیلو بستنی برام بگیری وایساد داد و بیداد کردن که جلو شکمت بگیر همین دیشب میدونی چقد خرج بریز بپاشت شده چرا دو جور شام درست کردی چرا دوبار میوه تعارف کردی همه پولای منو میریزی دور هرچه من بخام جون بکنم دلم شکست خیلی وقت بود بستنی نخورده بودیم هرچ بچه ها اصرارکردن نخرید گفت پول ندارم یه دوهفته دیگه ای بود و رفت دقیقا فردای اون روز بچه ها توی یه کلاس نقاشی ثبت نام کرده بودن دوکوچه بالاتر یه نفر بهشون یاد میداد دیدم در میزنن راستش قلبم ریخت پایین پسر همسایمون بود پنج سالش بود گفت خاله ابنو یه اقایی داد گفت داداشتون هست خودش کار داشت رفت بچه ها فکر میکنید چی بود؟؟؟ بستنی بستنی بستنی 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
💕دلبرونگی💕
🍃🍃🍃🍃🌸 #برش نهم زندگی مهتاب و نادر.... من گفتم هیچ بستنی مثل بستنی فلان اقا نمیشه خیلی بستن
🍃🍃🍃🍃🌸 دهم زندگی مهتاب و نادر.... و من موندم یه ظرف پر از بستنی تقسیم کردم تا برا مد وقتمون بشه فکر کنم یه دوکیلویی بود گزاشتم توی فریزر بچها که اومدن دیدن انگار دنیا بهشون دادم الهی بمیرم مهسا گفت مامان یه وقت بابا نفهمه عصبانی میشه که خریدی دلم از حرفش گرفت دوباره شروع شد نامه نامه نامه یه چیز دیگه به نامه هاش اضاف شده بود گلهای خشک شده و پرپر که چسبونده بود به نامه نوشته بود حیف نمیتونم گل بدم ضایع هست جلو در همسایه دیگه نامه ها توی ظهر که کوچه خلوت بود مینداخت توی خونه هر روز منتظر بودم تا اینکه تولدم شد.شوهرم حتی زنگ نزد تبریک بگه میگفت لوس بازیه.ولی ظهر دیدم این دفعه چیزی که پرت شد توی حیاط صداش زیاد بود.سریع برداشتم دیدم یه پاکت هست توش یه خودکار بسیار زیبا و خوشبو و یه شماره تلفن روی یه کاغذ و یه روسری بسیاااار زیبا و تولدم تبریک گفته بود ما نه توی خونه بابام نه خونه شوهر هیچ کادو تولدی ندیده بودم اولین بار بود و من دیگه دلباخته شدم 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
🌸🍃 خدمت خواهری که از بیماری برادرش گفت که در گیر طلسم شده.. 🍃
💕دلبرونگی💕
🌸🍃 خدمت خواهری که از بیماری برادرش گفت که در گیر طلسم شده.. 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 سلام خدا قوت خدمت خواهری که از بیماری برادرش گفت که در گیر طلسم شده.. حتما پیش یک روحانی مجرب برید وبپرسید.. براش حتما حتما عقیقه انجام بدید،ودعای عقیقه رو موقع ضبح گوسفند خونده بشه. بازم بپرسید از یه روحانی مجرب ،شاید یک دونه عقیقه کفایت نکنه با این تفصیلی که شما تعریف کردید ..ان شالله که با همین یدونه جواب بده ولی حتما انجام بدید.. خدا ان شالله به همه سلامتی عطا کنه .. 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
🌸🍃 خطاب به خواهر عزیزی که گفتن همه اهالی روستا را بی فرهنگ و فضول معرفی کردین 🍃
💕دلبرونگی💕
🌸🍃 خطاب به خواهر عزیزی که گفتن همه اهالی روستا را بی فرهنگ و فضول معرفی کردین 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸 سلام خدمت فاطمه بانوی عزیز ممنونم و تشکر میکنم ازتون که پیامم رو گذاشتین گروه هر چند خواهران گرامی راهنمایی خاصی نکردن خطاب به خواهر عزیزی که گفتن همه اهالی روستا را بی فرهنگ و فضول معرفی کردین من نگفتم همه اهالی روستا گفتم اکثرشون عزیز من وقتی من خودم بارها بخاطر حجابم از همسایه و اهالی روستا حرف شنیدم وقتی بارها مورد تمسخر قرار گرفتیم وقتی بچه های اکثرشون داخل خیابان فوش ها و حرکاتی انجام میدن که آدم شاخ در میاره وقتی دخترانشون داخل روستایی به این کوچیکی راحت با نامحرم ارتب اط میگیرن که با چشمای خودمون میبینیم خب حق بدین به مایی که مقید هستیم چقدر فشار میاد من چندین بار از اهالی روستامون شنیدم که با طعنه میگفتن وااای خواهرشوهر فراریت دیگه از پیش شوهرش فرار نکرد یا خاستگارهای مختلفی میومد که برا تحقیق نمیذاشتن بیان بارها تو این روستا درمورد دختران و زنان با اسپری داخل دیوارها و رو آسفالت روستا فوش ها و تهمت هایی به آنها زدن که ادم شرمش میشه به زبون بیاره کلا این روستا معروف تو کل شهرستان ما به اینکه بعضی ادم هاش بی فرهنگ و فضول و...غیره هستند هر چند ادم های متدین و باایمان زیادی هم داره خداروشکر بخاطری که گفتین عقده ای واقعا این رو هم قبول دارم چون بیش از حد تحت فشار قرارش دادیم ولی واقعا چاره ای نداشتیم چون با کوچکترین اشتباه مثل بمب خبرش میپیچه که دختر فلانی فلان کار رو انجامث دادن و پدرش هم بخاطر آبروش مجبور بود به کتک زدنش هر چند از راه محبت و... هم خیلی باش حرف زدیم و...ولی بی فایده بود 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸
🌸🍃 در مورد واهر عزیزی که گفتن برادرشون طلسم شده وکارهای غیر عادی یا خوابهای وحشتناک میبینه عرض کنم 🍃
💕دلبرونگی💕
🌸🍃 در مورد واهر عزیزی که گفتن برادرشون طلسم شده وکارهای غیر عادی یا خوابهای وحشتناک میبینه عرض کن
🍃🍃🍃🍃🌸 سلام برفاطمه بانو ودوستان عزیز ایام بکامتان.خواستم در مورد واهر عزیزی که گفتن برادرشون طلسم شده وکارهای غیر عادی یا خوابهای وحشتناک میبینه عرض کنم.خواهر گلم به نظر من برادر شما نه طلسم شده نه دعای در کاره.برادر شما مشکل مغز واعصاب دارن.حتما حتما اونو پیش دکتر مغز واعصاب ببرین وچکاپ کنید.ایشون مغزشون سرد شده.وتا میتونید غذاهای گرم.زعفران.عسل.گردو به ایشون بدید.تجربه شخصی دراین زمینه دارم چون پسرعمه من که داشت مدرک دکتراش را از یک کشور خارجی میگرفت حالش همین جور وخیم شد.بطوری که مجبور شد به ایران برگرده وقتی دکترها برسی کردن گفتن مغزش سرد شده.ومثل برادر شما تو خواب وبیداری از همین چیزا میدید.حتی بستری هم شد وهنوز تحت نظر پزشکه.خواهر عزیزم لطفا دعا وطلسم را کنار بگذار وبه یه دکتر خوب ببرید تا ان شاالله مشکلش حل بشه.از فاطمه بانوی عزیزم میخوام پیامم برا براتون داخل کانال بگذاره.به امید تعجیل در فرج آقا ومولایمان مهدی صاحب زمان الهم صل الله محمد وآل محمد. 🍃🌸 آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 @FATEMEBANOOO🍃🌸