eitaa logo
💕دلبرونگی💕
110.7هزار دنبال‌کننده
32.7هزار عکس
673 ویدیو
10 فایل
کانال دلبرونگی همسرداری، سیاست زنانه، تجربیات زنانه...💕🌸 ارسال تجربیات 👇🏻 @FATEMEBANOOO لینک کانال جهت ارسال https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9 تبلیغات ما👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3365863583C9d1f0a5b90
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 امام علی علیه السلام: كفروا ذنوبكم وتحببوا إلى ربكم بالصدقة وصلة الرحم. با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاك كنيد و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.🍃💕 غررالحكم، ح ۷۲۵۸ 💕@delbarongi💕
نرگس نوشته ای زیبا🍃🍃🍃🌹🍃🌹 🍃
💕دلبرونگی💕
نرگس نوشته ای زیبا🍃🍃🍃🌹🍃🌹 🍃
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 یک حبه عشق صدای زنگ ساعت را قطع کرد. سعی داشت بلند شود. چشمانش پر از خواب بود. به آرامی پلک‌هایش روی هم رفت. یک مرتبه با صدای بلندگوی ماشین سبزی فروش از خواب پرید. چشمش روی عقربه‌های ساعت دیواری رو به رویش خیره ماند. ناگهان سیما یاد دیشب افتاد. میهمانان دیر وقت رفتند و او فرصت نکرد آشپزخانه و پذیرایی را مرتب کند. از فکر تمیز کردن خانه بی درنگ از جایش پرید. بی وقفه به خودش نهیب زد: «چرا زودتر از خواب بیدار نشدم؟!» بچه‌های کوچک مهمان‌‌ها خانه را بهم ریخته بودند. سیما تخت را مرتب کرد و بعد موهایش را مقابل آینه قدی شانه زد. در اتاق را باز کرد و خارج شد. او با دیدن گلدان ایستاده‌ی کنار در تعجب کرد. دیشب حمید پسر کوچک خواهرش هنگام بازی آن را انداخت و خاک گلدان روی زمین ریخته شد. با دست چشمانش را مالید. دوباره دقیق شد. شاخه‌های گلدان مرتب و اصلا اثری از خاک و بهم ریختگی نبود. نگاه سیما به دور پذیرایی چرخید. پذیرایی مرتب بود. به سمت آشپزخانه رفت. مقابل سینگ ظرفشویی پشت به اپن آشپزخانه حامد ایستاده بود. سیما محو تماشای قد و بالای همسرش شد. یک مرتبه چشمان عسلی‌ حامد به نگاه سیما گره خورد. حامد با لحنی شیرین گفت: « خانوم خانوما... هنوز صورتت رو نشستی!؟ مغازه رو زودتر بستم... یه استکان چای با یه حبه عشق کنارش... برات بریزم؟» _حامد! عشق و محبت با ابراز علاقه، تو قلب ماندگار میشه... ممنون خیلی زحمت کشیدی. _نمیشه همش زبونی بگم دوست دارم... یه وقتایی هم میشه با کمک تو کار خونه گفت که عاشقتم... آغوش تو برای زمستاتونم بسه من زیر بار هیچ بهاری بدون تو نمیرم❤️ 💕 @delbarongi💕
با سلام. عروس خانمی که گفتن نمیخاد روز مادرشوهرشون کادو بده......🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 ببین دخترم به قول دوستمون شما اول راهید تازه عروس هستید اون تجربه خاص رو ندارید. اینکه با کسی مسل خودش رفتار کنید اصلا راه درستی نیست. سعی کنید با سیاست جلو برید. هیچ وقت هم از مادرشوهر خواهر شوهر پیش همسرتون گلگی نکنید.شما چه بخواهید چه نخواهید همسرتون محبت خودش رو به مادرش دریغ نمیکنه شما سعی کنید خوبی خودتون رو بکنید. مطمین باشید نتیجه اش رو می‌بینید. اتفاقا مادرشوهر از عروس خیلی انتظار داره. شما یه کادوی خیلی زیبا حتی به همسرتون پیشنهاد بدید که براش بخره یا باهم برید بخرید. بنا بر تجربه ای که داشتم میگم دخترم. و تجربه ی خیلی از اطرافیان بالاخره نتیجه میده کم کم مادرشوعرتون نظرش نسبت به عروس عوض میشه. شاید هنوز اون احساس صمیمیت رو با شما نداره. اصلا لج بازی نکنید یه جوری باید خودتون رو با رفتار مادرشوهرتون وقف بدید. همه آدما یه قلق خاصی تو خودشون دارن. قلق مادرشوهر یا بهتر بگم رگ خوابش دستت بیاد. تو احترامتو بزار. بهر حال اون یه مادر هست و رفتار مادرشوهرتون با شما یه چیز غیر عادی نیست. سعی کنید مسل موم تو دستتون بکنید منتها با احترام و سیاست زنانه. قول میدم جواب میگیرید. دو ساله ازدواج کردید به قول ما میگیم تازه عروس. پس خیلی مونده به تجربه های ما برسی. همین اول راه با صلح برو جلو. مادرشوهر هم انسان هست از فضا نیومده که. بالاخره همه ی ما ممکنه یه روز خودمون هم مادرشوهر بشیم. دخترم تو احترامت رو نگه دار. با کسی مسل خودش رفتار نکن. ببین زندگیت چطور با روال خوب می‌ره جلو. اصلا هم به روی خودت نیار که بین دختراش و شما فرق میزاره و زیاد گلگی پیش همسر از اونا نکن. اتفاقا بعضی وقت ها اگه به صورت سوری هم شده کمی ازشون تعریف کن. بنا بر لج و لج باشی بشه دودش به چشم خودمون می‌ره تو زندگیمون اوقات تلخی پیش میاد. خودمون اعصابمون خورد میشه. هیچ فرزندی از مادرش برنمی‌گرده اینو بدونید. پس بازم میگم قلق مادرشوهر و محبتش رو به دست بیارید. دختر عزیزمم. 💕@delbarongi💕
سه ماهه باردارم ولی .‌...🍃🍃🍃🌹🍃🌹 🍃
صاحب اصلی پیام🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹 سلام خدمت فاطمه عزیز واعضای محترم کانال من همون خانمی هستم که خواهرم فوت کرد وشوهر خواهرم سعید تجدید فراش کردند تشکر از دوستانی که ابراز همدردی وراهنمایی کردند 🍃🍃🍃🌹🍃🍃🌹 .
💕دلبرونگی💕
صاحب اصلی پیام🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹 سلام خدمت فاطمه عزیز واعضای محترم کانال من همون خانمی هستم که خواهرم فوت
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹 ولی خدا نکنه کسی به حال من دچار بشه یه عمر با خواهرم همبازی بودیم باهم قد کشیدیم عروس شدیم همخونه شدیم بعد یکهو اون گذاشت رفت حال منا درک کنید اگر به جز خاله ؛زن عموی بچه ها نبودم اینقدر عذاب نمیکشیدم تا سه سال نتونستم بااون خانم روبرو بشم هرجا اون بود من نمیرفتم بعد ۳ سال به اصرار همسر وبچه هام وخانواده همسرم ؛تو جمع هایی که اوهم بود شرکت کردم . وقتی سهیل وکمیل صدا میزدند مامان واون خانم جلوی همه میگفت ؛ جان مامان می مردم وزنده میشدم 😭 من با اشک دنبال خواهرم بودم واون خانم این قدر حریم نگه نمیداشت که به بچه ها بگه جلو خالتون اینقدر مامان مامان نکنید . بعد۱۴ سال که ما عذاب کشیدیم وقتی اون خانم امسال به تنهایی رفتند حج واجب ؛ کلی ذوق کردیم که بچه ها یکماه پیش ماهستند . به اصرار کمیل وسهیل وبچه هام ومادرشوهرم رفتم فرودگاه برای بدرقه اش عوض اینکه به من بگه بچه ها تحویل شما که خالشون هستی هم خون اونها هستی ؛ به خواهر برادرهای خودش گفت جان شما وجان بچه هایم ؛(بچه ها به آنها هم خاله ودایی میگویند بابا بزرگ وعزیزجان میگویند ) وبه بچه ها هم گفت مبادا بابا راتنها بگذارید مراقبش باشید ... یعنی آب پاکی را ریخت رو دست بچه ها که سمت ما نیایند درحالی که بچه ها دایی وخاله ومادر بزرگ واقعی دارند . وقتی رفتم برای اولین بار توی خانه شان دیدم هیچ کدام از این دوتا بچه تو اتاقشان کتابخانه شان میز تحریرشان ....هیچ کجا عکس خواهرم راندارند درعوض عکس اون خانم را قاب کرده اند وبه دیوار آویخته اند ..... حتی گوشی و لب تابشون با عکس خانوادگی اونها با سعید واون خانم باز میشه . سالگرد مادرشان ۱ روز قبل آمدن این خانم از مکه بود نیامدند وگفتند میخواهیم خانه را چراغانی کنیم😭😭😭 چه جوری میگویید بچه ها فراموش نمیکنند خواهرم را 😭😭😭😭 💕@delbarongi💕
من یه چیزی رو فهمیدم🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 🍃
💕دلبرونگی💕
من یه چیزی رو فهمیدم🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 🍃
🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 سلام خسته نباشین ،من یه چیزا تو این دنیا فهمیدم ک هیچ چیز در این عالم غیر ممکن نیست ،اگر کسی توانایی اینکه بخاد یه زندگیا بچرخونه رو نداره یعنی نمیتونه هر روز صبحانه، ناهار و شام خوب و شوهر پسند.یا میان وعده هایه عالی یا خوب یا پذیرایی از مهمونا نداشته باشه اولاً توانایی جسمی ثانیاً از لحاظ روحی حوصله و اراده همچین کاری رو .بعد همین فرد صاحب بچه هم نشه بعدشم دوس داشته باشه یه محرم داشته باشه ک بتونه باهاش عشق ورزی کنه ک باهاش حرفا خصوصیشا بزنه و کلی چیزا دیگه ک همه زن و شوهرا انجام میدن بعدم واقع بینه میدونه مرد هر چقدرم مهربون باشه تحمل اینجور زنیا ک نتونه هر روز در خدمتش باشه رو نداره البته بگما من خیلی با انظباطم ولی حوصله اینا هی بخام هر روز مثل بعضی زنا ک همه کار میکنن و خسته هم نمیشن نیستم. حالا با وجود این تفاسیر منی ک زنی تنهام چرا باید منتظر مردی باشم ک خدای نکککککرده زنش یا فوت کرده یا بدتر از اون طلاق گرفته باشم تازه شرایط اونا از همه بدتره بیاد منا بگیره ک من از تنهایی در بیام. چرا یه مردی ک هم زن داره هم بچه هاشا داره نیاد یکی مثل منا بگیره ن مثل این ازدواج سفیدا ک بنظرم روسپیگریه ک میخان قانونیش کنن .میخام برا یه عمر حالا هر چقدر عمر کردم ۲۰ سال ۳۰ سال اصلاً شایدم ده سال ۱۲ ماه خدارو یه ماهش اونم چن روزی تو هر ماه یه تو یه سال چن باری با من باشه خب اینم یه جور زندگیه واسه من ک حوصله اینکه حتی عزیزترین کسمم خیلی دور و برم نباشه یه اینجور موردا خوبه حالا میخام نظر شما رو بدونم البته بگمآ من الان هیچ حسی ب اینکه کسی بخاد باهام باشه رو ندارم ولی یه زنی ک به هیچ عنوان بچه دار نمیشه بعد این جور شرایط روحیم و اخلاقیم داره بنظر شما تکلیف این چیه اصلن با خودمم الان نیستم چون الان یه موردی برام پیش اومده ک دیگه تمام حسا درونم رفته ولی جواب این مورد منا هم لطف کنید بگید حداقل بدونم من کجا وایسادم ببینم بقیه بهم چی میگم نظر جمعا میخام 💕@delbarongi💕
داداشم به کسی علاقه داره که🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
💕دلبرونگی💕
داداشم به کسی علاقه داره که🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 .
🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹🍃 سلام فاطمه بانو جان .من چندماهه ک کانالتون رودنبال میکنم و خییییلی عالیه💋❤️.میخواستم دوستان راهنماییم کنند . برادرم 23سالشه ومجرده.مدت یکساله با دختری ک اهوازی است دوست شده دختره16سالشه.وماقم هستیم .مادروپدرم خبر ندارند .ولی من متوجه شدم وبهش گفتم وگفته قصدش ازدواجه .واون دخترخانم همش عکس های بی حجاب برای برادرم میفرسته وکلا بی حجابه .ی چیزدیگه اینکه برادرم وقتی مادرم اینا مسافرت بودند .داخل خانه سیگار کشیده بود وفک کنم سیگاری هم شده. حالا من نمیدونم آیا این قضیه دخترخانم وسیگارکشیدن داداشمو ب مادرم بگم یانه ؟داداشم خیلی بمن اعتماد داره نمیدونم چکارکنم .لطفا راهنماییم کنید.ممنون. 💕@delbarongi💕