💕دلبرونگی💕
ادامه ی زندگی اعضامون🍃🍃🍃🍃🌹 سلام انشاءالله همه خوب باشندقصه ی زندگی من هفتادمن مثنوی راکمترازچندمت
ادامه🍃🍃🍃🍃🍃🌹
بله ماجرای سرگذشت تاجایی رفت که تصمیم گرفتندبرای برادرشوهرحالازن دیگری بیابندوالبته برادردیگرشان که حالاچشمشان که ترسیده ازعروس شده بودبازهم احمقانه بدنبال چشم طایفه درآوردن بودندکه هامثلا بهترازآن عروس بیاوریم که درجامعه نمایان ترباشدغافل ازانتخاب عاقلانه بودندوایندفعه دیگرجایی رفتندکه به قول واسطه ای که برایشان کارمیکردخودواسطه گذشته ی بدی داشت ولی چون معمولابرای پرکردن کیسه ی گدایی چاپلوسی ویژه داشت توانست به قول خودش جایی برایشان دستشان وپایشان بندکردم که نه راه پس داشته باشندونه پیش (یعنی عروسی انتخاب کرده ام که نتوان گفت بالای چشمت ابرو هست وهرکارهم دلش بخواهدبتواندانجام دهدعلاوه برآن شهره ی شهربودندبه خلافهایی که برای خودشان عادی ومایه ی افتخاربودوازمابهتران تربودند😄😔)حال من هنوزدرشوک این واسطه ذهنم درگیراست مگرخانواده ی پدرشوهرم چه هیزم تری بهش فروخته بودند ای دل غافل ازمردم بی چشم ورو که هرکه بتواندزورش برسدبرسردیگری کلاه بگذاردویابرحسب حس حسادت چقدرمیتواندنسلی رابه تباهی بکشاندخدارحم کندبله باآمدن این عروس باتشریفات خاص که عمرادرخواب هم بدیدوتوی بوق وکرناکردن عروسی وجمع کردن تمام اقوام وغریبه وهمسایه هاوهم محلی هاوهم ولایتی ها و...(دراول گفتم که طایفه واقوام بزرگی بودیم)ولی دراین دعوتیهای ریخت وپاش شده فقط برای اینکه ازعریضه خالی نماندومثلا هااحترامی هم به خانواده من گزاشته اندیه کارتی برای شب آخرداده بودندپسرکوچکشان ببرددرحالیکه کارت کارت دعوتی برای نزدیکترین فامیلم ازدایی ها وخاله وعموها وعمه (همه اقوام هردوطرف مادروپدرشوهرم هم خوب بودند)حتمافکرمیکنیدای بابا من چقدرحاشیه رفته ام خوب اینکه مسئله ای نیس حالاکارت خوب داده اندبایدمیرفتندبرادران وپدرومادروخواهرانم ولی عزیزان خودتان راجای من گذاشته کوچکترین بی حرمتی نکرده بوده ام ودراین سالهااین من بودم که تحمل این زندگی نکبت بار راداشتم (بعدعرض میکنم نکبت یعنی چگونه)بله همه ازغریبه واقوام دورمعمولا ۶یا۴وعده دعوت بودندبدون شاباش گرفتن ازآنهادرحالیکه برای خانواده ی من فقط یه وعده وازدامادهاودخترانشان کلابچه هاشون میپرسیدن هرکی درنظرتون هس درلیست بنویسیدتاکارت بدهیم ولی مرانمیدیدندواصلا به حساب انسان بودن نمیآوردندهرچندبرام مهم نبودولی بعدهابرایم هم عادی شده بود دوعروس دیگرهم که آورده بودندبااینکه همه ی اقواممان میدانستندخوشنام نیستندواکثریت شهرمان ولی بازازآنهانظرمیخواستنددرچگونگی برگزاری مراسم وهم ....ومن دیگرپذیرفته بودم حتماماهاایرادی داریم وبایدقبول کنم ازچشم خداهم لابدافتاده ایم ومارانمیبینداون اززندگی برادرانم اون ازخواهراونم پدرومادرکه درسته پدرم درخانه اخلاق درستی نداشت خصوصا اواخربدلایل خیلی مسائل ازعروس بدگرفته که بیشترمقصرخودپدرم بودو(هردوعروس)بهای زیادی دادن چون انتخاب خودش بودزیرنظرخودش وهم اقوامش بهش نارو زوه بودندوهم مسئله هایی درملک واملاک پیش آمده بودباوجودی که حق با پدرم بود بازاینقدربرایش پاپوش واذیت کردند که درنهایت باتحمل زیادمشکلات من دلم میسوخت که ازطرف من هم بایدتحقیرمیشدندواین رادیگرکجای دلمان بگذاشتیم که پدرم درجریان دوسه بارقهررفتن من البته به سختی چون گفتم پدرم پدرسالاری شدیدبودودرهرصورت بایددخترزندگیش راباچنگ ودندان حفظ کندواین ماهابودیم مثلازبان درازوبیچاره پدرنمیدانست من برای دفاع ازخودم ومادرودیگراعضای خانواده مان تنهامن جرات حرف برروی حرف پدرم داشتم ویه جورایی درکودکی پدرخیلی بامن دمخوربودوذوق داشتن مراداشت ازهرلحاظ ولی به روی خودش نمیآوردبیچاره حق داشت یکسالگی در۸۵سال پیش یتیم شودومادرش بابدبختی درروستا اوودوبرادرویک خواهرش رابزرگ کندهرچندپدربزرگ مادری اش سعی درحمایتشان داشت ولی چون مادربزرگم زنی شیرزن بودنمیگذاشت به بچه هایش ترحم شودوبرای همین پدرم خیلی خیلی درسختی بزرگ شده بودوتااومدنفسی تازه کندکه جنگ آغازشدوخیلی هم دلرحم وازحقوقی که داشت (کارگربودندوهم درکنارکارگری شیفتهای دیگرکارفنی درحدمهندسی داشتند تجربه ای آموخته بودوهم شغلی منحصربه فردشبیه دام ولی شغلی باکلاس وتمیزوخداپسندانه که درکل استان شتیدفقط ده نفراین شغل راداشتندواین اززرنگی هاودراجتماع مطرح بودنش به نوبه باعث باهوش بودن بچه هایش هم شده بودوبرای همین عرض کردم کل اقوام ازخداشون بوددامادیاعروس خانواده مابشوندچون همیشه حرفی جدیدوکاری جدیدوکلا مشاورانی بینظیربودیم درسن کم بله حال این تحقیرکردنهای اقوام برایمان گران تمام شده وحس میکردم کل خانواده ام رادرافسردگی فروبرده وافسوس حیف شدن مرادارندنه تنهااینهامتفق القول بودندباورکنیدخداشاهده کل فامیل میگفتن البته خانواده ی پدرشوهرم تنهابرای مااین رفتارهاراداشتندواینهم برایم هنوزمعماهس چون همه هم آرزوی دامادوعروس شدن خانواده ی شوهرم داشتندچون آنهامعیارخوب بودن راول مطرحی شان درجامعه بدلایل خیرشهرمان بودن و
💕دلبرونگی💕
ادامه🍃🍃🍃🍃🍃🌹 بله ماجرای سرگذشت تاجایی رفت که تصمیم گرفتندبرای برادرشوهرحالازن دیگری بیابندوالبته بر
ادامه🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌹
سرمایه داری وهم قیافهه ی خوب ولی خدایی بین دوطایفه فقط مادوخانواده سرتربودیم وحال ماتنهابایدجورحسرتهای مردم راتحمل میکردیم تا ۲۵سال هنوزفکرمیکردندازریخت وپاشهای این خانه ماراخیلی نصیب است و...ودرحالیکه من ازاول زندگی تمام ذهنم درگیرنقشه ی فراربودم بچه ی اول راکه ناخواسته وباخیال خوش زندگی بدنیاآوردم به یاری خدا ولی درداشتن بچه ی دومخیلی مرددبودم چون شوهرم انگار(چوپان)باعرض معذرت ازدوستان دامداروهم ازمحضرپیغمبران گرامی صلوات الله علیها انگارپشت کوهی آمده بودکه فقط چشمش به دهان مادروپدرش بودوفقط مرابرای دل خوش آنها آورده بودومن ساده میگزاشتم به حساب کمرویی وشرم وحیای باخانواده اش چون درزندگیش به تنهاکسی که نگاه کرده و..نامحرم دیده بودوصحبت کرده بودمن بودم نمازاول وقت وقران حتمابخواندباعرض معذرت ازدوستان اهل نمازودعاوقران ومتوجه شدم به غلط همه چیزبه شوهرم یادداده اندوحتی نوع تربیتش خیلی به شدت غلط به حدی که موم دردستانشان بودکه مراچون عصرجاهلیت میدیدومنی که درتمام نقاطع تحصیلی پایه ی تمام قعالیتهای مدرسه بودم والبته آگاهی های اجتماعی ومعلومات عمومی ام درحد۵کلاس بالاترازحدخوردم بودوشاعری ونقاشی وورزش و...درمدرسه ۵۰۰نفری اول بودم وحتی سخنرانی های خاص صبحگاهی ویاشرکت درتمام مسابقات چه مذهبی چه فرهنگی و....حال درمانده به قهقرا وبه عقب رانده میشدم ودرکارهای اولیه خودم اسیرشده بودم جهنم واقعی حتی بایدمواظب میبودم نصفه شب روسری من برسرم باشدوپوشیده باشم منی که خداگواهه تاالان که ۵۰سالم هس گاهی برای شناختن اقواممان به چهره شان کمی باشرم نگاه میکنم البته نامحرمان حال حتی اجازه رفتن به هیچ جارانداشتم وحتی دختری سرزنده ای که اکثردانش آموزان تمام مقاطع بامن دوست بودندحال بادنیای عادی هم ارتباطی نداشتم وبه تمام معنازندانی وجرات حتی صحبت رانداشتم چه برسداعتراض وکسی بودم که همه برسرمن قسم میخوردندحال درچاله ای افتاده بودم که فقط معجزه برایم راه رهایی من بودتنهاوبیکسی واگرکسی هم بخواست به من کمک دهدبرادریاخواهریارفت وآمدی برعکس برایم بدمیشدانگارزندانی ممنوع الملاقات بودم وااای ازاون روزهاکه قرنی برمن گذشت خدایاشکرت که الان آزادهستم بتوانم بنویسم بدون ترس ازشوهر(الان درخانه هستنداشتباه نکنیدخداراهزاربار۱۸۰درجه تغییرکردبه حدی که فعلابااحتیاط گاهی رازدل میگویدهرچندمیدانم شرم مانع است اعتراف کند)بعددراآخربرایتان تغییررامیگویم انشاءالله
💕@delbarongi💕
#سوال_اعضا 🍃🍃🍃🍃🍃🌹
گل نرگس🥀🥀🥀🥀🥀🥀:
سلام
من 40 سالمه ولی پوست صورتم بشدت شل شده (البته بیشتر بخاطر دیابت هست) اصلاح پوستمو زخم میکنه
ممنون میشم اگه راهکاری دارین راهنمایی بفرمایید 🌹
سلام عزیز ممنون میشم بذارید گروه شاید راهکاری پیش اومد
💕@delbarongi💕
#پاسخ_اعضا 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌹
سلام خسته نباشید
من ۱۹ سالمه و دوبار نامزدی ناموفق داشتم که منجر به طلاق شده الان دوسال هست با یه اقایی از طریق مجازی اشنا شدم و قول ازدواج داده بهم و اینکه خاستگار هم دارم وضع مالی خوبی داره و ۲۶ سالشه بخدا نمیدونم چیکار کنم مادر اون اقایی که باهاش هستم راضی نیست و میگه سن کمه تورو خدا راهنماییم کنین
💕@delbarongi💕
سلام
من تازه وارد این کانال شدم اما از کانالتون خیلی خوشم اومده این پیامو برای اون دختر ۱۵ ساله ای مینویسم که مادرش میزنتش🍃🍃🍃🍃🍃🌹
ببین دختر خانم من خودم یه دختر ۱۵ ساله هستم و بهت پیشنهاد میدم که حتما به یه نفر بزرگ تر یا یکی که بتونی بهش اعتماد کنی این حرفارو بگو تا بهت کمک کنه میتونی به پزشک قانونی بگی یا به پلیسی چیزی ببین میدونم که چقد واست سخته که همچین کاری بکنی اما دلیل نمیشه که چون دختری توسری خور باشی یا چون این خانم مامانته سکوت کنی بنظرم یه حرکتی بزن
انشالله که خدا کمکت کنه و زندگیت اوکی بشه که مجبور نباشی حتی به پلیس چیزی بگی❤❤
💕@delbarongi💕
💕دلبرونگی💕
دستورالعملی برای ازدواج ( مختص آقایان )🍃🍃🍃 🌸
🍃🍃🌸🍃🌸🍃
از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل است که فرمودند: هرکس قصد ازدواج دارد دو رکعت نماز بخواند، و در هر رکعت سوره حمد و سوره یس را بخواند. وقتی از نماز فارغ شد، باید خداوند عزّوجلّ را سپاس و ثناء بگوید و بعد بگوید: "اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَی أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا قَسَمْتَ لِي." خدایا، همسری صالحه، مهربان، پر زاد و ولد، شکور، قانع و غیور روزیام ساز. اگر احسانش کنم، شکرگزار باشد و اگر بدی کنم بگذرد، اگر خداوند را یاد کنم، در این راه یاریام کند و اگر خداوند را فراموش کنم، به یادم آورَد. اگر از کنارش دور شدم خود را حفظ کند، و اگر بر او داخل شدم مسرور گردد. اگر امری کنم اطاعت نماید و اگر قسم خوردم قسم مرا باور کند، و اگر بر او خشم گیرم مرا راضی سازد. ای صاحب جلال و کرامت، این نعمت را بر من ببخش، من فقط از تو میخواهم و جز آنچه را که تو روزی نمایی، نمییابم💕🍃
💕@deobarongi💕
برای صنوبر🍃🍃🍃🍃🌹
سلام این حرف برای صنوبر خانم مینویسم
باهربچه ای که ازدست دادین ازته قلبم اشک ریختم چون خودمم برام پیش اومد.ازخان سالاری آقامحمد واقعاخوشم اومد خداهردونفرتون رحمت کنه.وخدابه پسرتون سلامتی وطول عمربیشتربده که گره ازکار مردم بازکنن.خدارحمت کنه همه اون آدمهایی که تو زندگی صنوبرخانم بودن.
ولی من مطمئنم رباب خانم هم تو دنیا عاقبت کارش دیده هم تواخرت(انقدر داغ بده صنوبرگذاشت که اخرش خودش هم داغ دیده ازدنیا رفت) خود خدا فرموده که ازحق الله میگذرم ولی از حق الناس نه
صنوبر شانسی که داشت از زندگی واخلاق گند پدرش،به زندگی واخلاق خوش آقامحمد اومد.
💕@delbarongi💕
#سوال_اعضا 🍃🍃🍃🍃🍃🌹
سلام من ۱۷ سالمه با پسر خالم عقدکردم ولی عروسی نکردم و دوسش نداشتم خسیس بود و دست بزن و ...
ازش طلاق گرفتم چن بار هم اومدن التماس که برگرد خونه به اسمت میزنیم و ....ولی من قبول نکردم
الان با یه آقا پسری عقد کردم که هم مهربونه هم دست و دل باز خیلی هم دوسش دارم و دوسم داره
مامانش اخلاقش خیلی بده و همش قهر می کنه و ..منم مجبوری بخاطر نامزدم میرم خونشون
نامزدم تنها با مامانش و داداشش زندگی می کنه و بابا مامانش طلاق گرفتن .
ما وام ازدواج گرفتیم و تو نوبت بودیم و بعد تصادف کردیم که رفتیم تو ۵۰ ملیون خرج واممون در اومد نصف پول رفت واسه ماشین
بقیشم داریم خونه میسازیم حالا سقف خونه آماده نشده و پول نداریم دیگه به نامزدم گفتم انگشتر منو بفروشیم گفت مجبور باشیم اونم میفروشیم
ولی من فقط تعارف کردم البته وقتی تصادف کردیم یه گوشواره داشتم اونم فروختم حلقه خودشم فروخت
حالا میگه انگشتر رو هم بفروشیم
ولی من خودم از یه بابت دلم میسوزه واسه نامزدم
از یه بابت هم دوس ندارم بفروشم
به مامانم گفتم گفت خوب نیس اینو بفروشی مال نامزدیته
حالا شما بگید چیکار کنم تو رو خدآید
💕@delbarongi💕
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌹🍃🌹
آقای_مهربون💚
به همسرت نگو تو که خونه بودی؛ چه کار کردی؟
خستگیت واسه چیه؟
باید دقیقتر نگاه کنی! خانومت هیچ کاری هم نکرده باشه امیدت رو توی خونه زنده نگه داشته.. . #
#یقینا_کله_خیر💚
#پاسخ 🍃🍃🍃🍃🍃🌹
سلام به همه دوستان *
دوست ۱۹ ساله که دو بار نامزدی ناموفق داشته و...*
خواهر گلم شما آیندتون با اون پسر مجازی اصلا مشخص نیست که چطور بشه خودت رو بیشتر از این درگیرش نکن خانواده اش هم به این وصلت راضی نیستند پس بیخیالش شو و آینده خودت رو خراب نکن
الان این خاستگاری که وضع مالی خوبی داره،اگر خصلت های خوب دیگه ای هم داره و میتونی کنارش خوشبخت بشی بهش جواب مثبت بده اما سعی کن چند ماه با هم رفت و آمد داشته باشید تا به به امید خدا مشکلی پیش نیاد
دور اون پسری هم که از طریق مجازی باهاش آشنا شدی خط قرمز بکش و فراموشش کن درصد کمی از این آشنایی ها به ازدواج ختم میشه،از کجا معلوم اون پسر قصد ازدواج دارند خودتون رو نجات بدید و برای زندگیتون برنامه های خوب داشته باشید
انشاالله هر چه خیره براتون پیش بیاد🌹
💕@deabarngi💕
💕دلبرونگی💕
#سوال_اعضا 🍃🍃🍃🍃🍃🌹 سلام من ۱۷ سالمه با پسر خالم عقدکردم ولی عروسی نکردم و دوسش نداشتم خسیس بود
#پاسخ_اعضا 🍃🍃🍃🍃🍃🌹
دختر خانومی ک ۱۷ سالتونه و باز عقد کردید
منم همسن شما هستم و ۵ ماهی هست عقد کردم
راستش دوست من نکن این کارو قرض کنید وام بگیرید ببین الان تازه عروسی زومن روت راستش پس فردا طعنت میزنن درسته حالا الان همو دوست دارید ولی بعدا پشیمون میشی نکن. ب نظرم ما میخاستیم ماشین بخریم واقعا رفت و امدمون سخت شده بود خواستم طلاهام بفروشم کمثلا حدود ۷۰ درصد پول ماشین جورشه بقیشم از داشته هامون بفروشیم مامانم نزاشت گفت کار خوبی نی تو عقد طلا فروختن حالا عروسی کردید کار ندارم ولی برا خودتون هم بده
دیگ از من گفتن ک نفروش
💕@delbarongi💕