eitaa logo
دلـ🇮🇷ـداده انــ🇵🇸ـقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
30.6هزار ویدیو
252 فایل
✅به کانال #دلداده_انقلاب [دلدادگی سابق] خوش آمدید شعار کانال:عشق و دلدادگی را در نوکری اهلبیت و اربابمون سیدالشهدا (علیهم السلام) بیاموزیم که عشق، همان ایثار جان است در راه معشوق 👈دلداده‌ اربابمون حسینیم ودیانت ماعین سیاست ماست 👤پل ارتباطۍ @adminn19
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام علیکم همراهان گرامی سپاس از همراهی شما و اعتماد شما سروران گرانقدر.امیدواریم در این راه مثل همیشه ما را یاری کنید و اگر مطلب و فایلی را مناسب کانال یافتید برای ما ارسال کنید تا در کانال خودتان استفاده کنیم. همچنان بر سر قول خود هستیم و هیچگاه قلم و اعتقاد و باور قلبی خود را به دنیا و مادیات نخواهیم فروخت. خواهشا ما را به دوستان و نزدیکان و انسانهای دغدغه مند و درد شناس معرفی کنید. شما تنها راهی هستید که سبب خواهید شد خانواده ی دلدادگی💙 گرمتر و پرتعدادتر شود. احترام و ارادت ما را پذیرا باشید دعا کنید عاقبت بخیر شویم. دلدادگی💙
سومین فرزند دختر ملکه انگلیس به دنیا آمد اما شبکه منوتو که با بودجه دولت انگلیس می‌چرخد برای مردم ایران زندگی با سگ و حیوانات را تجویز می‌کند سلبریتی های ایرانی هم سگ‌بازی را برای خود افتخار میدانند.
  ‌   ‌   ‌ هنگام اذان به افق تهران  «إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما» دلدادگی 💙
دلـ🇮🇷ـداده انــ🇵🇸ـقلاب
روحانیت شیک و مجلسی و برج عاج نشین روحانیت ساده و هیاتی و علوی مرام دو گروه روحانی که در بالا ذکر
ویزای قم و پیشنهاد اینکه قم مانند واتیکان شود ؟؟؟؟ روزی در کانالمان در تلگرام از روحانیت شیک و مجلسی و عافیت طلب حرف زدیم و عده ای بر ما تاختند .همان مطلب را انتقال دادیم به کانالمان در پیامرسانهای داخلی و اینک حتی به خشک مقدسهایی که همه ی روحانیون را تافته ی جدا بافته می دانستند ثابت شد که نکته ی ما در آن مطلب درست و به جا بوده و به بیان راحت و بی تعارف : وجود بوزینه هایی ملبس به لباس رسول الله صحت دارد. برج عاج نشینی و منیت و تکبر تنها بیماری و ویژگی نوکیسه ها و تازه به دوران رسیده ها و غارتگران نیست که هستند ناکسانی که ملبسند به کسوت رسول الله و خود را برتر از مردم میپندارند. رسول الله 'ص' مروج ساده زیستی و مهربانی و همدلی و دستگیری دردمندان بود اما این بوزینه های داغ مهر بر پیشانی مروج اسلام معاویه هستند و یزید . مردمی که خود را به خواب زده اید و همه ی مشکلات را از روحانیت و نظام می دانید وجدانا و انصافا آیا تا به حال یک بار شده که فریادتان را بر سر این قشر از روحانی نماها بلند کنید و یا چون اینها مانند سرمایه داران زالو صفت صاحب منصب و ثروت هستند باید مقابلشان روزه ی سکوت بگیرید و نامنصفانه و نابخردانه طلبکار امام خامنه ای و روحانیت علوی و بچه مذهبیهایی شوید که از سر عشق و ارادت به اهل بیت و درد دین مدافع نظامند؟؟؟ اسلام علوی را می خواهند به کنج عزلت ببرند تا خودشان و ایل و تبارشان پاسخگوی هیچ کس نباشند ...این بی حیاها و دینفروشان آگاهانه و عامدانه تلاش دارند با مطرح کردن چنین پیشنهادهای بی شرمانه ای نظام را به چالش بکشند. اینها هدفشان این است که مردم و جامعه را بدبین و خشمگین کنند و کاری کنند تا مطالبات اصلی و حقیقی جامعه زیر سوال رفته و گم شود و کاری کنند که بزرگترهایشان از زیر بار پاسخگویی به مطالبات واقعی و راستین ملت شانه خالی کنند. داستان تکراری همیشگی اجرا شده: هیاهو و حاشیه سازی این بار اما پایان این داستان روسیاهی خیلیها خواهد بود... روسیاهی خیلیها. پست اختصاصی کانال دلدادگی💙 https://eitaa.com/deldadegi
ما چه می دانیم جانبازی چیست برای دیدن یکی از دوست های جانبازم، رفته بودم آسایشگاه امام خمینی (ره) که در شمالی ترین نقطه تهران است. فکر می کردم از مجهزترین آسایشگاه های کشور باشد. که نبود. بیشتر به خانه ای بزرگ شبیه بود. دوستم نبودش، فرصتی شد به اتاق ها سری بزنم. اکثر جانبازها آنجا قطع نخاع بودند، برخی قطع نخاع گردنی، یعنی از گردن به پایین حرکت نداشتند، بسیاری از کمر، بعضی نابینا بودند، بعضی جانباز از دو دست. و من چه می دانستم جانبازی چیست، و چه دنیایی دارند آن ها... جانبازی که 35 سال بود از تخت بلند نشده بود پرسید؛ "کاندیدا شده ای! آمده ای عکس بگیری؟" گفتم نه! ولی چقدر خجالت کشیدم. حتی با دوربین موبایلم هم تا آخر نتوانستم عکسی بگیرم. می گفت اینجا گاه مسئولی هم می آید، البته خیلی دیر به دیر، و معمولا نزدیک انتخابات! همه اینها را با لبخند و شوخی می گفت. هم صحبتی گیر آورده بود، من هم از خدا خواسته! نگاه مهربان و آرام اش به من تسلی می داد. خیلی زود رفیق شدیم. وقتی فهمید من هم در همان عملیاتی بوده ام که او ترکش خورده. پرسیدم خانه هم می روی؟ گفت هفته ای دو هفته ای یک روز، نمی خواست باعث مزاحمت خانواده اش باشد! توضیح می داد خانواده های همه جانبازهای قطع نخاع دیگر بیمار شده اند، هیچکدام نیست دیسک کمر نگرفته باشند. پرسیدم اینجا چطور است؟ شکر خدا را می کرد، بخصوص از پرسنلی که با حقوق ناچیز کارهای سختی دارند. یک جور خودش را بدهکار پرسنل می دانست. یاد دوست شهیدم اسماعیل فرجوانی افتادم. دستش که عملیات والفجر هشت قطع شده بود نگران هزینه های بیمارستانی بود، نکند زیاد شوند! گفتم: بی حرکت دست و پا خیلی سخت است، نه؟ با خنده می گفت نه! حکایت تکاندهنده ای برایم تعریف کرد، او که نمی توانست پشه ها را نیمه شب از خودش دور کند، می گفت با پشه های آنجا دیگر دوست شده است! پشه های آنوفل را می گفت. "نیمه شب ها که می نشینند روی صورتم، و شروع می کنند خون مکیدن، بهشان می گویم کافیست است دیگر!" می گفت نگاهم را که می بینند خودشان رعایت می کنند و زود بلند می شوند. شانس آوردم اشک هایم را ندید که سرازیر شده بودند. نوجوان و 16 ساله بوده که ترکش به پشت گردنش خورده و الان نزدیک 50 سالش شده بود. سال ها بود که فقط سقف بی رنگ و روی آسایشگاه را می دید. آخر من چه می دانستم جانبازی چیست! صدای رعد و برق و باران از بیرون آمد، کمک کردم بیرون بیاید، تا بارش باران نرمی که شروع شده بود را ببیند. چقدر پله داشت مسیر! پرسیدم آسایشگاه جانبازهای قطع نخاع که نباید پله داشته باشد. خندید و گفت اینجا ساختمانش مصادره ای است و اصلا برای جانبازها درست نشده. خیلی خجالت کشیدم. دیوارهای رنگ و رو رفته آسایشگاه، تخت های کهنه، بوی نم و فضای دم کرده داخل اتاق ها... هر دقیقه اش مثل چند ساعت برایم می گذشت. به حیاط که رسیدیم ساختمان های بسیار شیک روبرو را نشانم داد. ساختمان هایی اروپایی... می گفت اینها دیگر مصادره ای نیستند، همه بعد از جنگ ساخته شده، و امکاناتش خیلی بیشتر از آسایشگاه های جانبازهاست. نمی دانستم چه جوابش را بدهم. تنها سکوت کردم. می گفت فکر می کنی چند سال دیگر ما جانبازها زنده باشیم؟ یکه خوردم. چه سئوالی بود! گفتم چه حرفی می زنی عزیزم، شما سرورِ مایید، شما افتخار مایید، شما برکت ایرانید، همه دوستتان دارند، همه قدر شما را می دانند، فقط اوضاع کشور این سال ها خاص است، مشکلات کم شوند حتما به شما بهتر می رسند. خودم هم می دانستم دروغ می گویم. کِی اوضاع استثنایی و ویژه نبوده؟ کِی گرفتاری نبوده. کِی برهه خاص نبوده اوضاع کشور... چند دقیقه می گذشت که ساکت شده بود، و آن شوخ طبعی قبلی را نداشت. از همان وقتی که حرف مرگ را زد. انگار یاد دوستانش افتاده باشد. نگاهش قفل شده بود به قطره های ریز باران و به فکر فرو رفته بود. کاش حرف تندی می زد! کاش شکایتی می کرد! کاش فریادی می کشید و سبک می شد! و مرا هم سبک می کرد! یک ساعت بعد بیرون آسایشگاه بی هدف پرسه می زدم. دیگر از خودم بدم می آمد از تظاهر بدم می آمد از فراموش کاری ها بدم می آمد از جنگ بدم می آمد از جانباز جانباز گفتن های عده ای و تبریک های بی معنای پشتِ سر همشان! از کسانی که می گویند ترسی از جنگ نداریم همان ها که موقع جنگ در هزار سوراخ پنهان بودند و این روزها هم نه جانبازها را می بینند نه پدران و مادران پیر شهدا را... بدم می آمد از کسانی که نمی دانند ستون های خانه های پر زرق و برقشان چطور بالا رفته! از آنها که جانبازها را هم پله ترقی خودشان می خواهند! کاش بعضی به اندازه پشه های آنوفلِ آسایشگاه معرفت داشتند! وقتی که می خوردند، می گفتند کافیست! و بس می کردند... و می رفتند... ما چه می دانیم جانبازی چیست دلدادگی💙https://eitaa.com/deldadegi
4_318504763102593355.mp3
زمان: حجم: 4M
تولدت مبارک علی اکبر جان🌸🎊 https://eitaa.com/deldadegi ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دلدادگی 💙
شب ولادت نوه ی حیدر کرار حضرت علی ابن الحسین بر همه شیعیان مبارک باد😍🌻🌺🌹 دلدادگی 💙 https://eitaa.com/deldadegi
دعای امشب : بارالها جوانهای ما را به رسیدن به زوج‌های دلخواه‌شان موفق بدار و ازدواج ، این سنت حسنه را در میان جوانان رایج کن و انگ طلاق را از جامعه ما دور بگردان . خدایا 🌴 جوانانی که بیکار هستند را با رسیدن به شغل دلخواه‌شان ، دلشاد بگردان و رزق و روزی حلال ، نصیبشان کن . پروردگارم🌱 از تو که بر من منت گذاشته‌ای و مرا بنده خود قرار داده‌ای شاکرم و مرا همیشه بنده‌ی خوبِ خودت و نه بنده‌ی شیطان و هوای نفسانیم قرار بده ای مهربان‌ترین مهربانان . آمین🕊🕊 یا قاضی الحاجات🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿 https://eitaa.com/deldadegi دلدادگی 💙
از ازل شد دلِ مجنون شده ام پابستش نه فقط ما،که بُوَد خلقِ جهان سرمستش برسانید به "سعدی" همه ی حرفم را "مرده آنست که" ارباب نگیرد دستش دلدادگی💙 https://eitaa.com/deldadegi
...در محراب ◾خدا رحمت کند حضرت آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری» را، آن مرحوم در مدت بیست و پنج سال که در مسجد «حاج سید عزیزالله» تهران اقامه جماعت میکرد. . ◾هر وقت در محراب دست شان را بلند میکرد که تكبيرة الإحرام بگوید، دستش را کنار گوشش می برد و اول می گفت: السلام علیک یا ابا عبد الله!» بعد تكبيرة الإحرام می گفت. . ◾یکی از دوستان که کمی رویش از من بازتر بود روزی کنار محراب از ایشان پرسید: آقا! قبل از تكبيرة الإحرام، سلام بر ابی عبدالله(سلام الله علیه) وارد شده است؟ . ◾فرمودند: «این عمامه، این محراب، این منبر، این مسجد، این مرجعیت، این قم... همه و همه با حسین (سلام الله علیه) است که سرپا شده است، پس دیگر «وارد شده» یعنی چه؟» منبع: کتاب صاحب نفس قدسیه دلدادگی💙 https://eitaa.com/deldadegi
⚠️پاسخ تند آیت الله (ره) به «انتقاد از مبارزۀ (ره) با رژیم »! ⭕️چرا همراهی آیت الله بهجت(ره) با امام(ره) در براندازی رژیم پهلوی، علنی نبود؟ 🔷گفتگو با آیت الله مسعودی از شاگردان آیت الله بهجت(ره): 🔻چرا روش ایشان مثل امام (ره) نبود که با فریاد با ظالم مقابله کنند؟ 🔰علت آن این بود که آیت الله بهجت معتقد بودند معیار و محور باید یک نفر باشد که آن شخص امام خمینی بود.... البته لازم به ذکر است که بگویم ایشان در مسائل سیاسی فریاد نمی‌زدند، ولی دخالت می‌کردند و حضور داشتند. 🔻به صورت عینی خاطره‌ای هم می‌توانید تعریف کنید که مؤید این مطلب‌تان باشد؟ 🔰یک روزی(همان وقت که امام خمینی(ره) قیام خود علیه شاه را شروع کرده بود، حدوداً در سال ۴۱ و ۴۲) آقایی آمد و به آیت الله بهجت گفت، آیا شما فکر نمی کنید که آقای خمینی تُند می‌رود؟ این اتفاق برای آن زمان بود که امام در مورد کاپیتولاسیون صحبت کرده بودند و اعلامیۀ شاه دوستی امام(اعلامیۀ «شاه‌دوستی یعنی غارت‌گری») در سطح بالایی منتشر شده بود و همه می‌دانستند که لبۀ تیز انقلاب امام روی شخص شاه است و شاه است که باید از بین برود. بعد آیت‌الله بهجت در جواب سئوال آن شخص می‌گوید: «شما احتمال نمی‌دهید که آقای خمینی دارند کُند می‌روند؟» در عین اینکه امام علیه رژیم شاه سخنرانی می‌کرد، شاید مقصود از «کُند رفتن» این بود که باید امام اعلام جهاد کند. 🔸منبع: بهجت عارفان، ۱۳۷۹، ص۱۰۶ و فارس،مطلب ۱۳۹۳۰۲۲۷۰۰۰۵۸۵ دلدادگی💙 https://eitaa.com/deldadegi