گلِ نازدانه پدر، رقیه؛ رقیه نجیب! ای مهتابِ شبهای الفتِ حسین، ای مظلومترین فریادِ خسته.
گلِ نازدانه پدر و انیسِ رنجهای عمه .. رقیه؛رقیه کوچک! ای یادگارِ تازیانههای نینوا و سیلِ سیلی کربلا،دستهای کوچکت هنوز بوی نوازشهای پدر را میداد و نگاههای معصوم و چشمان خستهات، نورِ امید را به قلب عمه میتاباند. رقیه، رقیه صبور! بمان که بیتو، گلشن خزاندیده اهلبیت دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد.
تو نوگلِ بهشتی و فرشته زمینی؛ پس بمان که کمرِ خمیدهی عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد ..💔
هدایت شده از کلبهی نازنینِمیرزاخانی
دیگه نمیفهمم برای مظلومیت امام حسین دارم گریه میکنم یا دل تنگیم برای شش گوشه