eitaa logo
دلــتورا
740 دنبال‌کننده
451 عکس
219 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
شبهاٰی قدر، انسان قادر به «انتخاب» و نوشتنِ احوالاتش نه در یک سالِ پیش رو، بلکه در باقیِ مسیر و عمره. «و ما ادراک ما لیلة القدر»؛ ساعاتی‌ هست که قَلَم از عالَمِ بالا و دستهای خدا، به دستهایِ فانیِ انسان سپرده میشه تا هر چه «میخواهد» رو بنویسه و هرچه بابتش «پشیمان» هست رو خط بزنه. حالا این آ-دم هست که مخیره درباره لحظه، لحظه زیست و چگونه قدم برداشتن و در چه اتمسفری نفس کشیدنش، دعای خیر و رضایت خدا رو طلب کنه، در آخر حتی نحوه‌ی «مرگ» و میزان سعادتش رو «مقدر» کنه. یا انقدر درگیرِ حاجاتِ خرد و کوچیک بشه که فراموش کنه در این سه شب چه قدرتی پیدا کرده. -
برخیز! «اصلاً نمی‌آید به تو در بستر افتادن..»
جان خودت برامون و به جامون دعا کن بخواه برامون، مقّدر کن برامون، من اعتراف میکنم که نمیدونم؛ نه صلاح خودم و نه صلاح باقی رو که چیزی بخوام براشون. ماییم و فضل تو در امشبی که میتونیم تو مسیرت بیایم، میتونیم قنبرت بشیم.. » شما بخواه به جای ما «
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
. فرمود: حسن جان تو و برادرت حسین دو پایه‌ی عقبِ تابوت را بردارید، دو پایه‌ی جلو بر دوش برادرانم جبرائیل و میکائیل حمل خواهد شد و تابوت تا مدفنم حرکت خواهد کرد! . . . فرمود: به وصیت پدرم ما عقب تابوت را برداشتیم و جلوی تابوت به دست ملائک بلند شد. از کوچه که می‌گذشتیم دیوارها و نخل‌ها به احترام تابوت پدرم خم می‌شدند و ماه در آسمان مقابل تابوت کرنش می‌کرد... . سلام خدا بر شهیدی که تابوتش را از هر گذرگاهی که عبور دادند دیوارها و درختهایش به احترام کمر خم کردند... . . ✍ملیحه سادات مهدوی https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید آن شخص را احمق فرض نکنید. بلکه بدانید که او خیلی بیشتر از آنچه لیاقت داشته اید به شما اعتماد کرده است! - دنی براسکو | آلپاچینو
در غربت جنابتان همین بس که ما را شیعه شما میدانند، در حالیکه ما هیچِمان به شما نمی‌ماند 💔
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو از من رو برندار! 📌ببینید و اشک بریزید.. - علی صفایی |
جایی که تو دستت نمی‌رسد؛ خدا شاخه‌ها را پایین می‌آورد. من این صحنه را بارها دیده‌ام. - غادة السمان
هیچ چیز بدتر از این نیست که با گذشت زمان آدما تغییر کنن اما خاطرات خوبشون در ذهن ما تغییر نکنه.
+ شما عموی مرا ندیده اید؟ - نه عزیزم عمویت کیست؟ + نمی‌دانم، هر شب می‌آمد به ما سر می‌زد و برایمان غذا می‌آورد. - عمویت دیگر نمی‌آید. + نه او حتماً می‌آید. او خیلی مهربان است. می‌خواهم خبر خوبی به او بدهم. - چه خبری؟ + می‌خواهم خبر مرگ علی را به او بگویم. شب ها که می‌آمد مادرم علی را نفرین می‌کرد. - عمویت هم علی را نفرین می‌کرد؟ + آری، می‌گفت : خدایا مرگ علی را برسان.. مظلوم علی 💔