#مولا جان
خودت برامون و به جامون دعا کن
بخواه برامون، مقّدر کن برامون،
من اعتراف میکنم که نمیدونم؛ نه صلاح خودم و نه صلاح باقی رو که چیزی بخوام براشون.
ماییم و فضل تو در امشبی که میتونیم تو مسیرت بیایم، میتونیم قنبرت بشیم..
» شما بخواه به جای ما «
هدایت شده از شراب و ابریشم...
.
فرمود: حسن جان تو و برادرت حسین دو پایهی عقبِ تابوت را بردارید، دو پایهی جلو بر دوش برادرانم جبرائیل و میکائیل حمل خواهد شد و تابوت تا مدفنم حرکت خواهد کرد!
.
.
.
فرمود: به وصیت پدرم ما عقب تابوت را برداشتیم و جلوی تابوت به دست ملائک بلند شد.
از کوچه که میگذشتیم دیوارها و نخلها به احترام تابوت پدرم خم میشدند و ماه در آسمان مقابل تابوت کرنش میکرد...
.
سلام خدا بر شهیدی که تابوتش را از هر گذرگاهی که عبور دادند دیوارها و درختهایش به احترام کمر خم کردند...
.
.
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید
آن شخص را احمق فرض نکنید. بلکه
بدانید که او خیلی بیشتر از آنچه لیاقت
داشته اید به شما اعتماد کرده است!
- دنی براسکو | آلپاچینو
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو از من رو برندار!
📌ببینید و اشک بریزید..
- علی صفایی | #پیشنهادی
جایی که تو دستت نمیرسد؛
خدا شاخهها را پایین میآورد.
من این صحنه را بارها دیدهام.
- غادة السمان
هیچ چیز بدتر از این نیست که با گذشت زمان آدما تغییر کنن اما خاطرات خوبشون در ذهن ما تغییر نکنه.
+ شما عموی مرا ندیده اید؟
- نه عزیزم عمویت کیست؟
+ نمیدانم، هر شب میآمد به ما سر میزد
و برایمان غذا میآورد.
- عمویت دیگر نمیآید.
+ نه او حتماً میآید. او خیلی مهربان است.
میخواهم خبر خوبی به او بدهم.
- چه خبری؟
+ میخواهم خبر مرگ علی را به او بگویم.
شب ها که میآمد مادرم علی را نفرین میکرد.
- عمویت هم علی را نفرین میکرد؟
+ آری، میگفت : خدایا مرگ علی را برسان..
#مولا
مظلوم علی 💔
آدمها دو گونهاند:
عدهای هر روز در کشاکشِ خودشناسی و بیشتر فهمی، لا به لای کتابها دست و پا میزنند. پای منبرِ اهل خرد مینشینند و هر ساله به طرز چشمگیر و شگرفی به هرس و رصدِ عیوب و نواقص و جهل مرکب خود میپردازند، تا پختگی حاصل و ریشهی اصالت قطورتر شود.
و عدهای راکد، کم سواد، حاسد و دهانبین کنجی تاریک از جهان میایستند و خیره به کلام و آداب و علم و عملِ دستهی اول به تقلید میپردازند. با چَشمهای بسته متولد میشوند و نابینا هم میمیرند. و میانِ گروه اول و دوم تفاوتها پیداست. اوّلی را خدا عزیز میدارد و دوّمی را مردمی چون خودشان؛ پست و فرومایه! بنگر تو کدام دستهای؟
- #میم_سادات_هاشمی
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری؛ هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه [ از عمر ] بر باد رفته چیزی نبوده است..
- شب های روشن | داستایوفسکی