eitaa logo
دلــتورا
740 دنبال‌کننده
451 عکس
219 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
جایی که تو دستت نمی‌رسد؛ خدا شاخه‌ها را پایین می‌آورد. من این صحنه را بارها دیده‌ام. - غادة السمان
هیچ چیز بدتر از این نیست که با گذشت زمان آدما تغییر کنن اما خاطرات خوبشون در ذهن ما تغییر نکنه.
+ شما عموی مرا ندیده اید؟ - نه عزیزم عمویت کیست؟ + نمی‌دانم، هر شب می‌آمد به ما سر می‌زد و برایمان غذا می‌آورد. - عمویت دیگر نمی‌آید. + نه او حتماً می‌آید. او خیلی مهربان است. می‌خواهم خبر خوبی به او بدهم. - چه خبری؟ + می‌خواهم خبر مرگ علی را به او بگویم. شب ها که می‌آمد مادرم علی را نفرین می‌کرد. - عمویت هم علی را نفرین می‌کرد؟ + آری، می‌گفت : خدایا مرگ علی را برسان.. مظلوم علی 💔
آدمها دو گونه‌‌اند: عده‌ای هر روز در کشاکشِ خودشناسی و بیشتر فهمی، لا به لای کتابها دست و پا میزنند. پای منبرِ اهل خرد مینشینند و هر ساله به طرز چشم‌گیر و شگرفی به هرس و رصدِ عیوب و نواقص و جهل مرکب خود میپردازند، تا پختگی حاصل و ریشه‌ی اصالت قطور‌تر شود. و عده‌ای راکد، کم سواد، حاسد و دهان‌بین کنجی تاریک از جهان می‌ایستند و خیره به کلام و آداب و علم و عملِ دسته‌ی اول به تقلید می‌پردازند. با چَشمهای بسته متولد میشوند و نابینا هم میمیرند. و میانِ گروه اول و دوم تفاوت‌ها پیداست. اوّلی را خدا عزیز میدارد و دوّمی را مردمی چون خودشان؛ پست و فرومایه! بنگر تو کدام دسته‌ای؟ -
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری؛ هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه [ از عمر ] بر باد رفته چیزی نبوده است.. - شب های روشن | داستایوفسکی
گرچه در آغوش کشیدم تورا گریه چنان شد که ندیدم تورا - محمد سهرابی
- چه می‌شد اگر آنچه دنبال آن میگردی، به دنبالت می‌گشت؟
انسان در یک مرحله خودش را کشف می‌کند و در یک مرحله این معدن را استخراج و تصفیه می‌کند و در یک مرحله به استخراج شده ها و آهن های تصفیه شده شکل می‌دهد و آنها‌ را به صورت ماشین ها و ابزار های گوناگون در می‌آورد و به تکامل می‌رساند. ولی مسئله در همین جا خلاصه نمی‌شود که پس از شکل گرفتن و به تکامل رسیدن، نوبت رهبری کردن و جهت دادن به ماشین های تکامل یافته می‌رسد. کسی که بهترین ماشین را و تکامل یافته ترین مرکب ها را با خود دارد مساله بن‌بست و ترافیک و محدودیت ها را بیش‌تر احساس می‌کند و عمیق تر می‌فهمد.. - علی صفایی | رشد
«وگر به خشم روی صدهزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات من‌م». - مولانا
خوندم یجایی نوشته بود: به همان داغ بسوزی که مرا سوزاندی.