ماهِ رمضان آمد و دلدار نیامد
از راه طبیبِ دلِ بیمار نیامد
ما دیده به راهش سرِ بازار نشستیم
یوسف ز چه رو بر سرِ بازار نیامد
https://eitaa.com/devan313
با تو رمضان حال و هوا می گیرد
دلداده یِ تو رنگِ خدا می گیرد
برگرد بجانِ عمه جانت زینب
افطار و سحر با تو صفا می گیرد
https://eitaa.com/devan313
دوست دارم که بیایی و تو یارم باشی
بر شبِ تیره ی دل صبر و قرارم باشی
کاش می شد که بیایی گل نرگس اکنون
بر سرِ سفره ی افطار کنارم باشی
https://eitaa.com/devan313
دوباره وقتِ دعا آمد و نیامد یار
دلم به هول و ولا آمد و نیامد یار
به سویِ خیمه یِ لیلا کشید مجنون را
هلالِ ماهِ خدا آمد و نیامد یار
https://eitaa.com/devan313
شده ام عاشق و حیرانِ اباعبدالله
تا ابد زار و پریشانِ اباعبدالله
آب می بینم و گویم افطار
ای فدایِ لبِ عطشانِ اباعبدالله
https://eitaa.com/devan313
مناجات باخدا*باز یارب به درت روی سیاه آوردم
_______________________________
باز یارب به درت رویِ سیاه آوردم
کوله باری ز معاصی و گناه آوردم
چون گدایی به درِ شاه پناه آوردم
اشکِ چشمانِ تَرم را به گواه آوردم
هر چه دیدی ز منِ بی سر و پا حاشا کن
دستِ خالی به درت آمده ام در وا کن
شاکیم بس که گُنه کردم و غافل بودم
در مناجات و دعا خسته و کاهل بودم
راهِ کج رفتم و در وادی باطل بودم
عَفو فرما تو مرا بنده ی جاهل بودم
من ندارم پَرِ پرواز خدایا تو ببخش
آمدم رحم کُن و باز خدایا تو ببخش
باز هم آمده ام تا که تو یارم باشی
در غم و شادیم ای دوست کنارم باشی
تَب و تابِ دلِ بی صبر و قرارم باشی
لحظه ی جُرم و گُنه بلکه حصارم باشی
من به امیدِ تو ای خالقِ جان آمده ام
ماهِ شعبان که گذشت در رمضان آمده ام
رو به هر کس که زدم عاقبتش خار شدم
همه دورم زدن و بی کس و بی یار شدم
دس خوشِ مردُم این کوچه و بازار شدم
به سرِ زُلفِ حسین باز گرفتار شدم
دلم از عشق حسین شور و نوایی دارد
کربلا ماهِ مبارک چه صفایی دارد
هرکه مجنون شد و شد بی سر و سامانِ حسین
نرود جایِ دگر جز به بیابانِ حسین
چون گدایی که شود دست به دامانِ حسین
اشک ریزد ز بصر از غمِ هجرانِ حسین
ای طبیبِ دلِ من از تو دوا می خواهم
باز یارب ز کرم کرب و بلا می خواهم
باز هم میلِ تماشایِ حرم دارم من
در دلم حسرتِ شبهایِ حرم دارم من
شور و شوق و سرِ سودایِ حرم دارم من
میلِ شش گوشه یِ آقایِ حرم دارم من
باز پر زد دلِ من تا حرمِ ثارالله
هر که دارد هوسِ کرببلا بسم الله
کربلا نَخلِ شکسته ثمری افتاده
همه جا لخته ی خونِ جگری افتاده
مادرِ زار و شکسته کمری افتاده
ته گودال خدایا پسری افتاده
گوئیا محشر کبری است خدایا تو ببخش
پاره پاره تن مولاست خدایا تو ببخش
پِیرُهن کهنه ز تن رفت به غارت ای وای
به حرم حرمله می کرد جسارت ای وای
رفت سکینه ته گودال زیارت ای وای
زینب آماده شده بهرِ اسارت ای وای
اینچنین روضه حواله است خدایا چکنم
زجر دنبال سه ساله است خدایا چکنم
زینب و این همه اشرار خدا رحم کند
عمه را می دهند آزار خدا رحم کند
بی اباالفضلِ علمدار خدا رحم کند
(باستان) کوچه و بازار خدا رحم کند
نعلِ تازه زده اند آه الهی العفو
تاختند بر بدنِ شاه الهی العفو
_______________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
(التماس دعا)
#مناجات_باخدا
https://eitaa.com/devan313
شده ام زار و گرفتارِ حسین
جانِ من باد به قربانِ حسین
دمِ افطار دلم رفت گودال
بفدایِ لبِ عطشانِ حسین
https://eitaa.com/devan313
ای اُمیدِ ازل و آخرِ ما یا مهدی
رمضان آمده ، ای دلبرِ ما یا مهدی
چشمِ ما قالیِ کرمان شده زیرِ پایت
پا بنه رویِ دو چشمِ تَرِ ما یا مهدی
https://eitaa.com/devan313
مناجات با خدا،،مگیر از من بی مایه این سحرها
_____________________________
مگیر از من بی مایه این سحرها را
سرشکِ دیده و این ناله ها و نجوا را
به گریه ی سحری عادتم بده یارب
کمی به من بچشان لذتِ دو دنیا را
بکوی یار که سرگشته و پریشانم
نشان بده تو ، به مجنون جمالِ لیلا را
اگر چه پای نهادیم به وادی غفلت
نکرده ایم حساب و کتابِ فردا را
بگو تو اولِ کاری که عفو فرمودی
گدایِ نیمه شب و عبدِ بی سر و پا را
به عشقِ شاه نجف مرتضی علی ای یار
بگیر دستِ محبانِ خاصِ مولا را
براتِ کرببلا رَد نمی شود امشب
اگر که فاطمه ، بزند مُهرِ اربعین ها را
بگیر دار و ندارِ مرا ولی هرگز
نگیر از منه بیچاره عشقِ زهرا را
بخواب خاطرت آسوده باستان زیرا
خدا به فاطمه داده شفاعتِ ما را
_____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#غزل_مناجات_باخدا
https://eitaa.com/devan313
مناجات با خدا و امام زمان(عج) هر بنده ای که
بنده ی مولا نمی شود
______________________________
هر بنده ای که بنده یِ مولا نمی شود
هر ناله ای که آهِ سحرها نمی شود
آنکه سحر نداشت چه دارد در این جهان
آنکه سحر نداشت که معنا نمی شود
جاری شدیم گر چه به دریایِ وصلِ تو
هر قطره ای که لایقِ دریا نمی شود
یوسف زیاد و تختِ صدارت زیادتر
هر یوسفی که یوسفِ زهرا نمی شود
هر کس که بود ایل و تبارش ز اصفهان
سلمان اگر نشد ، که مِنّا نمی شود
این چشمِ کور لایقِ دیدار یار نیست
بی رویِ یار دیده که بینا نمی شود
ای ابرِ مغفرت ببار به قلبِ کویرِ لوت
این نخلِ خشک ، بارور اینجا نمی شود
از بس گناه پُشتِ گناه کرده ام بسی
مثلِ منِ سیاه چهره که پیدا نمی شود
دستم به دامنِ گلِ نرگس نمی رسد
این اشکها برایِ من آقا نمی شود
تعجیل کن گلِ نرگس به مادرت
کارِ فَرَج به صبر و مُدارا نمی شود
این بیت هم بهانه یِ روضه برایِ ماست
لشکر بدونِ بیرق و سقا نمی شود
جان داده است حسین گمانم کنارِ او
ور نه چرا ز علقمه او پا نمی شود
ایستاده لشکری که ببیند چه می کند
هی می خورد زمین ، خدایا نمی شود
از انتهایِ روضه خبر می دهد کسی
بس کن رباب آب مهیا نمی شود
خوابیده حرمله مکن اینقدر اشک و آه
این دردِ بی دوا که مُداوا نمی شود
ای باستان برایِ علی فکرِ آب کن
لبهای مادرش به سخن وا نمی شود
_____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#غزل_مناجات_باخداوامام_زمان_عج
https://eitaa.com/devan313
غزل مناجات با خدا،باز ای خالقِ غفار مرا می بخشی
___________________________
باز ای حضرتِ غفار مرا می بخشی؟
قول دادی به گنهکار ، مرا می بخشی؟
به امیدِ نظرِ لطفِ تو بر گشتم من
با دلِ و دیده ی خونبار ، مرا می بخشی؟
بارها توبه نمودم نکنم جرم و خطا
گره افتاده در این کار ، مرا می بخشی؟
شدم انگشت نمایِ همه ی عالمیان
بر سر کوچه و بازار ، مرا می بخشی؟
با تمامِ بدی و زشتیِ اعمالِ خویش
آمدم مثل طلب کار ، مرا می بخشی؟
نَه غَلط می کنم اینگونه بیایم یارب
مثلِ حُر آمدم ای یار ، مرا می بخشی؟
چه شود روزیِ ما هم بکنی کرببلا
به زیرِ قُبّه یِ دلدار ، مرا می بخشی؟
به اباالفضل قسم عاشقِ ثاراللهم
تو بگو جانِ علمدار ، مرا می بخشی؟
یادِ آن لحظه که می گفت رقیه با زجر
که شده دیده من تار ، مرا می بخشی؟
باستان گفت شبی با همه ی زشتیها
از کرم خالقِ جبار ، مرا می بخشی؟
_____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#غزل_مناجات__باخدا
https://eitaa.com/devan313
مناجات باخدا*بنده ای گم کرده راهم یاغیاث المستغیثین
____________💧________________
بنده ای گم کرده راهم ، یاغیاث المستغیثین
غَرقِ در جُرم و گُناهم ، یاغیاث المستغیثین
بارها توبه شکستم ، تو گرفتی باز دستم
شَرمگین و عُذر خواهم ، یاغیاث المستغیثین
ای که سَتارالعُیوبی ، ای که غَفار و ذُنوبی
رو سیاهم روسیاهم ، یاغیاث المستغیثین
ای پناهِ بی پناهان ، تو رحیم هستی و رَحمان
بی پناهم بی پناهم ، یا غیاث المستغیثین
کی تو میسوزی به نارَم ، من حسین را دوست دارم
مادرش باشد گواهم ، یا غیاث المستغیثین
دردمند و مبتلایم ، فُطرسِ کرب و بلایم
من پناهنده به شاهم ، یاغیاث المستغیثین
غرق در این شور و شینم ، من عزادارِ حسینم
خود ببین این سوز و آهم ، یاغیاث المستغیثین
ازکرم یارب ببخشا ، گریه کُن های حسین را
پس بخر ، ما را تو درهم ، یاغیاث المستغیثین
باستان با قلبِ خسته ، دل به امیدِ تو بسته
بارالها کُن نگاهم ، یاغیاث المستغیثین
______________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#مناجات_باخدا
https://eitaa.com/devan313