امروز که رفت از دلِ ما غم صلوات
شد شور و نشاطِ ما فراهم صلوات
شادیِ دلِ حضرتِ زهرا بفرست
بر شاهِ نجف علی دمادم صلوات
https://eitaa.com/devan313
ای دشمنِ دیرینِ ایران ای کریمی
تو آبرو بردی ز مردان ای کریمی
مزدورِ آمریکا و اسرائیلِ نامرد
بی رگ تر از خوکِ بیابان ای کریمی
https://eitaa.com/devan313
ای روشنیِ عالمِ بالا مهدی
از هجر تو دلخون شده ایم ما مهدی
در بزمِ عزایِ عمه جانت زینب
یک لحظه بیا بجانِ زهرا مهدی
https://eitaa.com/devan313
باید که به عشقِ او ثمر می دادیم
در مَسلخِ عشق بال و پَر می دادیم
ای کاش بجای حججی ها بودیم
در شام و دمشق جمله سر می دادیم
https://eitaa.com/devan313
رباعیهای شهادت حضرت زینب (س)
____________________________
بی حَدّ و حساب گریه می کرد زینب
بر اشکِ رباب گریه می کرد زینب
چون بود به یادِ لبِ عطشان حسین
با دیدنِ آب گریه می کرد زینب
____________________________
دلِ زینب پریشانِ حسین بود
همیشه دیده گریانِ حسین بود
به زیرِ آفتابِ داغ و سوزان
به یادِ کامِ عطشانِ حسین بود
____________________________
باقلب کباب گریه می کرد زینب
برحال رباب گریه می کرد زینب
تادیدکه چوب بوسه زد برلب شاه
دربزم شراب گریه می کرد زینب
____________________________
چنان مرغِ شکسته بال میخواند
از آن جسمی که شد پا مال میخواند
بجای اشک او خون گریه می کرد
همیشه روضه ی گودال میخواند
_____________________________
بر دوش کشید رایتِ کرب و بلا
می کرد فقط روایت کرب و بلا
همراهِ حسین اگر نبودی زینب
می خورد شکست نهضتِ کرب و بلا ____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#رباعیهای_حضرت_زینب_س
https://eitaa.com/devan313
روضه،حضرت زینب(س)گر چه پرپر شدی گلاب شدی
___________________________
گر چه پرپر شدی گلاب شدی
بینِ عالم تو انتخاب شدی
از غم و غصه ها کباب شدی
سوختی ذره ذره آب شدی
کوکبِ عالمین شدی زینب
روضه خوان حسین شدی زینب
بازهم محشری بپا کردی
دل خود را تو مبتلا کردی
واژه ها را، ز هم جدا کردی
کربلا را تو کربلا کردی
صبر خَم کرده پیش تو سر را
چون علی کنده ای ز جا ، در را
بسترت زیرِ آفتاب از چیست
این همه محنت وعذاب از چیست
تشنگی در کنار آب از چیست
این لباس بخون خضاب از کیست
آفتاب عاقبت تنت را سوخت
تشنگی خشکیِ لبت را سوخت
از خلایق سوا شدی بانو
با حسین هم صدا شدی بانو
عازمِ کربلا شدی بانو
مثلِ خیرالنساء شدی بانو
لحظه ای ، بی حسین نیاسودی
تهِ گودال با حسین بودی
روایِ کربلا بخوان روضه
از شهِ سر جدا بخوان روضه
اصلا از قتلگاه بخوان روضه
از سُمِ اسبها بخوان روضه
از غریبیه نورِ دیده بگو
عمه جان از سرِ بریده بگو
به سوی قتلگه دویدم من
هی زمین خوردم و خمیدم من
شمر را روی سینه دیدم من
چنگ بر مویِ خود کشیدم من
آخر او شاهِ عالمین را کُشت
پیش چشمِ ترم حسین را کُشت
بی حیا با لگد به پهلو زد
بی هوا ضربه ای به آبرو زد
شاهِ دین خویش را به هر سو زد
تشنه بود و به شمر هم رو زد
آب می خواست حرف بد می زد
به سر و صورتش لگد می زد
تنش افتاده بود در صحرا
نعلِ تازه زدن به مرکب ها
دیدم او را به زیرِ دست و پا
ناله می کرد مادرم زهرا
بدنش زیرِ نیزه ها افتاد
چون حصیری به زیرِ پا افتاد
دیده ی او ز خونِ دل تر بود
همه جا پا بپایِ خواهر بود
سایه ی او همیشه بر سر بود
شاهِ سر، بین آن همه سر بود
روی نیزه سرش مقابلِ من
گریه می کرد پای محملِ من
بود در خطِ طاعتِ قرآن
داشت در دل ولایتِ قرآن
کُشته شد در حمایتِ قرآن
روی نی کرد تلاوتِ قرآن
گر چه او سرورِ شهیدان است
باستان او تمامِ قرآن است
___________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#شهادت_حضرت_زینب_س
https://eitaa.com/devan313
هر چند که در پناهِ زینب بودیم
بیچاره ز اشک و آهِ زینب بودیم
ای کاش چنان مدافعانِ حرمش
ما نیز شهیدِ راهِ زینب بودیم
https://eitaa.com/devan313
غزل شهادت موسی بن جعفر(ع)آسمان سوگوارِ دلبر بود
_________________________
آسمان سوگوارِ دلبر بود
پاره از کینه نصِ کوثر بود
ناله می کرد حضرتِ کاظم
زیرِ شلاق یاده مادر بود
دست و پا بسته در غل و زنجیر
شیر مردی که مثلِ حیدر بود
تا بیاید به دیدنش زهرا
خسته و دل غمین و مضطر بود
در سیه چالِ تیره ی بغداد
پادشاهی بدونِ لشکر بود
با چنین حال در دلِ آقا
گوئیا کربلای دیگر بود
با پر و بالِ زخمی و مجروح
روضه خوانِ علیه اکبر بود
گاه می خواند روضه ی قاسم
گاه هم روضه خوانِ اصغر بود
رفته بود علقمه دلش جایی
که اباالفضل پاره پیکر بود
روضه را بُرد گوشه ی گودال
لحظه های بریدنِ سر بود
شمر را دید روی سینه سوار
خنجرِ او به روی حنجر بود
لبِ گودال عمه جان را دید
ذکرِ زینب غریبِ مادر بود
تا که آید رضا به دیدارش
کُنجِ زندان دیده بر در بود
باستان با رضا شد همناله
خون فشان چشمِ زارِ نوکر بود
____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#غزل_شهادت_موسی_بن_جعفرع
https://eitaa.com/devan313
غزل:ش:باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)از بس کتک
_____________________________
از بس کتک خوردم که سیمایم بهم ریخت
در کُنجً زندان آرزوهایم بهم ریخت
از بس غل و زنجیر آزرده مرا که
با یک اشاره استخوانهایم بهم ریخت
در آن سیه چالِ بلا سندیِ نامرد
آنقدر زد ، دندان و لبهایم بهم ریخت
روز و شبم معلوم نیست اینجا خدایا
از آن یهودی روز و شبهایم بهم ریخت
لُکنَت زبان دارم خدایا چون رقیه
صوت و طَنینِ اشک و آوایم بهم ریخت
مرغِ دلِ من کربلایی شد دوباره
رفت گوشه ی گودال و رویایم بهم ریخت
می گفت آقای من و تو باستان که
از بس کتک خوردم که سیمایم بهم ریخت
_____________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#غزل_شهادت_موسی_بن_جعفرع
https://eitaa.com/devan313
روضه موسی بن جعفر(ع)سبک،همه منتظرن
_______________________________
گوشه ی زِندون بی کس و تنها
میگه با رضا بیا،کجایی ای بابا
فصلِ بارونه دل پریشونه
چشم به در می دوزه، آقامون غریبونه
ای غریب آقا2ای غریب آقا،ای وای غریب آقا
_______________________________
سندیِ نامرد بی هوا می زد
زیرِ تازیانه مادر و صدا می زد
اونقده زد که از نفس افتاد
مثلِ مرغِ پر شکسته در قفس افتاد
ای غریب آقا2ای غریب آقا،ای وای غریب آقا
_______________________________
لحظه ی آخر باز هوایی شد
ذکر یا حسین گرفت و کربلایی شد
بدنِ شاه و دید که شد پامال
وقتی دست و پا می زد گوشه ی اون گوادال
سیدُ الشهداء2سیدُ الشهداءیا مُقطع الاعضاء2
________________________________
بی حیا بس کن خواهرش اومد
پاشو از رو سینه ی او مادرش اومد
خنجر و بردار از روی حنجر
اینقده عذاب نده اون و پیشِ مادر
سیدُ الشهداء2سیدُ الشهداءیا مُقطع الاعضاء2
______________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس
#روضه_شهادت_موسی_بن_جعفرع
https://eitaa.com/devan313