غزل امام زمان(عج)مجنون همیشه غصه هایش فرق دارد
___________________________
مجنون همیشه غصه هایش فرق دارد
هجران کشیده ناله هایش فرق دارد
مرغِ شکسته بال و پر از بهرِ پرواز
کنجِ قفس حال و هوایش فرق دارد
چشم انتظارِ ندبه ها هر جا که باشد
هنگام روضه گریه هایش فرق دارد
ایام هفته بی قرارِ روی یار است
عاشق غروبِ جمعه هایش فرق دارد
دلداده آن باشد که مشتاقِ ظهور است
وقت دعا سوزِ دعایش فرق دارد
آنکس که امضاء شد براتش دستِ مهدی
حال و هوای کربلایش فرق دارد
شش گوشه و باب الحسین و قتلگاهش
آقا ی ما پائینِ پایش فرق دارد
با فاطمه شبهای جمعه گر که باشی
پائینِ پا هم روضه هایش فرق دارد
بیخود نمی گویند که کشتیِ نجات است
اصلا حسین لطف و عطایش فرق دارد
ای باستان بینِ همه خوبانِ عالم
تنها حسین مدح و ثنایش فرق دارد
___________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل الفرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#امام_زمان
غزل:ش:باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)از بس کتک
##################
از بس کتک خوردم که سیمایم بهم ریخت
در کنج زندان آرزوهایم بهم ریخت
از بس غل و زنجیر آزرده مرا که
با یک اشاره استخوانهایم بهم ریخت
در آن سیه چالِ بلا سندیِ نامرد
آنقدر زد ، دندان و لبهایم بهم ریخت
روز و شبم معلوم نیست اینجا خدایا
از آن یهودی روز و شبهایم بهم ریخت
لُکنَت زبان دارم خدایا چون رقیه
صوت و طَنینِ اشک و آوایم بهم ریخت
مرغِ دلِ من کربلایی شد دوباره
رفت گوشه ی گودال و رویایم بهم ریخت
می گفت آقای من و تو باستان که
از بس کتک خوردم که سیمایم بهم ریخت
#######################
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل فرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#امام_کاظم
زمینه،شهادت موسی بن جعفر(ع)سبک
بدون بال و پر،،،، بودم
_____________________________
همیشه در خطر ،، بودم
اسیر و خونجگر ،، بودم
از زهرِ کینه ی ،، هارون
شکسته بال و پر ،، بودم
* تو زندونِ بلا،،،،،،ببین گرفتارم
تو زندونِ بلا،،،غریب و بیمارم
تو زندونِ بلا،،،،،،،،،منتظر یارم
# تک و تنها ، بلب رسیده جونم
تک و تنها ، رضا رضا می خونم
تک و تنها ، شکسته استخونم
((غریب آقام ،، آقام موسی بن جعفر3))
___________________________
میومد سندیِ ،،،،،،، کافر
با تازیانه تا ،،،،،،،،،، از در
از بس منو کتک ،، می زد
تنم کبوده چون ،،،، مادر
# مگه یادم می ره ،،،، منو چقد می زد
مگه یادم می ره ،،، هی با لگد می زد
مگه یادم می ره ،،،،، حرفای بد می زد
#توی زندون ، نبود یه نورِ امید
توی زندون ، تنم چقد می لرزید
توی زندون ، به اشکِ من می خندید
((غریب آقام ،، آقام موسی بن جعفر3))
___________________________
به غُصه مبتلا ،،،،،،،، بودم
به زیرِ دست و پا ،،،،، بودم
با روضه ی حسین ،،، هر شب
تو گودالِ بلا ،،،،،،،،،،،، بودم
# مُجسم می کنم ،،،، شکسته آئینه
مُجسم میکنم ،، شمر و که با کینه
مُجسم میکنم ،،،، نشسته رو سینه
# برید سر رو ، خدا چه نامرتب
برید سر رو ، به پیش عمه زینب
تنش له شد ، به زیرِ سُمِ مرکب
((حسین جانم حسین غریب مادر3))
______________________________
تعجیل در امر فرج صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
وعجل الفرجهم والعن اعداءهم اجمعین
التماس دعا
#امام_کاظم