eitaa logo
دلنوشته‌ای از دلی تنگ برای شهدا
624 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
2.4هزار ویدیو
42 فایل
در هر زمان از شبانه روز که دلتان تنگ شد دلنوشته خود را برای ما بفرستید @amz_15
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃 روایت تلخ فرزند شهید اندرزگو از روزی که ساولکی ها جنازه پدرش را کنار حوض به نمایش گذاشتند: حجت الاسلام سیدمهدی اندرزگو فرزند شهید اندرزگو در مراسم یادواره شهید سیدعلی اندرزگو و ۲۵ شهید روستای ایجدانک ورامین‌، طی سخنانی بیان کرد: ما سر سفره شهدا نشسته ایم و شهدا سرمایه های اصلی این کشور هستند. وی با ذکر خاطراتی از شهید اندرزگو افزود: شهید اندرزگو که از سوی رژیم پهلوی پس از اعدام انقلابی حسنعلی منصور به اعدام محکوم شده بود، با اسامی ناشناخته و هویت های مختلف کارهای بزرگی را انجام داد. ساواک یک سازمان مخوفی بود که استکبار با هدف سرکوب مستکبرین راه‌اندازی کرد و نیروهای دولتی افتخار می کردند که عضو ساواک باشند اما ساواک از دستگیری شهید اندرزگو عاجز بود. فرزند شهید اندرزگو تصریح کرد: شهید اندرزگو ارتباطات قوی در افغانستان و پاکستان داشت و با همین ارتباط تعداد قابل توجهی اسلحه به کشور وارد و در اختیار نیروهای انقلابی قرار داد که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی به کمک مبارزان آمد.  وی اضافه کرد: ساواک بسیار روی شهید اندرزگو حساس شده بود و تصور می کرد که با دستگیری ایشان، انقلاب را زمین گیر می کند در حالی که نمی دانست این انقلاب یک انقلاب مردمی بود و متکی به شخص خاصی نبود اما شهید اندرزگو با حربه های مختلف ضربات مهلکی به رژیم پهلوی وارد کرد. حجت الاسلام اندرزگو یادآور شد: خانواده ما مدتی در افعانستان و پاکستان زندگی می کردیم و مجبور بودیم با کم ترین امکانات در روستاهای افغانستان زندگی کنیم اما شهید اندرزگو سراسر اخلاص بود و تمام سختی ها را با هدف پیروزی انقلاب اسلامی تحمل کرد. وی با اشاره به این نکته که شهید اندرزگو کم ترین استفاده ای از اموالی که امام در اختیار ایشان قرار می دادند برای شخص خود استفاده نمی کرد، تاکید کرد: مسئولان امانتدار بیت المال هستند و باید در مصارف آن دقت کنیم چرا که خون بهای شهداست و کسانی که به انقلاب و بیت المال خیانت می کنند، در همین دنیا پای آن را می خورند. فرزند شهید اندرزگو گفت: مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده ما فرمودند که شهید اندرزگو، انحراف منافقین را به ما گفتند و این نشان دهنده بصیرت این شهید بزرگوار است. تمامی فعالیت های شهید اندرزگو با نظر ولی فقیه بود و معتقد به انجام فرایض دینی به بهترین نحو و کیفیت بود و در پایان به آرزوی خود که شهادت بود، رسید.حجت الاسلام اندرزگو اضافه کرد: پس از شهادت شهید اندرزگو، پیکر ایشان را به کمیته ضدخرابکاری برده و کنار حوضی گذاشتند و تمام زندانیان را به صف کرده و با افتخار ماموران ساواک اعلام کردند که ما بزرگ مبارزین را زدیم تا انگیزه مبارزان را از بین ببرند. پس از شهادت پدر، خانواده ما دستگیر شد و مادرم مورد بازجویی قرار گرفت و حکم اعدام وی صادر شد که خوشبختانه با پیروزی انقلاب، این حکم اجرا نشد. بهترین خاطره خانواده ما دیدار با امام راحل در ابتدای پیروزی انقلاب بود که امام ما را روی زانوی خود نشاندند و ما را دعوت به صبر کردند و خبر شهادت پدرم را امام راحل به ما دادند. ۲۷۲۱۵(*خبر آنلاین، خبرگزاری تحلیلی ایران) @dghjkb
او آن روز تنها پرچمدار میدان شده بود و می خواست نام خویش را در خیل انصار اللّه ثبت کند. طاغوتیان که هر موضوعی را تنها با عینک های دودی حلاّجی می کردند، آن روز غرق در غرور مسلسل هایشان، آماده شلیک، منتظر کسی بودند که با دهان «روزه» قصد «قربت» کرده بود تا به دیدار حضرت دوست برسد؛ رسیدنی عاشقانه! کوچه ها را اضطرابی عجیب فرا گرفته بود و به جنایتی می اندیشیدند که در حال وقوع بود! چهره نورانی اش که از شهود شهادت می درخشید، نمایان شد و ناجوانمردان مزدور از هر طرف به سمت او آتش گشودند. گویی فضای درگیری، صحنه های عاشورایی را به نمایش گذاشته است و تعزیه حق و باطل می خواهد به حقیقی ترین شکل، حوادث را مرور کند! دشمنان صف آرایی کرده بودند، امّا بسیار ناجوانمردانه! صدای شلیک گلوله ها، فضای سکوت زده دل ها را، بی هیچ اعتراض می شکست و او تنها به جویبار خون می نگریست! با زبان خشک و عطشناک قادر به سخن نبود؛ گویی در دلش زمزمه ای جان گرفته است. شاید شکر از موهبت شهادت! شاید بیان آخرین شهادتین! شاید زیارت عاشورا و آخرین روضه جدش حضرت اباعبداللّه علیه السلام زخم های بی شمارش را می دید، امّا هیچ ناله و شکوه ای نداشت! انگار غرق خطبه های حضرت زینب شده بود! آن چه می دید، مثل تبسمش زیبا بود! اصلاً برای عاشق، چه زیبایی بالاتر از شهادت و رسیدن به آرزوی دیرینه وصال! درست مثل حضرت مسلم علیه السلام تنهایش گذاشتند! حتی یک نفر از آن مزدورها نپرسید که «سیّد» گناهش چه بود؟! (ادامه مطلب را در سایت زیر میتوان مشاهده کرد.) منبع: defapress.ir- آسمونی (بنیاد شهید و امور ایثارگران نوید شاهد) @dghjkb
🏴🍂🏴🍂🏴🍂🏴🍂 حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست کربلا گر نشدم دعوت از این بارِ گناه ضامن من بشود،ضامنِ آهو، کافیست @dghjkb
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸 🔹 کتاب چریک تنها ، زندگینامه و خاطراتی از روحانی مبارز "شهید سیدعلی اندرزگو" (بزرگواران سعی کنید حتما این کتاب ارزشمند مطالعه کنید.) @dghjkb
Mohammad-Ali-Karimkhani_Mastan-hame-Oftade.mp3
زمان: حجم: 9.1M
🍂 مستان همه افتاده و ساقی نمانده 🍂 یک گل برای باغبان نمانده 🍂 صحرا همه گلگون شده 🍂 هر بلبلی دلخون شده @dghjkb
🏴🌱🏴🌱🏴🌱🏴🌱🏴🌱🏴🌱🏴 حضرت محمد (ص) : وقتى دل تو از كارى چركين است، از آن چشم بپوش نهج الفصاحه، ح 196 @dghjkb
🔹امام خامنه ای: 🔻نوکری امام حسین و اهل‌بیت (ع) به معنی واقعی کلمه این است که انسان بتواند افکار اینها را، خطّ مشی اینها را، جهت‌گیری‌های اینها را در جامعه روزبه‌روز گسترش بدهد. @dghjkb
▪️فصل عزا باز آمده محرمت از راه یا حسین پیچیده باز بوی غمت هرکجا حسین باز این چه شورش است که در جان ما به‌پاست باز این چه ماتم است و چه شور و نوا حسین خورشید در غروب غریبی به خون نشست آمد دوباره فصل عزیز عزا حسین دل‌ها دوباره پر شده از آه سینه‌سوز عالم دوباره پر شده از ذکر یاحسین "با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود" عشق است این‌که کرده عزایت به‌پا حسین والشّمس والضّحی، که تویی حجّت خدا ای وصفی از کرامت تو "هَلْ أتی" حسین بیچاره آن کسی که خراب غم تو نیست خوشبخت آن‌که شد به غمت مبتلا حسین "حبّ الحسین" در دل شیعه است از ازل با خشت‌های مهر تو دل شد بنا حسین از ابتدای صبح ازل اشک‌بار تو تا انتهای شام ابد انبیا حسین "إنْ کُنْتَ باکیاً"، همه‌دم "فَابْكِ لِلْحُسَيْن" این روضه را برای تو خوانده رضا، حسین ای درد جسم و روح مرا روضه‌ات دوا ای محفل عزای تو دارالشفا حسین فرقی نمی‌کند که چه باشند، نوکرند در دستگاه شور تو شاه و گدا حسین دیگر نمی‌خورد غم و دنیا نمی‌خرد هرکس که شد به مهر و غمت آشنا حسین در منجلاب عادت دنیا شدیم غرق ای کشتی نجات غریقان بیا حسین دنیا نظاره کرد خروش قیامتت هر اربعین، مسیر نجف ـ کربلا حسین از لطف خود به حق علی‌اکبرت بکن ما را برای دورۀ رجعت سوا حسین حق تو بود و مهریۀ مادر تو بود بستند آنچه بر حَرمت اشقیا حسین خواهد بگیرد از دل ما روضۀ تو را دستی که کرده است سرت را جدا حسین سوگند بر غمت به دو عالم نمی‌دهیم یک ذره از محبت و مهر تو را حسین "هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق" ما زنده‌ایم تا به ابد با تو یا حسین ، ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ برابر با اول محرم‌الحرام ١٤٤٢ @dghjkb
hossein-saadatmand_nahad-pa-dar-forat.mp3
زمان: حجم: 3.2M
🏴 نهاد پا در فرات خواست لبی تر کند 🏴 برای اهل حرم آب میسر کند 🏴 داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی 🏴 باز در این مهلکه یاد برادر کند.... @dghjkb
🍃 روایت از همسر شهید اندرزگو: 🔸 شهید اندرزگو مدتی قبل شهادت می گفت: شاه را بیرون می اندازیم! انقلاب پیروز می شود!! بعد از دوسال: شخصی می آید رئیس جمهور می شود که اسمش سیدعلی است؛ به او گفتم خوب سیدعلی شما هستید؛ گفت نه من آن زمان نیستم! این مدت همه ملت مورد امتحان الهی قرار می گیرند؛ نگهداری دین در این زمان مانند نگهداشتن زغال در دست است! بعد آن چند سال که بگذرد آقا امام زمان(عج) ظهور می کند! شهید اندرزگو به من می گفتند، هر کسی دست از سیدعلی بکشد ضرر کرده... @dghjkb
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸 اولین بانوی شهید کربلا چه کسی است: در قصه عاشورا کنار همه شهدایی که از کربلا می‌شناسیم و در ماتم و عزاداری‌هایمان پای روضه‌ها برایشان اشک ریخته‌ایم؛ گوشه و کنار داستان کربلا می‌شود، آدم‌هایی را پیدا کرد که قصه نبرد و هم رکابی‌شان با سیدالشهدا (علیه السلام) کمتر به گوشمان رسیده، آنهایی که صدای هل من ناصر ینصرنی امامشان را شنیده‌اند و داستان زندگی‌شان را با شهادت تمام کرده‌اند. روایت عاشورا همیشه روایت نبردهای مردانه بوده. اما شاید کمتر کسی شنیده باشد که میان همه جنگاوری‌ها و مبارزه‌های مردانه در میدان بشود روایت زنانه‌ای از جنگیدن برای سپاه امام حسین (علیه السلام) را هم پیدا کرد. هانیه یا همان «ام وهب بنت عبد» در میان شخصیت‌های کربلا به عنوان تنها زن شهید این روز به شمار می‌رود. او نوعروس «وهب بن عبدالله کلبی» بود؛ مسیحی تازه مسلمان شده‌ای که در واقعه عاشورا حدود هفده روز از ازدواجشان نگذشته بود. می‌گویند در کربلا تنها سه زن به میدان رزم رفتند، «بحریه بنت مسعود خزرجی»، «مادر وهب بن عبدالله کلبی» و هانیه همسر وهب. به دستور امام دو نفر از این سه نفر از میدان خارج شدند، اما هانیه به شهادت رسید. ماجرای شهادت این تازه عروس از جایی شروع شد که در روز عاشورا وقتی همسرش به میدان رفت، هانیه هم عمودی آهنین برداشت تا در کنار وهب بجنگد. وهب با دیدن او در میدان جنگ از او خواست تا نزد زنان سپاه برگردد. اما ام وهب در جواب این درخواست گفت: «تو را رها نمی‌کنم تا آنکه در کنار تو و همراه تو بمیرم.» هانیه در بازگشت عبدالله از میدان، در حالی که انگشتان دست شوهرش قطع شده بود خطاب به وهب گفت: «عبدالله! عزیزم! میثاق را فراموش نکن!» اما وهب در محاصره اشقیا گیر افتاد و دست راستش قطع شد. هانیه عمودی از خیمه برداشت و به میدان نبرد رفت، او درست لحظه‌ای به بالین همسرش رسید که دست و پاهای او در جنگ قطع شده بود. هانیه وقتی صورت خونین شوهرش را کنار زد و پیشانی مردانه‌اش را بوسید، تازه دامادش را تحسین کرد و خطاب به او گفت: «پدر و مادرم فدایت باد که از پاکان و ذریّه پیامبر دفاع کردی. بهشت گوارای وجودت! از خدا بخواه مرا نیز با تو هم‌سفر کند.» در این بین عمرسعد، سردار سپاه دشمن که از رجز و حرف‌های هانیه به هراس افتاده بود و نگران تأثیرگذاری این صحنه و حرف‌های همسر وهب برلشکریانش شده بود، به شمر دستور داد تا این دختر ۱۸ ساله را به شهادت برسانند. وقتی که عمو آهنین بر سر ام‌وهب نشست، لحظه‌ای بعد هانیه در کنار پیکر همسرش به شهادت رسید. منبع: مهر (پایگاه خبری_تحلیلی مشرق نیوز) @dghjkb