🍃از شهیدان مانده تنها جامهای
🍃نام و امضا و وصیتنامهای
🍃گر وصیتنامهها را خواندهایم
🍃پس چرا بین دوراهی ماندهایم؟!
#سلام_بر_شهیدان
@dghjkb
مداحی آنلاین - زائرین - استاد عالی.mp3
1.96M
چهارهزار ملک همراه زائرین اباعبدالله(علیه السلام).....
#حجت_الاسلام_عالی
@dghjkb
🌱وصیت شهدا با موضوع انتخابات:
شهید علی طباطبایی:
ای مردم در صحنه باشید و افرادی را انتخاب کنید که ثمره خون شهیدان را پایمال نکنند که در این صورت شما مسئول خواهید بود.
وبسایت نسیم قاین
#شهید_علی_طباطبایی
@dghjkb
⭕️تمام دنیا علیه بشار اسد صف کشید تا اونو نابود کنه ولی اسد ماند چون سید علی خامنهای خواست اسد بمونه چون جمهوری اسلامی خواست اسد بمونه
و حالا او با ۹۵ درصده آراء رئیس جمهور شده و کشور جنگ زدهش مشارکت ۷۰ درصدی رو تجربه کرده
اگه اسد به حرفهای رهبر ایران عمل نمیکرد الان سوریهای نمونده بود برخلاف حسن روحانی که حرفهای رهبر ایران رو پشت گوش انداخت و ایران رو از سوریهی جنگ زده هم بدتر کرد
حالا هموطن تو مختاری فردی رو انتخاب کنی که بر اساس فرامین رهبری حرکت کنه و مختاری که رای ندی ولی بدون رای صحیح تو چند ثانیه طول میکشه ولی اثر مطلوب ۴ ساله داره
🔵با رای ندادن به جایی نمیرسیم...
#رای_میدهم
@dghjkb
🔵 #انتخابات در ڪلام #شهید_بهشتی 🔵
🚩 این جمله را به اعماق ضمیر اجتماعی و اسـلامی خودتان بفرستید: انقلاب ما، به شرط #حضور_آگاهانه یک یک افراد امت در اداره جامعه، سالم می ماند. #حضور و آگاهی و تعهد شما مردم باید جلوی #نفوذ های انحرافی را بگیرد.
#بهشتی_را_بشناسیم
#حکمت_بهشتی
#انتخابات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 #گزیده ای از دیدگاه های شهید بهشتی ص ۲۱۳
@dghjkb
وقتی غزل به عشقِ تو آغاز می شود
بال وُ پَـرِ پـریدنِ من باز می شود
وا می شود زبانِ قلم می شود غزل
دارد غَزل نوشته اَم اِعجاز می شود
هیچم ولی همین که تو را می زنم صدا
عرشِ خدا اسیرِ همین ساز می شود
لطفِ خـداست نوکـری آلِ فاطمه
پس صوتِ دلخراشِ من آواز می شود
این نابَلَد همین که به مضمونِ تو رسید
استادِ فَـنُّ و قافـیه پَرداز می شود
تو آمدی وُ سامـره شد سُـرِّ مَن رَایٰ
دارد زمان زمانه یِ پرواز می شود
آقا مرا مسـافرِ سردابِتـان کنید
با یک نگاه زائرِ چِشمانِتان کنید
جان می دهم برایِ همین لحظه یِ وصال
بیداری اَم کـنارِ تو شیرین تر از خیال
حس می کنم کنارِ تواَم پایِ پرچَـمَت
بیخودکه نیست اینهمه احساس وُ شور وُ حال
یاایـُّهاَ العَـزیز به کامَـم عسل بریز
آقا بِدِه جـوابِ مرا پیش از سوال
کِی می شود که سر بِگُذارم به پایِ تو
پس کِی به این گدایِ حرم می دهی مَجال
زیباترین سروده یِ شبهایِ شعـرِ ما
اِی کاش اِتصّـال شود ختمِ اِنفِـصال
باران که می زند به خودم می دهم اُمید
آمـد نویدِ آمـدَنَت با همـین رِوال
باران زد وُ هـوایِ دلم روبه راه شد
خورشید مستِ دیدنِ این قُرصِ ماه شد
ای قرصِ ماهِ فاطمه قَدری سخن بگو
عجـِّل علیٰ ظهورِکَ یابن الحـسن بگو
روزِ کـمالِ دینِ خـداوند آمده
از دلبرِ زمیـن وُ زمان یارِ من بگو
از آرزویِ تَک تَکِ خـدمـتگزارها
از آخرین ولی وُ یَلِ بُت شِکن بگو
از مهربانی نَبـی وُ هیـبَتِ عـلی
از مادر وُ دعایِ حسین وُ حسن بگو
از لحظه هایِ راز وُ نیاز وُ عبادَتَش
از علمِ باقری وُ صداقت…. سخن بگو
از کَـظمِ غِیـظِ کاظمی وُ رأفـتِ رضا
از جود وُ از هدایت وُ از حُسنِ ظَن بگو
آمد چکـیده یِ همه یِ خلقَـتِ خدا
هفت آسمان نشسته سرِ راهِ سامرا
دارد دوباره می رسد از سامرا خبر
داده به لطفِ حق شجـرِ سامرا ثَمر
دور از دو چشمِ توطئه وُ فتنه وُ نِفاق
دارد عروسِ فاطمه بَر دامَنَش پسر
از رویِ انتظارِ ظهورش چقدر خوب….
تشخیص داده می شود اِنگار خیر وُ شر
یا جامِعُ الائمـّه….وَ یا کاشف الکروب
اِی نور چشم فاطمه مهدیِ منتَـظَر
نادِ علی بگـو وُ به دادِ دلم برس
یا فارِسَ الحِجاز…. علمـدارِ دادگر
هر کس خدا برایِ خودش انتخاب کرد
بی سر به شوقِ دیدنِ تو می دَوَد به سَر
آقا اگـر اِشاره کنی می دَهَـم سَرَم
مُردَن به عشقِ توست همان نذرِ مادرم
آقـا تمـامِ ایل وُ تَـبارم فدایِ تو
یک عمر گفته اَم که بمیرم برایِ تو
قرآن بخوان کمی دلِ داوود را بِبَر
رویایِ اهـلِ عـرش شده ربَّنـایِ تو
یوسف هزار بار صدا زد که جانِ من…
قـربانِ یک نگاهِ تو وُ رونَـمایِ تو
تو آمدی شبیهِ عمو سفره وا کُنی
حاتم شود گدایِ تو در سَرسَرایِ تو
یک سالِ دیگر از تو شدم دور دلبرم
این مبتـلایِ تو شده درد وُ بلایِ تو
آقا بیا وُ حـالِ مرا رو به راه کن
تا عاشقانه پَر بزنم در هـوایِ تو
عالَم به شوقِ آمَدَنت ندبه خوانِ توست
چشم انتظارِ تو حـرمِ عمّه جانِ توست
«اللهم عجل لولیک الفرج»
@dghjkb
🌱امام باقر عليه السلام :
هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قيامت از گناه او در گذرد.
ميزان الحكمه جلد هشتم محمدمحمدی ری شهری صفحه 453
#امام_باقر علیهالسلام
@dghjkb
🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃
اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ...
خدایا آن چهره ی زیبا را به من بنمایان
اللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الفَرَجْ السٰاعٖه
@dghjkb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥پیام مهم آیتالله رئیسی خطاب به جوانان: اگر به هر دلیلی از وضعیت فعلی ناراحت و گلهمند هستید، نباید انتقام این دولت را از دولت آینده گرفت. مشارکت شما در انتخابات حتما میتواند آیندهای درخشان بیافریند.
@dghjkb
🌱زندگینامه امیر شهید سرتیپ محمد جعفر نصر اصفهانی:
روایتی مختصر از زندگی فرمانده تیپ 1 لشگر 77 پیاده ثامن الائمه(ع)، امیر شهید سرتیپ محمد جعفر نصر اصفهانی که یکی از شهدای شاخص استان خراسان رضوی است و خدمت خود را با دفاع مقدس شروع کرده است و با رشادت های فراوان آن را تا قریب به یک دهه پس از جنگ با جراحات به یادگار مانده از دفاع مقدس ادامه داد.
امیر شهید سرتیپ محمد جعفر نصر اصفهانی، فرزند تقی، در دهمین روز از شهریور ماه 1339 در محله "مِنارجُنبان" اصفهان دیده به جهان گشود.
پس از طی دوران کودکی به دبستان و سپس دبیرستان رفت و تحصیلات خود را در اصفهان ادامه داد.
در بهمن ماه 1357 با اوج گیری قیامهای مردمی، در مبارزه علیه رژیم حاكم با فعالیتهایی از قبیل پخش اعلامیه امام(ره) به همراه دوستانش شرکت می کرد.
پس از اخذ دیپلم در روز پانزدهم بهمن ماه 1358 به خدمت سربازی اعزام و پس از طی دوره آموزشی اولیه در مرکز آموزشی بیرجند به گروه 44 توپخانه اصفهان منتقل گردید.
با توجه به روحیه مذهبی و انقلابی که داشت در فعالیت های انجمن اسلامی مرکز آموزش توپخانه شرکت و زمینه آشنایی ایشان با سرگرد صیاد شیرازی و دیگر افسرانی که با ایشان همکاری می کردند فراهم شد.
در همان ماههای اول با شروع جنگ در سال 1359 به اتفاق چند نفر دیگر، داوطلبانه تقاضای اعزام به جبهه نمود و در روزهای اول حضور در منطقه عملیاتی سوسنگرد مجروح و به بیمارستان منتقل گردید.
در مهرماه سال 1360 با انتصاب سرهنگ صیاد شیرازی به فرماندهی نزاجا، در دفتر ایشان خدمت خود را ادامه داد.
بعد از گذراندن 18 ماه خدمت دوره ضرورت و شش ماه خدمت احتیاط در تاریخ 1360/11/15 سربازی وی به پایان رسید، اما همچنان داوطلبانه به خدمت خود در دفتر فرماندهی نزاجا ادامه داد و در همین زمان با وساطت یکی از افسران همکار با خانم شمسی براتی که از خانوادهای متدین بودند، ازدواج نمود و دو دختر به نام های فاطمه و زهرا و یک پسر به نام علی ثمره این ازدواج بود.
به توصیه ی تیمسار صیاد شیرازی و همکاران نزدیک ایشان، خدمت در ارتش را به عنوان شغل خود انتخاب و در سال 1361 وارد دانشکده افسری گردید.
در زمان جنگ با این که مرکز توپخانه در اصفهان بود، اما وی رسته پیاده را برگزید و دوره مقدماتی را در لشگر 28 پیاده سنندج - که در دو جبهه درگیر بود و از پر مخاطره ترین یگانها بود - انتخاب کرد و به آن یگان منتقل و به عنوان فرمانده گروهان پیاده در خط مقدم جبهه مشغول به خدمت گردید.
در سال 1367 در یک عملیات رزمی درمنطقه مریوان و پنجوین عراق به شدت مجروح و به پشت جبهه منتقل گردید و در همین زمان به واسطه حملهی شیمیایی دشمن بعثی، مجروح شیمیایی شد.
تلاشهای صادقانه و توانایی بسیار محمدجعفر نصراصفهانی فرماندهان را واداشت، مسؤولیتهای بسیاری از جمله: «فرماندهی گروهان دانشجویان در دانشكده افسری، بازرسی نزاجا، بازرسی لشگر 28 سنندج، دوره عالی پیاده در شیراز، فرماندهی قرارگاه شمال غرب نزاجا، بازرسی نزاجا، معاونت و فرماندهی گردان تكاور تیپ 45، فرماندهی تیپ 1 لشگر 23 را به او بسپارند.
در سال 1374 مسؤولیتی به ایشان واگذار شد که فرماندهی تیپ 1 لشگر 77 پیاده ثامن الائمه(ع) بود که در این مسؤولیت با این که در شرایط جسمانی خوبی نبود و چند ماه قبل از آن مورد عمل جراحی از ناحیه معده قرار گرفته بود خدمت نمود.
در سال 1375 حال عمومی وی به واسطه مجروحیت و آلودگی شیمیایی از گذشته مجدداً رو به وخامت گذاشت و بعد از مدتی بستری شدن در بیمارستان و منزل و تحمل درد و رنج فراوان در روز 19 آبان ماه سال 1375 روح ملکوتی اش به لقاءالله و به خیل عظیم شهدا و مجاهدان راه اسلام پیوست و نام این شهید والامقام به عنوان یکی از شهدای شاخص استان خراسان رضوی در یادها به یادگار ماند. مزار او در گلزار شهدای اصفهان واقع شده است.
*بنیاد شهید و امور ایثارگران نوید شاهد
#شهید_محمدجعفر_نصر_اصفهانی
@dghjkb