دلم میخواهد
بلند بلند
گریه کنم
نه به نجوا
نه پشت پلکهای خسته
گریه کنم
برای وضعیتی که نام ندارد
برای ترسهایی که شانه نمیدهند
و اضطرابهایی
که هر شب
زیر پوستم خیمه میزنند
گریه کنم
بیدلیل،
بیمجاز،
بیعذرخواهی
نه برای سبک شدن،
نه برای معجزهای که نمیآید
فقط برای اینکه
میدانم
فایدهای ندارد
و چیزی عوض نمیشود.
#شعر
در حال فکر کردن به اینکه چیکار کنیم؟پیش کی باشیم؟از کی فاصله بگیریم؟در جمع باشیم یا تنها؟چی انتخاب کنیم؟به چی باور داشته باشیم؟از چی خوشمون بیاد و از چی فرار کنیم؟
من از بیقدریِ خارِ سرِ دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد از این بالانشینیها
#صائب_تبریزی
واقعا فکر نمیکنم با ادامه دادن دانشگاه به جایی برسم
همینطور واقعا فکر نمیکنم خارج از دانشگاه هم جایگاهی کسب کنم