eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
20 دنبال‌کننده
17 عکس
21 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود . . https://daigo.ir/secret/51859591339
مشاهده در ایتا
دانلود
هر چقدر میخوای امیدوار باشی به بهتر شدن وضعیت یه اتفاقی میفته بیشتر ناامید میشی
امید همیشه شفابخش نیست؛ گاهی فقط طول عمر رنج را افزایش می‌ده
دلم می‌خواهد بلند بلند گریه کنم نه به نجوا نه پشت پلک‌های خسته گریه کنم برای وضعیتی که نام ندارد برای ترس‌هایی که شانه نمی‌دهند و اضطراب‌هایی که هر شب زیر پوستم خیمه می‌زنند گریه کنم بی‌دلیل، بی‌مجاز، بی‌عذرخواهی نه برای سبک شدن، نه برای معجزه‌ای که نمی‌آید فقط برای این‌که می‌دانم فایده‌ای ندارد و چیزی عوض نمی‌شود.
خسته،مثل قبل و در حال تحمل کردن بودن
حال دائمی ما همینه
در حال فکر کردن به اینکه چیکار کنیم؟پیش کی باشیم؟از کی فاصله بگیریم؟در جمع باشیم یا تنها؟چی انتخاب کنیم؟به چی باور داشته باشیم؟از چی خوشمون بیاد و از چی فرار کنیم؟
من از بی‌قدریِ خارِ سرِ دیوار دانستم که ناکس، کس نمی‌گردد از این بالانشینی‌ها
ذهنم دیگه یاری نمیکنه محتوایی بزارم
ایده و مفهومی یادم نمیاد
به نظرم خستگی من خستگی واقعی نیست چون اصلا کاری انجام نمیدم و سختی ندارم
ذهن من پرشده از نشدن و غیر ممکن ها واسه همین اصلا کاری از دستم بر نمیاد
واقعا فکر نمیکنم با ادامه دادن دانشگاه به جایی برسم همینطور واقعا فکر نمیکنم خارج از دانشگاه هم جایگاهی کسب کنم