eitaa logo
𝐃𝐈𝐀𝐋𝐄𝐂𝐓𝐈𝐂
39 دنبال‌کننده
76 عکس
41 ویدیو
0 فایل
کمی فلسفه آمیخته به ادبیات . از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال جانش نفزود . https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_73avov&btn=Talking
مشاهده در ایتا
دانلود
حالم خوش نبود اینم اضافه شد
در اتاقی بی‌پنجره با دیوارهایی که نفس می‌کشند و من که نمی‌توانم صدایم را بلعیده‌اند مثل بغضی که هرگز گریه نشد خفه شدن نه با طناب، نه با آب با خاطره‌ای که هر شب دست‌هایش را دور گلویم حلقه می‌کند صبح‌ها با دهانی پر از سکوت بیدار می‌شوم و شب‌ها با چشمانی که خواب را نمی‌شناسند هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا صدایم شبیه نفس آخر است چرا لبخندم بوی مرگ می‌دهد من در میان آدم‌ها مثل ماهی‌ای در آکواریوم خالی فقط تقلای زنده‌بودن را بازی می‌کنم تا کسی نفهمد مدت‌هاست که مرده‌ام درون خودم بی‌هیچ مراسمی بی‌هیچ خداحافظی.
ایدئولوژی ندارم ولی تمامی افرادی که با هاشون ارتباط دارم زیست ایدئولوژیکی دارن
یکی از امتحانامو اصلا نمیدونم بیاد چیکار کنم
افرادی اتهام تعصب می‌زنن که خودشون با تعصب بزرگ شدن
به شدت روابط انسانی پیچیده است
من با همه بحث میکنم اما نه در واقعیت بلکه در ذهنم
شاید بگم دانشگاه رفتن من به شدت منو خسته و ناامید تر از قبل کرده
روز میرفتم و شب ساعت ۹ یا ۸ میومدم خونه یک شام می‌خوردم و میرفتم طبقه بالای خونه آهنگ غمگین میزاشتم و فکر و خیال میکردم و بعدش می‌خوابیدم تا این فشار و اضطراب کم بشه
یک احساساتی هست، یک چیز هایی هست که نمیشود به دیگری گفت،آدم را مسخره می‌کنند،هرکسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند، زبان آدمیزاد مانند خود او ناقص است.
از نظر خانواده ما پسر زاییده میشه تا کارگر گرفته نشه
دوست دارم همیشه همینجایی که هستم بمونم و این وضعیت تغییر نکنه