Diary
به قول خودش دیت هنری😔🎀
اون داشت خوش میگذروند ولی من داشتم کارای دانشگاهمو میکردم ... هعییی
Diary
آقای نجار ؛ به نظر مهربون میومد دلم میخواست بابابزرگم باشه ولی یه مدت غیبش زد . درست موقعی برگشت که
بچه هااااا امشب بهم گفت سردار سپهدار خسته نباشی✨✨✨✨
*داشتم تنهایی پیاده با پرچمم برمیگشتم خونه .