Diary
به قول خودش دیت هنری😔🎀
اون داشت خوش میگذروند ولی من داشتم کارای دانشگاهمو میکردم ... هعییی
Diary
آقای نجار ؛ به نظر مهربون میومد دلم میخواست بابابزرگم باشه ولی یه مدت غیبش زد . درست موقعی برگشت که
بچه هااااا امشب بهم گفت سردار سپهدار خسته نباشی✨✨✨✨
*داشتم تنهایی پیاده با پرچمم برمیگشتم خونه .
هدایت شده از خوشحالی فروشیِ لومیا:>
+آویز چشمکِ ستاره .
گفته میشه این گربه روی یک سیارک بسیار کوچک زندگی میکرده و یک روز تصمیم میگیره سیارکشو ترک کنه و توی کهکشان دوری بزنه. پس از رو سیارک میپره و ناغافل، به ستاره دنباله داری که همون لحظه داشت از اونجا رد میشد برخورد میکنه، و حالا اون میتونه همراه ستاره توی کل کهکشان ماجراجویی کنه.
بهای داشتنش: 165 t
@Lomia_a