عنوان مقاله: ارزیابی احتمالاتی برنامههای حفاظت یکپارچه ایمنی و امنیت برای تأسیسات فرایندی
این مقاله درباره چیست؟
این مقاله یک روش جدید ارائه میدهد تا به مدیران تأسیسات صنعتی (مثل پالایشگاهها یا کارخانههای شیمیایی) کمک کند تصمیم بگیرند چطور از کارخانهشان در برابر دو دسته خطر محافظت کنند:
حوادث غیرعمدی (مثل آتشسوزی یا انفجار ناشی از خطای انسانی یا خرابی تجهیزات) که بحث ایمنی است.
حملات عمدی (مثل خرابکاری یا تروریسم) که بحث امنیت است.
نوآوری مقاله چیست؟
نکته مهم این است که معمولاً این دو دسته خطر جداگانه بررسی میشوند، اما این مقاله روی یکپارچه کردن اقدامات حفاظتی (هم ایمنی و هم امنیتی) تمرکز دارد. نویسندگان یک مدل ریاضی بر پایه شبکههای بیزی (یک روش آماری برای محاسبه احتمال وقوع رویدادها) ساختهاند که:
سناریوهای حمله را در نظر میگیرد.
چگونگی گسترش حادثه را مدل میکند.
عملکرد تجهیزات حفاظتی (مثل سیستمهای اطفای حریق یا دوربینهای تشخیص حرکت) را محاسبه میکند.
در نهایت، هزینهها را با منافع مقایسه میکند تا مشخص شود کدام ترکیب از اقدامات حفاظتی، مقرونبهصرفهتر است.
نتیجهگیری عملی:
در یک مثال واقعی که در مقاله بررسی شده، نشان داده شده که ترکیب همزمان اقدامات ایمنی (مثل آتشبند کردن تجهیزات) و امنیتی (مثل سیستم تشخیص حرکت) بسیار مؤثرتر از اجرای هرکدام به تنهایی است و میتواند احتمال خسارات سنگین را کاهش دهد.
کاربرد این روش:
این روش به مدیران و کارشناسان کمک میکند با یک ابزار منظم و علمی، بهترین و اقتصادیترین ترکیب از اقدامات ایمنی و امنیتی را برای محافظت از تأسیسات حیاتی انتخاب کنند.
@dideh_baan
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/risa.70230?af=R
بر اساس گزارش بلومبرگ، کشورهای خلیج فارس قبل از جنگ دارای ۲۸۰۰ موشک دفاع هوایی بودند و در یک ماه ۲۴۰۰ عدد از آنها را مصرف کردند. با افزایش حملات ایران در این آخر هفته، کاهش به شدت سرعت گرفت.
با این میزان کاهش، گفته میشود به زودی فقط به اهداف بسیار نادر که نزدیک میشوند شلیک خواهد شد.
خلیج فارس اکنون به طور کامل به هدفی باز تبدیل شده است.
@dideh_baan
🔥یک ماه آینده، ماه آوریل، بسیار بر ترامپ سخت و گران خواهد بود! چه در سیاست چه در سلامت.
منتظر خبرهای خوب باشیم.
@dideh_baan
هدایت شده از روزنامه وطن امروز
📍 تنگه هرمز، تنگنای امپراتوری آمریکا؛ اعتراف مهم «هوور»، اندیشکده امنیتملی جمهوریخواهان آمریکا درباره شکست نیروی دریایی ترامپ از ایران
چکیده
ماشاالله ذراتی: اندیشکده راستگرای «هوور» در تحلیلی صریح اذعان کرده است که با وجود برترین نیروی دریایی جهان، ایالات متحده در عمل قادر به مقابله با قدرت دریایی ایران در تنگه هرمز نیست. این گزارش با عنوان «بحران قدرت دریایی آمریکا در تنگه هرمز» به این تناقض میپردازد که چرا ایران موفق به بستن عملی این آبراه حیاتی شده است.
هوور با اشاره به تجربه جنگ ۱۹۷۳ و «محاصره کاغذی» مصریان در تنگه بابالمندب، اذعان میکند اعلام بسته بودن تنگه هرمز از سوی ایران، حتی بدون پشتوانه نظامی مستقیم، میتواند برای ملوانان تجاری کافی باشد تا از عبور خودداری کنند. همچنین تلاش ترامپ برای جایگزینی بازار بیمه لندن با نهادهای مالی آمریکایی، یک شکست کامل بوده است.
این اندیشکده نتیجهگیری میکند ایالات متحده برای ماندن در معادلات خاورمیانه چارهای جز بازگشت به مفهوم جامع «قدرت دریایی» و احیای کشتیرانی ملی ندارد و در شرایط فعلی، آمریکا صرفاً یک «نیروی دریایی» است، نه یک «قدرت دریایی». این تحلیل نشان میدهد حتی نهادهای راهبردی نزدیک به راست آمریکا نیز به بنبست سیاستهای مبتنی بر صرف قدرت نظامی در برابر ایران اذعان دارند.
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:
🔗 vtn.ir/001kbi
✉️ @vatanemrooz
🌕آنچه در حوزه شناسایی مقامات توسط رژیم و ترور و به شهادت رساندن اهداف استفاده میشود فراتر از مباحث هوش مصنوعی و ردپای دیجیتال و گوشی و ارتباطات است. همه اینها آدرس فرعی است.
تحقیقات ادامه دارد ...شاید بعدها بیشتر اشاره کردیم.
اما عجالتا به تمام نیروهای امنیتی توصیه می کنم در رفت و آمد زیر آسمان و مکانهای غیرمسقف اجازه ندهند حتی قسمتی از پوست بدن آنها بدون پوشش باشد. پتو پیچ مانند یا پتو بر سر انداختن!
@dideh_baan
دیدهبان
🔥یک ماه آینده، ماه آوریل، بسیار بر ترامپ سخت و گران خواهد بود! چه در سیاست چه در سلامت. منتظر خبره
👆👆تیک اول پیشبینی ترامپ و آوریل خورد
تحلیل رویترز:
سخنرانی ترامپ، که اولین سخنرانی او در ساعات پربیننده از زمان آغاز جنگ بود در ابتدا به عنوان اقدامی برای کاهش نگرانیهای آمریکاییها در مورد تمایلات مداخلهجویانه رئیس جمهوری تلقی میشد که با وعده دور نگه داشتن ایالات متحده از مداخلات نظامی «احمقانه» در مبارزات انتخاباتی خود برای دور نگه داشتن این کشور از این مداخلات، وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شده بود.
اما ترامپ که مشاورانش او را تحت فشار قرار دادهاند تا به مردم نشان دهد که مسائل روزمره را در اولویت قرار میدهد، تنها به نگرانیهای آمریکاییها اشاره کرد و به نظر میرسید که درد اقتصادی آنها را موقتی میداند و مطمئناً پس از پایان جنگ کاهش مییابد.
او مدعی شد: «بسیاری از آمریکاییها از افزایش اخیر قیمت بنزین در داخل کشور نگران بودهاند. این افزایش کوتاهمدت کاملاً نتیجه حملات ایران علیه تانکرهای نفتی تجاری کشورهای همسایه بوده است که هیچ ارتباطی با این درگیری ندارند.»!!!
اگرچه جنبش MAGA ترامپ عمدتاً از او حمایت کرده است، اما اگر تأثیر اقتصادی، از جمله قیمت بالای بنزین، همچنان ادامه یابد و حزب جمهوریخواه او در انتخابات میاندورهای نوامبر برای حفظ کنترل کنگره تقلا کند، ممکن است جایگاه او در پایگاه سیاسیاش تضعیف شود.
نظرسنجی رویترز/ایپسوس که روز دوشنبه انجام شد، نشان داد که میزان محبوبیت کلی ترامپ به ۳۶ درصد کاهش یافته است که پایینترین میزان از زمان بازگشت او به کاخ سفید است.
دیشب پس از حضور تلویزیونی او، سهام سقوط کرد، دلار تقویت شد و نفت افزایش یافت، زیرا ترامپ از ارائه طرح کلی روشنی برای زمان پایان جنگ خودداری کرد.
واکنش بازار نشاندهنده یک مشکل اساسی در پیامهای ناهماهنگ ترامپ است: او میخواهد به آمریکاییها اطمینان دهد که جنگ به زودی تمام خواهد شد، در عین حال ایران را به حملات جدید تهدید میکند و میگوید که ممکن است بدون باز کردن تنگه هرمز، از منطقه خارج شود.
عملکرد بیکیفیت؟
سخنرانی روز چهارشنبه به ترامپ این فرصت را داد تا بینندگان ارزشمند برنامههایش را در ساعات پربیننده ببیند و فرصتی برای تجدید دیدار با رأیدهندگان داشته باشد. او با ورود دراماتیکی، از درهای دوتایی اقامتگاه کاخ سفید عبور کرد تا به جایگاه سخنرانی نزدیک شود.
اما در ۱۹ دقیقه بعدی، او با لحنی عمدتاً آرام در اتاقی کمنور صحبت کرد و به جای توضیح دلایلش برای ورود آمریکا به جنگ، به نکات تکراری و کلیشهای پرداخت.
این با حضورهای عمومی معمول این ستاره سابق برنامههای واقعنما که در مقابل احتمالاً بزرگترین مخاطب خود از زمان سخنرانی سالانهاش در ماه فوریه حضور داشت، بسیار متفاوت بود.
@dideh_baan
لذت و آرامش و توسل به کعبه الاولیا
نماهنگ مداحی (لقمان زانو زد به ادب در خونه عباس) _ امیر برومند
https://www.aparat.com/v/fktk61f
$4 Gas Could Be the Breaking Point for the Economy, Inflation
By Megan Leonhardt
Updated March 31, 2026
هشدار درباره آستانه شکننده اقتصاد آمریکا در سایه جهش قیمت انرژی
افزایش قیمت بنزین به مرز ۴ دلار برای هر گالن، دیگر صرفاً یک نوسان معمول در بازار انرژی نیست؛ این سطح قیمتی بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک «نقطه شکست» بالقوه برای اقتصاد ایالات متحده و روندهای تورمی آن است. تجربههای پیشین نشان دادهاند که هرگاه قیمت سوخت به چنین سطوحی نزدیک شده یا از آن عبور کرده، آثار آن فراتر از پمپبنزینها رفته و بهصورت زنجیرهای، رفتار مصرفکننده، رشد اقتصادی و حتی ثبات روانی بازارها را تحت تأثیر قرار داده است. اکنون نیز در بستر جنگ ایران و تداوم نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، این خطر بار دیگر با شدت بیشتری در حال شکلگیری است.
پس از سالهایی که قیمت بنزین در سطوح نسبتاً پایینتری قرار داشت، مصرفکنندگان آمریکایی بار دیگر با موجی از افزایش قیمتها مواجه شدهاند. این جهش قیمتی در پی جنگ با ایران رخ داده است؛ جنگی که نهتنها چشمانداز روشنی برای پایان آن دیده نمیشود، بلکه بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر زیرساختهای انرژی و زنجیرههای تأمین در خاورمیانه اثر گذاشته و قیمتهای جهانی نفت را به سمت بالا سوق داده است. این در حالی است که ایالات متحده در ظاهر یک صادرکننده خالص بنزین محسوب میشود، اما در عمل، بهشدت از تحولات بازار جهانی انرژی تأثیر میپذیرد.
در کنار تنشهای ژئوپلیتیکی، عوامل فصلی نیز به افزایش قیمتها دامن زدهاند. با گرمتر شدن هوا، تقاضا برای سوخت افزایش مییابد و همزمان، پالایشگاهها به تولید بنزینهای تابستانی با استانداردهای زیستمحیطی بالاتر و هزینه بیشتر روی میآورند. این ترکیب از فشارهای ساختاری و مقطعی، موجب شده قیمت بنزین برای نخستینبار از اوت ۲۰۲۲ به اینسو، از مرز ۴ دلار عبور کند؛ سطحی که پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، حتی به ۳ دلار نیز نمیرسید. شتاب افزایش قیمتها در ماه مارس، بنا بر دادههای مؤسسات تخصصی، بالاترین رشد ماهانه در دو دهه اخیر بوده است؛ نشانهای آشکار از ورود بازار انرژی به فاز بیثباتی.
این افزایش شدید قیمت، مستقیماً قدرت خرید خانوارهای آمریکایی را هدف قرار داده است. اقتصاددانان بهطور فزایندهای هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند به کاهش محسوس در هزینهکرد مصرفکنندگان منجر شود؛ متغیری که ستون فقرات اقتصاد آمریکا محسوب میشود. همزمان، شاخص اعتماد مصرفکننده نیز در ماه مارس به پایینترین سطح سهماهه خود سقوط کرده که نشاندهنده افزایش نگرانیها نسبت به تورم و آینده اقتصادی است.
@dideh_baan
در چنین شرایطی، تداوم جنگ و افزایش قیمت انرژی، بهعنوان یک عامل فرسایشی عمل میکند. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، فشار بر مصرفکنندگان بیشتر خواهد شد. این یک رابطه خطی و قابل پیشبینی است: انرژی گرانتر، هزینههای زندگی بالاتر، و در نهایت کاهش مصرف. تجربه سال ۲۰۲۲ نیز این الگو را تأیید میکند؛ زمانی که قیمت بنزین به بیش از ۵ دلار رسید، رشد هزینهکرد مصرفکنندگان بهشدت کاهش یافت و از بیش از یک درصد در ماه ژوئن، به نزدیک صفر در ماه بعد سقوط کرد.
شواهد جدید نیز همین مسیر را نشان میدهند. دادههای بانکی حاکی از آن است که پس از آغاز جنگ ایران، حجم هزینهکرد با کارتهای اعتباری و نقدی ـ بهجز هزینه سوخت ـ کاهش یافته است. این کاهش تقریباً در تمامی بخشها مشاهده میشود، اما در حوزههایی مانند سفر، اقامت در هتل، سرگرمی و رستورانگردی، افت محسوستری داشته است. این بخشها معمولاً نخستین قربانیان کاهش قدرت خرید هستند، زیرا در دسته هزینههای اختیاری قرار میگیرند.
نکته قابلتوجه آن است که این کاهش مصرف، بهطور نامتوازن در میان طبقات درآمدی توزیع شده است. خانوارهای کمدرآمد، که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف کالاهای ضروری میکنند، بیشترین آسیب را دیدهاند. این گروه در سال جاری حدود ۴ درصد از درآمد خود را صرف بنزین کردهاند، در حالی که این نسبت برای خانوارهای پردرآمد بین ۲ تا ۳ درصد است. به همین دلیل، افزایش قیمت سوخت برای اقشار کمدرآمد، اثر مضاعف دارد و سریعتر به کاهش مصرف منجر میشود.
با این حال، باید توجه داشت که سهم هزینه انرژی از درآمد خانوارها در مقایسه با دهههای گذشته کاهش یافته است. در سال ۱۹۸۴، حدود ۱۰ درصد از درآمد قابلتصرف آمریکاییها صرف انرژی میشد، در حالی که این رقم در سالهای اخیر به حدود ۵.۷ درصد رسیده است. این کاهش ساختاری تا حدی از شدت اثر شوکهای قیمتی کاسته، اما آن را بیاثر نکرده است. بهویژه در شرایطی که شوکها ناگهانی و همزمان با نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی باشند، اثرات روانی و واقعی آنها تشدید میشود.
پیامدهای این وضعیت تنها به سطح خانوار محدود نمیشود. کاهش مصرف، مستقیماً رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد، چرا که حدود ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا از محل هزینهکرد مصرفکنندگان تأمین میشود. بنابراین، هرگونه کاهش در این بخش، بهسرعت به کاهش رشد اقتصادی منجر خواهد شد. در عین حال، افزایش قیمت نفت، فشارهای تورمی را نیز تشدید میکند. اگر قیمت نفت برای مدت طولانی بالای ۱۰۰ دلار باقی بماند، رشد اقتصادی تعدیلشده با تورم ممکن است بیش از یک واحد درصد کاهش یابد.
افزون بر این، افزایش قیمت نفت معمولاً به افزایش قیمت سایر کالاهای اساسی نیز منجر میشود. در این میان، رشد سریعتر قیمت گازوئیل نسبت به بنزین، اهمیت ویژهای دارد. گازوئیل نقش کلیدی در حملونقل، کشاورزی و فعالیتهای صنعتی ایفا میکند و افزایش قیمت آن، بهصورت گستردهتری در کل اقتصاد منتشر میشود. به همین دلیل، تأثیر آن بر تورم و هزینههای تولید، حتی بیشتر از بنزین است.
برآوردها نشان میدهد که افزایش قیمت سوخت میتواند شاخص قیمت مصرفکننده را در ماه مارس حداقل یک درصد افزایش دهد و آن را به حدود ۳.۴ درصد برساند. این روند ممکن است در ماه آوریل به ۴ درصد نیز برسد؛ سطحی که نشاندهنده بازگشت فشارهای تورمی در زمانی است که سیاستگذاران امیدوار به مهار آن بودند.
البته برخی عوامل میتوانند تا حدی از شدت این فشارها بکاهند. رشد درآمدها و بازپرداختهای مالیاتی ممکن است بهطور موقت قدرت خرید خانوارها را تقویت کند. اما این عوامل، ماهیتی کوتاهمدت دارند و نمیتوانند جایگزین ثبات در بازار انرژی شوند. عامل تعیینکننده، همچنان مدتزمان جنگ و میزان اختلال در بازارهای جهانی نفت است.
اگر این منازعه بهسرعت پایان یابد و قیمت انرژی کاهش پیدا کند، میتوان انتظار داشت که اعتماد مصرفکنندگان احیا شود و بازارها نیز واکنش مثبتی نشان دهند. اما سناریوی محتملتر، تداوم تنشها و افزایش بیشتر قیمتها در فصل پرمصرف تابستان است؛ شرایطی که میتواند به یک چرخش رفتاری در میان مصرفکنندگان منجر شود. در چنین وضعیتی، خانوارها ممکن است بهطور جدی هزینههای خود را کاهش دهند و این همان نقطهای است که اقتصاد وارد فاز رکودی میشود.
در نهایت، آنچه امروز در بازار بنزین آمریکا در حال وقوع است، صرفاً یک افزایش قیمت نیست، بلکه نشانهای از شکنندگی ساختاری اقتصادی است که بهشدت به مصرف وابسته است. عبور قیمت سوخت از مرز ۴ دلار، اگر با تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی همراه شود، میتواند بهعنوان جرقهای برای زنجیرهای از تحولات منفی عمل کند؛ از کاهش مصرف و رشد اقتصادی گرفته تا بازگشت تورم و افزایش نابرابری.
این وضعیت، یک هشدار جدی برای سیاستگذاران آمریکایی است؛ هشداری که نشان میدهد اقتصاد این کشور، علیرغم ظاهر قدرتمند خود، همچنان در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیر است. بیتوجهی به این نشانهها، میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر در آینده به همراه داشته باشد—هزینههایی که اینبار نهتنها در پمپبنزینها، بلکه در کل ساختار اقتصادی آمریکا نمایان خواهد شد.
@dideh_baan
یادداشت هشدارآمیز درباره بدهی ملی آمریکا و پیامدهای آن برای آینده
کاهش بدهی یا تداوم روند آن؟ هشدار جدی جروم پاول
@dideh_baan
جروم پاول، رئیس بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو)، در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد، ارزیابی نگرانکنندهای از وضعیت مالی ایالات متحده ارائه داد. وی در مواجهه با دانشجویان اقتصاد این دانشگاه اعلام کرد که بدهی 39 تریلیون دلاری آمریکا در حال حاضر «غیرقابلپایان» نیست، اما تأکید داشت که مسیر فعلی، «به خوبی به پایان نخواهد رسید» و نیازمند توجه فوری قانونگذاران است.
پاول ضمن تأکید بر اینکه سطح بدهی آمریکا برای کوتاهمدت خطرناک نیست، هشدار داد که مسیر رو به رشد آن در بلندمدت قطعا پایدار نخواهد بود. وی افزود: «سطح بدهی غیرقابلپایان نیست، اما مسیر آن پایدار نیست. اگر هر چه سریعتر اقدامی نکنیم، این مسیر بهخوبی پایان نخواهد یافت.»
این اظهارات در ادامه هشدارهایی است که پاول در سالهای گذشته به کرات بیان کرده است. وی همواره هشدار داده که در حالی که سطح بدهی در کوتاهمدت قابل مدیریت است، روند افزایشی آن به هیچ وجه قابل قبول نیست. این سخنان در حالی مطرح میشود که میانگین قیمت بنزین در آمریکا به نزدیک 4 دلار برای هر گالن رسیده است، و جنگ در ایران همچنان ادامه دارد، بدون اینکه نشانهای از پایان آن در آینده نزدیک وجود داشته باشد.
پاول در این سخنان، تفاوتی میان موجودی بدهی و مسیر رشد آن قائل شد و اشاره کرد که آمریکا به دلیل داشتن ارز ذخیره جهانی و بازارهای مالی عمیق، قادر است بدهیهای سنگین را در حالی که اقتصادهای کوچکتر چنین ظرفیتی ندارند، تحمل کند. اما او تأکید کرد که «مسیر رشد بدهی» بسیار مهمتر از حجم بدهی فعلی است.
رشد سریع بدهی و تأثیر آن بر سیاستهای اقتصادی
پاول در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در مورد زمان شکستن «نقطه سیستمهای طبیعی بازپرداخت بدهی»، گفت که مشخص نیست این نقطه دقیقاً کجاست. اما در عین حال اشاره کرد که مسیر فعلی بدهی ایالات متحده واضح است. «آنچه واضح است این است که بدهی ما با سرعتی بسیار بیشتر از رشد اقتصاد افزایش مییابد.» وی ادامه داد: «این نسبت در حال افزایش است و در بلندمدت، این همان چیزی است که به آن 'غیرپایدار' گفته میشود.»
طبق پیشبینیها، پرداختهای سود بدهی ملی تا سال 2026 از یک تریلیون دلار فراتر خواهد رفت، رقمی که تقریباً سه برابر هزینهای است که دولت در سال 2020 برای پرداخت سود بدهیها پرداخت کرده بود. در سه ماهه نخست سال مالی جاری، تنها پرداختهای سود به مبلغ 270 میلیارد دلار رسید، که از هزینههای دفاعی کشور برای همین مدت بیشتر بوده است. اینها محدودیتهای واقعی برای تصمیمات بودجهای هستند، اما همچنان باید این نکته را متذکر شد که این محدودیتها به معنای فروپاشی اقتصادی نیستند.
در همین راستا، بدهی عمومی ایالات متحده تا سال 2036 به 120 درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور خواهد رسید که رکوردی پس از جنگ جهانی دوم را شکسته و این موضوع هشدارهای جدی را به همراه دارد.
پیشنهاد پاول برای حل بحران بدهی
با این حال، پاول از لزوم کاهش فوری بدهی سخن نگفت و راهحل پیشنهادی خود را بیشتر معقول و در دسترس دانست. وی گفت: «ما نیازی به کاهش بدهی نداریم، فقط باید توازن اولیه برقرار کنیم و رشد اقتصاد از بدهیها سریعتر شود.» این سخنان نشاندهنده رویکردی متواضعانهتر در مقایسه با دیگر پیشنهادات اقتصادی است، اما در عین حال به یک اراده سیاسی قوی نیاز دارد که در شرایط فعلی بسیار دور از دسترس به نظر میرسد.
بحران فزاینده بدهی و سیاستهای پولی فدرال رزرو
پاول با اذعان به اینکه سیاستگذاری مالی به عهده بانک مرکزی نیست، بهطور طنزآمیز گفت که هشدارهای او معمولاً در واشنگتن نادیده گرفته میشود. وی تصریح کرد که «کار بانک مرکزی، فقط متمرکز بر اشتغال حداکثری و ثبات قیمتها است» و تأکید کرد که در صورت بروز بحران مالی، فدرال رزرو باید از ابزارهای خود به منظور حفظ استقلال سیاسی استفاده کند و نباید فشارهای سیاسی را بر دوش بگیرد.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که سیاستهای فدرال رزرو در سالهای اخیر به شدت بهطور غیرمستقیم باعث تشویق به وامگیری ارزانقیمت شده است. همانطور که JP Morgan در پیشبینیهای خود برای سال 2026 هشدار داده است، ممکن است کاهش بدهی دولت آمریکا به راحتی امکانپذیر نباشد، زیرا سیاستهای بانک مرکزی و نیازهای تأمین مالی خزانهداری در هم تنیده شدهاند.
رِی دالیو، مدیر سرمایهگذاری برجسته، از آن بهعنوان «حمله قلبی اقتصادی» یاد کرده است، جایی که بدهیهای دولت مانع از سرمایهگذاریهای جدید میشود. این موضوع نه تنها یک نگرانی واقعی است، بلکه دلیلی برای انجام اصلاحات هوشمندانه مالی است و نه فقط یک هشدار افراطی.
پیامدهای نادیده گرفتن هشدارهای پاول
این هشدارها به وضوح بیانگر خطرات بزرگتری برای آینده اقتصادی ایالات متحده است. پاول در ادامه هشدار داد که «این بدهی میتواند به یک بحران تبدیل شود، اگر به موقع اقدام نکنیم.» با وجود این، هیچ راهحل فوری و کوتاهمدتی برای این بحران وجود ندارد. از دیدگاه پاول، «بدهی ملی قابل تحمل است، اما تنها اگر مسیر رشد آن تغییر کند».
در پایان، این یادداشت هشدارآمیز باید به سیاستگذاران داخلی و خارجی یادآوری کند که اقدامات فوری و جدی برای تغییر مسیر رو به رشد بدهی، پیش از آنکه بحرانهای اقتصادی غیرقابل کنترل شوند، ضرورت دارد. دنیا منتظر نخواهد ماند تا آمریکا اقداماتی «دیرهنگام» انجام دهد.
@dideh_baan
دیدهبان
👆👆تیک اول پیشبینی ترامپ و آوریل خورد تحلیل رویترز: سخنرانی ترامپ، که اولین سخنرانی او در ساعات پر
👆👆تیک دوم پیشبینی ترامپ و ماه آوریل هم خورد✅✅
ترامپ دادستان کل آمریکا را برکنار کرد
رئیسجمهور آمریکا، در اقدامی ناگهانی «پم باندی»، دادستان کل این کشور را از سمت خود برکنار و معاون وی را به عنوان سرپرست جدید این وزارتخانه منصوب کرد.
ادامه دارد..
@dideh_baan