- آشفته .
• • • • • • • • • • • •
غرق شده در دریایی از احساس خلأ.
احساس همهمهای که بین خلأ های مختلف پخش شده داره منو توی خودش حل میکنه...
خلأ هایی که از احتمالات بینهایت به وجود اومدن.
و احتمالاتی که از شدت اضافی بودن، دیگه ظاهری ندارن. اما ورزن دارن؛ وزن و سنگینی این خلأ هارو احساس میکنم.
توی سینهم جمع شدن؛ و توی چشمام.
انقدر سرشار و زیادن که دیگه نمیتونم ببینمشون. فقط احساس میکنم ، اونم نه به درستی...
-دریای تو چه شکلیه؟
خاطرات شیرینی دارم که در آینده هروقت به یادشون بیارم محکم بغلشون خواهم کرد. . .
قدردان آدمای نازنازی ای هستم که باعث ساخته شدن شیرینیِ همهی این خاطره ها ان :)
احساس آسودگی و بیمسئولیتیِ بعد از امتحان دادن رو با هیچ استراحتی عوض نمیکنم
دوستان وقتی نقص هاتون بیرون میزنه و دیده میشه ، از اینکه خودم نمیتونم به خوبی نقص هامو بپوشونم کمتر ناراحت میشم : )
اگر معنایی برای زندگیش داره، از این دنیا ناامید و دیدگاهش نسبت به اون پوچه.
در غیر این صورت، همگی درگیر زرق و برق های این جهانن، درگیر چیزهایی که برای خودشون موفقیت تعبیر کردن و درگیر چیزهایی که ارزششون بعد از مرگ نه در این جهان و نه در جهان باقی، باقی میمونه.