حسی که بهم منتقل میکرد کاملا مثل حس فیلم اسکویید گیم بود، انگار که همگی داشتیم برای رسیدن به اون هدف بزرگ تلاش میکردیم نه در حقیقت همو میکشتیم ولی، هیچ تأثیری نداشت! یعنی در اصل هیچ تأثیر خارجی نداشت
از درون آره، از درون همه نابود میشدن همه تیکه پاره میشدن از لحاظ ذهنی جسمی روحی همه چیز همه چیز از هم میپاشید؛ اما چرا تغییری از بیرون رخ نمیداد؟
هر چقدر خودم رو بیرون قرار میدادم انگار اون بیرون همه چیز خیلی ساکت بود یه سکوت و آرامش محض انگار نه انگار که یه صحنهی خونین بزرگ جلوی دیده!
میتونم برای بار هزارم بگم، چرا از بیرون این صحنهی خونینِ بزرگ و فجیع پر از سکوت و آرامش بود؟!
همین بود که باعث شد به این فکر کنم
به اینکه همه اینجا مثل گوسفند و گرگ به همدیگه پریدیم، همه.
ولی بقیه کجان؟ اونایی که واقعا راس این ماجراها بودند.. چرا اونا هیچ تغییری درونشون رخ نمیده؟
و این از ذهنم میگذشت که ما فقط یک بازیچهایم
ما بازیچهی این سیاست کثیف و بزرگیم، سیاستی که درونش خونهای بسیاری به ناحق ریخته شد، سیاستی که ما درونش کشته شدیم؛ اما افرادی که لایق مرگ بودند زنده هستند.
میدونم قرار این بازی کثیف تموم بشه.
قرار نیست این مضحکهی زشتی که درونش قرار داریم تموم بشه، حداقل نه تا زمانی که ما داریم به همدیگه میپریم نه تا زمانی که دست همو نمیگیریم بلکه پس میزنیم!
و اونها نشستهاند و لذت میبرند از این صحنهی خونینِ بزرگ.
اگر لذت نمیبرن پس کدوم گوری هستند؟ دقیقا کجان که ما داریم همو میکشیم ولی هیچ تغییری ایجاد نمیشه؟
برام خنده داره مگه میشه این همه خون ریخته بشه این همه مردم بزنن همو بکشن هی یقهی همدیگه رو بگیرن
بعد همچنان باز یقهی همو بگیرن؟ یک چرخهی بیپایان؟؟؟
چرا بیپایان؟ برای اینکه همونایی که باید تو این چرخه باشن خارج این چرخه قرار دارن
اونا بیرون نشستن و دارن در اوقات فراغتشون ما رو تماشا کرده و به کارایی که انجام میدیم میخندن!
https://eitaa.com/hihihihihijih/18389
این تلخترین و وحشتناکترین حقیقته
ولی بله متأسفانه حقیقته!...
میتونم تا ابد بشینم و راجع به اینکه چقدر تو سیاستِ کثیفِ بزرگی هستیم نه چرا سیاست؟ جنایتی بزرگ
جنایتی که حتی به دشواری میشه تشخیص داد قاتل واقعی کیه
اونی که رو به روت وایساده یا اونی که کنارته؟
شایدم اونی که از بیرون داره تماشا میکنه..
حرف بزنم.
https://eitaa.com/hihihihihijih/18390
یه مدت پیش داشتم به یه شخص میگفتم
که ما ایرانیها فکر میکنیم که اوکی پس هر چی من میگم درسته و نمیدونم اینکه هممون یک اعتقاد محکمی به درست بودن عقایدمون داریم از کجا میاد
ولی شاید اگر بیشتر انتقادپذیر بودیم و بیشتر اشتباهات رو میدیدم و میپذیرفتیم که اشتباه دادن و اشتباه کردن چیز ترسناکی نیست همه چیز بهتر بود
که البته به نظرم این هم ریشه در یه سری اتفاقات داره.
و چیزی که بیشتر ذهنم رو درگیر کرده بود این بود که
ما فقط داریم اندکی از این جنایتهای بزرگ رو میبینیم تمام جنایتهای اصلی در پشت پرده انجام میشن و نصف حقایق اگر بخوان برملا بشن خیلیها به دار آویخته شده و خیلی از افراد برای همیشه ناپدید میشن.