خلاصه که ما دیشب این چیزارو فهمیدیم؛ البته که هیچ قطعیتی بر هیچکدوم نیست اینا صرفا تجربیات و نظرات و افکارِ افراد خیلی زیاد و متنوعی بوده.
و من خواستم اینجا باهاتون به اشتراک بذارم.
+ تاریخ چیزی نیست که شما بری از چهار نفر بپرسی و بعدش جمعبندی کنی. اگر میخوای تاریخ بخونی و بدونی باید خودت بری سراغش. هر کس دیگه ای برات تعریف کنه سوگیری داره. متوجه هستم که فکر کنم سنتون کمه. ولی اگر مشتاق فهمیدن حقیقت و درک درستی از تاریخ هستید برید منابع رو بخونید.
S:
انسانی که سنتون زیاده لطف کنید صحبت دیگران رو کامل مطالعه کنید.
https://eitaa.com/differentaz/555
مگه من گفتم اینا تاریخه؟ یا قطعیه؟
محض اطلاع تاریخ فقط مطالعه نیست، چون خیلی از کتابهای تاریخی ممنوعه هستن
در نتیجه برای فهمیدن تاریخ باید از افرادی که تو ایجاد اون تاریخ نقش داشتن پرس و جو کرد.
همون کتاب هم سوگیری داره.
+ https://eitaa.com/differentaz/552 و بعد از اینکه مجاهدین خلق میرن عراق، به صدام سلاح میدن تا به ایران حمله کنه. جالبه، نه؟ =)
S:
اینو نشنیده بودم جالبه!!!
کجا گفته شده؟
+ https://eitaa.com/differentaz/559 امکانش هست منتظر بمونید تا بتونم براتون منبع پیدا کنم؟ چون الان دقیق یادم نیست از کجا شنیدمش، اما ظاهرا یه واقعیتیه که همه اطرافیان منطقی و کتاب خوندهم قبولش دارن. درواقع مجاهدین خلق قصد داشتن با حمله به ایران از طریق عراق، انقلاب رو بندازن و خودشون حکومت کنن. که بنظرم خدا رحممون کرد که همچین اتفاقی نیفتاد.
S:
منطقیه، چرا که نه حتما منتظر شنیدن منبعتون میمونم.
+ https://eitaa.com/differentaz/559 خندم میاد جدی، خود مجاهدین خلق دنبال یکی بودن بهشون تفنگ بده، بعد اونا به صدام تفنگ دادن؟ قهقهه زدم
S:
خیر مجاهدین خلق خودشون اسلحه داشتن.
بعد از انقلاب با تمام وسایل نظامی که داشتن میخواستن انقلاب و حکومت رو برای خودشون بودن.
از سر راه که نتونستن کسیو ترور کنند، خودشون تفنگ و انواع بمب رو داشتن. حزب قدرتمندی بودن.
+ وقتی بحثها رو میخوندم، دیدم ای وای خیلی عقب موندم. اما با این حال هنوز هم همیشه حرفی زد. مسئلهٔ مهم این روزهای جامعهٔ ما فقط یک کلمه است تعصب. ما احمقانه، دو تیم شدهایم، و آدمهای شخیصی که واقعا یارایی تغییر وضعیت را دارند، یا در میان میان قرار دارند از هر دو جمعیت میخورند یا به خارج مهاجرت کرده یا خیلی سالها پیش بر اثر سکتهٔ قلبی، کاملاً ناطبیعی، رفتهاند. این اندک آدمیان میانهرو به قدری در این جامعه، کم شدهاند که صدایشان یا از ته چاه میآید و یا برای حفظ آرامش، سکوت را بر قرار ترجیح میدهند. این قشر کم اگر نابود شوند، جامعه هیچ گاه نمیتواند تکان اساسی و سرنوشت سازی بخورد. و تکان های جامعه بدون این قشر، فقط فوران هایی خواهد بود که حکومت به زور آنها را با جوی خون آبیاری خواهد کرد.
S:
برای لحظاتی حس کردم دارم قسمتی از حقیقتِ تاریخ رو مطالعه میکنم!
وآحم
+ وقتی بحثها رو میخوندم، دیدم ای وای خیلی عقب موندم. اما با این حال هنوز هم همیشه حرفی زد. مسئلهٔ
چند خطی از کتاب تاریخ ِآیندگان:
دیکتاتورها فقط به دنبال این نیستند که مردم را به یک عقیده خاص معتقد کنند؛ بلکه هدفشان آن است که در ذهن مردم برای تشخیص حقیقت از دروغ، شک و تردید ایجاد کنند..
🗣 هانا آرنت