اگر ارزش جون انسانها با هم متفاوته که بگید حداقل من آگاه باشم.
چون به نظر میرسه شماهایی که فکر میکنید فقط آدم های ۱۸ و ۱۹ دی کشته شده به حساب میان یا شماهایی که فکر میکنید فقط آدم های جنگ الان کشته شده به حساب میان آگاهتر از من هستید.
وآحم
+ خدا خیرتون بده واقعا دیگه کم کم داشتم به این نتیجه میرسیدم که ایران آدم عاقل و غیر متعصب نداره که
البته ساکت بودن گاهی هم نشانِ واقعبین بودن نیست بلکه نشون میده نمیخواهید مسئولیت تغییر و اتفاقی که در آینده میافته رو به هیچ عنوان به گردن بگیرید بنابراین تصمیم میگیرید در برابر همهچیز سکوت کنید، نه طرفداری، نه مخالفت
در ضمن در این مورد دیگه هیچ استثنایی وجود نداره، حتی کسانی هم که ظلم رو آشکارا دیدن و سکوت کردن درواقع با این سیستم همدست هستن چه موافق سرکوب بودن، چه نبودن، سکوت کردند..
درسته که هرچیزی خوب و بد داره اما این خوب و بدها گاهی نسبت به هم الویت پیدا میکنن و من روز به روز از بین رفتن رفاه و آرامش مردم کشورم رو میبینم و در نهایت هم وقتی جمعی به این وضعیت اعتراض میکنند، نه تنها نادیده گرفته میشن، بلکه سرکوب هم میشن و بعدهم حکومت تمام اینهارو کتمان میکنه
بتظر من، این موارد بر بسیاری دیگه اولویت داره و باعث میشه بنده چشمم رو روی اصلاحطلبی ببندم
بعد من متوجه نشدم، اینکه وضعیت [همیشه] میتونه بدتر از چیزی که هست باشه ، دلیل بر این میشه که ما راضی بشیم به شرایط موجود!!؟
وآحم
البته ساکت بودن گاهی هم نشانِ واقعبین بودن نیست بلکه نشون میده نمیخواهید مسئولیت تغییر و اتفاقی که
یک عدهی دیگه از مردم هم که میتونیم جزو کسایی حساب کنیم که نمیان برای اعتراض و وقتی میگم همهی مردم نیومدن واسه اعتراض جزو اون دستهی نیومده به حساب میان همین افرادی هستن که سکوت کردن.
منو آزاد دیشب به یک چرخهای دست یافتیم
ما پول نداریم و وضع اقتصاد کشورمون بده پس نیاز داریم به اعتراض کردن، برای درست اعتراض کردن نیاز داریم به آگاهی، برای آگاهی نیاز داریم به کتاب و برای کتاب هم نیاز داریم به پول.
برمیگردیم به اول چرخه ما پول نداریم.
+ اول اینکه ممنون بابت اینکه با دقت پیام هارو میخونید و پاسخ میدید دوم اینکه عرض کردم میگن شما چون شکم تون سیره ساکتید این چیزیه که ما میشنویم ولی ما ساکت نبودیم! مسئله اینه که موافقت نکردن با اعتقاد های خودشون رو ساکت بودن میدونن یه مثال بخوام بزنم ما جمعه هفته پیش یه مهمونی دعوت شده بودیم بحث سیاسی افتاد وسط و یه سری ها بابت اتفاق های اخیر ابراز خوشحالی کردن! که از نظر من واقعا غیرقابل قبول بود دوستم به خاطر کشته شدن آدم ها و بچه ها ابراز ناراحتی کرد و این افراد پریدن بهش که چرا ناراحتی؟ اینا بچه هاشون هم مثل خودشونن ذات شون همونه دوستم گفت حتی بچه ۳ ساله؟ و اونا گفتن آره حتی بچه ۳ ساله من گفتم یعنی الان واقعا دارید قدرت اراده و اختیار انسان رو زیر سوال میبرید به علاوه تربیت اون بچه که مهم ترین عامل شکل گیری شخصیت انسان هست و فکر میکنید چه جوابی گرفتم؟ بهم برچسب زدن در حالی که خودشون رسما حامی نسل کشی (هرچند در ابعاد کوچکتر) بودن و مرگ کودک به خاطر سابقه خانواده اش رو حق میدونستن از آخر هم ما شدیم اونی که دلش زیادی خوشه و چشماش رو به روی واقعیت بسته
S:
در بعضی مکانها سکوت لازمه چون تو نمیتونی از یه جای به بعد افرادی که دچار یک ایدئولوژی به شدت قوی شدن رو باهاشون صحبت هم بکنی چه برسه به اینکه بخوای نظرت رو بیان کنی براشون..
+ و درباره اینکه گفتم همیشه همون طور که اوضاع میتونه بهتر بشه بدتر هم میتونه بشه منظورم این نبود که باید دست روی دست بزاریم و هیچکاری نکنیم! بلکه میخواستم بگم باید یه کاری بکنیم ولی محتاطانه،حساب شده و بر پایه عقل نه یه سری هیجانات زودگذر که وقتی اوضاع آروم شد اونا هم همزمان باهاش بخوابن اگه دقت نکنیم برفرض که از چاله در بیایم چه فایده که مستقیم بیافتیم تو چاه؟! من تخصصی ای ندارم در این زمینه ها خودم و برای خودم میدونم چی درسته و چی غلط(که صد درصد با این وجود بازم اشتباهاتی انجام دادم و عبرت گرفتم) اما توی این اوضاع نمیتونم درباره صلاح بقیه نظر بدم اونم وقتی خیلی چیز هارو هنوز نه دیدم و نه شنیدم
S:
حالا نمیخوام جمع ببندم ولی بنده از نظر خودم، خودم در جایگاهی نیستم که بگم فلان چیز درسته فلان چیز غلط اصلا شاید همینکه من میرم در اجتماعات کار به شدت غلطی باشه؛ اما تا زمانی که نتونم به اندازه کافی آگاه بشم نمیتونم متوجه بشم چه چیزی میتونه غلط باشه چه چیزی درست
پس من دوتا کار رو انجام دادم یعنی دو روز به اجتماعات رفتم تا با جو اونجا رو به رو بشم و بعد ترجیح دادم خونه بمونم.