+ در مورد جنگ با آمریکا و... من نمیخواهم فقط در مورد جنگ با آمریکا صحبت کنم یا تحریم و این وضع فعلی... اصلا این جنگ و دشمنی این شکلی بر میگردد به داستان استعمار. غرب یک روز فقط خودش بوده! از این کاخهای باشکوه و روابط اجتماعی در آن سطح که قاشق کیکخوری از قاشق گوشت و... هزاران طبل توخالی خالی بوده. در روزگاری در چندان دور ملکه الیزابت اول انگلیس در کاخش بجای فرش، کاه داشته. منبع مطمئنی هم دارم و اینها را از دهان کسی هم نشنیدهام، اگر در رابطه با آن دوره تحقیق کنید منظورم از طریق کتابهای شناس یا به فیلمهای آن دوره که خودشان ساختهاند، نگاهی بیاندازید کم و بیش مسئله برایتان روشن خواهد شد. داستان نبافم! پس این همه ثروت چطور به دست آمد؟ غربیان کشتیهای بسیار خوبی میساختند، پس برای پیدا کردن ثروت و منابع، به سفرهای دریایی پرداختند و دیگر همه میدانیم از آه و کشتار سرخپوستان تا نالهٔ بردگان آفریقایی... اما آسیا چه؟ آسیا هم که پر از ثروت و تمدن بود و حاوی کشورهای چاغ و چالهای مثل هند و ایران و.. کم کم هی قدرتش را از دست داد و گرفتار شد. بد نیست بدانیم! که ایران حتی در اوج شکوه صفوی، در زمان شاه عباس، که شهری مثل اصفهان همیشه مدیون اوست، برای رفع خطر اشغال توسط پرتغالیها مجبور به باج دادن به انگلیسیها شد. آن زمان ایران به قدری شکوفا بود که نساجیاش با نساجی انگلستان رقابت میکرد. روده رازی میکنم تا عمق ماجرا مشخصتر شود. اما چرا باج؟ تنها در یک کلمه، مختصر میشود، نیروی دریایی و کشتی نداشته آن روز ایران. شاید بگویید به فکر شاهشاهان نرسید، چرا به فکر نادرشاه رسید اما در نطفه خفه شد. چرا که مهندس کشتیسازی سوئدی یا سوئیسی « اگر اشتباه نکنم» کشتند. اینها را بافتم تا در بیابیم، دشمنی با آمریکا، نه به استعمار است. استعمار شدید تر و نزدیکتر از آن چیزی است که ما گمان میکنیم. استعمار، میتواند فرهنگ و زبان و... تاریخ را در هم بجود و هضم کند. هزاران تمدن و تاریخ با زبان و... بوده که منقرض شدهاند. حتی اگر منقرض نشده باشند، هیچ کس از آنها حتی نیاکانشان هم باخبر نیست. چرا که اسپانیایی صحبت کردن را به زور به اجدادشان آموختهاند!
S:
چیزی که واضح است این است که چه در گذشته و چه در زمان حال و چه در همین چند سال اخیر، چیزی که واضح است اینه که جرم و جنایت و کثیفکاری از حکومت آمریکا میریزد.
به قول معروف آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است؟ کسی که بخواد بفهمه میفهمه حقیقت کاملا در این مورد واضحه دیگه کیه که متوجه این همه پروندههای روی هوای دولت آمریکا نشه؟؟
میدونید واقعا برام سوال بود که بدونم این حجم از ناامیدی و چاره دیدن جنگ از کجا میاد..
دقت کنید نه اینکه موافق جنگ باشن، هرگز
اون رو تنها راه میدونست
و یک جملهی به یاد موندنی که تکرارش میکرد این بود:
بچههای میناب همون اندازه برای ما عزیز هستن که جاویدنامها.
و این درحالی بود که من حرفهای نامناسب بسیاری رو از طرفداران ج.ا دربارهی جاویدناممان وطن شنیدم و این عمیقا غمگینم میکنه.
خب برگردم سر اصل مطلب؛
این فردی که من باهاش صحبت کردم، از تهران اومده بودن شهرستان
و خب حتما واقف هستید که دیماه تهران وضعیت خیییلی متفاوت بوده نسبت به شهرستان
و اون فرد هم توی اعتراضات حضور داشته
و چیزهایی که با بغض از اعتراضات و اتفاقات دیماه میگفت باورش سخت بود، چه بسا اینکه همهمون میدونیم که چنین چیزهایی بوده و آنچه که نباید اتفاق افتاده
و من نمیدونم، شاید اگه اون فرد برام به طور کامل قابل اطمینان و اعتماد نبود و چیزهایی که تعریف میکرد رو با چشمهای خودش ندیده بود شاید هرگز نمیتونستم باور کنم.....
این وسط بگم که نبودنمون دلیل بر کمکاری برای ارائهی اطلاعات نیست
اما باور کنید
غم مثل پوستهای دورمون رو گرفته
و انگار که دست و بالمون رو برای هرکاری بسته.
وآحم
خب برگردم سر اصل مطلب؛ این فردی که من باهاش صحبت کردم، از تهران اومده بودن شهرستان و خب حتما واقف هس
بنابراین من تا حدودی بهش حق میدم.
میگفت: ما هیچجوره نمیتونستیم برابرشون مقاومت کنیم وقتی اونا مسلح بودن ولی ما دست ِخالی.
میگفت حتی یه عدهای بودن سنگ از روی زمین بر میداشتن صرفا برای دفاع از خودشون پرتاب کنن،
ولی اونا حتی حاضر نشده بودن سنگ بگیرن و پرتاب کنن.