آقا غير از فاميل، آقاي خاتمي، آقاي هاشمي و آقاي ناطق و روساي سه قوه و دکتر حبيبي را دعوت فرمودند. يک نوع غذا هم درست کرديم. قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر مي خواهم و نه ساعت و نه چيز ديگري.» آقا گفتند؛ «خوب نيست.» من هم گفتم؛ «حداقل يک حلقه بگيرند.» اما آقا فرمودند؛ «من يک انگشتر عقيق دارم که يکي براي من هديه آورده، اگر دخترتان قبول مي کند، من آن را به ايشان هديه مي دهم و ايشان هم
به عنوان حلقه، به مجتبي هديه دهد.» قبول کرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبي داديم. کمي بزرگ بود. به يک انگشترسازي برديم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.
به آقا گفتيم در همه اين مسائل احتياط کرديم، ديگر لباس عروس را به ما بسپاريد و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنيد.» در همان ايام، ما خودمان براي پسرمان عروسي مي گرفتيم و يک لباس عروس براي عروس مان سفارش داده بوديم بدوزند.
خلاصه قبل از اينکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من يک فرش ماشيني مي دهم، شما هم يک فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد. براي عروسي هم دو پيکان از اقوام ما و دو پيکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت يک طول کشيد. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاري داشتند و نيامده بودند. اما وقتي عروس را به خانه آورديم، ديديم آقا هنوز بيدار نشسته اند و منتظرند عروس را بياورند. فرمودند؛ «من اخلاقاً وظيفه خود مي دانم براي اولين بار که عروس مان قدم به خانه ما مي گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگويم.»
ما خيلي تعجب کرده بوديم و فکر نمي کرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند، حتي آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتيم، من به يکي از پاسدارها گفتم شما چيزي خوردني داريد؟ آنها گفتند که غير از کمي نان چيز ديگري نداريم. گفتم؛ همان را بياوريد، مي خوريم.»
بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقيقه اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت کردند و تا پاي در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعايت آداب حتي تا چنين جايگاهي چقدر ارزش دارد. اينها از برکت انقلاب اسلامي و خون شهداست. ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود، چون مال بيت المال است. حتي اگر مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده کنند.
🏷️ @direem
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
رحمت بیپایان الهی تو این روزهایی که پر از بیرحمیه🫧☔️
فقط بارش باران🫠
🏷️ @direem
هدایت شده از خبر فوری سراسری
هنوز آقا رو به خاکنسپردیم، تحریف نکنید هیچ وفت اقا از بی حجاب اسم نبردن از شل حجاب و بدحجابی که موهاشون کمی بیرون ریخته صحبت میکردن.
نه من با دیدن بی حجاب بینجمعیت خوشحال نمیشم و یاد ۱۰۰ دلاری میفتم که مصی علینژاد به دو دختر بی حجاب و باحجاب در صورت راه رفتن کنار هم و ارسال فیلم به شبکه، برای عادی انگاری بهشون مبپرداخت، میفتم.
البته نه این که خودم بهتر باشم؛ ولله نه. ولی این بی احترامی به تجمعات هست.
البته من امشب در راه منزل با پسرممحمدطاها با دودختر بی حجاب ۱۴ ساله حرف زدم و اتفاقا تحت تاثیر هم قرار گرفتن
همین حرفها باعث شد که حرام الهی و سیاسی تو کشور تکثیر بشه و این جماعت مجرم هر روز وقیحتر بشن
اکثر جماعتی که شرکت کردند تو اجتماعات این چند وقت، افراد محجبه بودن
من خودم به شخصه تو شهر خودمون یه نفر کشف حجاب ندیدم که تو راهپیماییها شرکت کنه!
چرا دوست دارند اقلیت رو بولد کنن؟!
حرف شما درست و محترم
ولی بنظرتون اگه زمان پیامبر یا امامان بود و میدیدن شخصی حرف خدا رو نادیده میگیره،باهاش متحد میشدن؟!
اتحاد بدون تذکر،یعنی تایید کار این اشخاص
خوب اگه دائما سکوت کنیم پس چه زمان تبیین و امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟😅🥲
🏷️ @direem
اون دختر بیحجاب تو ۱۸دی مگه با ما متحد بود؟!
مگه جون مردم کشورشو به خطر ننداخته بود؟!
چرا همیشه ما باید سکوت کنیم😑
گاهی اوقات به دلتون رجوع کنید که این حرف اتحاد و وفاق از جانب شیطان نباشه…
حجاب همیشه مسئلهس دوستان
مگه میشه قوانین کشور رو نادیده گرفت؟!
نمیشه همهی قوانین سر جاش باشه ولی قانون حجاب نباشه که🙂
این سکوت ما باعث میشه زنجیروار دخترها از هم الگو بگیرن
مثلا یه نفر به خاطر تذکر مردمی شال سرش میکرده،حالا که دیده دوستش به راحتی تو سطح خیابون تردد میکنه،از فردا اون هم شال سرش نمیزاره…