eitaa logo
دیوانِ دیوانه!
58 دنبال‌کننده
9 عکس
9 ویدیو
0 فایل
مجموعه اشعار شعرای برجسته و غیر برجسته.
مشاهده در ایتا
دانلود
. نه شیخ میدهدم توبه ونه پیر مغان مِی ز بس که توبه نمودم زبس که توبه شکستم .
. درد داریم که این موقع شب بیداریم ورنه هر آدم سالم سر شب میخوابد!... .
الکی😜
. چهره مردم از ترس مرگ درهم کشیده شده بود و عباس در انها میخندید و لبخند میزد. .
. اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم فراموش نکن که من دیدار تورا بسیار آرزو کردم.. .
. این خانواده آینه های خدایی اند در انتهای جاده ی بی انتهایی اند خیل ملک مقابلشان سجده می کنند اینها خدا نی اند ولیکن خدایی اند هر کس که می رسد سرسفره می برند فرقی نمی کند که فقیرانِ کجایی اند صدها هزار مثل سلیمان در این حرم مشغول لحظه های شریف گدایی اند از کریمان سنگ میخواهیم ما ,زَر میرسد در حرم از آنچه میخواهیم,بهتر میرسد اى که دستت میرسد کارى کنى, کارى بکن عمر دارد میرود, دارد اجل سرمیرسد گر به ما کم میرسد,از خصلت کم بینى است ورنه دارد ده برابر ده برابر میرسد من فقط یک نوکرم, کار خودم را میکنم او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد .
. بالطف شماهیچ شبی خواب نداریم ای‌عشق بفرما شب‌عالی متعالی .. .
شما دعوت شده اید به... رواق سحاب 🕊 : https://eitaa.com/joinchat/3034317309C42693eff06
تاصبح میخوابند و من تاصبح بیدارم تازه به غیر از درد و دل , من دردهم دارم درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد اما بجایش درد بفروشی خریدارم دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم من داستانم, قصه ی در حال تکرارم این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست دارم نهال عشق را در کوچه می کارم کارم سه شنبه تا سه شنبه التماس توست نفرین به من گر دست از این کار بردارم اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم من عرضه کردم خویش را, بی مشتری ماندم مانند جنس دور ریز بین بازارم جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من جایى ندارم من ولی این کنج را دارم هرطور باشی زندگی ما همانطور است ابرو گره کردی, گره افتاد در کارم من فقر را مانند فرزندم بغل کردم نفرین به من گر دست از این کار بردارم امروز که پشت درم خب دستگیری کن فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم
لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن بیـن روح و بدن ات فاصله تعیین کردن نقشه می ریخت مرا از تو جدا سازد "شک" نتوانست،  بنا  کـــرد  بــــه  توهیـــن کردن زیـــر بار غم تـو داشت کسـی له می شد عشق بین همه برخاست به تحسین کردن آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام که نمانده است توانایی نفرین کردن
"با وفا" خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیــاز است به تلقین کردن
"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست" خط مزن نقش مرا مـوقـــع تمریــن کردن! وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست! اشتباه  است  مرا  دورتر  از  ایـــن  کردن