اندوه من این است که
در دفتر شعرم
یک بیت به زیبایی
چشم تو ندارم ...
#چشمان_سگدار
#ملک_الشعرای_بهار
@dobeit | دو بیت شعر
آهسته در گوشَت بیا چیزی بگویم
پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد
@dobeit | دو بیت شعر
ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی
بیوفا نگار من، میکند به کار من
خندههای زیر لب، عشوههای پنهانی
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟
ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی نمیخواهیم
حور و جنت ای زاهد! بر تو باد ارزانی
رسم و عادت رندیست، از رسوم بگذشتن
آستین این ژنده، میکند گریبانی
زاهدی به میخانه، سرخ روز میدیدم
گفتمش: مبارک باد بر تو این مسلمانی
زلف و کاکل او را چون به یاد میآرم
مینهم پریشانی بر سر پریشانی
خانهی دل ما را از کرم، عمارت کن!
پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمیشاید
بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی
#غزل
#شیخ_بهایی
@dobeit | دو بیت شعر
بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیم
مستیم اگر ساکن میخانه نباشیم
سرگشتۀ محضیم و در این وادیِ حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
#مهدی_اخوان_ثالث
@dobeit | دو بیت شعر
فقط اونجا که شفیعی کدکنی میگه:
" آنچه میخواهم نمیبینم
و آنچه میبینم نمیخواهم "
کاملا معلومه رفته سر قرار و طرف مثل عکساش نیست
@dobeit | دو بیت شعر
چادر بـه سـرت داری و مــن دل نگرانم
سخت اسـت که پشتِ سرت آرام بمانم
تو ذکر به سر داری و من پشتِ سرِ تــو
لاحـــول و لا قــــــوة الا .... بـــــه زبانم
@dobeit | دو بیت شعر
عشق...
رازیست که تنها
به خدا باید گفت...♥️
#فاضلنظری
@dobeit | دو بیت شعر
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهای
ورنه پای ما کجا وین راه بیپایان کجا
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا
در لب یار است آب زندگی در حیرتم
خضر میرفت از پی سرچشمهی حیوان کجا
#غزل
#هاتف_اصفهانی
@dobeit | دو بیت شعر
جانم فدای زلف تو آندم که پُرسَمَت:
"این چیست؟ مویِ بافته؟"
گویی که "دامِ توست..."
#امیرخسرو_دهلوی
@dobeit | دو بیت شعر
871.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیزده را همه عالم ، بدر امروز از شهر
من خودم سیزدهم، کز همه عالم بدرم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه ی معشوقه خود می گذرم
#محسن_چاوشی
#شهریار
@dobeit | دو بیت شعر